پیروى از محمد(ص)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده


Following Muhammad: Rethinking Islam in the Contemporary World. By Carl W. Ernst. Chapel Hill: University of North Carolina Press, 2003. 244. pages.

 

واقعه یازدهم سپتامبر موجب انتشار آثار بسیارى هم براى خوانندگان معمولى و هم براى خوانندگان دانشگاهى درباره اسلام شد. برخى از این آثار کوشیده اند تا موضوع خشونت در اسلام را برجسته ساخته و تبیین کنند؛ آثار دیگر سعى دارند که اسلام را در جهان معاصر در چارچوب اجتماعى ـ تاریخى آن تفسیر کنند. کتاب حاضر که نوشته کارل، دبلیو. ارنست است، سعى دارد از منظر دیگرى به موضوع بنگرد؛ یعنى از منظر جستوجوى پسامدرن براى معنویت. از این رو، کتاب حاضر مرجع مفیدى براى گروه هاى ادیان در دانشگاه هاست. این کتاب منبعى نیست که مستقیماً به اسلام بپردازد و به همین دلیل بسیار جذاب است: «این کتاب نوشته شده تا جانشین کاملا متفاوتى براى کتاب هاى موجودِ در باب اسلام باشد» (مقدمه، ص13)؛ براى پایان دادن به «نادانى و بدگمانى شدید درباره اسلام» (مقدمه، ص16). ارنست از منظر معنویت اسلامى به موضوع اسلام در عصر حاضر (یعنى پس از 11 سپتامبر) مى پردازد. به علت گرایش رایج به معنویت در غرب، این کتاب به عنوان منبع مطالعه مقدماتى در هر رشته مرتبط با دین کاملا مفید است.

شگفت آن که کتاب ارنست که درصدد بررسى منصفانه باورها و ارزش هاى اسلامى است، توسط ناشر نخستین خود مورد پذیرش قرار نگرفت؛ زیرا پس از یازده سپتامبر هیئت تحریریه آن «شخصاً نمى خواستند با کتاب هایى که درباره موضوعاتى است که مى تواند در توجیه تروریسم استفاده شود همکارى کنند» (مقدمه، ص14). ارنست در سراسر کتابش، ارزیابى هاى رایج از اسلام را که در رسانه هاى جمعى عمومیت دارد، مدنظر قرار داده است. او مدعى است که اطلاعات عموم مردم درباره اسلام اغلب از «تحلیلگران بى اطلاع و عمدتاً از رسانه هاى خبرى» تأمین مى شود که از «مراکز جدید مطالعات خاورمیانه اى که از سوى دولت فدرال براى کمک به کسانى که از سیاست بهره مى برند، حمایت مى شود» (ص56) و حتى از دیگر دانشگاهیانى که وارد عرصه سیاست شده اند؛ مثل برنارد لوئیس (ص156). ارنست سعى دارد تا اسلام را از مباحث داغ سیاسى و تروریسم بین المللى برکنار بدارد و هنوز به دلیل همان نگرش هاى سیاسى و ترس از اسلام که به عموم مردم خط دهى مى کند، دیدگاه او تقریباً انتشار نیافته و به طور عمده در دسترس نیست. سرانجام متأسفانه مى بینیم دانش و دانشگاه هم تحت تأثیر همان فشارهایى است که ناشران گرفتار آنند.

ارنست انکار نمى کند که نظرات دین، سیاست را تحت تأثیر قرار مى دهد؛ همچنین منکر این نیست که اسلامِ عصر حاضر، اغلبْ برنامه هاى سیاسى اجتماعى دارد. به گفته او، نمى توان انکار کرد که «نظرات قوى اى هست که نشان دهنده تقابل دیرینه میان اسلام و غرب است»، و گویش دینى اى که توسط برخى اسلامگرایان معاصر استفاده مى شود «نباید حمل بر اتهام شود؛ بلکه باید از راه اثبات و اقناع، حجیّت و اعتبار بسازد» (8). پاسخ ارنست به نظرات قائل به «اسلام سیاسى» دو بخش دارد. بخش اول و مهم تر این که او تأکید مى کند که این نظرات نه کلیّت اسلام است و نه به مهم ترین جنبه اسلام به عنوان یک دین اشاره دارد. براى مسلمانان، مهم ترین مسئله ارزش هاى معنوى اى است که به زندگى معنا مى دهند و در قرآن و زندگانى محمد(ص) یافت مى شود. در بخش دوم، ارنست با این استدلال پاسخ مى دهد که واکنش هاى خشن مسلمین در دو سوم جهان، پاسخ به میراث تاریخى استعمار است. او به ما گوشزد مى کند که از زمانى که غرب مسیحى براى توجیه امپریالیسم، استعمار و سلطه گرى خود از زبان دینى بهره گرفت، مدت زیادى نگذشته است. بر این اساس، او استدلال مى کند که «استفاده از زبان دینى اسلامى علیه غرب باید به عنوان پاسخى ایدئولوژیک (مکتبى) به استعمارى ملاحظه شود که عمداً از چنین زبانى استفاده مى کند» (ص8).

