نکاتى دربارة آشنایى بیشتر با مصطلحات ادیانى در ترجمه نقدى بر ترجمة کتاب تاریخچة مکاتب تفسیرى...

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

عضو هیئت علمى دانشگاه ادیان و مذاهب


در ترجمة متن‌های مربوط به هر رشته‌ای از دانش‌ها و معارف بشری علاوه بر اینکه مترجم باید از ویژگی‌های زبان مبدأ و زبان مقصد اطلاع داشته و بر هر دو زبان تسلط کافی داشته باشد باید از مصطلحات علمی و تخصصی آن رشته نیز شناختی بایسته و کافی داشته باشد. مقالة حاضر ضمن بررسی ترجمة کتاب تاریخچة مکاتب تفسیری و هرمنوتیکی کتاب مقدس، (اثر رابرت م. گرانت و دیوید تریسى، ترجمه ابوالفضل ساجدى، نشر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى، چاپ اول 1385. عنوان اصل انگلیسى این کتاب چنین است: A Short History of the Interpretation of the Bible (second edition 1984))) نکاتی را دربارة ترجمة آن و نیز ترجمة مصطلحات ادیانی در بر دارد.

مقدمه

چندى قبل به منظور مطالعه در طرح پژوهشى خود، در جست‌وجوى کتابى بودم که به تاریخ تفسیر و مکاتب و روش‌های تفسیرى پیش از ظهور اسلام پرداخته باشد تا اینکه به کتاب تاریخچة مکاتب تفسیرى و هرمنوتیکی کتاب مقدس دست یافتم. تا آنجا که نگارنده اطلاع دارم، این کتابْ نخستین کتابى است که در این زمینه به فارسى ترجمه شده است. در این کتاب سیر تاریخى تفسیر کتاب مقدس و جریان‌های عمدة آن به‌ویژه دو جریان متقابلِ ظاهرگرایى و تأویل‌گرایى ارائه شده است و مطالعة آن براى عموم علاقه‌مندان به این مباحث و به‌ویژه دانشجویان رشته‌های ادیان و الاهیات سودمند است.[1] با شروع مطالعة کتاب احساس کردم که ترجمة آن از ناهموارى خالى نیست و هر چه پیش‌تر ‌رفتم این احساس بیشتر ‌شد، مخصوصاً وقتى که در طى مطالعه مواردى را با متن انگلیسى‌ کتاب مقابله کردم. یکى از اشکالاتى که نمود و بروز زیادی داشت، کم‌اطلاعى از مصطلحات ادیانى بود ـ ضعفى که در بسیاری از ترجمه‌های فارسى به چشم مى‌خورد و بر پژوهشگران ادیان و مذاهب پوشیده نیست. به هر حال تصمیم گرفتم نکاتى را در مورد ترجمة این کتاب یادآور شوم تا هم خوانندگان فارسى‌زبان از مطالعة این کتاب بهره بیشتری ببرند و هم اینکه این نکات در چاپ‌های احتمالىِ بعدى کتاب لحاظ شود. براى دسته‌بندى این نکات، آنها را ذیل سه عنوان گردآورى کرده‌ام؛ البته این کار به معناى تمایز کامل آنها از هم نیست و ممکن است بتوان مواردى را ذیل عنوان‌های دیگر نیز قرار داد.

 

نکات مربوط به ترجمة مصطلحات

1. واژة theology به‌طور مکرر در این کتاب به کار رفته است که در ترجمة آن هم «الاهیات» آمده است و هم «کلام». البته این معادل‌گذارى غلط نیست، ولى بهتر است که در ترجمة چنین متونى وحدت رویه حفظ شود و در برابر یک واژه تا آنجا که ممکن است در سراسر ترجمه از یک معادل استفاده شود، به‌ویژه اگر تفنّن در معادل‌گذارى موهمِ این باشد که در متن اصلى نیز دو واژة متفاوت به کار رفته است؛ مثلاً در ص 131 سطر 5 و 6 چنین آمده است:‌ «قرون وسطا دورة انتقال از کلام تفسیرى... به شکاف میان الاهیات و تفسیر کتاب مقدس است». این عبارت موهم آن است که ما با سه چیز مواجهیم: کلام تفسیرى، الاهیات و تفسیر کتاب مقدس؛ در حالى که «کلام» و «الاهیات» یک چیزند و در برابر theology به کار رفته‌اند. مثال دیگر ص 228 سطر 9 و 10 است که در آنها «الاهیات کتاب مقدس» و «کلام کتاب مقدس» به کار رفته که موهمِ افتراق آنهاست؛ در حالى که هر دو یکى‌اند. مثال دیگر ص39، س2 است: «از طرف دیگر، پولس به طور طبیعى ذهن کلامى دارد، البته مطمئناً الاهیات او از نوع الاهیات ما نیست»؛ در اینجا نیز منظور از «کلام» و «الاهیات» یک چیز است.

پیشنهاد نگارنده آن است که در برابر theology «الاهیات» به کار رود، زیرا:

الف. مى‌توان با این معادل‌گذارى بین علم کلام اسلامى و الاهیات یهودى و مسیحى فرق گذاشت.

ب. در عربى نیز براى الاهیات مسیحى واژة «لاهوت» به کار مى‌رود.

ج. در ترجمة برخى کتاب‌ها نیز این معادل‌گذارى مصطلح است؛ مثلاً جامع الاهیات (Summa theologica) اثر آکویناس (ص139)، رسالة سیاسى ـ الاهیاتى اثر اسپینوزا (ص166) یا اصول ریاضى الاهیات مسیحى اثر جان کریگ (ص171).

د. از همه مهم‌تر اینکه واژة «کلام» در زبان فارسى هم به معناى علم کلام است و هم به معناى سخن و گفتار؛ از این رو به کاربردن آن در برابر theology گاهى ممکن است شبهه‌انگیز باشد، مخصوصاً اگر به فاصلة نزدیکى «کلام» در هر دو معنا به کار رود؛ مثلاً در ص155 س2 «کلام» به معناى سخن و گفتار به کار رفته است و در س16 و 17 به معناى الاهیات.[2] به هر حال اگر هم theology را به «کلام» ترجمه کردیم، بهتر است براى افادة معناى «سخن و گفتار» همین واژه‌ها را به کار بریم نه واژة «کلام» را (مثلاً در همین صفحه سطر 2 به جاى «بافت کلام» گفته شود «بافت سخن»).

2. Bible در فارسى به «کتاب مقدس» ترجمه مى‌شود. کتاب مقدس متشکل از عهد عتیق و عهد جدید است. عهد عتیق متشکل از تورات (= اسفار خمسه) و کتاب‌های دیگر است و عهد جدید نیز متشکل از اناجیل (چهار انجیل) و رساله‌های دیگر است. بنابراین ترجمة دقیق وجه وصفى biblical «کتاب مقدسى» یا «عهدِیْنى» است؛ ولى بسته به سیاقى که این کلمه (biblical) در آن به کار رفته است، مى‌توان آن را به «توراتى» یا «انجیلى» نیز ترجمه کرد؛ زیرا این دو تعبیر مأنوس‌تر هستند و در ادبیات اسلامى (به‌ویژه قرآن و حدیث) نیز تورات و انجیل به کار رفته است، و همچنین تلفّظ آنها روان‌تر است.

به هر حال اصل در ترجمة Bible و کلمات هم‌خانواده‌اش آن است که به «کتاب مقدس» ترجمه شوند، مگر اینکه به حسب مورد، ترجمة آنها به «تورات» یا «انجیل» مناسب باشد. در ص 164 س 4 bibliolatry به «انجیل‌پرستى» ترجمه شده که ترجمة دقیق آن «کتاب مقدس پرستى» است، همچنان‌که در سطر ماقبل آخر همین صفحه continental biblicism به «نصّ‌گرایى قاره‌اى کتاب مقدس» ترجمه شده است (البته این تعبیر جالب نیست و بهتر است گفته شود: «پیروى از نصّ کتاب مقدس در قارة اروپا»).

