معرفی متون مقدس و منابع دینی آیین سیکه‍

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

پژوهشگر مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب

چکیده

معمولاً هر دینی دارای متن یا متون مقدسی است که مهم‌ترین و بنیادی‌ترین آموزه‌های آن را دربردارد؛ به همین دلیل بهترین شیوه برای شناخت یک دین، بررسی متون مقدس آن است. این شیوه در مورد آیین سیکھ کاربرد بیشتری دارد؛ چراکه جایگاه کتاب مقدس گوروگرنته‍ صاحب در این آیین بسیار فراتر از یک متن مقدس است و به‌عنوان تنها پیشوا، و تجلّی خداوند شناخته می‌شود. به‌ غیر از کتاب مقدس، چند متن دیگر نیز در این آیین دارای تقدس و اعتبار هستند؛ مانند دَسَم گرنتھ که اشعار منسوب به دهمین پیشوای این آیین را دربردارد؛ اشعار آن در نیایش‌های روزانه سیکه‍‌‌ها استفاده می‌شود. مجموعه‌ اشعار دو تن از یاران گوروی پنجم و دهم به نام‌های بهایی گورداس و بهایی نَنْدلال گویا که به‌عنوان مفسر کتاب مقدس، بسیار مورد احترام سیکھها هستند و همچنین متونی تاریخی‌‌ـ‌دینی به نام جنم‌ساکھی‌ها که شامل شرح زندگی اولین پیشوای این آیینگورونانک هستند. در این نوشتار ضمن آشنایی با ساختار و محتوای این متون مقدس، جایگاه دینی آنها مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

معمولاً در هر دینی در کنار کتاب مقدس، شخصی نیز به‌عنوان پیشوا، یا مرجع دینی، به شرح و توضیح تعالیم آن متن مقدس می‌پردازد؛ اما امروزه در آیین سیکھ چنین مقامی وجود ندارد؛[1] زیرا کتاب مقدس این آیین که گوروگْرَنْتھ ‌صاحب نام دارد، نه فقط به‌عنوان یک کتاب مقدس، مانند انجیل برای مسیحیان یا قرآن برای مسلمانان، بلکه بسیار فراتر از آن، به‌عنوان گوروی زنده و جاودان سیکھ‌ها از جایگاه دینی ویژه‌ای برخوردار است. شاید به دلیل همین تلقی خاص باشد که سیکھ‌ها با این کتاب همچون یک پادشاه رفتار می‌کنند نه یک کتاب مقدس! و برای قرائت و نگهداری آن آداب سخت‌گیرانه‌ای وضع کرده‌اند (Singh, 1997: 15).

 

گوروگرنته‍ صاحب (آدیگرنته‍‌)(Guru Granth Sāhib (Ādī Granth))

امروزه سیکھها کتاب مقدس خود را «شْری[2] گوروگْرَنْتْھ صاحب جی[3]» (Sri Guru Granth Sāhib jī) می‌نامند، ولی این کتاب پیش از انتصاب به‌عنوان جانشین همیشگیِ دهمین و آخرین گوروی سیکھ، گوروگوبِند سینگھ (Guru Gobind Sīngh) ، به اسم آدی‌گرنتھ (Ādī Granth) نامیده می‌شد. واژة «آدی» در سَنسکریت به معنی نخستین و «گْرَنْتھ» به معنی کتاب است؛ بنابراین معنی این واژه «کتاب نخستین» است. جمع‌آوری آدی‌گْرَنْتھ به‌عنوان یک کتابِ دینی، از دوران دومین گورو، گوروانگد، شروع شد و در زمان پنجمین گورو،گوروارجن، با تدوین آن به صورت کتابی مستقل ادامه پیدا کرد (Singh Mansukhani, 1968: 95).

گوروگْرَنْتھ ‌صاحب شامل سه دسته شعر است: نخست، اشعار ششگوروی سیکھ، یعنی سروده‌های پنج گوروی ‌اول (گورونانک، انگد، امرداس، رام‌داس و ارجن) و گوروی ‌نهم (گوروتِغ‌بھادر). البته سروده‌های گوروی نهم، تقریباً یک قرن بعد از گوروارجن، در سال 1706 توسط پسر گوروی نهم، یعنی گوروگوبِندسینگھ که آخرین گوروی انسانی سیکھ بود، به کتاب گوروگْرَنْتھ ‌صاحب افزوده شد و پس از آن هرگونه تغییر در آن کتاب را منع کرد. دوم، سروده‌های صوفیان و عرفای مسلمان مانندِ بابا شیخ فرید‌الدین گنج شکر، کَن‌جی، و بھکتی‌های هندو مانندِ کبیر، نامدِوْ، راویداس و راماننده، و سوم، اشعار نقال‌ها و حماسه‌سرایانی از اصحاب گورونانک و جانشینان او که بْھَت (Bhat) نامیده می‌شوند. مشهورترین آنان یار و همراه وفادار مسلمان و ایرانی‌الاصل گورونانک، مَردانا، (Mardāna) است (Dogra, 1997: 3).

کتاب مقدس سیکھ کاملاً به‌ نظم نوشته شده است؛ اما نوع و سبک اشعار بسیار مختلف است. امروزه تمام نسخه‌‌های این کتاب ‌1430‌ صفحه دارد که هر صفحه شامل 27 سطر 35 کلمه‌ای است. در این کتاب شش زبان به چشم می‌خورد: پنجابی، مولتانی، فارسی، پْراکْرِیت، هندی و مَراٹْھی. علاوه بر این، گاه لهجه‌‌های محلی مختلفی نیز در کتاب دیده می‌شود. البته تمام مطالب به خط گوروموکھی (Garmukhī) ــ که در زمان گوروانگد به‌عنوان خط رسمی سیکھ‌ها ترویج شده بود ــ نوشته شده است.

