معرفی کتاب کلیسای ارتدوکس در امپراتوری بیزانس

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشجوی دکتری الهیات مسیحی، دانشگاه ادیان و مذاهب.

چکیده

نویسنده کتاب
جوآن مِروین هاسی (Joan Mervyn Hussey؛ 1907ـ2006م)، نویسنده کتاب کلیسای ارتدوکس در امپراتوری بیزانس، یکی از برجسته‌ترین مورخان و نویسندگان حوزه بیزانس و استاد تاریخ در دانشگاه‌هایی همچون لندن و بدفورد بود. هاسی همچنین از سال 1961 تا 1971م مسئول کمیته ملی مطالعات بیزانس بریتانیا بود. او نقش مهمی در ارتقای مطالعات بیزانسی در دنیای انگلیسی‌زبان، به‌ویژه در دهه‌های میانی قرن بیستم، داشت. آثار او برای پژوهشگرانِ انگلیسی‌زبان، به‌خصوص دانشجویان، ابزاری را مهیا کرد که به رشد مطالعات بیزانسی منجر شد. هاسی را می‌توان متعلق به مکتبی از تاریخ‌نگاری دانست که وظیفه مورخ را، تا حد ممکن، بررسی انتقادی منابع، تاریخچه‌ها، نامه‌ها و اسناد زندگی قدیسان، سکه‌ها و مهرها، سپس روایت داستان به دقیق‌ترین صورت می‌داند. از دیگر آثار هاسی می‌توان به کتاب‌های زیر اشاره کرد:
1. امپراتوری بیزانس در قرن یازدهم: چند تفسیر متفاوت؛[i]
2. ویراستار مجلد چهارم تاریخ قرون وسطای کمبریج؛[ii]
3. دنیای بیزانس.[iii]
 برای هاسی مفهوم تاریخ کلیسا، تاریخ نهاد کلیسای مسیحی در جامعه است. در این کتاب منظور او از جامعه، امپراتوری بیزانس است. برای او تاریخ کلیسای ارتدوکس، از ابتدای قرن هفتم شروع می‌شود؛ زیرا از نظر او فضایی که کلیسای شرق با هویت بیزانسی در قرن هفتم در آن ظهور کرد، امپراتوری روم شرقی بود. به نظر می‌رسد، تعریف ارتدوکس برای نویسنده دشوار نیست؛ زیرا بحث خود را از سال ۶۰۰ میلادی آغاز می‌کند، یعنی زمانی که شرق یونانی و غرب لاتینی به وجود آمده بودند.



[i]. The Byzantine Empire in the eleventh century: some different interpretations (1950).


[ii]. The Cambridge Medieval History, Vol. IV, The Byzantine Empire.


[iii]. The Byzantine World.

کلیدواژه‌ها


درباره کتاب

کتاب کلیسای ارتدوکس در امپراتوری بیزانس با متنی نسبتاً روان، کلیسای امپراتوری بیزانس، از قرن هفتم تا سقوط بیزانس در قرن پانزدهم، را بررسی کرده است؛ بنابراین کتاب دوره طولانی از تاریخ کلیسای شرق را شامل می‌شود. به عبارت دیگر، در این کتاب شرایط محیطی و سیاسی رشد کلیسای ارتدوکس مطرح شده است. بر اساس مقدمه کتاب حاضر، برخی از نویسندگان، مثل فیلیپ شرارد، با این رویکرد مخالف بودند و واقعیت‌های کلیسای ارتدوکس را مربوط به رویداد تاریخی نمی‌دانستند، اما به نظر نویسنده، واقعیت‌های کلی باید در شرایط تاریخی بررسی و تحلیل شوند. بر این اساس مورخ نمی‌تواند از بررسی فضایی که مسیحیت ارتدوکس شرقی در آن توسعه یافت، چشم بپوشد؛ بنابراین وضعیت مردمِ کلیسای شرق در هر دوره با توجه به فضای معاصر آن دوره بهتر درک خواهد شد.

کتاب در وهله اول، برای غیرمتخصصان عادی نوشته شده است که مایل‌اند مطالبی درباره کلیسای شرق، که در امپراتوری روم شرقی جایگاه مهمی داشت، مطالعه کنند. این کتاب همچنین به دنبال توصیف تاریخ ارتدوکس یونانی و چالش‌ها و پاسخ‌های آن است. این چالش برای کلیسای ارتدوکس یونان هم از طرف کلیسای غرب لاتینی و هم از سوی کلیساهای غیرخالکدونی، نسطوری و مونوفیزیت،[i] با تفسیرِ تثلیث و مسیح‌شناسی آغاز شد.