 انجیل بخشى از عهد جدید است و عهد جدید بخشى از کتاب مقدس. شاید مسامحه در اطلاق انجیل بر کل عهد جدید (و نیز اطلاق تورات بر کل عهد عتیق) قابل چشم‌پوشى باشد، ولى اطلاق انجیل بر کل کتاب مقدس مسامحه‌ای ناروا و بلکه در مواردى نادرست است (مخصوصاً با توجه به اینکه خوانندگان فارسى‌زبان معمولاً انجیل را در مقابل تورات مى‌دانند)؛ مثلاً در فرهنگ جامع پیشرو آریان‌پور (1/467) در توضیح واژة Bible چنین آمده: «1. انجیل، کتاب مقدس مسیحیان (که مشتمل است بر کتاب عهد عتیق و کتاب عهد جدید)». انجیل بخشى از عهد جدید است و عهد جدید قسیم و در مقابل عهد عتیق است؛ بنابراین شاید اطلاق انجیل بر عهد جدید از باب اطلاق جزء بر کل درست باشد، ولى اطلاق آن بر عهد عتیق که قسیم و جدا و در مقابل عهد جدید است درست نیست (و قسیم الشىء ضدّ الشىء).

 در همین فرهنگ (3/2452) در توضیح واژة hexaemeron چنین آمده است: «انجیل ــ کتاب پیدایش ــ داستان شش روز آفرینش جهان توسط خدا». در اینجا نیز تعبیر انجیل نادرست است؛ زیرا کتاب پیدایش بخشى از تورات است و به جاى آن باید تورات یا کتاب مقدس گفته شود.

در ص178 س13ـ14 نیز چنین آمده است: «کتاب دانیال [که بخشى از انجیل است]». کتاب دانیال بخشى از عهد عتیق است و انجیل بخشى از عهد جدید. این اشتباه در فرهنگ آریانپور (2/1284) نیز به چشم مى‌خورد.

3. اصطلاح دیگرى که نیازمند توضیح است، اصطلاح canon و canonical در مقابل apocrypha و apocryphal است. Canon به مجموعة کتاب‌های رسمى اطلاق مى‌شود که نزد یهودیان یا مسیحیان مقبولیت و رسمیت دارند (مانند مجموعه کتاب‌های موجود در کتاب مقدس) و در مقابل apocrypha به نوشته‌هایى اشاره دارد که در این مجموعة رسمى پذیرفته نشده‌اند ــ در فارسى به این کتاب‌ها ملحقات، مجعولات، کتاب‌های غیرقانونى و مشکوک یا کتاب‌های قانونى ثانى گفته مى‌شود (این کتاب‌ها اخیراً به فارسى ترجمه شده‌اند[3]). پس مراد از canon همان نسخة رسمى کتاب مقدس است و ترجمة canon به «مجموعه قوانین» (ص169 و 224)، «قانون شرع» (ص225 و 234)، «قوانین» (ص234 و 270 و 276) و یا «قانون» (ص270 و 276) نادرست است. بر این قیاس canonization نیز به معناى رسمیت‌بخشى/ رسمى‌سازى/ قانونى‌کردن است نه به معناى «تشریع» و قانون‌گذارى (ص235).

4. literal در موارد زیادى به «منطوقى» ترجمه شده است، literalist به «ظاهرگرا» (ص112) یا «ظاهرگرایانه» (ص110) یا «حامیان حمل بر معناى ظاهرى» (ص123) و literalism نیز به «تفسیر ظاهرگرایانه» (ص92) یا «حمل بر معناى ظاهرى» ترجمه شده است. (ص103، 104، 113، 123 و 124).

ترجمة literal به «منطوقى» یا «ظاهرى» هر دو درست است، ولى اگر وحدت رویه و یکدست‌بودن معادل‌گذارى را نیز مدّ نظر داشته باشیم، شاید بهتر باشد که literal به «ظاهرى» ترجمه شود؛ زیرا در کلمات هم‌خانوادة literal نیز همین تعبیر به کار رفته و مثلاً گفته نشده است «منطوق‌گرایانه» یا «حمل بر معناى منطوقى». به علاوه براى خوانندة فارسى‌زبان «ظاهرى» از «منطوقى» هم واضح‌تر و هم مصطلح‌تر است؛ لذا در بخش سوم همین کتاب ــ که در نقد و بررسى آن نوشته شده است ــ تعابیر «ظاهرگرا» (ص287 و 291)، «معناى ظاهرى» (ص291، 293 و 297)، «ظاهرگرایى» (ص292) و «ظاهرگرایان» (ص293) به کار رفته است. قرینة دیگر اینکه در ص111 س2 در ترجمة apparent meaning «معناى ظاهرى» آمده است که مى‌تواند قرینه‌اى باشد بر اینکه literal meaning نیز باید به «معناى ظاهرى» (نه «معناى منطوقى») ترجمه شود؛ زیرا apparent به «ظاهرى» ترجمه مى‌شود (نه منطوقى). بنابراین پیشنهاد آن است که literal به «ظاهرى»، literalist به «ظاهرگرا/گرایانه» و literalism به «ظاهرگرایى» ترجمه شود.

در اینجا لازم است نکته‌اى را متذکر شوم. literalism (ظاهرگرایى) به معنای تقید و تمسک به ظاهر الفاظ و متون است و در برخى از ترجمه‌ها به «لفظ‌گرایى» یا «نصّ‌گرایى» برگردانده شده است. در کتاب فرهنگ تاریخ اندیشه‌ها (3/1934، ستون اول)docetism به «ظاهرگرایى» ترجمه شده و گفته شده که این واژه در الاهیات مسیحى به معناى «ظاهرگرایى» است. ولى باید گفت که docetism به معناى «ظاهرانگارى» (آشوری، 1384: 117) است (نه «ظاهرگرایى») و در برخى از ترجمه‌ها نیز به «روح‌انگارى» یا «شبح‌انگارى» ترجمه شده است. مراد از docetism گرایشى در صدر مسیحیت است که عیسى را فاقد بدن واقعى مى‌پنداشتند و رنج او را ظاهرى مى‌دانستند؛ (رک: هیک، 1386: 73) با این توضیح، به نظر مى‌رسد که «شبح‌انگارى» معادل مناسب‌ترى باشد. بنابراین پیشنهاد آن است که literalism به «ظاهرگرایى» و docetism به «شبح‌انگارى» ترجمه شود؛ ولى در صورت ترجمة docetism به «ظاهرانگارى» می‌توان در ترجمة literalism «نصّ‌گرایى» یا «لفظ‌گرایى» را به کار برد تا میان «ظاهرگرایى» و «ظاهرانگارى» اشتباه پیش نیاید.[4]

5. گاهى اشتباه در ترجمة اَعلام باعث مى‌شود که معرفه‌ها نکره شوند. در ص178 سطر آخر Balaam به «بالام» ترجمه شده است، در حالی که ترجمة درست آن بَلعام است. داستان بلعام بن‌بعور در کتاب مقدس آمده است (سفر اعداد، باب 22 تا 24) و در ادبیات اسلامى به بلعم باعورا مشهور است (رک: مکارم شیرازی، 1384: 7/26ـ29). مشاهده مى‌کنید که چگونه همین اشتباه کوچک در ترجمه باعث مى‌شود که امور قریب و معرفه براى خواننده به امورى غریب و نکره تبدیل شوند.

نمونه‌اى دیگر از این نوع، ترجمة Porphyry به «پورفیرى»[5] (ص163) است که براى خوانندگان فارسى‌زبان، نامى غریب است، در حالى که مراد از او همان فرفوریوس معروف است (رک: کاپلستون، 1368: 39 و 1387: 38).

 نمونة دیگر، ترجمة Michelanglo به «میشه لانگلو» در این عبارت است: «... مانند متون کلاسیک افلاطون، ارسطو، دانته، میشه لانگلو، شکسپیر و غیره...» (ص281). براى خوانندة فارسى‌زبان این سؤال پیش مى‌آید که این نام عجیب و غریب چیست که در ردیف مشاهیرى ‌همچون افلاطون، ارسطو، ‌دانته و شکسپیر قرارگرفته است، مخصوصاً که نام لاتین ‌او نیز در پاورقى ‌نیامده است. حال‌آنکه مراد از او همان ‌«میکلانژ»‌ معروف است (فرهنگ آریان پور: 4/3293).