گوروارجن علاوه بر جمع‌آوری سروده‌های پراکندة گورونانک و سایر بھکتیها و صوفیان مسلمان، این اشعار را مطابق با مقامات موسیقی هندی که راگ (Rāg) نامیده می‌شوند ترتیب داد و آدی‌گْرَنْتھ را به سی‌ راگ تقسیم کرد. بعدها گوروگوبِندسینگھ نیز با افزودن یک راگ از بانی‌های گوروتِغ‌بھادر، تعداد راگ‌های آن را به‌ 31‌ رساند.

در حقیقت گوروارجن با آهنگین کردن قرائت کتاب آدی‌گْرَنْتھ، سنتی را ادامه داد که گورونانک با اقتباس از صوفیان مسلمان بنا نهاده بود. گورونانک همواره از موسیقی به‌عنوان ابزاری مؤثر برای تبلیغ اندیشه‌‌ها و تعالیم خود بهره می‌گرفت.نانک هر گاه احساس می‌کرد که به او الهام می‌شود، فوراً از مُرید خود، مردانای نوازنده، می‌خواست که وی را در هنگام سرودن اشعارش با نواختن سازی به نام رباب همراهی کند (Sarbajandar Singh, 2004: 19) شاید دلیل این کار نانک این بوده است که وی قبلاً با بھکتیها و صوفی‌هایی که برای بیان تعلیماتشان از موسیقی به‌عنوان ابزاری تأثیر‌‌گذار استفاده می‌کردند، آشنا بوده و به کارکرد آن در جذب مخاطب و تأثیر بر او آگاه بوده است. به هر حال امروزه نزد سیکھ‌ها این متن مقدس با نام گوروگْرَنْتھ ‌صاحب، به‌عنوان کلام الاهی و گوروی جاودان شناخته می‌شود.

جایگاه والای گوروگْرَنْتھ ‌صاحب در آیین سیکھ وقتی برای ما بهتر روشن می‌گردد که به معبد سیکھها، که گوردوارا (Gurdwara) نام دارد، وارد می‌شویم؛ همة سیکھ‌ها بعد از ورود به گوردوارا با احترام خاصی در مقابل کتاب مقدس به خاک می‌افتند؛ برخی به سبک سجدة مسلمانان به خاک می‌افتند، برخی مانند هندوان یا بودائیان تمام قد به سینه دراز می‌کشند و برخی نیز خم می‌شوند و بینی خود را چند بار به زمین می‌مالند.

کتاب مقدس نه در قفسه‌ای در کتاب‌خانه یا حتی روی رحل بلکه روی یک سَریر پادشاهی با سقفی زیبا و سایبانی بر فرازش، قرار دارد و فردی در پشت کتاب با بادبزنی از موی گاو تبنی یا پر طاووس، به نشانة احترام و بندگی، آن را باد می‌زند! کتاب با پارچه‌های زیبا و زربفت پوشانده شده است تا جایی که در نگاه اول کتاب اصلاً دیده نمی‌شود. شب هنگام هم کتاب را با احترام خاصی بر روی تخت روان به اتاقی مخصوص برده، روی تخت خوابی زیبا می‌خوابانند و حتی روی آن را با پتو می‌پوشانند!

کسی که با اعتقادات سیکھها آشنا نباشد تصور می‌کند آنان واقعاً مشغول پرستش همین کتاب هستند؛ ولی در واقع تمام این کارها جنبة نمادین دارند و نشانة محوریت و جایگاه والای گوروگْرَنْتھ ‌صاحب در آیین سیکھ هستند. آنچه به گوروگْرَنْتھ ‌صاحب چنین جایگاهی می‌دهد، باور به تجلی خداوند در کلام است. سیکھ‌ها معتقدند خداوند از طریق کلام، که به آن گوربانی (Gurbanī) یا شَبَد (Shabad-Shabd) می‌گویند، از طریق پیشوایان سیکھ‌ و همچنین عرفا و بهکتی‌های هندو و مسلمان تجلی کرده است؛ به همین دلیل گوروگْرَنْتھ ‌صاحب که دربرگیرندة این کلمات الاهی است، نمونه‌ای کامل از گوربانی و تجلی تام کلام الاهی محسوب می‌شود.

poQI prmysr kw Qwnu ]

پَوْتھی پرمِسَر کا تھان

کتاب مقدس جایگاه خدای برترین است (Guru Granth Sāhib, Sarang, Mahlā5: 1226).

این شَبد نشان‌دهندة جایگاه خاص کتاب گوروگْرَنْتھ ‌صاحب در آیین سیکھ است طبق بیان اینشَبد کتابِ مقدس گوروگْرَنْتھ ‌صاحب، نه فقط یک کتاب دینی بلکه در حقیقت محل تجلّی خداوند است. در شَبدی دیگر، گوربانی خودِ خداوند معرفی شده است:

gurmuiK bwxI bRhmu hY sbid imlwvw hoie ]

گورموکھی بانی بْرَھم ھے سَبدے مِلاوا ھَوْئے

کلام گورموکھ (عارف)[4] خود خداوند است. به واسطة شَبد، ما با او (خداوند) متحد می‌شویم (Ibid, Sri Rāg, Mahlā3: 39).

