زبان مقدس

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده


اشاره:

ادیان به مقدسات مى اندیشند. مقدسات ادیان بى شمارند و یکى از آنها زبان است. ادیان یک یا چند زبان را، در یک یا چند زمان، به یک یا چند درجه، مقدس معرفى مى کنند. این مقاله نکاتى را در باب زبان مقدس ادیان یادآورى مى کند.

 

ادیان صحنه مقدسات هستند. مقدسات ادیان مى توانند شیىء، نبات، حیوان، شخص، زمان، مکان، جرم آسمانى، عمل، تعلیم (آموزه)، واژه، متن، خط، زبان و هر چیز دیگر باشند. ادیان مختلف این امور را به سبب تأثیراتى که دارند، مقدس شمرده اند. مقدسات کاربرد دینى دارند و بى حرمتى به آنها شرعاً جایز نیست. برخى از مقدسات اسلامى عبارتند از: شیىء مقدس مانند کعبه، مقام ابراهیم و حجرالاسود; شخص مقدس مانند خداى عزّوجل، فرشتگان، معصومین(ع)، علما و سادات; زمان مقدس مانند ماه رمضان و ماه هاى حرام; مکان مقدس مانندمسجد و حرم; عمل مقدس مانند نماز و روزه; تعلیم مقدس مانند ضروریات دین; واژه مقدس مانند نام هاى خداى متعال و معصومین(ع); متن مقدس مانند آیات قرآن مجید; خطّ و زبان مقدس مانند خط و زبان عربى که به موجب آن،

مس نمودن خطّ قرآن، یعنى رساندن جایى از بدن به خطّ قرآن براى کسى که وضو ندارد، حرام است. ولى اگر قرآن را به زبان فارسى یا به زبان دیگر ترجمه کنند، مسّ آن اشکال ندارد (امام خمینى(ره)، رساله توضیح المسائل، مسئله 317).

سایر ادیان نیز مقدسات بى شمارى دارند که از آن جمله است: آسمان، زمین، اجرام آسمانى، معابد، مقابر، زیارتگاه ها، برخى کوه ها، بیابان ها، شهرها، نهرها، سنگ ها، بتان، آلات جنسى، نباتاتى مانند هوم المجوس، نیلوفر و سوماى هندوان، یاس صابیان و رستنى هاى دیگر، حیواناتى مانند سوسک، موش، گربه، مار، تمساح، میمون، گاو و فیل; همچنین بزاق، عرق، خون و هر چیزى که از پیش و پس حیوانات و انسان هاى مقدس خارج مى شود و چیزهایى که همیشه یا گاهى با آنها تماس داشته است، مانند مو، ریزه ناخن، لباس و پس مانده غذا. صلیب و نان و شراب عشاى ربانى مسیحیت و ظروف آنها نیز تقدس دارد.

زبان مقدس (Sacred Language) زبانى است که هنگام عبادت، دعا و تلاوت کتاب آسمانى، باید از آن استفاده کرد. حتى براى عقد بعضى از قراردادها مانند ازدواج و برخى امور دیگر مانند ذبح شرعى حیوان، زبان مقدس مطرح مى شود.

سخن گفتن به زبان مقدس و شنیدن آن نیز محدودیت دارد که به موجب آن، مسیحیانِ شام در پیمان ذمّه خود با خلیفه دوم متعهد شدند که به شیوه مسلمانان سخن نگویند و چیزى را به خطّ عربى روى انگشترهاى خود نقش نکنند (الطرطوشى، سراج الملوک، ص319).

همه ادیان جهان در سیر تاریخ خود، یک یا چند زبان مقدس را تجربه کرده اند. اکنون هم تقریباً همه ادیان جهان زبان مقدس دارند.