همین‌جا یادآور شویم که براى اَعلام کتاب مقدس مى‌توان به فرهنگ اَعلام کتاب مقدس نوشته امیرجلال‌الدین اعلم و براى اَعلام لاتین به فرهنگ تلفظ نام‌های خاص نوشتة فریبرز مجیدى، مراجعه کرد. البته فرهنگ اخیر جامع همة نام‌های لاتینى نیست، ولى به هر حال براى یکدست‌سازى اَعلام و نام‌های خاص در ترجمه‌ها نگاشته شده و گامى است در جهت استاندارد کردن و پرهیز از هرج و مرج در ترجمه‌ها.

6. ص27: shema به «شِما» ترجمه شده که املاى درست آن «شِمَع» است.

7. ص29 س9: high priest به «کشیش عالى رتبه» ترجمه شده است. این ترجمه به لحاظ لغوى غلط نیست؛ ولى در فارسى کشیش معمولاً به روحانى مسیحى اطلاق مى‌شود نه روحانى یهودى. مراد از این تعبیر در اینجا همان «رئیس کَهَنه» یا «کاهن اعظم» یهود است که در ترجمه‌های قدیم و جدید کتاب مقدس به کار رفته است (برای نمونه رک: مرقس 14: 63). در ص56 و 58 نیز همین دو تعبیر به کار رفته است.

8. ص32ـ33: Haggada و Halakah به «حقاده» و «هلاکه» ترجمه شده و در ص65 به «حقدا» و «هلکا». این ترجمه نه یکدست است و نه مصطلح. این دو واژه به ترتیب به «اگادا» و «هلاخا» ترجمه مى‌شوند. براى اطلاع از مفهوم آنها مى‌توان به این منابع مراجعه کرد: یهودیت، نوشتة عبدالرحیم سلیمانى، ص241؛ عدالت کیفرى در آیین یهود، ترجمه و تالیف حسین سلیمانى، ص30.

9. ص58: در ترجمة Holy of Holies ترکیب «مقدس‌مقدس‌ها» آمده اما ترجمة مصطلحش «قدس الاقداس است»؛ مانند «آن خیمه‌اى که به قدس‌الاقداس مسمّا است» (رساله به عبرانیان، 3:9).

10. در ص64 س9ـ10 pastoral epistles به «رسائل شبانى» ترجمه شده، ولى در سطر 11 چنین آمده است: «شکل نسبتاً مترقى حکومت کلیسایى که به همّت کشیشان منعکس شد، به این نکته اشاره دارد که آنان ناشى از حیات پولس برنخاسته‌اند؛ و آموزش‌های کشیشان در باب کتاب مقدس سازمان‌یافته‌تر از آموزش‌های پولس است». در اینجا در متن انگلیسى the pastoral آمده است که به همان رسائل شبانى اشاره دارد، ولى در ترجمه به «کشیشان» ترجمه شده که نادرست است. ترجمة درست چنین است: شکل نسبتاً مترقى حکومت کلیسایى که در این رسائل بازتاب یافته است حاکى از آن است که آنها در دوران زندگى پولس شکل نگرفته‌اند، و تعالیم آنها دربارة کتاب مقدس از تعالیم پولس سازمان‌یافته‌تر است. در ص223 نیز در ترجمه pastorals «شبانى‌ها» آمده که باید گفته شود «رسائل شبانى».

11. ص69 س13: «به شکل لفظى» ترجمة in oral form است که بهتر است گفته شود: «به شکل شفاهى». نیز در ص224 س8 در ترجمة oral tradition «سنت لفظى» آمده که مصطلحش «سنّت شفاهى» است.

12. در ص76 س2 چنین آمده است: «در اینجا توجیه تنها به واسطه ایمان محقق مى‌شود». عبارت انگلیسى چنین است: Here is justification by faith only.

justification در لغت به معناى «توجیه» است، ولى justification by faith از آموزه‌های اساسى الاهیات مسیحى است که به معنای «آمرزیدگى از راه ایمان» است (براى توضیح این مفهوم رک: الیستر مک گراث، 1382:217ـ268 و نیز مفتاح، 1385). بنابراین در ترجمة متون تخصصى تنها مراجعه به فرهنگ لغت و معانى لغوى کافى نیست.

13. ص118 س10: «ولى تاریخ‌گرایى آن مشکوک است». «تاریخ‌گرایى» در ترجمة historicity آمده است؛ اما در این جمله معناى مناسبى ندارد و باید به «تاریخ‌مندى / تاریخى‌بودن» ترجمه شود. «تاریخ‌گرایى» معمولاً در ترجمه historicism مى‌آید (قس: ص19 س15).

14. ص123: در ترجمة philosophical interpreters «مفسران فلسفى» آمده که بهتر است گفته شود: «مفسران فیلسوف/ فیلسوف‌مشرب». در ص258 نیز در ترجمة theologian interpreter «مفسر کلامى» آمده که بهتر است گفته شود «مفسر الاهیدان / متکلم».

15. ص136 س12ـ13: در ترجمه liberal arts «هنرهاى لیبرال» آمده است که براى خوانندگان فارسى مقصود از آن روشن نیست. مراد از این تعبیر هفت رشتة درسى‌ای (هفت علم مقدماتى) است که در مدارس قرون وسطا تدریس مى‌شده است (رک: فرهنگ آریان پور: 3/3020؛ کاپلستون، 1387: 142).

16. ص149 سطر آخر: «عیسى‌شناسانه» معادل Christological قرار داده شده است که باید به «مسیح‌شناسانه» ترجمه شود. نیز در ص183 سطر آخر در ترجمة Christology «عیسى‌شناسى» آمده است که «مسیح‌شناسى» صحیح است.

17. ص150 س2: «چهارمین تورات» اشتباه است و باید به «انجیل چهارم» (fourth Gospel) ترجمه شود.

18. ص151 س10: در ترجمة gentile converts to Christianity «یهودیان تازه مسیحى» آمده که نادرست است و باید به «غیریهودیان تازه مسیحى» یا «تازه مسیحیان غیریهودى الاصل» یا «نوکیشان از غیریهودیان» ترجمه شود.

19. ص151 س25: «مسیح‌شناسان» اشتباه است و باید به «انجیل‌نویسان» (evangelists) ترجمه شود. ص152 و 153: «دیکون» (deacon) در فارسى به «شمّاس» ترجمه مى‌شود.

20. ص174: در ترجمة systematic theology «کلام سازمان‌یافته» آمده است که مصطلح نیست، و ترجمة مصطلح آن «الاهیات نظام‌مند» است. کتابى نیز به همین نام به فارسى ترجمه شده است: درآمدى به الاهیات نظام‌مند، اثر ولفهارت پاننبرگ، ترجمه عبدالرحیم سلیمانى، قم: نشر مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، 1386.

21. ص177: در ترجمة Christ-myth theory «نظریه افسانه مسیح» آمده که مراد «نظریة اسطوره‌بودن مسیح» است و این مصطلح‌تر است. در این باره نیز کتابى به فارسى ترجمه شده است: عیسى اسطوره یا تاریخ، اثر آرچیبالد رابرتسون، ترجمه حسین توفیقى، قم: مرکز مطالعات ادیان و مذاهب، 1378. در ص226-227 نیز در ترجمة demythologizing «افسانه‌زدایى» آمده که مصطلحش «اسطوره‌زدایى» است.

22. ص 183: در ترجمة Elohistic «الوهیست‌گرایانه» آمده و در پاورقى چنین توضیح داده شده است: «الوهیست نام نویسندة ناشناس برخى از بخش‌های کتب مقدس یهود است...». ولى اولاً Elohistic منسوب به Elohim است و در ترجمه‌اش باید «الوهیم‌گرا /‌‌‌‌ گرایانه» یا «الوهیمى» گفته شود. ثانیاً الوهیست نام نویسنده نیست، بلکه مراد از آن اشاره به بخش‌هایى از کتاب مقدس و منبع آنها است که در آنها به خداوند با نام الوهیم (نه یهوه) اشاره شده است (براى توضیح در این باره رک: سلیمانى، 1382: 62ـ65).