 

سیکه‍‌ها معتقدند هنگامی‌که به گوردوارا می‌روند و در حضور گوروگْرَنْتھ ‌
صاحب
قرار می‌گیرند یا به قرائت آهنگین کتاب مقدس (Kirtan) گوش
می‌سپارند، از همة لحظات دیگر به واھہ گورو[5] (خداوند) نزدیک‌تر هستند.
پس می‌توان گفت علت اصلی گورو دانستن کتاب مقدس گوروگْرَنْتھ ‌صاحب
این است که اولاً گوروگْرَنْتھ ‌صاحب از اشعار گوروها و بھکتیهایی
تشکیل شده است که اشعارشان بیان‌کنندة الهام ‌الهی[6] تلقی می‌شود. ثانیاً، خداوند
نیز از طریق کلامِ خود برای انسان جلوه‌گر شده است که این تجلی در این کتاب نمایان شده است.

vwhu vwhu bwxI inrMkwr hY iqsu jyvfu Avru n koie ]

واہُ واہُ[7] بانی نیرنکار ھِیْ تیس جِوڈ اور نَ کَوْئی

به به ! بانی (چهرة) خداونده بی‌شکل است، هیچ‌کس برتر از او نیست
(Ibid, Gujri ki Vār, Mahlā3: 515).

 

طبق آموزه‌های سیکھ ذاتِ الهی برای انسان قابل درک و فهم نیست و از طرفی هم انسان برای عبادت خالصانه نیاز به شناخت و ارتباط با خداوند دارد، در نتیجه خداوند خود را به صورت کلام، شَبْدگورو، برای انسان آشکار کرده است. البته این امر، به معنی خدا بودن الفاظ و یا خود کتاب نیست[8] تا این مفهوم به اوتارہ[9] در آیین هندو تشابه پیدا کند. بلکه آنچه مد نظر سیکھها است مفهوم و معنی بانی‌هایی است که در گوروگْرَنْتھ ‌صاحب وجود دارد.

siqgur ivic Awpu riKEnu kir prgtu AwiK suxwieAw ]

ستگور وِچے آپ رکھِانُ کرے پرگٹ آکھے سونائیآ

خدا خود را در وجود ستگورو قرار داده است، او خود را آشکارا (در وجود ستگورو) نشان داده است.

siqgur imilAY sdw mukqu hY ijin ivchu mohu cukwieAw ]

ستگور مِلِآئِیْ سدا مُکتے ھِیْ جِنے وِچہُ مَوْہ چُکائیآ

رهایی ابدی با دیدار ستگورو که عشق درونی آدمی به این جهان را از میان برمی‌دارد، حاصل می‌شود (Ibid, āsā, Mahlā1: 466).

 

این شَبد از گوروگْرَنْتھ ‌صاحب می‌تواند شاهد دیگری بر این باور سیکھ‌ها باشد. طبق بیانی که در این شَبد ملاحظه می‌کنیم، خداوند خود را در وجود ستگورو قرار می‌دهد. با توجه به اینکه اَوَتارہ، تنزل یا تجسدِ الاهی در بدن انسانی، به شدت در تعالیم آیین سیکھ نفی شده است، بسیار بعید به نظر می‌رسد که منظور از این ستگورو یک گوروی انسانی باشد، بلکه آنچه محتمل‌تر به نظر می‌رسد این است که منظور همان گوروی حقیقی یعنیبانی باشد که خداوند خود را در آن برای انسان آشکار کرده است.

نکتة دیگری که در اینجا می‌توان بررسی کرد، انگیزة گوروی ‌دهم از تحویل مقام گورویی سیکھ‌ها، به کتاب آدی‌گْرَنْتھ است. در این باره دو دیدگاه عمده وجود دارد: دیدگاه اول دیدگاه محققان غیر‌سیکھ است. که معتقدند علت اصلی اینکه گوروگوبِندسینگھ کتاب آدی‌گْرَنْتھ را به‌عنوان جانشین خود بر گورگدی (تختی که گورو بر آن می‌نشست و پیروانش را ارشاد می‌کرد) نشاند دو واقعیت مهم بوده است: اولاً هر چهار پسر او در کودکی به دست مغولان کشته شده بودند و از نسل او کسی برای جانشینی‌اش وجود نداشت، ثانیاً او می‌دانست که بعد از مرگش بر سر مقام گورویی ــ که در آن زمان دیگر کاملاً حالت سلطنت به خود گرفته بود ــ جنگ و درگیری پیش خواهد آمد و این خطر بزرگی برای آیین سیکھ محسوب می‌شد؛ چراکه امکان داشت حاکمان مغول که همیشه در جست‌وجوی فرصتی برای نابود کردن آیین سیکھ بودند، با استفاده از این اختلاف این آیین را نابود کنند. پس او بهترین راهی را که از این اختلافات جلوگیری می‌کرد برگزید و خاتمه یافتن سلسلة گوروهای انسانی و تحویل مقام گورویی به گورشبد که در کتاب گوروگْرَنْتھ ‌صاحب موجود بود را اعلام کرد.

اما دیدگاه دومی هم وجود دارد که با باور پیروان آیین سیکھ تناسب بیشتری دارد. طبق باور آنان، تحویل مقام گورویی به کتاب گوروگْرَنْتھ ‌صاحب به حکمِ الهی انجام شد و حکمت اصلی آن تکمیل نزول گوربانی، به‌عنوان گوروی حقیقی سیکھ‌ها بوده است. دانشمندان سیکھ به‌شدت با نظر آن دسته از محققان که انگیزة گوروی دهم از تحویل مقام گورویی به کتاب مقدس را نداشتن فرزند و وارثی از نسل خودش تلقی می‌کنند، مخالفت می‌کنند؛ چراکه به عقیدة آنان مقام گورویی، هیچ ارتباطی به نسل یا خانوادة گورو ندارد و گوروی دهم نیز می‌توانست مانند گورونانک که یکی از شاگردانش را، به جای فرزندانش، به مقام گورویی منسوب کرد، شاگرد یا مُریدی را به این مقام برگزیند.