بخش نخست کتاب ارنست، یعنى «اسلام از نگاه غرب» به نظر نمى رسد که از ارزش مقصود فراگیر او در بررسى موضوعات دخیل در معنویت ذره اى بکاهد. از یک طرف پرداختن به اسلام با تمرکز بر سؤالات مرتبط با «برخورد تمدن ها» که درباره «غرب» و «اسلام» بحث مى کند، کتاب را در زمره کارهایى قرار مى دهد که ارنست مى خواهد از آن برحذر باشد، یعنى اسلام سیاسى و بنیادگرایى. از طرف دیگر، در دنیاى پس از یازده سپتامبر نمى توان متنى درباره اسلام تصور کرد که، قطع نظر از مرکز توجهش، به محورى سیاسى معاصر نپردازد و متهم به خیالى بودن و ساده لوحى نشود. متأسفانه ارنست در همین بخش اول کتاب اصطلاحاتى را طرح مى کند که دقت کافى به آنها نکرده است. این اصطلاحات «استعمار» و «مستشرقین» است. هر دوى اینها را ارنست عمدتاً به عنوان مجرمانى غربى متهم مى کند که موجب واکنش هاى افراطى اسلامى شده اند. گرچه نمى شود انکار کرد که دیدگاه هاى استعمار و مستشرق قرن نوزده درباره اسلام براى واکنش هاى اسلام گرایانه انگیزه فراهم مى کند، ولى باید مراقب بود که همه تجارب استعمارى و همه مستشرقین را در یک قالب نریخت و به یک چوب نراند. الجزایر، فلسطین و رنان، کراگ نبود. خطر در این بخش اول آن است که ارنست ضمن آن که براى از بین بردن پندار کلیشه اى از یک اسلام یکپارچه افراطى مى کوشد، ممکن است به طور ضمنى تصویرى از یک غرب یکپارچه امپریالیست ارائه دهد (البته منصفانه آن است که تصور نکنیم که او چنین قصدى دارد). از آن جا که این بخش کانون اصلى توجه کتاب نیست، این شروع شتابزده ممکن است خوانندگان را از مقصود اصلى کتاب منحرف کند.