 

تقدس قوم، سرزمین، زبان و دین

اگر همه ادیان جهان  در سیر تاریخ خود، زبان مقدس را تجربه کرده اند، آیا همه زبان هاى قدیم نیز در سیر تاریخ خود، مقدس بودن را تجربه کرده اند؟ پاسخ این سؤال مثبت است; به این معنى که همه اقوام قدیم سرزمین، زبان و دین مخصوص خود را داشته اند و طبعاً هر یک از آنها قوم، سرزمین، زبان و دین خود را مقدس مى دانسته است.[1] اما بسیارى از اقوام، سرزمین ها، زبان ها و دین ها بر اثر حوادث تاریخى، درهم ریخته و به هم آمیخته اند و به همین علت، تقدس برخى از آنها آسیب دیده است. پس به آسانى مى توان ادعا کرد که زبان انگلیسى در زمانى مقدس بوده و آن تقدس به سبب مسیحى شدن آنگلوساکسون ها و ترک آیین قدیمشان از میان رفته است.

اکنون مشاهده مى کنیم که تعداد اقوام جهان چندین برابر ادیان است و بیشتر ادیان بین اقوام گوناگونى گسترش یافته اند و ادیان براى برخى اقوام، بومى و براى برخى دیگر غیربومى هستند. هندوئیسم، جینیسم و سیکیسم براى مردم هندوستان بومى هستند، ولى بودیسم که در هندوستان پدید آمده و از آن جا به چین و ژاپن و کشورهاى جنوب شرق آسیا رفته، براى مردم این سرزمین ها غیربومى است. آیین زردشت براى ایرانیان بومى است (و بخشى از آن همراه زردشتیان به هندوستان رفته است). یهودیت همراه بنى اسرائیل در جهان جابه جا شده و اکنون بخشى از آن در فلسطین اشغالى استقرار یافته است. مسیحیت براى هیچ ملتى حالت بومى نداشته و از همان آغاز چندملیتى بوده است و هم اکنون مردم ده ها کشور کوچک و بزرگ اروپا و آمریکاى شمالى و مرکزى و جنوبى مسیحى هستند. اسلام براى مردم عربستان دین بومى و براى مردم ایران، عراق، شام، مصر، لیبى، تونس، الجزایر، مراکش، موریتانى، سودان، حبشه، سومالى، آسیاى میانه، ترکیه، افغانستان، پاکستان، هندوستان، بنگلادش، مالزى، اندونزى و ده ها سرزمین دیگر دین غیربومى است.

پس بیشتر اقوام و ملت هاى جهان، دین وارداتى دارند و بیشتر ادیان بین چند ملت تقسیم شده اند; به همین علت، شمار زبان هاى مقدس از سایر زبان ها بسیار کم تر است.

 

تأثیر کلام در عمل آفرینش

در مورد مقدس شدن زبان، توجه به این نکته لازم است که تأثیر کلام در عمل آفرینش در ادیان گوناگون مطرح است; مثلا در قرآن مجید مى خوانیم که خداى متعال آفرینش خود را با لفظ کن به معناى «باش» عملى مى کند.[2]

در گزارش عمل آفرینش در آغاز تورات آمده است که خدا روشنایى و تاریکى و خشکى و دریا و... را به کمک الفاظى مانند «روشنى بشود» و «زمین نباتات برویاند» پدید آورد. در آغاز انجیلِ یوحنّا نیز این عبارت دیده مى شود: «در ابتدا، کلمه بود. همان در ابتدا، نزد خدا بود. همه چیز به واسطه او آفریده شد و به غیر از او چیزى از موجودات وجود نیافت.» چنین آموزه اى در سایر ادیان نیز وجود دارد.

 

زبان هاى مقدس ادیان

با این که تقریباً همه ادیان زبان مقدس دارند، براى اندکى از ادیان زبان مقدس صرفاً یک پیشینه تاریخى است. هر گاه دینى این گونه باشد، تمام یا برخى فرقه هاى آن دین در زمان حاضر به زبان خاصى تعلق خاطر ندارند و به زبان محلى عبادت مى کنند.