به هر حال می‌توان گفت جایگاه گوروگْرَنْتھ ‌صاحب به‌عنوان قلب ایمان سیکھ از دو باور مهم سیکھ‌ها نشئت می‌گیرد‌: نخست، عقیده به گوربانی به‌عنوان تنها تجلی قابل درک خداوند برای مؤمنین و اینکه کتاب گوروگْرَنْتھ ‌صاحب مجموعة جامعی از این گوربانی‌هاست و دوم، انتصاب رسمی کتاب مقدس به‌عنوان گوروی جاوید سیکھ توسط گوروی دهم.

 

بخش‌های مهم گوروگرنته‍ صاحب

محتوای گوروگْرَنْتھ ‌صاحب بیشتر مباحث عرفانی، و دعا و نیایش است. مهم‌ترین بخش‌های این کتاب عبارت‌اند از:

1. جپ‌جی صاحب (Japjī Sāhib): واژة «جَپ» به معنی ذکر است. این شعر که هفت صفحة آغازین کتاب مقدس سیکھ را به خود اختصاص داده، شامل 38 قطعة بلند و بی‌قاعده است که به آن سْلوک (Slok) می‌گویند. جپ‌جی صاحب که سرودة گورونانک است در نیایش صبحگاه سیکھ‌ها خوانده می‌شود.

2. سُدَر رَہ راس (Sodar Rah Ras): واژة «سُدَر» نام سبک خاصی از شعر در زبان هندی است، «رَہ» به معنی اجرا کردن و «راس» ‌نیز به معنی خواندن آهنگین است. این شعر که تقریباً شامل چهار صفحه از کتاب مقدس است، در اصل سرودة گورونانک است ولی بعدها ابیاتی از گورورام‌داس و گوروارجن نیز به آن افزوده شده است. سیکھ‌ها از این شعر به‌عنوان نیایش شامگاهی خود استفاده می‌کنند.

3. کیریتی سُھیلا (Kiriti Sohila): واژة «کیریتی» از ریشة سنسکریت «کیرتی (Kirti)» به معنی ستایش و «سُھیلا» به معنی نغمة شادی است. این شعر که کمی بیش از یک صفحه است سرودة گورونانک و چند تن از جانشینان او است. هر سیکھ متدین ملزم است قبل از خواب این شعر را بخواند.

باقی گوروگْرَنْتھ ‌صاحب به 31 بخش تقسیم شده است.[10]

 این قسمت‌ها شامل 1339 صفحه از کتاب مقدس سیکھ است که اشعار گوروها و بھکتی‌ها را دربردارد.

4. بھُگ (Bhog): این واژه در سنسکریت به معنی شریک بودن در چیزی، به کار می‌رود، ولی در اصطلاح آیین سیکھ این واژه به اشعاری اطلاق می‌شود که در انتهای کتاب مقدس قرار دارند. این بخش که با چهار سْلوک به زبان سنسکریت از گورونانک آغاز می‌شود، با اشعاری از گوروارجن و بھکتی‌های هندو و مسلمان مانند کبیر و شیخ فرید ادامه پیدا می‌کند.

5. بھُگ کی بانی (Bhog ki Bānī): به معنی شعر پایانی. این بخش شامل هفت صفحة انتهایی گوروگْرَنْتھ ‌صاحب است (Dogra, 1997: 3).

 

دَسَمْ گْرَنْته‍ (Dasam Granth)

نام کامل این کتاب «دَسوِن پاتشاہ کا گْرَنتھ (Dasven Pātshah kā Granth)» به معنی کتاب دهمین پادشاه است که به اختصار دَسَمْ گْرَنْتھ نامیده می‌شود. این کتاب مجموعه‌ای از اشعار منسوب بهگوروگوبِندسینگھ، گوروی دهم سیکھ، است که نخستین بار بعد از درگذشت او توسط بھایی منی سینگھ (Bhai Mani Singh)، یکی از اصحاب نزدیک وی، در سال 1734 تدوین شده است.

محتوای کتاب بیشتر شامل سه موضوع مهم اساطیر، نکات اخلاقی و شرح زندگی گوروی دهم است. سیکھها تمام اشعار دَسَمْ گْرَنْتھ را سرودة شخص گوروی دهم می‌دانند؛ ولی مطابق دیدگاه برخی از محققان غیرسیکھ، بخش عمده‌ای از این کتاب سرودة اطرافیان و اصحاب گوروی دهم است؛ (Doniger, 1999: 279) چراکه در بارگاه او در شهر انندپور تقریباً پنجاه و دو شاعر و حماسه‌سرای بزرگ حضور داشتند که مهم‌ترین آنها شاعری فارسی‌سرا به نام بھایی نَندلال (Bhai Nandlal)، متخلص به گویا (Goya) بوده است که دیوان شعرش نزد سیکھها از جایگاه دینی بسیار بالایی برخوردار است
(Singh Mansukhani, nd: 114).

