کتاب‌شناسی سورن کیرکگور

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار پژوهشکده ادیان و مذاهب وابسته به دانشگاه ادیان و مذاهب

چکیده

اشاره
سال 2013 میلادی در جامعه علمی دنیا به نام «سال کیرکگور» نام‌گذاری شده است. دلیل این نام‌گذاری دویستمین سال تولد اوست. او هم پدر فلسفۀ اگزیستانسیالیستیاست و هم به تعبیر خودش (که آن را دربارۀ ابراهیم (ع) به کار برد) شهسوار ایمان است؛ چرا­که رسماً آغازگر رویکرد ایمان­گرایی در الاهیات مسیحی است. بیشتر دپارتمان­های فلسفی، دین­پژوهی و یا الاهیاتی دنیا در این سال به نوعی به موضوع کیرکگور پرداخته­اند. برخی از گروه­های فلسفه با فراخوان مقاله، همایش‌هایی را تشکیل می‌دهند. دیگر گروه­های الاهیات مسیحی یا دین­پژوهی، کارگاه­ها یا نمایشگاه­هایی از آثار مربوط به او یا تفکرات برگرفته از او تشکیل می­دهند. متأسفانه علی­رغم فعالیت­های گستردۀ مجامع علمی دنیا برای بزرگ‌داشت سال کیرکگور، در ایران شاهد هیچ‌گونه تحرکی از سوی گروه­های فلسفه، الاهیات یا دین­پژوهی نیستیم. این مقاله بنا دارد، در سال کیرکگور، با عرضۀ کتاب‌شناسی توصیفی او، در یادکرد او سهیم باشد و به نوبۀ خود سهم جامعۀ علمی ایران را ادا کند. کیرکگور 56 تألیف در قالب کتاب و مقاله دارد که در این نوشته تمامی آنها به اختصار معرفی می‌شود.
 

مقدمه

کیرکگور متولد پنجم ماه می 1813 در شهر کپنهاگ در کشور دانمارک و درگذشته به سال 1855 در همان‌جاست. فلسفه اگزیستانسیالیستی و الاهیات ایمان­گرایانه مسیحی وامدار اندیشۀ اوست. وی در طول عمر 42 سالۀ خود 56 تألیف دارد. می­توان این آثار را به پنچ دوره تقسیم کرد: دورۀ اول، آثار گذار به سوی فلسفۀ اگزیستانسیالیستی؛ دورۀ دوم، آثار با نام­های مستعار؛ دورۀ سوم، آثار با نام­های واقعی؛ دورۀ چهارم، آثار انتقاد صریح به مسیحیت رسمی؛ دورۀ پنجم، نامه‌ها، اسناد، یادداشت‌ها، مجلات و مقالات.

دورۀ اول: آثار گذار به سوی فلسفۀ اگزیستانسیالیستی (1834-1842)

ویژگی این دسته آثار پرداختن به موضوع سیاست و اجتماع است. البته کیرکگور سیاست­دان یا مصلح اجتماعی نیست، بلکه از رهگذر موضوعات سیاسی و اجتماعی درصدد نقد ایدئالیسم هگلی و معرفی فلسفۀ فردگرایانۀ اگزیستانسیالیستی خویش است.

1. «دفاعی دیگر از توانایی­های بزرگ زنان»[i]

این مقاله نخستین نوشتۀ رسمی کیرکگور و حرکتی برای دفاع از حق زنان در جامعه است؛ درواقع، واکنشی است در برابر این اعتقاد که زنان فقط برای امور خیاطی و آشپزی مناسب‌اند.

2. «ادبیات ژورنالی ما»[ii]

این مقالۀ سیاسی با فشار برای اصلاحات سیاسی مخالف است. کیرکگور اصلاحات را ذاتاً حرکتی سیاسی نمی­داند. وی معتقد است اصلاحات مقوله­ای سیاسی نیست؛ بلکه از سنخ فرهنگ است و با تغییر رویکرد سیاسی میسر نخواهد شد.

3. «اعتراضات بامدادی در مجلۀ کوبنهابن پوستن، شماره 43»[iii]

آرای سیاسی کیرکگور، منتقدی جدی در مجلۀ Kjøbenhavnsposten دارد. وی در این مقاله می­کوشد انتقاد این مجله را پاسخ گوید. او در اینجا اعلام می­کند که انسان بیش از آنکه موجودی سیاسی و اجتماعی باشد، موجودی فردی است و بیش از آنکه با سیاست سر و کار داشته باشد با الاهیات سر و کار دارد. انسان متشکل از روح است و حقیقت فقط برای روح اوست. حقیقت فقط برای فرد است.

4. «دربارۀ مجادلۀ روزنامه فادرلند»[iv]

در این مقاله کیرکگور بار دیگر بر عدم امکان اصلاح سیاسی با زور و فشار تأکید می‌کند. در اینجا او درصدد پاسخ دادن به دو سیاستمدار به نام‌های «اولرا لمان» و «یوهانس هاگ» است که رأیشان را در روزنامۀ فادرلند چاپ کرده­اند. آن دو به محدودیت آزادی معتقدند، اما اندیشۀ کیرکگور آزادیِ کامل انسان­هاست. وی معتقد است اصلاحات سیاسی باید از راهی غیر از محدودیت مردم فراهم شود.

5. «خطاب به اولرا لمان»[v]

این مقاله، آخرین مقالۀ سیاسی کیرکگور است که در آن بار دیگر به اصلاح سیاسی مبتنی بر فشار و جبر اولرا لمان و هانس هاگ انتقاد می­کند.

6. از میان نامه­های کسی‌که هنوز زندگی می­کند، هرچند به‌رغم میل او منتشر می‌شود[vi]

این مقاله، نخستین اثر فلسفی کیرکگور است. این اثر با در نظر گرفتن پیشینه آرای سیاسی او، که بر آزادی و فردیت دلالت دارد، شروعی برای فلسفۀ اگزیستانسیالیستی اوست. در واقع اعتراضی است به آثار هانس کریستین آندرسن، نویسندۀ معاصر کیرکگور در دانمارک. کیرکگور معتقد است آندرسن فاقد هر نوع فلسفۀ زندگی بوده و هرگز فردگرا نیست. آندرسن ایدئولوژی رومانتیک قرن نوزدهم را در آثارش عرضه می­کند. موضع کیرکگور این است که هر فردی برای خود اعتقادی دارد که با آن زندگی می­کند و محیط و جامعه، انسان را نمی­سازند. با این بیان، وجه نام­گذاری کتاب مشخص می­شود: فردی که هنوز زندگی می­کند.