همچنین با این که همه ادیان از زبان اشاره استفاده مى کنند و نمونه آن در اسلام، پشت سر انداختن دنیا و امور دنیوى با اشاره دست در تکبیرة الاحرام نماز است، گاهى یک دین زبان مقدس غیرکلامى نیز دارد; مانند زبان مودْراها (Mudras) در هندوئیسم و بودیسم. مودرا وضعیت انگشتان برخى از مجسمه هاى ویشنو، شیوا و بوداست که به برخى از باورهاى ادیان یادشده دلالت مى کنند. این زبان مقدس غیرکلامى با زبان مقدس سانسکریت در هندوئیسم و زبان هاى دینى پالى و پراکریتى در بودیسم تفاوت دارد.[3]

زبان مقدس یهودیان عبرى است. عبرى زبان تورات و حضرت موسى(ع) و قوم بنى اسرائیل است. پس از تأسیس کشور غاصب اسرائیل، زبان عبرى نوسازى و زبان رسمى آن کشور شده است.

از آن جا که مسیحیت از همان آغاز با فرهنگ هاى گوناگون درآمیخته است، مسیحیان در زمان ها و مکان هاى گوناگون زبان هاى یونانى، لاتینى، سریانى، قبطى و ارمنى را مقدس شمرده اند، به این شرح:

مسیحیان کاتولیک تا حدود چهل سال پیش به زبان لاتینى عبادت مى کردند. زبان لاتینى زبان رومیان بوده است که در زمان حضرت مسیح(ع)، مشرک بوده اند و از آن جهت که فلسطین در آن زمان مستعمره روم بوده، طبق گزارش اناجیل، تصلیب آن حضرت به اصرار یهودیان و به دست حاکم رومى فلسطین صورت گرفته است. بنابراین، زبان لاتینى زبان دشمنان حضرت مسیح(ع) بوده که پس از مسیحى شدن رومیان در اوایل قرن چهارم میلادى و اجراى مراسم دینى ایشان به آن زبان، به تدریج مقدس شده است. ترجمه لاتینى کتاب مقدس معروف به «وُلگاتا» (Vulgate) به دست جروم  (Jerome)(متوفاى 420م.) براى مسیحیان کاتولیک اهمیت داشته است. لزوم استفاده از زبان لاتینى در عبادت در شوراى واتیکانى دوم (1962ـ1965) لغو شد. پاپ نیز فتواهاى خود را به زبان لاتینى صادر مى کند و آن فتواها بى درنگ به زبان هاى دیگر ترجمه و منتشر مى شود.

مسیحیان ارتدکس یونانى به تقدس زبان یونانى (که عهد جدید به آن نگاشته شده است)، مسیحیان عراق، سوریه و لبنان به تقدس زبان سریانى (مربوط به سوریه قبل از اسلام که حضرت مسیح(ع) نیز به آن سخن مى گفته است)، مسیحیان قِبطى مصر به تقدس زبان قبطى (مربوط به مصر قبل از اسلام) و مسیحیان ارمنى به تقدس زبان ارمنى معتقدند. مسیحیان پروتستان از همان آغازِ حرکتشان، تقدس زبان ها را نفى کرده و اجراى مراسم دینى را به هر زبانى جایز شمرده اند. زبان مقدس هندوان سانسکریت و زبان مقدس سیک ها پنجابى است. کتاب هاى مقدس بودایى به زبان هاى پالى و پراکریت نوشته شده اند و اکنون معلوم شده است که این زبان ها براى بوداییان مقدس نبوده اند و نیستند. زبان مقدس زردشتیان اوستایى است که خط مخصوصى دارد. زبان پهلوى نیز در آیین زردشت تا اندازه اى مقدس است. زبان مقدس صابیان مندایى است.