بخش‌های مهم دَسَمْ گْرَنْته‍

1. جاپ صاحب (Jāp Sāhib): این بخش قسمتی از نیایش صبحگاهی و مراسم تعمید نوکیشان را تشکیل می‌دهد. این شعر مجموعه‌ای از ابیات موزون در ستایش خداوند است. جاپ صاحب از 199 بند به چندین زبان مختلف، مثل سنسکریت، فارسی، عربی، هندی و پنجابی تشکیل شده است. جایگاه جاپ صاحب در دَسَمْ گْرَنْتھ همانند جپ‌جی صاحب در گوروگْرَنْتھ ‌صاحب است. گوروگوبِند سینگھ در این شعر دست به ابتکار جالبی زده است، او که به زبان‌های سنسکریت، پنجابی و فارسی مسلط بود و با زبان عربی آشنایی داشت، واژگان فارسی و سنسکریت را با کلمات عربی در هم آمیخت و ترکیبات جدیدی پدید آورد، مانند: «کہ سَربَن کلیمِہ، کہ پَرَمن فھیمہ» (Ki Saraban Kalīmai, Ki Paraman Fahīmai) در این بیت دو واژة سنسکریت سَربَن و پَرَمن با دو واژة عربی کلیم و فهیم ترکیب شده و به معنی فصیح‌ترین و داناترین به‌کار رفته است و یا «اَ» و «اَن» را که در سنسکریت برای نفی به‌کار می‌روند و به‌عنوان پیشوند در آغاز کلام می‌آیند، برای کلمات فارسی و عربی به‌کار برد، مانند: اَمَجَبہ (Amajabe) (اَ + مجَب «مذهب») به معنی بدون دین و اَنرَنجہ (AnRanj) (اَن + رَنجہ «رنج») به معنی بدون رنج (Harbans Singh, 2001: 1/515).

2. بَچیترا ناتَک (Bachitra Nātak)، به معنی نمایش‌نامة شگفت‌آور (wonderful drama)، این بخش شبیه به نوعی نمایش‌نامه است که در آن گوروگوبِند سینگھ اهداف و آرمان‌های خود را بیان می‌کند.

3. مجموعه‌ای از اشعار در ستایش خداوند یگانه، شامل اکال اوستات (Akāl Ustat)، شَبَد ھزارہ (Shabad Hazāre)، تتیس سْویہ (Tattees Swayya).

4. ظفرنامہ، این بخش در حقیقت نامه‌ای است موزون به زبان فارسی که گوروی دهم خطاب به اورنگ زیب امپراتور مغول نوشته است و اورنگ زیب را به سبب ستمکاری‌اش بسیار نکوهش کرده است (Singh Mansukhani, 1988: 114).

 

مقایسه محتوای گوروگْرَنْته‍ ‌صاحب و دَسَمْ گْرَنْته‍

اگر کتاب مقدس گوروگْرَنْتھ ‌صاحب را با دَسَمْ گْرَنْتھ مقایسه کنیم به شباهت‌ها و اختلافاتی برمی‌خوریم. نخستین شباهت مهم این دو کتاب دیدگاه‌شان در مورد خداوند است: هر دو کتاب خداوند یگانه را به‌عنوان موجودی برتر، بدون جسم و شکل، رحیم و مهربان، متشخص جاودان و مافوق اندیشة انسان معرفی می‌کنند. یکی دیگر از شباهت‌های گوروگْرَنْتھ ‌صاحب و دَسَمْ گْرَنْتھ، انحصار راه نجات در ذکر و تمرکز بر نام خداوند، و بی‌اعتبار دانستن دیگر راه‌های نجات است. در دیدگاه انجام‌شناسی، هر دو معتقد به قانون کرمہ و تناسخ ارواح هستند و در دیدگاه اجتماعی نیز به‌شدت نظام برتری طبقاتی را نفی می‌کنند و از لحاظ جنسیت نیز زن و مرد را برابر می‌دانند. یکی از دیگر شباهت‌ها نیز این است که هرچند مطالب آنها به زبان‌های مختلفی است، ولی برای نگارش همة آنها از رسم‌الخط گورموکھی استفاده شده است.

اما مهم‌ترین تفاوت گوروگْرَنْتھ ‌صاحب و دَسَمْ گْرَنْتھ را می‌توان در لحن اشعار آنها دانست؛ بیشتر اشعار مندرج در گوروگْرَنْتھ ‌صاحب لحنی بسیار آرام و عرفانی دارند و انسان را به تسلیم محض در برابر اردة الاهی ترغیب می‌کنند، این در حالی است که اشعار دَسَمْ گْرَنْتھ دارای لحنی بسیار حماسی و پرشورند. حتی در دَسَمْ گْرَنْتھ آموزة دْھَرم یودھ (Dharam Yudh) به معنی جنگ برای آیین مطرح می‌شود که از برخی جهات شبیه جهاد در اسلام است. در گوروگْرَنْتھ ‌صاحب بیشتر بر حقیقت مطلق بودن خداوند تأکید می‌شود، در حالی که در دَسَمْ گْرَنْتھ خداوند بیشتر به‌عنوان موجودی دادگستر و مشوق مبارزه با ستمگری و تعصب تصویر شده است. شاید بتوان گفت در گوروگْرَنْتھ ‌صاحب صفت رحمت الاهی غلبه دارد و در دَسَمْ گْرَنْتھ صفت قدرت الاهی (Dogra, 1997: 8).

 

وارانبهایی گورداس(Varan Bhai Gurdas) ودیوانبهایی نندلال(Dīwan Bhaī Nand Lāl)

این دو مجموعه شعر متعلق به دو تن از بزرگان آیین سیکھ است که در نظر سیکه‍ ها آثاری صرفاً ادبی و هنری، نیستند بلکه منبعی دینی قلمداد می‌گردند. واران بھایی گورداس مجموعه اشعاری شامل 39 قطعه شعر (وار)[11] است که توسط یکی از اصحاب و خویشان‌گوروی پنجم،گوروارجن، به نام بھایی گورداس (Bhai Gurdas) (1551ـ 1636) سروده شده است. نام اصلی او پْرَتْھَم بود، ولی به سبب علاقة زیاد و اطاعت محض از گورو به گورداس، به معنی بندة گورو، مشهور شد. او نوة سومینگورو، گوروامرداس، بود؛ به همین دلیل گوروها او را با لقب عموی بزرگ می‌خواندند و به او بسیار احترام می‌گذاشتند.