7. جنگ گودال­های قدیم و جدید[vii]

کیرکگور در این کتاب که منتشر نشد و کامل نیز نوشته نشد، در قالب یک بازی، جوانی را به تصویر می‌کشد که دوست دارد سبک زندگی­اش عقلانی باشد. این جوان دنبال راهی است تا اینکه به فلسفۀ هگل رهنمون می­شود و ظاهراً کیرکگور می­خواسته در پایان، نارضایتیِ او را نشان دهد.

8. مفهوم استهزا با ارجاع به سقراط[viii]

این اثر، رسالۀ دکتری کیرکگور است و در آن به «استهزا» در تاریخ فلسفه، به ویژه استهزای سقراطی می‌پردازد. استهزا و ریشخند در فلسفۀ کیرکگور حالتی است که باعث گذر انسان از مرحلۀ وجود جمعی به وجود فردی اصیل می­شود. انسان زمانی که وجود توده­وار و غیر­فردی خود را به ریشخند می­گیرد، می­تواند از آن گذر کند. هگل در کار سقراط که جام شراب را در زندان سر می­کشد هیچ‌گونه استهزایی نمی­یابد، اما کیرکگور آن را سرشار از ریشخندی می­داند که باعث گذر سقراط به وجود اصیل خویش است. استهزا، لازمۀ ترک وجود غیراصیل و به‌دست‌آوردن وجود فردی اصیل‌ است. همان‌طور که علم بدون تردید به دست نمی­آید، زندگی اصیل نیز بدون استهزا به دست نمی­آید.

9. یادداشت‌هایی دربارۀ سخنرانی شلینگ در برلین[ix]

کیرکگور در این کتاب سخنرانی‌های شلینگ (1854-1775) را نقد می‌کند. شلینگ یک هگلی تمام­عیار است و کیرکگور مخالف ایدئالیسم و عقل­گرایی محض هگلی است. اساساً اعتراضات بعدی کیرکگور به مسیحیتِ رایج، بر دوش اعتراضات اولیۀ او به عقل­گرایی هگل استوار است.

10. اعتراف در جمع[x]

در این کتاب کیرکگور می­خواهد تحت نام واقعی خود بگوید که مسئولیت هیچ یک از آثاری را که با نام مستعار نوشته شده و به او منسوب است، بر عهده نمی­گیرد و هیچ نقشی در آنها نداشته است. البته شارحان معتقدند این امر مقدمه­ای است بر اینکه قصد دارد چنین کند و همه بدانند که آثارِ با نام مستعار از اوست، هرچند مسئولیت مطالب آن را بر عهده نمی­گیرد و آن را بر دوش خواننده می­گذارد؛ خواننده است که نوشتۀ او را انتخاب و باور می‌کند.

دورۀ دوم: آثار با نام­های مستعار (1843-1846)

ویژگی این دسته از آثار این است که مضمون فلسفۀ اگزیستانسیالیستی در آنها به­طور گسترده و کامل مطرح می­شود. این دوره، دورۀ ورود به الاهیات و دین است و به معرفی رویکرد کیرکگور در ایمان و اخلاق می‌پردازد. حقیقت انفسیِ ایمان و اخلاق ایمانی، مضمون مهم این دوره است. کیرکگور در این دوره، نوشتنِ با نام مستعار را آغاز می­کند.

11. یا این یا آن[xi]

نام مستعار او در این اثر ویکتور ارمیتا است. این کتاب در دو مجلد و در هشتصد برگ منتشر شد. نام این کتاب در راستای الگوی هگلی قانون تضاد و جایگزین است. این شکلِ کار است که تابع الگوی هگلی است؛ اما محتوای کار انتخاب انسان در میان حیات تذوقی و حیات اخلاقی است. قسمت «یا این» کتاب شامل نمونه­های فراوانی از زندگی دل­بخواهی و خودسرانه، و بخش «یا آن» کتاب شامل قانون­های اخلاقی و متعهدانه، همچون ازدواج و شغل، است. مؤلف قسمت اول کتاب، نامش «مرد جوان» است با نام اختصاری A و مؤلف بخش دوم کتاب نامش «قاضی ویلیام» است با نام اختصاریB . در بخش حیات تذوقی بیشتر از همه به عشقی اشاره می­شود که مرد جوان به یک زن پیدا می­کند و به همان سرعت از او دل می­کند و به دیگری دل می‌سپارد. اما در بخش حیات اخلاقی سخن از قاضی دادگاهی است که الگوی متعهدانۀ ازدواج را انتخاب کرده است. دربارۀ مرحله سوم حیات که مرحلۀ دینی یا ایمانی است، در این کتاب به صورت مستقیم چیزی بیان نشده، اما در آخر کتاب در قالب فصلی به نام «ما در ارتباط با خدا همیشه بر خطا هستیم» گویی اشاره­هایی به مرحلۀ دینی دارد که بعدها قرار است در آثارش آن را به تفصیل بیاورد.

12. «نویسندۀ کتاب این یا آن کیست؟»[xii]

کیرکگور این مقاله را یک هفته بعد از انتشار کتاب یا این یا آن با عنوان مستعار A. F. منتشر می­کند. شواهد گوناگونی را بر اساس ویژگی­های ظاهری و شکلی و نیز محتوای درونی کتاب می­آورد که مثلاً خود حدس بزند نویسندۀ آن کیست، اما درنهایت می‌خواهد بگوید چه اهمیتی دارد که نویسندۀ این کتاب را بیابیم، بلکه انتخاب میان این یا آن، بر عهده خود ماست.

13. «تشکر از پروفسور هایبرگ»[xiii]

این اثر مقاله­ای است نه چندان مهم که در آن از انتقادات هایبرگ بر کتاب یا این یا آن تشکر می­کند. نویسندۀ این مقاله، همان نویسندۀ کتابیا این یا آن، یعنی ویکتور ارمیتا، است. حرف مهم کیرکگور در مقاله این است که هایبرگ اساساً منظور او را متوجه نشده است.