 

عربى، نمونه اى از زبان مقدس

زبان مقدس لزوماً زبان کتاب آسمانى یا زبان بنیانگذار دین نیست، ولى در بیشتر موارد چنین است. به طورى که مى دانیم، زبان مقدس اسلام عربى است که زبانِ قرآن مجید و حضرت رسول اکرم(ص) نیز هست. علاوه بر این، در سنت اسلامى[4] آمده است که زبان عربى زبان خداى متعال است[5] و خدا آن را بر سایر زبان ها برترى داده است (همان، ج25، ص29). همچنین در آغاز جهان، زبان حضرت آدم(ع) عربى بود; ولى پس از این که نافرمانى کرد و از میوه درخت ممنوع خورد، خداوند نعمت هایش را سلب کرد و زبان عربى را از او گرفت و زبان سُریانى را جانشین آن کرد.[6] سپس نخستین کسى که به زبان عربى سخن گفت، حضرت اسماعیل(ع) بود (همان، ج12، ص87); حضرت یوسف(ع) در اولین ملاقات خود با پادشاه مصر، به زبان عربى سلام کرد (همان، ج12، ص294) و حضرت سلیمان(ع) آن را زبان عبادت خود قرار داد.[7] همچنین گفته مى شود که وزراى حضرت مهدى(ع) با آن که همه از غیرعرب خواهند بود، به زبان عربى سخن خواهند گفت (محیى الدین بن عربى، الفتوحات المکّیة، باب 366).

در پایان جهان نیز عربى مطرح است; زیرا زبان اهل بهشت عربى خواهد بود (مجلسى، بحارالأنوار، ج11، ص56; ج8، ص218 و 286 و ج10، ص81). حوریان بهشتى نیز به عربى سخن مى گویند (همان، ج8، ص134). بدین شیوه، زبان مقدس اسلام زبان خداوند و خوبى ها معرفى شده و جاودانگى یافته است. همچنین عربى بودن قرآن مجید به عنوان لطفى از سوى خداى متعال در یازده آیه از آن کتاب الهى آمده است.

زبان مقدس در بیشتر عبادات و برخى معاملات اسلامى جلوه مى کند. در اسلام، اذان و اقامه، نماز و تلبیه حج و عمره باید به زبان عربى باشد و همه مسلمانان موظفند الفاظ عربى آنها را بیاموزند. قرآن مجید نیز به عربى تلاوت مى شود و متون ادعیه، زیارات و تسبیحات به عربى است. عقاید اسلامى نیز به زبان عربى به میت تلقین مى شود.

در مواردى از بخش معاملات فقه اسلامى نیز درباره اشتراط یا عدم اشتراط عربیت بحث مى شود و اشتراط آن مى تواند درجاتى داشته باشد. مثلا با وجود اختلاف فتواى فقیهان، براى ازدواج و طلاق، خواندن صیغه لازم است و این صیغه، مخصوصاً در صورت امکان، باید به زبان عربى باشد. البته قوام عقد به نیت است و نه به کلام، ولى در عقود مهمى مانند ازدواج و طلاق، گونه اى ارتباط الهى نیز مطرح است و به همین دلیل، در این موارد، هم صیغه خوانده مى شود و هم آن صیغه به زبان مقدس عربى است.[8]

از سوى دیگر، به فتواى ابوحنیفه امام اعظم اهل سنت، اذان و نماز و تلبیه به زبان فارسى جایز است (السرخسى، المبسوط، ج1، ص36ـ37) و برخى از فقهاى شیعه دعا کردن به غیرعربى را در نماز جایز دانسته اند (امام خمینى(ره)، رساله توضیح المسائل، مسئله 1135)، ولى نمونه زنده و رایج عبادت به غیر زبان عربى خطبه هاى نماز جمعه است که علاوه بر عربى، به زبان هاى فارسى، ترکى، اردو، بنگالى، گجراتى، انگلیسى و غیره القا مى شود و شرعاً جاى دو رکعت نماز را مى گیرد. روضه خوانى، مداحى و نوحه سرایى دینى شیعیان نیز به زبان محلى اجرا مى شود.