گورداس عمری طولانی داشت و شاهد دوران چهار گورو، از گوروی سوم تا دورانِ گوروی ششم بود (Singh Seti, 2003: 64). گورداس فردی دانشمند و مسلط به زبان‌های مختلفی مثل پنجابی، هندی، سَنسکریت و فارسی بود و در شاعری نیز مهارت داشت. به فرمانگوروارجن اولین نسخة کتاب مقدس آدی‌گْرَنْتھ توسط او جمع‌آوری و نوشته شد. گورداس یکی از نویسندگان جنم‌ساکھی نیز محسوب می‌شود
(McLeod, 2002: 91).

سروده‌های او چنان جایگاهی در آیین سیکھ دارد که گوروی پنجم اشعار بھایی گورداس را به لقب «گوربانی دی کونْجی» (Gurbānī dī Kunjī / gurbwxI dI kuMjI) به معنی کلید فهم اشعار کتاب مقدس گوروگرنتھ صاحب ملقب کرد. به همین دلیل با اینکه سروده‌های او در کتاب مقدس درج نشده است، ولی در معابد سیکھ همانند اشعار کتاب مقدس در کیرتَن[12] خوانده می‌شوند.

مضمون این اشعار توضیح و تفسیر معارف، اخلاقیات، اصطلاحات مهم الاهیات، و مهم‌ترین آموزه‌های گوروها مانند: سَنگت، ھَومِی، گورموکھ، منموکھ و... است؛ مثلاً در نخستین وار ــ که از همه طولانی‌تر است ــ جریان خلقت جهان و چهار دورة جهان (یوگہ)[13] تشریح شده، پس از آن عواقب مشکلات اخلاقی انسان که در دنیا به‌‌صورت افزایش گناه (پاپہ / Pāpa) جلوه می‌کند بیان شده است (Harbans, Singh, 2001: 4/411).

دیوان بھایی نَنْدلال یکی دیگر از منابع مهم دینی آیین سیکھ محسوب می‌شود. این دیوان شعر را بھایی نَنْدلال (Bhāi Nand Lāl) (1633ـ 1713) که از مریدان و شاگردان گوروی دهم، گوروگوبِند سینگھ، بود سروده است. او از شعرای بزرگ و محبوب آیین سیکھ است که اشعارش مانند بھایی گورداس تبیین‌کنندة اعتقادات بنیادین این آیین قلمداد می‌شود. او کاملاً به زبان فارسی مسلط بود و به آن بسیار علاقه داشت، به همین دلیل تمام اشعارش را، به استثنای یکی از آنها به نام جُتی بیگاس (Joti Bigās)، به زبان فارسی سرود؛ البته تمام اشعار این دیوان نیز به رسم‌الخط دینی این آیین، گورموکھی (Gurmukhi)، نوشته شده است. تخلص شعری او «گویا» است؛ به همین دلیل به نام نندلال گویا نیز مشهور است (Mcleod, 1999: 81 & Harbans Singh: 3/195).

 

جنم‌ساکهی‌ها(Jamansākhi)

واژة جَنَم‌ساکھی از دو بخش، جَنَمْ به معنی زندگی و ساکِھی که از ریشة سَنْسکریت «ساکشیہ» (Sākśya) و به معنای گواه، دلیل و داستان است تشکیل شده است؛ بنابراین معنی این واژه در زبان پنجابی «داستان زندگی» است (Harbans Singh, 2001: 2/337). در اصطلاح جَنَم‌ساکھی به مجموعة گزارش‌هایی از سیرة زندگانی گورونانک اطلاق می‌شود که توسط پیروان وی سینه به سینه نقل شده و بعدها در مجموعه کتاب‌هایی جمع‌آوری شده است. این زندگی‌نامه‌ها در زمان‌های متفاوت و بر طبق روایات مختلفی، پس از در‌گذشت گورونانک به ثبت رسیده‌اند، ولی راوی بیشتر آنها شخصی به نام بھای‌بالا[14] است (Ramesh Chander Dogra, 1997: 230). برای نگارش جَنَم‌ساکھی‌ها از خط گوروموکھی و زبان‌های پنجابی و سادھُو‌کاری (Sādhukāri) یا سَنْت‌بھاشا[15] استفاده شده است.

امروزه چهار جَنَم‌ساکھی مشهور و معتبر موجود است که عبارت‌اند از: پُراتنجَنَم‌ساکھی (Puratan Janamsākhī) ــ که به نام وِلایت والی جنم‌ساکھی (Viāitvālī Janamsākhī) نیز نامیده می‌شود، بھای‌بالاجَنَم‌ساکھی (Bhāi Bālā Janamsākhī)، مِھرْبان‌ جَنَم‌ساکھی (Miharban Janamsākhī) و مَنی‌سینگھجَنَم‌ساکھی (Mani Singh Janamsākhī) ــ که با نام گیان رَتَنَوالی (Giān Ratanāvālī) نیز شناخته می‌شود (Owen Cole, 1984: 166 & Bowker, 1997: 490). از نظر محتوا، تمام جَنَم‌ساکھی‌های موجود صرفاً به زندگی گورونانک پرداخته‌اند و هیچ‌کدام از نُه گوروی بعدی را شامل نمی‌شوند.