14. «یک بیان کوتاه»[xiv]

این مقاله نیز همچون مقالۀ «اعتراف در جمع» و «نویسندۀ کتابیا این یا آن کیست»، می­خواهد خود را از مسئولیت نویسندگی این آثار دور سازد. البته رسالت اصلی مقاله، تبیین بیشتری دربارۀ کتابیا این یا آن است.

15. یوهانس کلیماکوس[xv]

نام «کلیماکوس» در این کتاب از واژه یونانی کلیماکوس به معنای «نردبان» در اثری به نام نردبانی به بهشت گرفته شده است. این کتاب در پی انتقاد به دیدگاه شک دکارتی است که برای رسیدن به وجود، راه شک را انتخاب می‌کند. کیرکگور معتقد است امکان ندارد از راه شک، به وجود موجود مطلق راه پیدا کنیم. اصولاً شک از نظر کیرکگور خنثا نیست؛ شک انتخاب طرف سلب است. شک خود نوعی ایجاب و پذیرش «نه» است. از این‌رو کلیماکوس در اینجا می­خواهد این نردبان را به دور بیندازد و بشکند. از نظر او، این نردبان به کار تأمل در وجود خدا نمی­آید. تأمل در وجود و به طریق اولی تأمل در وجود خدا، تأملی است آفاقی و با دستورالعمل شک دکارتی امکان­ناپذیر است. این کتاب در واقع مقدمه­ای است در حرکت به سوی حقیقت انفسیِ کیرکگور.

16. هجده گفتار سازنده[xvi]

کیرکگور در این کتاب مستقیماً سراغ اعتقادات دینی می­رود و دربارۀ هر یک، تردیدهای مهمی پیش می‌کشد؛ از جلمه اینکه اعتقاد ما به رستگاری آسمانی چقدر یقینی است؟ آیا این اطمینان در حدی است که پس از آنکه تمام زندگی خود را بر پایۀ آن بنا کردیم، شرمنده و پشیمان نشویم؟! کیرکگور قصد دارد در این کتاب نشان دهد که انتقادهای فلسفیِ سابق او به هگل و دکارت، در اصل غرض دینی دارد و او بیش از آنکه فیلسوف باشد الاهی­دان است.

17. ترس و لرز[xvii]

این کتاب شناخته­شده­ترین اثر کیرکگور است. او در آن به تفصیل، وارد ماجرای قربانی اسحاق به دست ابراهیم شده، به طور غیرمستقیم حیات ایمانی را به منزلۀ سومین ساحت زندگی پس از ساحت تذوقی و اخلاقی مطرح می­کند. البته این ساحت بعداً بیشتر به شکل مستقیم در آثار کیرکگور مکشوف می­شود. در واقع این اثر پرورش ادبی و هنری آن مسئله در ضمن ماجرای ابراهیم است. برای کیرکگور، ابراهیم پدر ایمان یا شهسوار ایمان است. او با تعلیق عقل خویش و اطاعت کردن از امر خدا به ساحت ایمانی می­رسد. این کتاب حاوی نظریۀ اخلاقی کیرکگور نیز هست؛ چراکه اخلاق عام عقلانی و هگلی را نفی کرده، اخلاق امر الاهی را مطرح می‌کند؛ آنجایی که ابراهیم با آنکه کشتن فرزند اساساً توجیه عقلی یا اخلاقی ندارد، صرفاً از امر خدا اطاعت می­کند. کتاب به شکل ادبی فوق­العاده­ای با تصویرسازی­های ناب از اضطراب و دغدغه­های اگزیستانسیالیستی ابراهیم نوشته شده و از این منظر اثری کلاسیک در فلسفۀ اگزیستانسیالیستی شمرده می­شود.

18. بازجویی[xviii]

این کتاب با نام مستعار «کنستانتین کنستانتوس» نوشته شده است. در آن ماجرای جوان عاشقی است که به عشقش پشت پا می­زند و با وجود عشق به دختر مورد علاقه­اش، از تصمیم ازدواج با او منصرف می­شود. دلیل او این است که فکر می­کند ازدواج کاری اخلاقی است و در ساحت اخلاقی جای دارد؛ اما او ساحت ایمان به خدا را انتخاب کرده و هر نوع دل‌بستگی، او را از خدا دور می­کند. نهایتاً کتاب درصدد است حیات ایمانی واقعی را با مفهوم «بازجویی» توضیح دهد؛ اینکه انسان در عین ترک همه چیز برای خاطر خدا، با ایمان خود مجدداً همه چیز را بازجوید. درست مثل ابراهیم که اگرچه اسحاق را برای خدا ترک کرد، اما با ایمان دوباره او را به دست آورد. از
نظر کیرکگور، ایمان کامل پس از حرکت ترک و تسلیم، حرکت بازجویی را نیز به
دنبال دارد.

19. پاره‌نوشت‌‌های فلسفی[xix]

این کتاب با نام مستعار «یوهانس کلیماکوس» نوشته شده و مهم­ترین اثر الاهیاتی کیرکگور است. او در این کتاب، دلایل رد استدلال آفاقی برای اثبات خدا را بیان می‌کند. وی به خاطر تعلیق وتعویق دلیل عقلی و تقریب وتخمین دلیل تاریخی، رویکرد آفاقی را کنار می­گذارد. بنابراین، ایمان به منزلۀ امری تناقض­آمیز پیش روی انسان است که او دربارۀ آن در خلأ معرفتی است. شرط به دست آوردن حقیقت، شورمندی و پذیرش تناقض مسیحیت است که تا انسان آن را فراهم نکند، از حقیقت محروم خواهد ماند. اساساً ایمان از سنخ گزاره و تعلیم نیست؛ از سنخ رابطه وجودی است.

20. مفهوم اضطراب[xx]

کیرکگور در این کتاب به احساس گناه می‌پردازد. گناه اولیۀ آدم، انسان را با آزادی و اختیار خود روبه­رو می­کند. اختیار، تولید اضطراب می­کند و اضطراب خود بر احساس گناه می­افزاید. کیرکگور معتقد است ایمان تنها چارۀ رهایی از احساس گناه است. درواقع اینجاست که الاهیات اگزیستانسیالیستی کیرکگور خود را ظاهر می‌کند.