باید بگوییم کتاب به دنبال محمد به عنوان مقدمه اى بر یک دوره کلاس در باب اسلام و دین در عصر حاضر بسیار مفید است. این کتاب یک متن پایه نیست. به بیان دقیق تر «مقصود کتاب ارائه تفسیرى توصیفى از گستره تاریخ و منش (عمل) اسلامى است» (108) که به هیچوجه نمى توان آن را به یک «صداى منفردِ» اقتدار فروکاهید (213). ارنست بررسى اسلام را با وارد کردن آن تحت عنوان جامع «دین» ادامه مى دهد. از این رو، کتاب حاضر صرفاً بررسى اسلام نیست بلکه مطالعه اسلام به عنوان یک دین است، مشابه همه ادیان دیگر و مشابه همه دیگر پیروان امروزى ادیان که همگى «در فرایندها و تجربیات یکسان مدرنیته (تجدّد) در هم تنیده اند» (202). بخش دوم کتاب، متمرکز بر مفاهیم «دین» و زبان دینى است. در این جا، ارنست هم میان تعاریف هنجارى و توصیفى از دین و هم میان تجربه دینى فردى (جمعى) و سنت انباشتى تفاوت مهم قائل مى شود (ص53). براى دانشجویان رشته دین مهم است که بتوانند تشخیص دهند که کسى که درباره دین مشخصى صحبت مى کند، آیا درون یا بیرون دین مشخص است یا نه و این که تشخیص دهند که آیا او به راستى صلاحیت گفتن چنین سخنانى را دارد یا خیر. ارنست مى گوید که این تمایزات معمولا در رسانه هاى جمعى وجود ندارد. ارنست به جاى شروع به بررسى تاریخ و روال کار اسلام و توسعه تمدن آن، کتاب را در بخش سوم با بازنگرى «منابع مقدس» اسلام (یعنى قرآن و شخص محمد(ص)) که عامل هدایت دیندارى مسلمین بوده، ادامه مى دهد. نهایتاً هدف او مقایسه میان مبانى دیندارى مسلمین با «رویکرد پروتستان به دین» و لوازم آن است (ص73). او این قسمت را با این بیان به پایان مى برد: «به معناى کاملا حقیقى، قرآن به عنوان کلام الهى براى مسلمین نظیر عیسى(ع) به عنوان کلمه الهى نزد مسیحیان است. اگر کسى این قیاس را به عمل دینى سرایت بدهد، مهم ترین شعار نزد مسیحیان عشاى ربانى است... به طریقى مشابه، وقتى مسلمانى قرآن مى خواند، کلام خداوند بىواسطه بر زبانش جارى مى شود، به طورى که با قدرت الهى حمایت مى شود. این تجربه است که قرآن را بخش مرکزى زندگى دینى مسلمین مى سازد» (ص105).

این هدف در بخش هاى چهارم و پنجم یعنى به ترتیب در «اخلاق و زندگى در جهان» و «معنویت در عمل» گسترش بیشترى مى یابد. قلب کتاب این است: بحث از انواع و اقسام دیندارى ها و شیوه هاى عمل در دین اسلام. از این رو، ارنست بیشترین قلم فرسایى را در باب موضوعات اخلاق و معنویت، که بسیار جذّابند، مى کند. ارزیابى او از معنویت شامل مرورى بر عرفان و تصوف است که ترجمه هاى مشهور از ملاى رومى (مولوى) و ابن عربى را دربر مى گیرد. شیوه کار او به طور کاملا مناسبى متوجه جامعه آمریکاست که تمایل دوباره اى به موضوع معنویت نشان داده است. نمونه بارز این روش، گنجاندن «معنویت شیعه» (زیر فصل بخش 5) تحت معنویت مشهور است به جاى آن که آن را تحت نوع عموماً پذیرفته شده بنیادگرایى قرار دهد. توصیفات ارنست از دیندارى ایرانى (ایرانیان) و نقاط توجه آن، یقیناً نور تازه اى به آن نزد آمریکائیان مى تاباند: «این مطلب تماماً آموزه فدیه و رستگارى بشر از طریق مصائب مسیح را به یاد برخى از خوانندگان تعالیم مسیحى مى اندازد. یقیناً شباهت هایى میان این تعالیم وجود دارد...» (ص172).

علاوه بر این تفاسیر، که قطعاً موجب تردید دانشجویان دین خواهد شد، این کتاب مفیدترین منبع در احاطه بر وب سایت هاى امروزى آن هم براى همه موضوعات تحت پوشش خود است. ارنست که خود وب سایتى را اداره مى کند که منابع متداول در مورد اسلام را برجسته مى سازد، (http://www.unc.edu/cernest/islam.htm) بسیارى از همین نشانى ها را در این کتاب ارائه مى دهد. این امر به خوانندگان اجازه مى دهد تا با دسترسى به اطلاعات بیشتر درون شبکه جهانى (اینترنت) مطالعه خود را پیگیرى کنند. بنابراین، معلوم مى شود که کتاب کارل دبلیو. ارنست به نام به دنبال محمد(ص)، اثر مهمى در کمک به مدرسان دین است؛ مطالب اولیه مطالعات را براى دانشجویان فراهم مى کند تا درباره برخى از این موضوعات مرتبط با اسلام در دنیاى مدرن (جدید) به خوبى بیندیشند؛ آن هم نه به عنوان دردسرى براى جامعه غربى بلکه به عنوان دینى تاریخى که مى کوشد به مسائل مدرنیته (تجدد) پاسخ دهد؛ درست مثل مسیحیت در غرب که از قرن شانزدهم تا به حال مى کوشد تا خود را بازسازى کند.

Journal of the American Academy of Religion... P.528