به نظر می‌رسد در جَنَم‌ساکھی‌ها بیشتر بر استفاده از الفاظ زیبا و ادبی تأکید شده است؛ چراکه بسیاری از داستان‌هایی که در آنها نقل شده چندان دقیق نیستند؛ مثلاً اسامی اماکن دقیقاً مشخص نیست. از طرفی، برخی از وقایعی که در جَنَم‌ساکھی‌ها دربارة گورونانک بیان شده توسط منابع تاریخی دیگری که در دوران گورونانک نگاشته شده‌‌اند تأیید نمی‌شوند. شاید علت این امر این باشد که جَنَم‌ساکھی‌ها مدت‌ها پس از زمان حیات گورونانک، در حدود قرن هفدهم میلادی، نگاشته شده‌اند. در حقیقت جَنَم‌ساکھی‌ها صرفاً بازگوکنندة وقایع تاریخی مربوط به زندگی گورونانک نیستند، بلکه این مجموعه روایاتْ بیان‌کنندة ایمان جامعة سیکه‍ (panth) به ماهیت ماورایی و خارق‌العادة گورونانک و نشان‌دهندة اعتقاد آنان به آیین خود است (Owen Cole, 1997‌: 87). هرچند دقیقاً معلوم نیست که قبل از نگارش جَنَم‌ساکھی‌ها منابع تاریخی دیگری از زندگی گورونانک موجود بوده است یا‌ نه، ولی مسلم است که جَنَم‌ساکھی‌ها جزو قدیمی‌ترین منابع روایی‌ای هستند که دربارة زندگیگورونانک در اختیار داریم.

از میان جَنَم‌ساکھی‌های چهارگانه، پُراتن جَنَم‌ساکھی از همه قدیمی‌تر است. نخستین بار این جَنَم‌ساکھی را در سال 1872 یکی از هندشناسان کمپانی هند شرقی در کلکتہ کشف کرد. بعدها شاعر و دانشمند بزرگ پنجابی بھای‌ویرسینگھ (1872ـ1957) با مطالعه و مقایسة این جَنَم‌ساکھی با دیگر جَنَم‌ساکھی‌های موجود، نسخة نهایی آن را تهیه کرد که در سال 1926 به نام پُراتنجَنَم‌ساکھی، به معنی جَنَم‌ساکھی باستانی، منتشر شد (Owen Cole‌, 1989: 167). با توجه به شواهد بسیار می‌توان گفت این نسخه از جَنَم‌ساکھی قدیمی‌ترین جَنَم‌ساکھی است. البته با توجه به برخی از اشاراتی که در متن وجود دارد، به نظر می‌رسد این جَنَم‌ساکھی نیز حدود هشتاد سال بعد از درگذشت گورونانک نوشته شده باشد. البته این امکان وجود دارد که زندگی‌نامه‌های دیگری نیز قبل از این جَنَم‌ساکھی نوشته شده باشند ولی به دست ما نرسیده باشند.

تنها جَنَم‌ساکھی‌ای که مصنف مشخصی دارد، جَنَم‌ساکھی‌سوڈھی‌مھربان است. این جَنَم‌ساکھی به نام سوڈھی‌مھربان، نوة گوروی‌چهارم،گورورام‌داس، است. ولی با توجه به اینکه پدر او پْرِتھی‌چَند (Prethi Chand) که فرزندگورورام‌داسبود، با پدر‌بزرگش اختلاف داشت و در دربار مغولان خدمت می‌کرد، جَنَم‌ساکھی او از اعتبار زیادی برخوردار نبود. ولی هنگامی که دکتر گنڈا‌سینگھ، از دانشمندان بزرگ سیکھ، آن جَنَم‌ساکھی را نسخة قابل اعتمادی معرفی کرد، در نزد عوام سیکھ مقبولیت یافت. امروزه در تحقیقاتی که در زمینة تاریخ آیین سیکھ انجام می‌شود، حداقل در مورد تاریخ تولد گورونانک، مِھْرْبانجَنَم‌ساکھی یکی از مهم‌ترین منابع محسوب می‌شود. دوران تصنیف مِھْرْبان‌جَنَم‌ساکھی حدوداً هم‌عصر با پُراتن‌جَنَم‌ساکھی است.

سومین جَنَم‌ساکھی مشهور، بھای ‌بالا‌جَنَم‌ساکھی است. این نسخه از جَنَم‌ساکھی تا پیش از کشف پُراتنجَنَم‌ساکھی به‌عنوان تنها منبع مستند و مورد قبول بود؛ چراکه نویسندة آن یعنی بھای‌بالا در دوران گورواَنْگَد زندگی می‌کرده و از نزدیکان وی محسوب می‌شده است. در نهایت چهارمین و متأخرترین ‌جَنَم‌ساکھی، جَنَم‌ساکھیمَنی‌سینگھ است (سینگھ، 1975: 15).

 

 



[1]. البته در آیین سیکھ فرقه‌هایی نیز وجود دارند که در کنار کتاب مقدسِ گوروگرنتھ صاحب، فردی را نیز به‌عنوان گورو و جانشین گوروهای پیشین می‌پذیرند، این گروه از سیکھ‌ها نامْدْھاری (Nāmdharī) و ‌نیرَنکاری (Nirankārī) نام دارند. ولی بحث اصلی ما در این تحقیق، اکثریت قریب به اتفاق سیکھها است که به سیکھهای خالصا مشهور هستند.

[2]. Srī, Śrī؛ پیشوندی برای احترام، معادل حضرت یا عالی‌جناب.

[3]. Jī؛ پسوندی است که در اکثر زبان‌های هندی، از جمله پنجابی، برای احترام بعد از اسم آورده می‌شود.