21. مقدمات: برای کسانی که در حیات تذوقی به سر می‌برند[xxi]

نویسندۀ کتاب، نام مستعار «نیکولاس نوتبن» است. کیرکگور در این کتاب گفته­های کتابیا این یا آن را در قالب مثالی از زندگی نوتبن، نویسنده کتاب، از نو عرضه می­کند. نوتبن نویسنده­ای است که همسرش با نویسندگی او مخالف است و آن را مزاحم عشق نوتبن به او می‌داند. اما نوتبن نویسندگی را وظیفه خود می‌داند و به آن ادامه می‌دهد. لذت فراغت مظهر زندگی تذوقی و تعهد نویسندگی مظهر زندگی اخلاقی است. انتقادات به هگل و دکارت باز هم در این کتاب وجود دارد.

22. سه گفتار دربارۀ موقعیت­های مورد تصور[xxii]

این کتاب مقدمه­ای است بر کتاب بعدی کیرکگور که مراحلی در راه‌های زندگی نام دارد. او در این کتاب از سه مرحلۀ زندگی به روشنی بیشتری نسبت به کتاب یا این یا آن، سخن می­گوید. در کتاب یا این یا آن،اشارۀ روشنی به مرحلۀ سوم ایمانی نشده بود. به طور خلاصه، مرحلۀ تذوقی، زیستن برای خود، مرحلۀ اخلاقی زیستن برای دیگران و مرحلۀ ایمانی زیستن برای خداست.

23. مراحلی در راه‌های زندگی[xxiii]

این کتاب نیز سه نویسندۀ مستعار دارد: ویلیام آفهام، یک مرد متأهل، و فراتر تاسی تورنوس. کیرکگور در این کتاب با الگو گرفتن از رساله «مهمانی» افلاطون چند نفر فرضی را در جلسه‌ای گرد هم می­آورد تا سخن بگویند. پنج نفر از آنان میگسارند و درباره برداشت خود از عشق و زن سخن می‌گویند. سخنان آنان حاکی از زندگی‌ توأم با لذت و بی‌قید و بند است که آن مرحلۀ تذوقی است. این مرحله با عنوان «درباره شراب حقیقت» بخش اول کتاب است. فرد بعدی قاضی ویلیام است که در برابر سخنان آنان، از ازدواج و پای­بندی به اخلاق دفاع می‌کند و نام بخش مربوط به آن «نظریاتی پیرامون ازدواج در برابر اعتراضات» است و به آن مرحله اخلاقی گفته می‌شود. فرد آخر تاسی تورنوس است که از تجربه روان‌شناختی فردی به نام کویدام می‌گوید که ماجرای آن بر هم زدن پیمان زناشویی به خاطر برقراری و حفظ رابطه با خداست. این قسمت تحت نام «گناه­کار- بی‌گناه» آمده است و به آن مرحله دینی یا ایمانی گفته می‌شود. شخصیت کویدام دقیقاً بازسازی شخصیت خود کیرکگور است که به دلیل ایمان به خدا، نامزدش رگینا اولسن را رها کرد؛ و البته در کتاب بازجویی گفت که اگر ایمانش به خدا کامل بود، می­توانست نامزدش را هم نگه دارد یا به تعبیر خودش نامزدش را پس از آنکه برای خدا ترک می­گوید در همان لحظه به لطف ناممکن و معجزه‌آمیز خدا بازجوید.

24. «یک توضیح دوباره»[xxiv]

این مقالۀ کوتاه همچون مقالۀ «تبیینی کوتاه» و «نویسندۀیا این یا آن کیست؟»
بر این موضوع تأکید می­کند که نویسندۀ کتاب­ها لازم نیست شخص
شناخته­شده­ای باشد. وی می­کوشد میان خود و آثارش فاصله بیندازد تا هم
زندگی فردی­اش از نویسندگی­اش جدا باشد و هم خود مخاطبان مسئول
آنچه می­خوانند باشند. این اصرار در راستای تقویت فردیت فلسفه اگزیستانسیالیستی است.

25. «انتقاد شتاب‌زده»[xxv]

کیرکگور گویی نکاتی را دربارۀ جزییات کتابیا این یا آن از قلم انداخته بود و در این مقاله مایل است به آن جزییات بپردازد. این موضوع به دورۀ تذوقی زندگی و لذت از موسیقی موتزارت مربوط است.

26. تعلیقه غیرعلمی نهایی بر پاره‌نوشته‌های فلسفی[xxvi]

این کتاب در واقع تفصیل کتاب پاره‌نوشته­های فلسفی کیرکگور با همان نام نویسندۀ مستعار کلیماکوس است. وی در اینجا علاوه بر آنکه در مخالفت با حقیقت آفاقی ایمان، دلایل کامل­تری می­آورد، در دفاع از رویکرد انفسی به ایمان نیز تلاش بیشتری می­کند. او از رابطۀ وجودی با خدا، ارادۀ ایمان، جهش به ایمان، شور ایمان و تجدید ایمان، بیشتر سخن می­گوید.

27. «فعالیت یک زیبایی‌شناس مسافر»[xxvii]

این مقاله و مقالۀ بعدی کیرکگور، پاسخ او به انتقادات «پ. ل. مولر» به کتاب مراحلی در راه‌های زندگی است. او با نام مستعار نویسندۀ سوم کتاب مراحل زندگی، یعنی فراتر تاسی تورنس، این مقالۀ جوابیه را نوشت. این مقاله در روزنامۀ فادرلند، 27 دسامبر 1845، منتشر شد.

28. «نتیجه دیالکتیکی یک فعالیت پلیسی ادبی»[xxviii]

این، مقالۀ دوم از دو مقالۀ پاسخ کیرکگور به اعتراضات مولر است. کیرکگور آن را در ده ژانویه سال 1846 در روزنامه فادرلند منتشر کرد.