23. ص204: form criticism به «نقدگرایى سازنده» ترجمه شده است و form critics به «نقدگرایان سازنده». آنچه در ترجمة این تعبیر، متعارف و معهود است «نقد / نقّادى صورت/شکل» است؛ چنان‌که در ص269 س12 «نقد صورى» آمده است (قس: عزیز، بی‌تا: 104، «نقد الصور»). ظاهراً اشتباه بین حالت اسمىِ form (به معناى شکل و صورت) با حالت فعلى آن (به معناى ساختن و درست کردن) باعث این معادل‌گذارى غریب شده است. form history نیز به «تاریخ‌گرایى سازنده» ترجمه شده که نادرست است و باید گفته شود: «تاریخ صورت / شکل».

24. ص224 س20: در ترجمة Incarnation «تجسّم» آمده که مصطلحش «تجسّد» است و کتابى به همین نام به فارسى ترجمه شده است: اسطورة تجسّد خدا، ویراستة جان هیک، ترجمة عبدالرحیم سلیمانی و محمدحسن محمدی‌مظفر، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، 1386.

25. ص224 س23: «رسائل کاتولیک» (Catholic Epistles) عنوانى است که بر رساله‌های یعقوب، پطرس (اول و دوم)، یوحنا (اول و دوم و سوم) و یهودا اطلاق مى‌شود، زیرا این رساله‌ها عامّ و جهانى‌اند و، برخلاف رساله‌های پولس، مخاطبشان افراد یا جوامع مسیحى خاصى نیست.

26. genealogical در ص217 س19 به «نسبت‌شناسانه» و در ص249 س13 به «دودمان‌شناسانه» ترجمه شده که بهتر است یکسان شوند. ترجمة مصطلح این واژه «تبارشناسانه» است.[6]

 

نکات مربوط به ترجمة مفردات و ساختارها

27. در ص16 س12ـ15 چنین آمده است: «وقتى متکلمان اسکندرانى تأکید ورزیدند که ممکن نیست خداوند از هیچ چیزى تأثیر بپذیرد، مجبور بودند عباراتى را از عهد قدیم و جدید که با وضوح کامل بر نفى تأثیرپذیرى خدا از هر چیز دلالت دارد تأویل کنند». اشکال این جمله بدون مراجعه به متن انگلیسى نیز آشکار است؛ زیرا صدر (ممکن نیست... تأثیر بپذیرد) و ذیل (نفى تأثیرپذیرى خدا) آن هر دو به یک معناست و دیگر «تأویل کنند» معنا ندارد. با مراجعه به متن انگلیسى (ص4، پاراگراف اول) مى‌بینیم که ذیل جمله چنین است: God is not impassible. بنابراین در ذیل جمله باید گفته شود: «نفى تأثیرناپذیرى خدا» و در این صورت است که توضیح مترجم در پاورقى 2 توجیه‌پذیر است. البته به جاى این تعبیر منفى در منفى و گیج‌کننده، مى‌توان «نفى» و «نا» را حذف کرد و گفت «تأثیرپذیرى خدا» و در این صورت دیگر نیازى به افزودن پاورقىِ توضیحى نیز نیست.

28. ص29 س12: «انجیل غیرلوقایى که شخصى غیریهودى است». این عبارت ترجمة Gospel of gentile Luke است که ترجمة درست آن «انجیل لوقاى غیریهودى» است (قس: ص63 س4)؛ بنابراین «غیرلوقایى» غلط است.

29. ص40 س2ـ3: «دیدگاه ارائه‌شده در اینجا مثال روشنى نیست یا ]به عبارت دیگر مطلبى است که [مانند رازى مخفى، نوع گفتارى است که آن را مى‌توان تقریباً تأویل نامید». این جمله با اینکه عبارت داخل کروشه نیز براى مفهوم کردن آن افزوده شده، ولى باز هم نامفهوم است. عبارت انگلیسى چنین است:

Here the idea is not so much of an obvious example, or type, as of a hidden mystery, which might almost be called allegory.

ترکیب «not so much... as...» در فرهنگ هزاره (ص1585، ستون دوم) به «نه... بلکه...» معنا شده است. بنابراین ترجمة این جمله چنین است: دیدگاه ارائه‌شده در اینجا نه نمونه یا نوعى روشن، بلکه رازى مخفى است که تقریباً مى‌توان آن را تمثیل نامید.

30. ص50 س3ـ4: «مهم‌ترین مشخصة آن لفظ‌بازى یعنى تأکید بر کلمات مفرد به بهاى مفاد کلام است». لفظ‌بازى در ترجمة verbalism آمده است که به نظر مى‌رسد «واژه/لفظ محورى» معادلی مناسب‌تر باشد، خصوصاً که این واژه در مقابل تأکید بر بافت و سیاق سخن (context) قرار دارد. عبارت انگلیسى چنین است:

The most striking feature of it is its verbalism, its emphasis on single words at the expence of contexts.

ترجمة مناسب‌تر این جمله چنین است: مهم‌ترین مشخصة آن واژه‌محورى است، یعنى تأکید بر مفردات جمله به بهاى از دست رفتن سیاق و بافت آن.

31. در ص52 س9 و 10 «این رسایل» در ترجمة the epistle آمده که نادرست است و باید «این رساله» ترجمه شود. (چنان‌که در سطر 13 آمده است) و مراد از آن همان رساله به عبرانیان است که در سطور پیشین مورد بحث بوده است.

32. در ص59 س3 چنین آمده است: «او در فصل یازدهم عهدنامة خود...». متن انگلیسى آن چنین است:

in the eleventh chapter of his treatise...

یعنى «او ]نویسندة رساله به عبرانیان[ در باب یازدهم رساله‌اش...». treatise به معناى «رساله» است (نه عهدنامه).

33. در ص60 س23 آمده است: «متاى انجیل‌نویس در جان‌سپارى خود براى عهد قدیم» که ترجمة این عبارت است:

... in his devotion to the old Testament

تعبیر «جان‌سپارى» خیلى جالب نیست و بهتر است گفته شود: «دل‌بستگى/ دلدادگى/ سرسپردگى/ پای‌بندى به عهد قدیم». در ص70 س14 نیز در ترجمة عبارت Who are so devoted to the Old Testament چنین آمده است، «مسیحیانى مى‌یابد که آن قدر خود را فداى عهد قدیم کرده‌اند...» که بهتر است چنین گفته شود: «آن‌چنان دلبسته/ پای‌بند به عهد قدیم‌اند که...».

34. در ص74 س2 «عهد قدیم» آمده که نادرست است و باید «عهد جدید» (New Testament) باشد. در س7 نیز «این اناجیل» نادرست است و باید «این انجیل» باشد؛ زیرا در متن انگلیسى ضمیر it آمده است که به انجیل لوقا اشاره می‌کند.

35. در ص91 سطر اول چنین آمده است: «پس از اینکه معناى منطوقى خارج گردد» (After the literal sense has been excluded) و در ص151 س23 نیز آمده است: «حتى در حالى که او براى اخراج آن مى‌کوشید»(even while he tride to exclude it)؛ ولی در ص99 س12 آمده است: «معناى منطوقى کتاب مقدس را از آن استخراج کند»
(to exclude the literal meaning of scripture)؛ exclude به معناى طرد کردن و اخراج کردن است و جملة سوم (استخراج کند) قطعاً نادرست است.

36. جملة پایانى ص95 چنین است: «این ویژگى‌ها براى اوریگن در کتابش با نام دربارة اصول معکوس شده بود». عبارت انگلیسى چنین است: This task was reserved for Origen, in his De Principiis.

یعنى: این وظیفه/کار (یعنى پدید آوردن نظام الاهیاتى) به اوریگن در کتابش به نام دربارة اصول اختصاص یافت. reserve به معناى «ذخیره کردن، کنارگذاشتن و اختصاص دادن» است نه «معکوس شدن». اگر جمله درست ترجمه شود، دیگر نیازى به توضیح در پاورقى نیز نخواهد بود. ظاهراً reserve در اینجا با reverse به معناى «معکوس کردن، وارونه کردن»، (قس: ص40، س7) اشتباه شده است.

37. سطر آخر ص134 چنین است: «رساله به ما نشان مى‌دهد...». «رساله» در اینجا در ترجمه letter آمده است که نادرست به نظر مى‌رسد؛ زیرا letter در این متن در برابر سه معناى دیگر یعنى allegory، moral meaning و anagogy به کار رفته است و معناى آن «لفظ / حرف / نصّ» است (مثل ص91 س7) یعنى معناى ظاهرى یا نصّ عبارت. در ص52 س5 و ص54 س14 و ص146 س16 نیز letter به «نامه» ترجمه شده که نادرست است و باید به «حرف / لفظ / نصّ» ترجمه شود.