[4]. در اینجا تذکر این نکته ضروری است که مفهوم بانی در آیین سیکھ همچون وحی در دین اسلام نیست. در اسلام دریافت وحی مختص حضرت پیامبر اکرم (ص) است ولی در باور سیکھ دریافت بانی منحصر به فرد خاصی به‌عنوان گورو نیست، بلکه هر فردی از هر دین و آیینی می‌تواند خود را به مقام گورموکھ (فانی فی الله) برساند و صلاحیت دریافت بانی را پیدا کند. به همین دلیل است که در کتاب گورو گرنتھ صاحب سروده‌های عرفای مسلمان و هندو با عنوان بھگت بانی در کنار سروده‌های گوروها به‌عنوان کلام الاهی درج شده است.

[5]. Wahi Guru؛ نامی که معمولاً در نیایش‌های این آیین برای نامیدن خداوند به‌ کار می‌رود. این کلمه از دو بخش «واھے» به معنی شگفت‌آور و «گورو» که در اینجا به معنی خداوند است تشکیل شده است بنابراین معنی این کلمه «خدای شگفت‌انگیز» (Wonderful God) است.

[6]. البته با توجه به تفاوت‌هایی که بین مفهوم پیامبر در اسلام و گورو در سیکھ وجود دارد، به هیچ وجه نمی‌توان مفهوم گوربانی یا شبد در آیین سیکھ را معادل وحی در اسلام دانست.

[7]. واهُ واهُ، لفظی است که معمولاً در فرهنگ هندی برای ابراز شادی و خوشی به کار می‌رود، تقریباً معادل «به به» در فارسی.

[8]. کتاب گوروگْرَنتھ صاحب تا وقتی که قابلیت قرائت بانی را داشته باشد با احترام نگهداری می‌شود اما زمانی که بر اثر مرور زمان کهنه و فرسوده شد و امکان استفاده از آن نبود، آن را سوزانده و از بین می‌برند. اگر در نظر سیکھ‌ها خود الفاظ و یا کتاب تجلی خدا دانسته می‌شد، معنی نداشت که آن را از بین ببرند. البته این به معنای آن هم نیست که جسم فرسودة کتاب و الفاظ آن هیچ احترامی ندارد و با سایر اشیا در یک عرض است.

[9]. Avtara؛ تجسد خداوند در زمین. به عقیدة هندوان ویشنو ده تجسد در زمین داشته است.

[10]. Sri Rāg, Maja, Gauri, Āsā, Gujri, Dev Gandhāri, Bihagra, Wad Hans, Sorath (Sort), Dhanasri, Jait Sri, Todi, Bairari, Tailang, Sudhi, Bilwal, Gaund, Rām Kali, Nat Narayan, Mali Gaura, Maru, Tukhari, Kedara, Bhairon, Basant, Sarang, Malhār, Kanhra, Kalian, Parbhāti (Patbhāti), Jai Jaiwanti

[11]. Var؛ اشعاری که بر اساس داستان یا افسانه‌ای سروده شده باشد.

[12]. Kirtan؛ خواندن آهنگین سرودهای مقدس.

[13]. Yuga؛ ادوار چهارگانه که ‌ماھا‌‌‌یوگہَ (Mahayuga) نامیده می‌شود، دارای چهار عصر است:‌ کریتایوگہَ (Krtayuga) ترتایوگہَ (Tretayuga) دواپارایوگہَ (Dvaparayuga) کالی‌یوگہَ (Kaliyuga). رک: ادیان و مکتبهای فلسفی هند، داریوش شایگان، جلد اول، ص281.

[14]. Bhāī Bālā؛ بهایی بالِه (Bhāī Bāle) نیز تلفظ می‌شود. به باور سیکھها او مرید و همسفر وفادار گورونانک بوده است.

[15]. Sant bhasha‌؛ معنی لغوی این کلمه زبان سَنْت‌هاست. چراکه این زبان بیشتر در میان بزرگان و عرفای مناطق شمالی هند که سَنْت نامیده می‌شدند رواج داشته است.

سینگھ، هربنس (1975)، گورونانک، محمد حسن، هند‌: انتشارات پنجابی یونیورسیٹی، پٹیالا، پنجاب‌، (اردو).

Bowker, John (1997), The Oxford Dictionary of World Religions, OxfordUniversity Prees, OxfordNew York.

Dogra, Ramesh Chander & Singh Mansukhani, Gobind (1997), Encyclopaedia Of Sikh Religion and Culture, Delhi: Vikas Publishing House PVT LTD.

Doniger, Wendy (1999), Encyclopedia of World Religions, Merriam-webster, Incorporated, USA.

McLeod, W. H. (2002), Historical Dictionary of Sikhism, Oxford, UK.

__________ (1999), Sikhs and Sikhism (The Sikh Scriptures), OxfordUniversity.

Owen Cole, W. & Piara Singh Sambhi (1997), A popular Dictionary of Sikhism‌, Curzon Press, United States of America.

__________ (1984), Sikhism and Its Indian Context 1469, 1708, D.K. Agencies, Ltd H12‌, Balinagar, New Delhi.

Singh Mansukhani, S. Gobind (1968), Introduction to Sikhism Sikhism; 125 queseion and asnwerson Sikhism, 2drev. ed. New Dehli: Indiabook House.

Singh Seti, Harjindar (2003), So sawal So jawab, Akalan, Mumbai, (Hindi).

Singh, Harbans (2001), The Encyclopaedia of Sikhism, PunjabiUniversity, Patiala.

Singh, I. J. (1997), Sikhs and Sikhism A View With a Bias, Manohar, New Delhi.

Singh, Sarbajandar (2004), Dur kI bwxI (Dhur ki Bāni), Sikh foundation lajpat nagar,1, New Delhi, INDIA, (Gurmukhi).