29. دو عصر: عصر انقلاب و عصر ما[xxix]

این کتاب دربردارندۀ انتقاد مهم کیرکگور از دوره هگلی­ای است که در آن
زندگی می‌کند. در آثار دورۀ اول، از ایدئالیسم هگل و عقل­گرایی محض او انتقاد
کرده­ بود. در اینجا از منظر نیاز انسان به شورمندی به عصر هگلی خود می­شورد.
اینکه عصر هگلی تناقض­ها را محال می­شمارد و از هر شوری به دور است؛
اینکه عصر حاضر با تناقض مسیحیت هیچ‌گونه ارتباطی نمی­تواند برقرار کند.
عصر حاضر سعی دارد تمام تناقض­ها را در سنتز هگلی رفع کند؛ حال آنکه پس
از رفع تناقض­ها، انسان به موجودی خودارجاع، بی­شور و همچون گله تبدیل
خواهد شد.

30. گفتارهای سازنده در گونه‌های متنوع[xxx]

این اثر اخلاقی به سه بخش تقسیم می­شود: «خلوص دل به معنای خواستن یک چیز است» عنوان بخش اول کتاب است که خود به­طور مستقل به زبان انگلیسی به چاپ رسیده و محتوای آن از عنصر اخلاص در اخلاق کیرکگور سخن می­گوید. اینکه انسان خدا را برای خود خدا بخواهد، نه امید بهشت یا بیم دوزخ. اخلاق عقلی هگلی چنین مصلحت­اندیشی­هایی را به بار می­آورد؛ اما اخلاق خالصانۀ امرِ الاهی از این ناخالصی­ها پاک است. بخش دوم کتاب با عنوان «آنچه ما از سوسن­های مزرعه و پرندگان آسمان می­آموزیم» در راستای تببین اخلاق اطاعت از امر الاهی است. آموزه «تمرین و تقلید» در اخلاق مسیحی چنان برای کیرکگور اساسی است که انسان را به یادگیری از گل
لاله و پرندگان آسمان دعوت می­کند تا همچون آنها تابع خدا باشد. بخش سوم با
عنوان «مژده رنج؛ گفتارهایی مسیحی» به نقش رنج و درد در پیمودن راه مسیح
اهمیت می‌دهد.

31. آثار عشق[xxxi]

این کتاب مهم­ترین اثر اخلاقی کیرکگور است. کیرکگور با بهره­مندی از آموزۀ محوری عیسی مسیح که: «به همسایه­ات همچون خودت عشق بورز»، اخلاق امر الاهی خود را بر پایۀ آموزۀ «عشق» تبیین می­کند. عشق به دیگران تمام آموزه­های اخلاقی دیگر را پوشش می­دهد و البته این عشق، به این دلیل که طبیعت انسان­هاست عمل اخلاقی به شمار نمی­رود؛ بلکه عشق مأمور به امر الاهی است. از این‌رو عشقی است که از تغییر، زوال، اضطراب، نفرت، غیرت، معامله و ناامیدی مصون است. عشقی است که مملو از دیگرخواهی و ازخودگذشتگی است.

32. «فیستر در نقش کاپیتان اسکیپیو»[xxxii]

این مقاله تحت تأثیر ایفای نقش فیستر به عنوان کاپیتان اسکیپیو در تئاتر است. کیرکگور از هنر تئاتر بسیار لذت می­برد و برای تصویرسازی سه دورۀ تذوقی، اخلاقی و ایمانی از این هنر بسیار استفاده می­کرد.

33. «بحران در زندگی یک بازیگر»[xxxiii]

این مقاله به بهانۀ بازیگری همسر هایبرگ، یکی از رهبران ادبی دانمارک، نوشته شده، اما در واقع به جزییات حیات تذوقی می­پردازد. او برای این کار زندگی یک بازیگر را انتخاب کرده است و نقاط حساسی را که باعث بحران زندگی او می­شود و مقدمۀ گذر او به مرحلۀ اخلاقی است، به تصویر می‌کشد.

دورۀسوم: آثار با نام واقعی (1848-1851)

این دسته از آثار در واقع در تببین و توضیح بیشتر آثار دورۀ قبل است. موضوع اصلی آنها همچنان ایمان و اخلاق است. از این دوره به بعد، کیرکگور آثارش را با نام واقعی خودش منتشر می­کند.

34. گفتارهای مسیحی[xxxiv]

این کتاب همچون کتاب گفتارهای سازنده، در باب مسیحیت است و از آموزۀ عشق به خدا و رضایت و آرامش خاطر ایمان حکایت می­کند. کیرکگور احساس می­کند گناهانش آمرزیده شده و این مایۀ آرامش خاطر اوست. او می­گوید این آرامش خاطر همان تفسیر آموزۀ مسیحی است که: «اگر کسی عاشق خدا شود همه چیز به سوی خیر او پیش می­رود».

35. «کتابی دربارۀ آدلر»[xxxv]

این اثر دربارۀ تمایز میان «نبوغ» و «الهام» است. دلیل نام­گذاری آن این است که در واکنش به ماجرای کشیش آدولف پیتر آدلر نوشته شده است. آدلر ادعای روشن­شدگی کرد؛ اینکه مسیح به او گفته است که تمام کتاب­هایش را بسوزاند و خود مسیح به او علم جدیدی آموزش داده است. اسقف مینستر با ادعای آدلر به شدت مخالفت کرد و آدلر را مجبور کرد ادعایش را پس بگیرد و بگوید آنچه دیده وحی نبوده، بلکه نبوغ خود اوست. مقالۀ کیرکگور نیز به همین موضوع پرداخته است.

36. دو مقاله کوتاه اخلاقی- دینی[xxxvi]

کیرکگور در این اثر مقالۀ قبلی خود به نام «دربارۀ آدلر» را به همراه مقالۀ دیگری به نام «آیا کسی حق دارد خود را به خاطر حقیقت به مرگ بیندازد؟» به صورت یک‌جا منتشر می­کند. نام مقاله قبلی را این بار «تمایز میان نابغه و رسول» می­گذارد. مقالۀ دوم
دربارۀ غیراخلاقی بودن عمل اسحاق است. اسحاق مأمور خدا نیست؛ بنابراین اینکه به ابراهیم اجازه می­دهد او را بکشد عمل اخلاقی نیست. هر آنچه امر خدا نیست از سر تذوق و خودسری است. نیز اگر کسی رسول نباشد و ادعای شهود حقیقت کند
باز خودسری کرده است و پیداست که هنوز با دین برخورد تذوقی می­کند نه
ایمانی؛ به عبارت دیگر، به مرحلۀ ایمانی که اطاعت از امر خداست پا نگذاشته
است. اینجا کیرکگور نشان می‌دهد که اخلاق از دیدگاه او چیزی جز نظریۀ امر
الاهی نیست.