38. در ص158 س9 چنین آمده است: «والا قبل از بازجویى به دادگاه احضار شد».

Valla was summoned before the Inquisition

ولی ترجمة صحیح آن «والا به دادگاهِ تفتیش عقاید احضار شد» است. before در اینجا به معناى «قبل» نیست بلکه به معناى «در حضور / در برابر / مقابلِ» است؛ چنان‌که در ص159 س6 به همین معنا ترجمه شده است: «او به یک دادگاه کلیسایى احضار شد»؛ He was tride before an ecclesiastical court.

39. ص162 س13: «نظریات کالت جوان مورد علاقه و شیفتگى سیسرو، افلاطون و پلوتینوس واقع شد». مراد از پلوتینوس همان فلوطین معروف است، ولى با خواندن این جمله، خواننده مى‌پرسد که این «کالت جوان» چه اعجوبه‌اى بوده است که چنین بزرگانى شیفته‌اش بوده‌اند؟ بگذریم که کالت در قرن شانزدهم مى‌زیسته و آنان همگى قرن‌ها پیش از وى بوده‌اند! متن انگلیسى چنین است:

The young Colt was fascinated by Cicero, Plato, Plotinus.

 یعنى کالت جوان مسحور و مجذوب سیسرو، افلاطون و فلوطین بود.

40. در ص162س15«آکویناس» درست نیست و آگوستین‌(Augustine) درست است.

41. در ص164 Leviathan ترجمه نشده، در حالى که این کتاب همان لویاتان اثر مشهور هابز است که به فارسى نیز ترجمه شده است: ترجمة حسین بشیریه، تهران: نشر نى، چاپ دوم، 1381.

در ص165 عباراتی از این کتاب نقل شده است. در این موارد، متعارف آن است که اگر ترجمه‌اى از اصل کتاب منتشر شده باشد، این نقل‌قول‌ها را از همان ترجمه اخذ مى‌کنند، مگر اینکه مترجمْ آن ترجمه را قبول نداشته باشد و ترجمة خود را بهتر و مناسب‌تر بداند. ولى با مقایسة ترجمه‌های ارائه‌شده در این صفحه با عین همان متن‌ها در ترجمة لویاتان معلوم مى‌شود که این ترجمه‌ها رجحانى ندارند و حتی مرجوح‌اند. مثلاً در نقل قول اول (ص165) چنین آمده است: «گفتن اینکه خداوند در کتاب مقدس با انسان سخن گفته است بدین معنا نیست که خداوند مستقیماً اما به‌واسطه پیامبران یا رسولان یا کلیسا... با انسان سخن گفته است». متن انگلیسى چنین است:

To say that God hath spoken to him in the Holy Scripture is not to say that God hath spoken to him immediatly but by mediation of the prophets or of the apostles or of the church.

«مستقیماً اما به‌واسطه پیامبران» متناقض است و معنا ندارد و این ناشى از پى نبردن به ساختار جملة انگلیسى است. حرف ربط but در این جمله اضراب از حکم منفى پیشین است و حکم دیگرى را اثبات مى‌کند یعنى: «گفتن اینکه... به معناى سخن گفتن مستقیم خدا با انسان نیست، بلکه به معناى سخن گفتن او به واسطة پیامبران... است». این جمله در ترجمه لویاتان درست ترجمه شده است (هابز، 1381: فصل32/ 330؛ قس: عزیز، بی‌تا: 92ـ93).

42. ص165 س7: «او... مرجعیت کتاب مقدس را فراتر از این کاهش مى‌دهد». متن انگلیسى چنین است:

He further minimizes the authority of scripture.

further در اینجا به معناى «فراتر از این» نیست، بلکه به معناى «همچنین/وانگهى/به علاوه» است یعنى: او همچنین مرجعیت کتاب مقدس را کاهش مى‌دهد.

43. ص168 س14: «الاهیات نه ملزم به خدمت به عقل و نه الاهیات عقلانى است». متن انگلیسى چنین است:

Theology is not bound to serve reason, nor reason theology.

در اینجا نیز ساختار جملة انگلیسى به درستی درک نشده است. قسمت دوم این عبارت یعنى nor reason theology خود جملة مستقلى است که به عنوان عِدل و لنگة جملة اول آمده است؛ بنابراین ترجمة صحیح این عبارت چنین است: نه الاهیات ملزم به خدمت به عقل است و نه عقل (ملزم به خدمت به) الاهیات. قسمت داخل پرانتز به قرینة جملة اول در تقدیر گرفته مى‌شود. ترجمة عربى همین فصل از رسالة اسپینوزا نیز مؤید این معناست: «الفصل الخامس عشر و فیه نبین انّ اللاهوت لیس خادما للعقل و انّ العقل لیس خادما للاهوت» (اسپینوزا، بی‌تا: 365؛ قس: عزیز، بی‌تا: 94ـ95).

44. ص169 س17: «سپس ما تاریخ متعاقب کتاب وى را، و در نهایت نتیجه آن در مجموعه قوانین مذهبى مورد قبول کلیسا را بررسى کنیم». متن انگلیسى چنین است:

Then we examine the subsequent history of his book,and ultimately its inclusion in the canon.

inclusion به معناى «گنجاندن و واردکردن» است و ظاهراً در اینجا با conclusion به معناى «نتیجه» اشتباه گرفته شده و ترجمه‌اى نادرست ارائه شده است. ترجمة درست چنین است: سپس ما تاریخ بعدى کتاب او و نهایتاً گنجاندنش در نسخة رسمى کتاب مقدس را بررسى مى‌کنیم.

45. ص169 س21ـ22: «این مطلب» و «این مقدمات» هر دو نادرست هستند و باید به «این روش» ترجمه شوند؛ زیرا در سطر قبل از آن، سخن از «روش اسپینوزا» است و ضمیر it در دو جملة بعد به آن بازمى‌گردد.

46. ص174 س6: «حقایق باید در تحلیل خاستگاه منحل شوند». (The facts might be dissolved in source analysis). منحل شدن در تحلیل خاستگاه یعنى چه؟ آیا خوانندة فارسى از این جمله چیزى مى‌فهمد؟ ترجمة درست چنین است: در تحلیل منابع، امور مسلّم هم ممکن است باطل شوند (و بى‌پایه از آب درآیند).

47. ص184 سطر آخر: «او براى لیبرالیسم در کلام ایستادگى کرد». (It stood for liberalism in theology). ضمیر it به «جنبش» مذکور در دو سطر قبل برمى‌گردد و نباید به «او» ترجمه شود. stand for هم به معناى «حمایت / دفاع کردن» است؛ بنابراین ترجمة درست چنین است: این جنبش حامى/مدافع آزاداندیشى در الاهیات بود.

48. ص189 س16: در ترجمة venturesome critics «منتقدان مخاطره‌آمیز» آمده است. «مخاطره‌آمیز» صفتى است که در توصیف کارها به کار مى‌رود نه در توصیف اشخاص؛ بنابراین باید گفت: منتقدان خطرپذیر/ بى‌باک / مخاطره‌جو / ماجراجو.

49. ص207 س16: «بلکه این امر موفقیت بسیار کمترى است»(much less an achivement…).

 much less به معناى «بسیار کمتر» نیست بلکه به معناى «چه رسد به اینکه» است؛ (فرهنگ هزاره: 1073؛ باطنی، 1385: 965) بنابراین، ترجمة درست این عبارت چنین است: چه رسد به اینکه یک موفقیت / دستاورد تلقى شود.

50. ص223 سطر اول: misplaced concretion به «جمود جابه‌جاشده» ترجمه شده که بى‌معناست و باید گفته شود: جمود نابجا / بى‌جا / بى‌مورد (فرهنگ هزاره: 1046).

51. در ص251 س14 فعل «فرامى‌گیرد» ترجمة envelop (به معناى دربرگرفتن و احاطه کردن) است؛ در ص169 س1 taught (از مصدر teach و به معناى آموختن و تعلیم دادن) به «فراگرفته مى‌شود» ترجمه شده است؛ در ص203 س11 «فراگرفته شده است» و ص280 سطرهای 1 و 5 و 9 «فراگیرى» در برابر learn (به معناى یادگرفتن و آموختن) گذاشته شده است. بهتر است در ترجمه از معادلى استفاده شود که مشترک نباشد و اگر «فراگرفتن» به معناى «دربرگرفتن و شامل شدن» به کار مى‌رود، براى رساندن معناى «تعلیم دادن و یادگرفتن» از واژه‌اى غیر از «فراگرفتن» استفاده شود.