زبان هاى عبرى و سریانى نیز در اسلام مقدارى تقدس دارند و یکى از نام هاى عبرى خدا اهیِه اَشِر اهیِه (به معناى «هستم آنچه هستم»: خروج 3:14) در برخى ادعیه ـ مانند دعاى شب عرفه در مفاتیح الجنان ـ و اَحراز اسلامى آمده و بر اثر ناآگاهى نسخه برداران، به آهِیّاً شَراهِیّاً تصحیف شده است (مجلسى، بحارالأنوار، ج91، ص379; ج94، ص193، 222و228; ج95، ص93 و 170 و ج98، ص270). نام برخى از فرشتگان مانند جبرئیل و میکائیل نیز به عبرى است.[9] حضرت مهدى(ع) نیز هنگامى که اجازه قیام دریافت کند، خدا را به اسم عبرى اش مى خواند; آنگاه سیصد و سیزده تن پرچمدار آن حضرت گرد مى آیند (همان، ج52،ص368). همچنین متن عبرى دعاى ذبح یهودیان براى تشخیص حلال بودن ذبیحه آنان به برخى از راویان حدیث تعلیم داده شده است (همان، ج66، ص27).

 

ترجمه متون مقدس

ترجمه متون مقدس تقدس آنها را به شدت کاهش مى دهد و همانطور که دیدیم، در آن صورت، شرط طهارت براى لمس کردن آن در اسلام ساقط مى شود. مشابه این حکم در یهودیت نیز وجود دارد (میشنا، یادییم 4:5). مسیحیت براى لمس کردن متن یا ترجمه متن مقدس حکمى ندارد.

معمولا پیروان ادیان با ترجمه کردن کتاب هاى آسمانى مخالف بوده اند. نمونه اى از مخالفتِ مسیحیان با این کار، به دار آویختن ویلیام تیندِل (William Tyndale) و آتش زدن جسد وى در سال 1536، به جرم ترجمه و نشر عهد جدید به زبان انگلیسى است. نسخه هاى فراوانى از ترجمه او نیز به کام آتش رفت.

ترجمه قرآن مجید نیز مورد قبول نبوده است;[10] به طورى که علامه شیخ احمد بن عبدالرحیم دهلوى معروف به «شاه ولىّ اللّه» (متوفاى 1176 ق.) پس از اقدام به ترجمه فارسى قرآن مجید به نام فتح الرحمن فی ترجمة القرآن در جامعه اسلامى هندوستان، مجبور به جلاى وطن شد (مجلّه المنار، ج31، ص636). همچنین حدود هفتاد سال پیش، میان دولت مصر و علماى موافق ترجمه قرآن از یک سو و علماى مخالف این کار از سوى دیگر، نزاعى شدید درگرفت و سرانجام، قضیه به نفع مخالفانِ ترجمه خاتمه یافت.[11]

از سوى دیگر برخى از ترجمه هاى قدیم عهد عتیق به زبان کلدانى به نام ترگوم (Targum) و ترجمه یونانى قدیم آن کتاب به نام ترجمه سبعینیه (Septuagint) در جوامع یهودى تقدس یافت. مسیحیان نیز به تقدس ترجمه سبعینیه و ترجمه لاتینى وُلگاتا معتقد شدند تا آن جا که آگوستین قدّیس درباره اختلاف هاى ترجمه سبعینیه با متن عبرى گفت:

پس اگر مقتضى است که در این کتاب هاى مقدس تنها چیزهایى را ببینیم که روح خدا از طریق مردم گفته است، هرگاه چیزى در نسخه هاى عبرى باشد، ولى در ترجمه هفتاد یافت نشود، معلوم مى شود روح خدا نخواسته آن را از طریق آن مترجمان، بلکه خواسته است که تنها از طریق انبیا بگوید. اما چیزهایى که در سبعینیه یافت مى شود، ولى در نسخه هاى عبرى نیست، همان روح خواسته است که آنها را از طریق سبعینیه بگوید و به این شیوه نشان دهد که هر دو گروه ]مؤلفان و مترجمان[ نبى بوده اند (آگوستین، شهر خدا 18.43).