37. دیدگاه من دربارۀ خودم به عنوان نویسنده[xxxvii]

کیرکگور در این اثر از فرآیند نویسندگی و آثار خود سخن می­گوید. این اثر به
منزلۀ زندگی‌نامه خودنوشت از او به جای مانده است. او این اثر را به دلیل اینکه
خود را بسیار تحسین کرده بود منتشر نکرد تا اینکه برادرش پیتر، بعد از
مرگ کیرکگور، آن را منتشر کرد. کیرکگور در این اثر هرچند کتاب یا این یا
آن
را مهم‌ترین نقطۀ عطف آثار خود می­شمارد، اما آثار دینی­اش را مهم­تر و ماندگارتر تلقی می‌کند.

38. فرد تنها[xxxviii]

کیرکگور در این اثر فردیت ویژۀ تفکر اگزیستانسیالیستی را تبیین می­کند. به
نظر وی، جمع در مقولۀ دین و اخلاق، باطل است. خدا با فرد سخن می­گوید،
فرد را نجات می‌دهد و دربارۀ فرد داوری می­کند. دین و اخلاق از مقولۀ سیاست
نیست که جمعیت در آن مطرح باشد. حقیقت دینی و اخلاقی وقتی به جمعیت
عرضه گردد، ضایع می‌شود و به هدف خود نمی­رسد. فرد است که در برابر
حقیقت دینی یا اخلاقی قرار می­گیرد، به آن عمل می­کند و از خود شور نشان
می­دهد.

39. دربارۀ آثار من به عنوان یک نویسنده[xxxix]

این کتاب چکیده و خلاصۀ اثر قبلی کیرکگور به نام دیدگاه من دربارۀ خودم به عنوان نویسنده است. او دربارۀ اینکه دیگران او را صاحب سبک فلسفی تازه دانسته­اند اما به دیدگاه­های دینی او توجه کمتری نشان داده­اند بسیار حساسیت نشان می­دهد و اعلام می­کند که روش فلسفی­اش نیز با دغدغه دینی ابداع و پرورانده شده است. وی دربارۀ هدفش از نوشتن آثار با نام مستعار، توضیح بیشتری داده و آثارش را «بدون مسئول» می‌خواند. او مسئولیت آنها را کاملاً بر دوش خواننده می­گذارد تا به وجود مطلقاً فردیِ آنها آسیبی نرسد.

40. بی‌طرفی مسلحانه[xl]

این نخستین اثر کیرکگور در انتقاد به مسیحیت رسمی، کلیسا و کشیشان
است. مسیحیت و مسیحیان رایج، از نظر او، فاقد مهم­ترین عنصر مسیحیت،
یعنی همان «شورمندی» هستند. آنها مسیحیت را خوب آموزش داده و خوب
یاد می­گیرند، اما به آن ایمان ندارند، برای آن جان خود را فدا نمی‌کنند و
حاضر نیستند به خاطر آن اذیت و آزار شوند. درک مراد وی از عنوان این
کتاب دشوار است. حدس زده شده که مراد از آن، موضع بی­طرفی مسلحانه
در برابر مسیحیت رسمی است؛ اینکه با آن سر جنگ دارد، منتها از نوع بی­صدا
و آرام.

41. سوسن در مزرعه، پرنده در آسمان[xli]

این کتاب حاوی سه گفتار دربارۀ ساحت زندگی ایمانی است؛ ساحتی که ماهیت آن را اطاعت از امر خدا تشکیل می­دهد و در مجموع، دعوت کردن ما به یادگیری اطاعت و حرف­شنوی پرندگان و گیاهان از خداست. در گفتار اول می­گوید ما باید سکوت و پذیرش خواست و مشیت خدا را از پرندگان و گیاهان یاد بگیریم. در گفتار دوم می‌گوید ما باید همچون آنان اطاعت را بر درک و فهم مقدم داریم و متون مقدس را بی­کم و کاست بپذیریم. در گفتار سوم می­گوید ما باید همچون آنها از فرمان­برداری سرمست و شاداب باشیم. اگر می­بینیم آنها به طور طبیعی این­گونه طراحی شده­اند، بدانیم که طبیعت ما نیز همین است؛ با این تفاوت که ما قرار است آگاهانه و با ارادۀ خود به این حالت برسیم.

42. بیماری تا لب مرگ[xlii]

این کتاب دربارۀ گذر از حیات اخلاقی به حیات ایمانی است. چنین گذاری ناشی از فشار احساسات افسردگی و ناامیدی در حیات اخلاقی است. این احساسات انسان را تا لب مرگ خواهد کشاند، مگر آنکه وارد زندگی ایمانی شود و ناامیدی و یأس خود را با شور ایمان درمان کند. تنها ایمان به خداست که چارۀ بیماری ناامیدی است. این اثر آمیخته‌ای از فلسفۀ اگزیستانسیالیستی و الاهیات فیدئیستی کیرکگور است.

43. سه گفتار در آیین عشای ربانی[xliii]

در این اثر سه گفتار به نام­های کشیش اعلی، بیگانه و زن گناه­کار آمده که هر کدام به قطعه­ای از کتاب مقدس، که کیرکگور تحت تأثیر آنهاست، مربوط است. گفتار نخست دربارۀ عبرانیان (4: 15) است: «زیرا رییس کهنه‌ای نداریم که نتواند هم درد ضعف‌های ما بشود، بلکه آزموده شده در هر چیز به مثال ما بدون گناه». او از این قطعه برای توضیح مصایب مسیح در جهت تسلای رنج­های ما استفاده می­کند. گفتار دوم دربارۀ لوقا (18: 13) است: «اما آن باج‌‌گیر دور ایستاده، نخواست چشمان خود را به سوی آسمان بلند کند، بلکه به سینه خود زده گفت: خدایا، بر منِ گناه­کار ترحم فرما». او از این قطعه برای تأکید بر مواجهۀ فرد در برابر خدا استفاده می­کند و گفتار سوم دربارۀ لوقا (7: 47) است: «از این جهت به تو می­گویم، گناهان او که بسیار است آمرزیده شد، زیرا که محبت بسیار نموده است. لیکن آنکه آمرزش کمتر یافت، محبت کمتر داشت». او از این قطعه برای توسعه اخلاق عشق سود می­جوید. اینکه زن گناه­کار به خاطر عشقش به مسیح بخشیده شد.