 چالش کلیسای ارتدوکس یونان با کلیسای غرب، مربوط به اقتدار کلیسا، مسائل فرهنگی، سیاسی و زبانی بود. دیدگاه شرق درباره یکسان بودن اقتدار اسقفان، با دیدگاه رم درباره اقتدار نهایی یک فرد تعارض داشت. از نظر نویسنده، با وجود آنکه تلاش برای اتحاد شرق و غرب در مقابل پیشرفت سریع اسلام در قرن پانزدهم بی‌نتیجه بود، نمی‌توان آن را کاملاً نادیده گرفت. این تلاش‌ها و مذاکرات از چند جهت مهم تلقی می‌شوند. نخست آنکه تأکید کلیسای شرق بر اصول ایمانی و سنت‌های کلیسایی‌اش را نشان داد، دوم آنکه باعث شد بسیاری از جنبه‌های دنیای بیزانسی، به‌خصوص پس از ۱۲۰۴م، آشکارتر شود. همچنین روابط کلیسای شرق و غرب باعث شد یونانیان به شناخت ضعیفشان از الهیات لاتینی پی ببرند. آثار پدران یونانی قرون چهارم و پنجم به‌سرعت به لاتین ترجمه شد، ولی آثار آگوستین، پدر الهیات لاتینی، برای یونانیان تا اواخر قرون وسطا ناشناخته بود؛ بنابراین در طول قرون وسطا یونانیان شناخت کمی از سنت غربی داشتند.

یکی از دلایل این شناخت کم را می‌توان نگاه یونانیان به غرب دانست. یونانیان لاتینی‌ها را به چشم بربر می‌دیدند و زبان آنان را برای بیان حقایق ایمانی و الهیاتی ضعیف می‌پنداشتند. یونانیان به‌طور کلی به‌سوی غرب جذب نمی‌شدند؛ بنابراین در اواخر قرون ‌وسطا به جنبه‌های قابل پذیرش فرهنگ غرب روی آوردند و پس ‌از آن، برخی از آثار الهیاتی لاتینی، مثل توماس آکوپئناس و آگوستین، آن هم نه به صورت کامل، ترجمه شد. یونانیان همچنین با روش مدرسی غربی موافق نبودند. آنان استفاده از منطق را، به‌عنوان یک ابزار، بسیار سودمند می‌دانستند؛ اما از روش دیالکتیکی برای جنبه‌های رازگونه ایمان استفاده نمی‌کردند. کلیسای شرقی یونانی در طول حدود ۸۰۰ سال مسیر خود را طی کرد و توانست امور خود را اداره کند، اسقف‌نشین‌های خود را سامان دهد و دین و روش زندگی خود را به همسایگان اسلاو خود بشناساند.

 تقسیم‌بندی کتاب

کتاب کلیسای ارتدوکس در امپراتوری بیزانس به دو بخش کلی تقسیم شده است. بخش اول شامل هشت فصل و بخش دوم دربردارنده یک فصل است.

 بخش اول تاریخ کلیسای ارتدوکس شرق در تاریخ سیاسی امپراتوری بیزانس، به‌خصوص اسقف‌نشین کنستانتیپل، و بخش دوم نهادهای کلیسای بیزانس، رابطه آن با امپراتور و امپراتوری، قوانین کلیسایی، جایگاه اسقف‌نشین جهانی، روحانیت سکولار، رهبانیت و به‌طور مختصر، حیات معنوی مسیحیت ارتدوکس در بیزانتیوم را مطرح کرده‌اند.

عناوین فصل‌ها به شرح زیر است:

بخش اول: چالش و پاسخ به آن در ساختار تاریخی

فصل اول: مشکل مسیح‌شناختی در اوایل قرون وسطا

فصل دوم: مناقشه شمایل‌شکنی (۶۹۱ تا ۶۹۲م)

فصل سوم: عصر فُتیوس (۸۴۳ تا ۸۸۶م)

فصل چهارم: مسئله لئوی ششم: نیکولاس و اوتیمیوس

فصل پنجم: اسقف‌نشین (۹۲۵ تا ۱۰۲۵م): برتری کنستانتیپل

فصل ششم: فشار فزاینده بر کنستانتیپل و گسترده شدن شکاف (1025 تا 1204م)

فصل هفتم: اثرات جنگ صلیبی چهارم (۱۲۰۴ تا ۱۲۶1م)

فصل هشتم: تماس شرق و غرب: شکست و موفقیت (1258 تا 1453م)

بخش دوم: ساختار و حیات کلیسای ارتدوکس در بیزانتیوم

 

پی‌نوشت‌ها



[i]. این عنوان مربوط به مسیحیت اولیه است و از سوی گروه­های مسیحی دیگر به آنها اطلاق شده است. امروزه از عناوین دیگری مثل کلیساهای غیر کلسدونی (خاوری) برای نامیدن این مسیحیان استفاده می­شود.