52. ص252 س17 چنین است: «اما اسکار ویلد با این نظریه موافق نیست. به نظر وى صحیح نیست که گفته شود تنها راه براى مقابله با وسوسه، تسلیم شدن در برابر آن است». متن انگلیسى چنین است:

But, pace Oscar Wilde, it is not true that the only way to resist temptation is to yield to it.

pace در متن انگلیسى واژه‌اى لاتینى (لذا به صورت ایتالیک نوشته شده است) و به معناى «بر خلاف نظر، على رغم نظر» است؛ بنابراین ترجمة این جمله چنین است: برخلاف نظر اسکار وایلد، درست نیست که گفته شود تنها راه براى مقابله با وسوسه تسلیم شدن در برابر آن است. یعنى اسکار وایلد تسلیم در برابر وسوسه را مى‌پذیرد، ولى نویسندة این کتاب با نظر او مخالف است و تسلیم در برابر وسوسه را نمى‌پذیرد. در ترجمة کنونى، معنای جمله کاملاً برعکس شده است.

به عبارت دیگر it is not true... بیان نظر نویسنده است نه اسکار وایلد، و pace Oscar Wilde عبارت معترضه است و مى‌توان آن را در پرانتز قرار داد.

53. ص259 س2: «به عبارت دقیق‌تر، کلام تفسیرى است از یک سنت مذهبى به خاطر خودش». متن انگلیسى:

More exactly, theology is an interpretation of a religious tradition for the sake of the religious tradition itself.

«به خاطر خودش» ترجمة دقیقی نیست و معلوم نیست که مرجع «خودش» «کلام» است یا «تفسیر» یا «سنت مذهبى»؛ در حالى که مقصود نویسنده ارائة بیانى دقیق‌تر (more exactly) است و در خود متن (انگلیسى) نیز به مرجع ضمیر تصریح کرده است (the religious tradition itself). ترجمة دقیق این جمله چنین است: به بیان دقیق‌تر الاهیاتْ تفسیرى است از سنتّى دینى به خاطر خود آن سنّت دینى.

54. ص265 س7: «by the phrase "with the apostles"» به «با جملة "با رسولان"» ترجمه شده است. Phrase به معناى «عبارت / تعبیر» است و در اینجا نمى‌توان آن را «جمله» معنا کرد؛ زیرا «با رسولان» جمله نیست. از طرف دیگر در سطر 18 همین صفحه در ترجمة theological statement «عبارت کلامى» آمده است. statement به معناى «جمله / گزاره / حکم» است و بهتر است به «گزاره / حکم الاهیاتى» ترجمه شود.

55. ص267 س24: «مسیحیان در اینجا... معتقدند که نه «با» بلکه «در» رسولان». متن انگلیسى چنین است:

Here Christians believe,... , not with but in the apostles

believe in به معناى «اعتقاد داشتن به» است و فعل «اعتقاد داشتن» در فارسى با حرف اضافه «به» به کار مى‌رود و «in» در اینجا «به» معنا مى‌شود نه «در». ترجمة درست چنین است: مسیحیان در اینجا... نه با بلکه به رسولان معتقدند.

56. یک نمونه هم از حُسن این ترجمه بگوییم تا صرفاً ذکر معایب نشده باشد. در ص138، نقل قول دوم از توماس آکویناس چنین است: «دستیابى به حقایق عقلانى از طریق اشیاى محسوس براى انسان امرى طبیعى است؛ زیرا تمام دانش‌های ما از حواسّ سرچشمه مى‌گیرند». متن انگلیسى چنین است:

It is natural to man to attain to intellectual truths through sensible objects, because all our knowledge originates through sense.

این جمله در کتاب فرهنگ تاریخ اندیشه‌ها (1/303، ستون دوم) چنین ترجمه شده است: «براى آدمیان طبیعى است که از طریق ملموسات و[7] واقعیات ذهنى پى ببرند، زیرا دانش ما از مفاهیم منشأ مى‌گیرد».

مراد از sense در اینجا «حواسّ» ظاهرى است و قرینة آن نیز در خود این جمله ذکر شده است یعنى sensible objects که به «اشیاى محسوس» یا «ملموسات» ترجمه شده است؛ بنابراین ترجمة آن به «مفاهیم» نادرست است؛ زیرا اگر آن را به «مفاهیم» ترجمه کنیم، تعلیل ذکر شده در ذیل جمله با حکم مذکور در صدر جمله متناسب نخواهد بود. این جمله به همان اصطلاح معروف «تشبیه معقول به محسوس» اشاره دارد؛ یعنى چون ذهن ما انسان‌ها با محسوسات خو گرفته است، براى درک امور عقلى و غیرحسّى بهتر است که آنها را به امور محسوس تشبیه کنیم.

 

اشکال‌های صورى

57. در صفحة شناسنامة کتاب سطر 18 نوشته شده است: «موضوع: آشتیانى، جلال‌الدین 1304ـ1384 ـ مصاحبه‌ها» که معلوم نیست چه ربطى به کتاب حاضر دارد.

58. ارجاعات به کتاب مقدس برخلاف شیوة مرسوم است. رسم است که از سمت راست به چپ، ابتدا نام کتاب مورد نظر و سپس شمارة باب و سپس شمارة آیه مورد نظر ذکر ‌شود؛ (در این باره رک: سلیمانى، 1382: 49) مثلاً پیدایش، 1: 2، یعنى سفر پیدایش، باب اول، آیة دوم. ولى در ترجمة حاضر جاى باب و آیه با هم عوض شده و از سمت چپ به راست نوشته شده است؛ مثلاً مرقس 17: 11، یعنى انجیل مرقس، باب 11، آیه 17. بهتر است که شیوة متعارف رعایت شود، مگر اینکه مرجحى در کار باشد؛ ولى در اینجا مرجحى وجود ندارد و ترجیح در رعایت شیوة متعارف است، به‌ویژه در مواردى که آیة مورد نظر به همراه آیات بعدى مورد استناد باشد (مثلاً ص26 س11: مرقس 1: 7 به بعد). در این‌گونه موارد عدم رعایت شیوة متعارف باعث مى‌شود که چشم خواننده برای خواندن عددها مجبور به حرکت زیگزاگى باشد؛ زیرا «به بعد» مربوط است به آیه (در مثال مذکور مربوط است به آیه 1). به علاوه شیوة مذکور در نخستین ارجاع به کتاب مقدس رعایت نشده است. در پاورقى (ص24 ش1) تذکر داده شده است که «در تمام این موارد عدد سمت چپ شماره باب و عدد سمت راست شماره آیه است». در ص24 س10 که نخستین ارجاع به کتاب مقدس است، نوشته است: «مرقس10: 2 به بعد» که طبق شیوه مذکور باید آیة 10 از باب 2 انجیل مرقس مراد باشد، در حالى که این آیه ربطى به بحث ندارد و نشانى درست مرقس، باب 10، آیة 2 است که از حکم طلاق بحث مى‌کند.

59. در ص29 س1 چنین آمده است: «پیمانى که پیشگویى ارمیاى نبى را محقق ساخت» (مرقس 24: 24). نشانى ذکر شده اشتباه است ـ چنان‌که در پاورقى نیز مورد اشاره قرار گرفته است؛ ولى یافتن آدرس درست چندان هم دشوار نبوده است، زیرا به احتمال زیاد در حروف چینى 14 به 24 تبدیل شده است. نشانى درست این مطلب (مرقس 14: 24) است: «و بدیشان گفت این است خون من از عهد جدید که در راه بسیارى ریخته مى‌شود»؛ «عهد جدید» در این جمله اشاره است به پیمان مذکور.

60. ص150 در پاورقى ادعا شده است که «آدرس مزبور اشتباه است»؛ حال آنکه آدرس مذکور محل شاهد نقل قول است و اشتباه نیست.