 

الغاى زبان مقدس

کسانى در ادیان مختلف مؤمنان را به الغاى زبان مقدس فراخوانده و گفته اند انسان باید به زبانى که مى فهمد، عبادت کند. اقلیت کوچکى از یهودیان به این دعوت پاسخ مثبت دادند; ولى مسیحیان که زبان هاى مقدس گوناگونى را تجربه کرده بودند، براى الغاى زبان مقدس آمادگى بیشترى داشتند و پروتستان ها این مسئله را بسیار ترویج کردند. کاتولیک ها نیز اندک اندک از این کار استقبال کردند و همانطور که گفتیم، لزوم استفاده از زبان لاتینى در عبادت در شوراى واتیکانى دوم (1962ـ1965) لغو شد. گروه هاى کوچکى از کاتولیک ها در فرانسه و برخى کشورهاى دیگر این مسئله را نپذیرفته اند و هنوز هم به زبان لاتینى عبادت مى کنند.

در جهان اسلام، کمال آتاتورک نخستین رئیس جمهورى ترکیه در سال 1932 دستور داد قرآن به زبان ترکى خوانده شود و در سال 1933 دستور داد مؤذنان آن کشور به زبان ترکى اذان بگویند و نماز به زبان ترکى خوانده شود. این فرمان ها حدود بیست و پنج سال برقرار بود و جانشینان وى آنها را لغو کردند.

 

کتابنامه

ایازى، محمدعلى، «دیدگاه هاى فقهى در باب ترجمه قرآن کریم»، در یادگارنامه فیض الاسلام. اصفهان: انتشارات دانشگاه آزاد اسلامى واحد خمینى شهر، 1383.

البخارى، محمد بن اسماعیل، الصحیح. کتاب التفسیر، باب جمع القرآن.

السرخسى، شمس الدین، المبسوط. استانبول: دارالدعوة، 1403.

خراسانى، حاج محمدهاشم، منتخب التواریخ. تهران: انتشارات علمیه اسلامیه.

الطرطوشى، ابوبکر، سراج الملوک. بیروت: دار صادر للطباعة و النشر، 1995.

فرید بک، محمد، تاریخ الدولة العلیة العثمانیة. بیروت: دارالنفائس، 1419.

المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار. بیروت: دار احیاء التراث العربى، 1403.

معرفة، محمدهادى، التفسیر و المفسّرون. مشهد: الجامعة الرضویة للعلوم الإسلامیة، 1418.

 



[1]. تقدس قوم یهود در سفر خروج 19:6، تقدس قوم مسیحى در رساله اول پطرس 2:12 و تقدس سرزمین فلسطین در کتاب زکریّا 2:12 و سوره مائده 21 آمده است. تعبیر لِشون قودِش (به معناى «زبان مقدّس») نیز تقدس زبان عبرى را نشان مى دهد.

[2]. بقره 117; آل عمران 47 و 59; انعام 73; نحل 40; مریم 35; یس 82 و غافر 68. سرد و سالم شدن آتش براى حضرت ابراهیم خلیل(ع) و مسخ شدن اصحاب سبت نیز با چنین فرمانى بوده است (انبیاء 69; بقرة 65 و اعراف 166).

[3]. پراکریت به معناى «عامیانه» در مقابل سانسکریت است. زبان پالى را نیز مى توان گونه اى پراکریت به شمار آورد.

[4]. احادیثى که در این بخش نقل مى شود، صرفاً براى نشان دادن تقدس عربى در عرف مسلمانان است و صدور یا عدم صدور آنها از معصوم مدّ نظر نیست.