44. تمرین در مسیحیت[xliv]

این کتاب یکی از آثار اخلاقی کیرکگور است. اخلاق تمرین و تقلید از مسیح در راستای تبیین اخلاق اطاعت از امر الاهی است. کیرکگور خود معتقد است کتاب بیماری تا لب مرگ معرفی شخص مسیحی در برابر خداست و کتاب تمرین در مسیحیت معرفی شخص مسیحی در برابر مسیح است. مهم آن است که به جای تلاش برای رفع تناقض وجود خدا- بشر، به آن ایمان آورد و از آن تقلید، و در این راه تمرین کرد.

45. یک گفتار سازنده[xlv]

کیرکگور در این اثر باز هم به موضوع زن گناه­کار در انجیل لوقا(7: 37) پرداخته است. اینکه زن گناه‌کار به دلیل اینکه در تأسف مطلق فرو رفت و هر چیز دیگر جز بخشایش مسیح برایش بی­اهمیت شده بود، بخشوده شد. کیرکگور در ماجرای زن گناه­کار دو عنصر مهم از نظریۀ اخلاقی خود را مشاهده می­کند و از همین‌رو از این ماجرا بسیار نقل می­کند.

46. «یک نامۀ سرگشاده به دکتر رادلباخ»[xlvi]

این مقاله که در 31 ژانویه 1852 در روزنامه فادرلند به چاپ رسید، حاوی اعتراض او به موضع مصلح دینی معاصر خویش رادلباخ است. رادلباخ به اصلاح سیاسی کلیسا اعتقاد داشت، اما کیرکگور در اینجا به او می­گوید کلیسا به اصلاح نیاز ندارد؛ کلیسا باید خراب شود. مسیحیت رویکرد درونی و باطنی می­طلبد و به هیچ عنوان به شرایط خارجی و بیرونی، از جمله تعلیم مسیحیت در کلیسا وابسته نیست. کلیسا تماماً در جهت نهادینه کردن دین و خشکاندن رویکرد درونی و شورمندی فرد است.

47. دو گفتار در عشای ربانی[xlvii]

این اثر در قالب دو گفتار به دو قطعه از کتاب مقدس می­پردازد. یک قطعه باز
همان قطعه زن گناه­کار عاشق مسیح است و قطعه دوم با مضمونی مشابه دربارۀ
رساله اول پطرس
(4: 8) است: «و اول همه با یکدیگر به شدت محبت نمایید،
زیرا که محبت کثرت گناهان را می­پوشاند». هر دو گفتار در جهت تقویت اخلاق
عشق اوست.

48. برای خودآزمایی[xlviii]

این کتاب شکلی نمادین از تثلیث است. قسمت اول در باب فیض و رحمت خدا به جهان، قسمت دوم دربارۀ راه بودن و مسیر بودن عیسی مسیح و قسمت سوم دربارۀ حیات­بخشی روح است.

49. خودت را قضاوت کن[xlix]

محتوای این کتاب بسیار نزدیک به محتوای کتاب برای خودآزمایی است. ایدۀ محوری آن این است که ابزار قضاوت و معیار داوری باید میزان تقلید از مسیح باشد و هر کس اخلاق و ایمان خود را با این میزان بسنجد.

دورۀ چهارم: آثار انتقاد صریح به مسیحیت رسمی (1854-1855)

ویژگی این دسته آثار این است که کیرکگور انتقادات ضمنی خود را در آثار گذشته به مسیحیت، مسیحیان، کلیسا و کشیشان علنی و رسمی می­کند.

50. مقالاتی از روزنامه فادرلند[l]

کیرکگور طی سال­های 1354 و 1355 تعداد 21 مقاله در روزنامه فادرلند که در کپنهاک دانمارک منتشر می‌شد چاپ کرد. محتوای این مقالات تماماً انتقادهای تند از مسیحیان، کلیسا و کشیشان است. مهم­ترین اعتراض، فقدان شورمندی مسیحیان است؛ اینکه مسیحیت در جان مسیحیان حقیقتی ندارد و آنها از درون با مسیحیت هیچ رابطه­ای ندارند.

51. این را باید گفت- پس بگذار گفته شود[li]

این کتاب نیز اعتراض تندی به کلیساست. کیرکگور با قطعیت می­گوید امکان اصلاح کلیسا نیست و باید آن را از میان برد. او معتقد است شرکت در کلیسا به معنای شرکت در مراسم مسخره کردن خداست.

52. زمان حال[lii]

کیرکگور خود ده شماره از این مجله را منتشر کرد که هر کدام حاوی مقالاتی
بودند. مقالات روزنامه فادرلند نیز در اینجا تکرار شدند. این مقالات نیز حاوی
انتقاد به وضعیت مسیحیان فعلی، کلیسا و کشیشان بود. اندیشه اصلی این است
که اکنون مسیحی بودن آسان­ترین و مسیحیان فراوان­ترین‌اند، در حالی ­که
مسیحیت مواجهه با تناقض­ها و بروز شورمندی­هاست و همه کس از پس
تعلیق عقل برنمی‌آید. نیز کیرکگور در اینجا کشیشان را دزد، بی‌فایده و ریاکار می‌شمارد.

53. مسیح دربارۀ مسیحیان رسمی چگونه داوری می‌کند؟[liii]

این کتاب همان­گونه که از نامش پیداست، داوری مسیح دربارۀ مسیحیان زمانه است. کیرکگور می­گوید اگر مسیح برگردد همۀ مسیحیان را سرزنش می­کند. در این کتاب به کشیشان نیز نسبت­های تندی، از جمله شهادت دروغ، تهی­مغزی و فقدان استعداد روحانی داده شده است.

54. تغییرناپذیری خدا[liv]

این اثر در امتداد اخلاق عشق کیرکگور است. خدا هرگز تغییر نمی­کند و این موهبت این عشق است که معشوق از تغییر و زوال مصون است.