61. نقل قول دوم ص165 مربوط است به فصل44 لویاتان (ص496 ترجمة فارسى) ولى مرجع نقل قول ذکر نشده است؛ لذا مراد از «فصل بعد» در سطر بعدى مشخص نمى‌شود، زیرا مراد از آن فصل45 کتاب لویاتان است.

62. ص177 عنوان کتاب رِنان Vie de Jesus به فارسى ترجمه نشده اما در ص189 همین عنوان به «بافتن دربارة مسیح» ترجمه شده است. اولاً نام این کتاب زندگانى عیسى است (رک: کاپلستون، 1384: 9/128) ثانیاً نام خود رِنان نیز به دو صورت آمده است: رِنان و رنن که باید یکسان شود. در نمایة پایان کتاب (ص358) نیز هر دو صورت نمایه شده است که باید اصلاح شود.

63. معادل انگلیسى برخى از اَعلام در پاورقى آمده و در برخى موارد تکرار نیز شده است (مثلاً نام Renan چهار بار تکرار شده است)،[8] ولى معادل بسیارى از اَعلام ذکر نشده است.

به علاوه معمول آن است که معادل انگلیسى را در نخستین بارى که نام خاص ذکر مى‌شود مى‌آورند؛ اما در برخى موارد چنین نشده است (مثلاً «گریگورى نازیانزى» برای نخستین بار در ص101 س7 آمده است اما معادل آن در ص112 ش3 ذکر شده است؛ «جان کالت» ص18 س17، معادلش ص160 ش4؛ «پروفیرى» (فرفوریوس) ص101 س22، معادلش ص163 ش2. گاهى هم ابتدا اسم خاصى آمده و در صفحه‌اى دیگر توضیحى براى آن آمده، در حالى که بهتر است این توضیح در همان جایى که آن نام ذکر شده بیاید مثل ص25 ش1 و ص50 ش2 (توضیح دربارة فیلو)؛ ص79 ش1 و ص82 ش3 (توضیح دربارة ایرنائوس)؛ ص104 ش4 و ص110 ش4 (توضیح دربارة طرسوس)؛ ص114 ش3 و ص158 ش3 (توضیح دربارة ادسا)؛ ص125 ش1 و ص162 ش4 (توضیح دربارة امبروز)، و ص260 ش1 و 2 که توضیحى دربارة سفر پیدایش و سفر خروج است در حالى که بنا بر نمایه (ص359) نام این دو پیش از این به طور مکرر آمده است.

64. در برخى موارد توضیحات پاورقى زائد به نظر مى‌رسد (مثل ص16 ش2؛ ص96 ش2؛ ص146 ش1 و 5؛ ص190 ش2؛ ص220 ش3 که تکرار ش1 ص29 است؛ ص275 ش1 که تکرار ش2 ص265 است). اگر ترجمه درست و مناسب باشد کمتر به پاورقى یا کروشه‌های توضیحى نیاز است و اصولاً، افزوده‌های توضیحی مترجم هرچه کمتر باشد، نشانة موفقیت بیشتر ترجمه است. البته در موارد زیاد دیگرى که نیازمند توضیح بوده نیز توضیحى نیامده است (مثل «بالام»، «میشه لانگلو»، «رسائل کاتولیک»، «هنرهاى لیبرال» و...).

65. ارجاعاتى که در صفحات 294، 295، 297، 298، 315، 316 و 317 به مطالب خود کتاب داده شده، همگى اشتباه است و با شماره صفحات چاپ کنونى آن مطابقت ندارد.

66. اسامى کتاب‌ها چه در متن و چه در پاورقى در برخى موارد ایتالیک شده اما در موارد زیادی چنین نشده است؛ در مقابل، گاه مواردی که نباید ایتالیک مى‌شده نیز ایتالیک شده است (مثل ص153: «مقدمه‌اى بر اردینال»).

67. واژه‌های غربى به کرّات به کار رفته است (مثل گرامرى، متد، سمیوتیک، مدل، مدرن، متدلوژیکال، متدلوژیسم،...)؛ در حالى که معادل این واژه‌ها در زبان فارسى وجود دارد و در مواردى نیز در همین ترجمه به کار رفته است (مثل دستور زبان، روش، نشانه‌شناسى/ شناختى و...).

68. جمله‌های مبهم و نامفهوم در این ترجمه کم نیست و این اشکال به‌ویژه در بخش دوم (237ـ281) ـ که مطالبش دشوار و سنگین است ـ بیشتر محسوس است. این اشکالات حتى در بخش سوم نیز که تألیفى است به چشم مى‌خورند، مثل ص302 س13: «این امر در اسلام مشکل را برنمى‌تابد» یا ص304 سطر آخر: «... از ابواب مختلف مورد تجدید نظر کنیم».

69. اشکالات موجود در متن کتاب باعث شده است که نمایه هم خالى از اشکال نباشد و موارد تکرارى در آن مشاهده شود. نمایه کردن اَعلام پربسامدى نظیر «کتاب مقدس» و «کلیسا» نیز معلوم نیست آن فایده‌اى که از نمایه انتظار مى‌رود را داشته باشد.

70. کتاب از اغلاط تایپى هم خالى نیست که باید اصلاح شوند؛ مثل ص27 س14 «مسشتقل»، همان صفحه پاورقى 1 «صى»، ص50 س17 و ص361 «فلیون»، در حالى که در موارد دیگر «فیلو» آمده که همان فیلون است.

 

آنچه ذکر شد اشکالاتى بود که با مطالعة ترجمة فارسى کتاب حاضر و رجوع به متن انگلیسى آن به نظر نگارنده آمد و البته خیلى از موارد اشکال را نیز در این نوشته نیاوردم؛ زیرا ذکر همة آنها از حوصلة این نوشتار خارج است. نگارنده درصدد مقابلة همة ترجمه با متن اصلى آن نبوده‌ام و حدسم آن است که اگر این مقابله صورت گیرد، اشکالات بیشترى رخ ‌نماید و کمتر صفحه‌اى باقى بماند که از عیب و ایراد عارى باشد. البته کارهاى بشری هیچ‌گاه کامل محض و عارى از هر گونه اشکال و ایراد نیست و به قول حسن حنفى «کمال در کار بشر وجود ندارد. کمالش در انجام آن و تحققش از مرحلة نیّت به مرحلة عمل و از عالم امکان به عالم واقع و از عالم ذهن به عالم عین است» (2005: 1/15).[9] ولى این موضوع را نباید بهانه‌ای برای شتابزدگى در عرضة کارها و آثار گرفت، مخصوصاً اگر توجه کنیم که چه هزینه‌هایى صرف چاپ و نشر کتاب مى‌شود و خوانندگان چه مقدار هزینه و وقت صرف خواندن آن مى‌کنند و نیز توجه کنیم که هر اشتباه در نسخة مترجم یا مؤلف یک اشتباه است، ولى وقتى که چاپ مى‌شود، ضرب در تیراژ آن مى‌شود و به تعداد تیراژ کتاب، اشتباه هم افزایش مى‌یابد. بنابراین بهتر است که ترجمه‌ها پیش از آنکه به چاپ سپرده شوند، از نظر اهل فنّ گذرانده شوند و اشکالاتشان به کمترین حدّ برسد. به نظر مى‌رسد برخلاف آنچه در ص10 کتاب حاضر آمده که «پس از اصلاحات نهایى... به شوراى آثار ارسال گردید»، این کتاب هنوز تا اصلاحات نهایى فاصلة زیادى دارد. نگارنده امیدوارم که در نکات ذکر شده هدایتى باشد و براى خوانندگان فایده‌اى داشته باشد و خود در آنچه به قلم آورده‌ام چندان به بیراهه نرفته باشم.

 



[1]. در این زمینه آثار دیگری نیز در دسترس هستند مانند: کتاب علم التفسیر (به عربى) اثر فهیم عزیز، نشر دارالثقافه قاهره؛ مقالة «تاریخ تفسیر کتاب مقدس»، ترجمه حامد فیاضى، هفت آسمان، ش34؛ کتاب درسنامه الاهیات مسیحى، ترجمه بهروز حدادى، نشر مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، ص329ـ339؛ کتاب یهودیت، مسیحیت و اسلام (ج2)، ترجمه حسین توفیقى، فصل2: فهم کتاب مقدس (ص129ـ236)؛ و کتاب مقدس چیست؟ نوشته کارل لوفمارک ترجمه محمدکاظم شاکر، فصل پنجم و ششم (ص93ـ128).