[5]. «تعلّموا العربیة، فإنها کلام الله الذی یکلّم به خلقه» (مجلسى، بحارالأنوار، ج1، ص212 و ج76، ص127). «الوحی ینزل من عند اللّه عزّ و جلّ بالعربیة; فإذا أتى نبیّاً من الأنبیاء أتاه بلسان قومه» (همان، ج11، ص42). «ما أنزل اللّه تبارک و تعالى کتاباً و لا وحیاً إلا بالعربیة; فکان یقع فی مسامع الأنبیاء بألسنة قومهم و کان یقع فی مسامع نبیّنا(ص) بالعربیة» (همان، ج16، ص134 و ج18، ص263).

[6]. «کان لسان آدم العربیة و هی لسان اهل الجنة. فلما عصى ربه أبدله بالجنة و نعیمها الأرض و الحرث و بلسان العربیة السریانیة» (همان ج11، ص56).

[7]. همان، ج14، ص112 و حضرت موسى(ع) متن زیر را با اشاره به عربى بودن معارف اسلامى، به زبان عبرى روى سنگى نقش کرده بود که پس از ظهور اسلام کشف شد: «باسمک اللّهم. جاء الحق من ربک بلسان عربی مبین. لا إله الا اللّه; محمّد رسول اللّه; علیّ ولیّ اللّه و کتب موسى بن عمران بیده» (همان، ج27، ص9 و ج38، ص58 و 59).

[8]. برخى افراد بى خبر هنگام قرائت صیغه قرارداد ازدواج گمان مى کنند که عاقد دعایى مى خواند تا عروس و داماد به یکدیگر حلال شوند (همانطور که براى حلال شدن ذبیحه باید نام خداى متعال را بر زبان آورد)!

[9]. جبرئیل به معناى «مردِ خدا» و میکائیل به معناى «چه کسى مثل خداست؟» بدیهى است که فرشتگان مى توانند نام هایى به هر زبانى داشته باشند.

[10]. علاوه بر ترجمه، امور زیر نیز قابل توجه است:

الف) هنگامى که خلیفه اول زید بن ثابت را براى گردآورى قرآن کریم در یک مصحف فراخواند، وى از اقدام به عملى که حضرت رسول اکرم(ص) به آن اقدام نکرده بود، به شدت نگران شد (البخارى، الصحیح، کتاب التفسیر، باب جمع القرآن).

ب) خرید و فروش مصحف نیز اشکال داشت (النجفى، جواهر الکلام، ج22، ص125ـ129); و هنوز هم براى خرید و فروش قرآن، از تعبیر «هدیه کردن» استفاده مى شود.

ج) هنگام ورود صنعت چاپ به استانبول در زمان خلیفه عثمانى احمدخان سوم، در اوایل قرن دوازدهم هجرى قمرى، فقهاى آن سامان به حرمت چاپ قرآن مجید فتوا دادند (المحامى، تاریخ الدولة العلیة العثمانیة، بیروت: دارالنفائس، 1419، ص319).

د) ضبط قرآن کریم در دستگاه هاى جدید نیز اشکال داشت: «و این زمان قرآن را در جعبه آواز حبس کرده اند و با ساز و تغنّى تلاوت مى شود» (خراسانى، منتخب التواریخ، تهران: انتشارات علمیه اسلامیه، ص873).

هـ) پخش آن کتاب الهى از بلندگو و رادیو نیز براى جمعى از مسلمانان قابل تحمل نبود.

[11]. براى آگاهى از مشروح این نزاع و مباحثى دیگر در این باب، رک: ایازى، «دیدگاه هاى فقهى در باب ترجمه قرآن کریم»، در یادگارنامه فیض الاسلام، ص151ـ185; معرفة، التفسیر و المفسّرون، ج1، ص113ـ168.