دورۀ پنجم: نامه­ها، یادداشت­ها، اسناد، مجلات و مقالات

این دسته از آثار که پس از مرگ کیرکگور منتشر شده، آثار تدوین‌نشدۀ او را جمع­آوری کرده است.

55. نامه­ها و اسناد[lv]

این کتاب بعدها از مجموع نامه­ها و اسناد به­جای­مانده از کیرکگور جمع­آوری و چاپ شده است. بخش مهمی از نامه­های او خطاب به نامزدش رگینا اولسن است که از آن نکات بسیاری از زندگی او کشف می‌شود و دلیل بر هم زدن نامزدی و درک عمیق­تر مراحل حیات آشکار می­گردد. بخش دیگر نامه­ها خطاب به برادرش پیتر است که وصی و پی­گیر کار انتشار آثار او پس از مرگ است.

56. مجله‌ها و مقالات[lvi]

یادداشت‌های بسیاری برای مجلات و همین­طور مقالاتی منتشر­نشده از کیرکگور به جای ماند که در این مجموعه جمع­آوری و منتشر شد. موضوع این نوشته­ها شخصی، دینی، ادبی، فلسفی و تاریخی است.



[i]. "Another Defense of Woman's Great Abilities", 1834.

[ii]." Our Journalistic Literature: A Study from Nature in Noonday Light", 1835.

[iii]." The Morning Observations in Kjøbenhavnsposten No. 43", 1836.

[iv]. "On the Polemic of Fædrelandet", 1836.

[v]. "To Mr. Orla Lehmann", 1836.

[vi]. From the Papers of One Still Living, Published Against His Will, 1838.

[vii]. The Battle between the Old and the New Soap-Cellars, 1838.

[viii]. The Concept of Irony with Continual Reference to Socrates, 1841.

[ix]. Notes on Schelling's Berlin Lectures, 1841.

[x]. Public Confession, 1842.

[xi]. A (The Young Man), ed. Victor Eremita/B (Judge William), ed. Victor Eremita, Either/ Or: A Fragment of Life: Part One, Containing A's Papers/Either/Or: A Fragment of Life: Part Two, containing B's Papers, Letters to A, 1843.

[xii]. A. F.," Who is the Author of Either/Or?", 1843.

[xiii]. Victor Eremita,"A Word of Thanks to Professor Heiberg", 1843.

[xiv]. "A Little Explanation", 1843.

[xv]. Johannes Climacus, or De omnibus dubitandum est. A Narrative, 1842.

[xvi]. Eighteen Upbuilding Discourses, 1843.

[xvii]. Johannes de Silentio, Fear and Trembling: a Dialectical Lyric, 1843.

[xviii]. ConstantinConstantius, Repetition: A Venture in Experimenting Psychology, 1843.

[xix]. Johannes Climacus, ed. S. Kierkegaard, Philosophical Fragments, or a Fragment of Philosophy, 1844.

[xx]. VigiliusHaufniensis, The Concept of Anxiety: A Simple Psychologically Orienting Deliberation on the Dogmatic Issue of Hereditary Sin, 1844.

[xxi]. Nicolaus Notabene, Prefaces: Light Reading for People in Various Estates According to Time and Opportunity, 1844.

[xxii]. Three Discourses on Imagined Occasions, 1845.

[xxiii]. William Afham, A Married Man, Frater Taciturnus, ed. Hilarius Bookbinder, Stages on Life's Way: Studies by Various Persons, compiled, forwarded to the press, and published by Hilarius Bookbinder, 1845.

[xxiv]. An Explanation and a Little More", 1845.

[xxv]. "A Cursory Observation Concerning a Detail in Don Giovanni", 1845.

[xxvi]. Johannes Climacus, ed. S. Kierkegaard, Concluding Unscientific Postscript to Philosophical Fragments: A Mimical-Pathetical-Dialectical Compilation, An Existential Contribution, 1846.

[xxvii]. Frater Taciturnus, "The Activity of a Traveling Esthetician and How He Still Happened to Pay for the Dinner", December 27, 1845.

[xxviii]. Frater Taciturnus, "The Dialectical Result of a Literary Police Action", January 10, 1846.

[xxix]. Two Ages: The Age of Revolution and the Present Age: A Literary Review, 1846.

[xxx]. Upbuilding Discourses in Various Spirits, 1847.

[xxxi]. Works of Love: Some Christian Deliberations in the Form of Discourses, 1847.

[xxxii]. "Phister as Captain Scipio (in the Comic Opera Ludovic): A Recollection and for Recollection", 1848.

[xxxiii]. "The Crisis and A Crisis in the Life of an Actress", 1848, July 24-27.

[xxxiv]. Christian Discourses, 1848.

[xxxv]. "The book on Adlor", 1848.

[xxxvi]. H. H. Two Minor Ethical- Religious Essays, 1847.

[xxxvii]. The Point of view for my work as an author, 1848.

[xxxviii]. The Single Individual: two notes concerning my work as an author, 1846.

[xxxix]. On my work as an author, 1848.

[xl]. Armed Neutrality or my position as a Christian author in Christendom, 1848.

[xli]. The Lily of the field, the bird of the Air: three devotional Discourses, 1849.

[xlii]. The sickness unto Death: a Christian Psychological Exposition for upbuilding and awakening, 1849.

[xliii]. Three Discourses at the Communion on Fridays, the High Priest, the Publican, the Woman who was a sinner, 1849.

[xliv]. Anti-climacus, Practice in Christianity, 1850.

[xlv]. An Upbuilding Discourse, 1850.

[xlvi]. ''An open letter to Dr. Rudelbach", 1851.

[xlvii]. Two Discourses at the Communion on Fridays, 1849.

[xlviii]. For Self- Examination: Recommended for the present age, 1851.

[xlix]. Judge for yourself, 1852.

[l]. Articles from the Fatherland, 1854-1855.

[li]. This must be said- so let it be said, 1855.

[lii]. The moment, 1855.

[liii]. What Christ judges of Official Christianity, 1855.

[liv]. The Changelessness of God: a discourse, 1855.

[lv]. Letters and Documents.

[lvi]. Journals and Papers.