[2]. نمونة دیگر از این نوع در فرهنگ تاریخ اندیشه‌ها (ج1، ص301) است که در عنوان مطلب آمده: «رویکردهای کلامی به استعاره» و در اینجا «کلامی» معادل theological است و در ادامة مطلب «کلام استعاری» و «کلام لفظی» آمده که خواننده را مردد می‌کند که «کلام» در این کاربردها به چه معناست آیا الاهیات مراد است یا سخن و آیا کلام استعاری در برابر metaphorical theology به کار رفته یا چیز دیگر؟ البته با مراجعه به متن اصلی معلوم می‌شود که «کلام» در این موارد به معنای سخن است نه الاهیات؛ بگذریم از اینکه در اینجا کل ترجمه چندان دقیق و درست به نظر نمی‌رسد.

[3]. دو ترجمه از این نوشته‌ها وجود دارد: 1. کتاب‌هایى از عهد عتیق: کتاب‌های قانونى ثانى، ترجمه پیروز سیّار، تهران: نشر نى؛ 2. اپوکریفاى عهد عتیق (کتاب‌های فراموششده عهد عتیق)، ترجمه عباس رسول‌زاده و جواد باغبانى، قم: مرکز انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى.

[4]. البته در کتاب مذکور [فرهنگ تاریخ اندیشه‌ها] ترجمة عبارت حاوى این اصطلاح نیز درست نیست. ترجمه چنین است: «این آموزه که عیسى یا مسیح صرفاً باید رنج ببرند (ظاهرگرایى)...» (همان). عبارت انگلیسى چنین است: The doctrin that either Jesus or the Christ merely seemed to suffer...

در این ترجمه به تعبیر seemed to توجه نشده و اصلاً در ترجمه نیامده است، در حالى که نکته اصلى در همین تعبیر نهفته است یعنى اینکه رنج عیسى یا مسیح صرفاً رنجى ظاهرى بوده و به نظر مى‌رسیده که او رنج برده است (و در واقع رنجى نبرده است).

[5]. البته همین نام در ص 101 به «پروفیرى» ترجمه شده است که یکدست نبودن ترجمه را نیز نشان مى‌دهد.

[6]. کتاب‌هایى نیز با همین عنوان منتشر شده است مثل تبارشناسى اخلاق، ترجمه داریوش آشورى، تهران: نشر آگه، 1377؛ تبارشناسى پست مدرنیسم، نوشته على‌اصغر قره‌باغى، تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگى، 1380؛ تبارشناسى قومى و حیات ملّى نوشته اسماعیل یوردشاهیان، تهران: نشر فرزان، 1380؛ مدخلى بر تبارشناسى کتاب مقدس، نوشته حسین کلباسى اشترى، قم: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى، 1384.

[7]. «و» در اینجا نادرست است و باید «به» باشد. در متن انگلیسى این کتاب به جاى objects، things و به جاى through،from  آمده است.

[8]. در صفحات 177، 188، 295، 297؛ موارد دیگر تکرار عبارت‌اند از: ص18 ش2 و ص157 ش1؛ ص25 ش1 و 3؛ ص32 ش2و 3 و ص65 ش1و 2؛ ص76 ش1 و ص80 ش2؛ ص27 ش2 و ص81 ش3؛ ص41 ش1 و ص85 ش2؛ ص104 ش1 و ص110 ش3؛ ص107 ش2 و ص110 ش2؛ ص114 ش1 و ص133 ش2؛ ص114 ش3 و ص158 ش3؛ ص125 ش1 و ص162 ش4؛ ص162 ش3 و ص214 ش1.

[9]. «فالکمال لا وجود له فى العمل الانسانى کماله فى انجازه و تحوّله من النیة الى التحقّق و من الامکان الى الواقع و من عالم الاذهان الى عالم الاعیان بتعبیر القدماء».

آشورى، داریوش (1384)، فرهنگ علوم انسانى، ویراست دوم، تهران: نشر مرکز.

اپوکریفاى عهد عتیق (1383)، ترجمه عباس رسول‌زاده و جواد باغبانى، قم: مرکز انتشارات مؤسسه امام خمینى.

اسپینوزا (بی‌تا)، رسالة فى اللاهوت و السیاسة، ترجمه حسن حنفى، تهران: مکتبة النافذة.

اعلم، امیر جلال‌الدین (1367)، فرهنگ اعلام کتاب مقدس، تهران: مرکز نشر دانشگاهى.

باطنى، محمّدرضا و دستیاران (1385)، فرهنگ معاصر پویا، تهران: نشر فرهنگ معاصر.

پانن برگ، ولفهارت (1386)، درآمدى به الاهیات نظام‌مند، ترجمه عبدالرحیم سلیمانى، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب.

حق‌شناس، على‌محمد (1385)، حسین سامعى و نرگس انتخابى، فرهنگ معاصر هزاره، تهران: نشر فرهنگ معاصر.

حنفى، حسن (2005)، من النص الى الواقع محاولة لاعادة بناء علم اصول الفقه، دارالمدار الاسلامى.

رابرتسون، آرچیبالد (1378)، عیسى اسطوره یا تاریخ، ترجمه حسین توفیقى، چاپ اول، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب.

سلیمانى، حسین(ترجمه و تألیف) (1384)، عدالت کیفرى در آیین یهود، چاپ اول، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب.

سلیمانى، عبدالرحیم (1382)، کتاب مقدس، ایران: انجمن معارف اسلامى.

عزیز، فهیم، علم التفسیر (بی‌تا)، قاهره: دارالثقافة.

فرهنگ جامع پیشرو آریان پور (شش جلدى) (1385)، تهران: نشر الکترونیکى جهان رایانه، چاپ ششم.

کاپلستون، فردریک (1368)، تاریخ فلسفه، ج1، ترجمه سید جلال‌الدین مجتبوی، تهران: انتشارات علمى فرهنگى و سروش.

ـــــــــــــ (1384)، تاریخ فلسفه، ج9، ترجمه عبدالحسین آذرنگ و سید محمود یوسف ثانی، تهران: انتشارات علمى فرهنگى و سروش.

ـــــــــــــ (1387)، تاریخ فلسفه، ج2، ترجمه ابراهیم دادجو، تهران: انتشارات علمى فرهنگى و سروش.

کتاب مقدس (عهد عتیق و عهد جدید، ترجمه قدیم)، انتشارات ایلام، چاپ سوم،2002.

کتاب‌هایى از عهد عتیق، کتاب‌های قانونى ثانى، ترجمه پیروز سیّار، تهران: نشر نى، 1384.

لوفمارک، کارل (1385)، کتاب مقدس چیست؟، ترجمه محمدکاظم شاکر، تهران: انتشارات دستان.

مجیدى، فریبرز (1381)، فرهنگ تلفّظ نام‌های خاصّ، تهران: نشر فرهنگ معاصر.

مفتاح، احمدرضا (1385)، «آمرزیدگی از راه ایمان در مسیحیت»، هفت آسمان، ش30.

مکارم شیرازی، ناصر (1384)، تفسیر نمونه، با همکاری جمعى از نویسندگان، ج7، چاپ بیست و هشتم، تهران: دارالکتب الاسلامیه.

مک‌گراث، آلیستر (1382)، مقدمه‌اى بر تفکر نهضت اصلاح دینى، ترجمه بهروز حدادى، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب.

مک‌گراث، آلیستر (1384)، درسنامه الاهیات مسیحى، ترجمه بهروز حدادى، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب.

هابز، توماس (1381)، لویاتان، ترجمه حسین بشیریه، چاپ دوم، تهران: نشر نى.

هیک، جان (ویراسته) (1386)، اسطوره تجسّد خدا، ترجمه عبدالرحیم سلیمانى اردستانى و محمّدحسن محمّدى مظفّر، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب.

واینر، فیلیپ پى. (ویراسته) (1385)، فرهنگ تاریخ اندیشه‌ها، ترجمه گروه مترجمان، تهران: انتشارات سعاد.

The Oxford Dictionary of the Christian Church (1997), Ed. by F. L. Cross, Third Ed. by E. A. Livingston.