تفکیک ناپذیرىِ مسیحیت و اسلام

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده


اشاره

پاپ بندیکت شانزدهم در سخنرانى معروف و بحث انگیز خود در دانشگاه رگنزبورگ آلمان به گفتوگوى امپراطور روم، ایمانوئل با دانشمند ایرانى استناد کرده که این گفتوگو را عادل تئودور خورى تصحیح و چاپ کرده است. تعلیقه وى بر این اثر نیز مورد استناد پاپ قرار گرفته است.

تئودور خورى دانشمند مسیحى (ملکائى) اهل لبنان کوشش هاى زیادى را در راه معرفى اسلام، و فهم بهتر مسلمانان و مسیحیان از یکدیگر صورت داده است. وى پس از سخنرانى پاپ نیز بارها کوشید تا هم سخنان پاپ را توجیه و گاه تلطیف کند و هم بر باور خود به جایگاه والاى اسلام و مسلمانان و ضرورت گفتوگو و تفاهم میان پیروان این دو دین ابراهیمى تأکید کند. آنچه در پى مى آید مقاله اى است از ایشان که در مجلّه آلمانى زبان ایران زمین چاپ شده و با نظر لطف سردبیر محترم و فرهیخته آن جناب آقاى دکتر على رهبر، ترجمه آن جهت چاپ در اختیار فصلنامه قرار گرفته است. به نظر مى رسد که طرح دیدگاه هاى همگرایانه ایشان بتواند به بازگشت فضاى گفتوگوى اسلام و مسیحیت مدد رساند.

گفتنى است که «کانون معنویت ایران» که در کشور آلمان فعالیت هاى گسترده اى دارد و عهده دار انتشار ایران زمین براى آلمانى زبان هاست، در کنفرانس بین المللى دو روزه اى در ایران در تابستان 1386 از کارنامه علمى ایشان تجلیل به عمل آورد.

 

جهان ما، چه امروز و چه در آینده، نیاز به اراده ها، ایده ها، تهوّرات و ابتکارات نوینى دارد، زیرا متأسفانه روز به روز بر اثر جدال هاى هر چه شدیدترِ ناشى از مواجهات تنش زا، رفته رفته از شکیبایى کاسته مى شود. همه این بحران ها، بشر را به گونه اى «باور عقیم» رهبرى کرده است. صلحْ شکننده شده، دادگرى از میان رفته و امکانات تفاهم به طور چشم گیرى کاهش یافته است. از این رو به نظر مى رسد که آینده اى تاریک تر و ناآرام تر در پیش خواهیم داشت. در حالى که براى صلح راه دیگرى وجود دارد و هنوز على رغم تمام موانع و تردیدهاى اظهارشده، مى توان براى یافتن راه کارهاى گفتوگو و همکارى جسارت ورزید، زیرا این راه حل جایگزین دیگرى ندارد و بر پایه همین، بسیارى از افراد و مجامع قویاً بر آن شده اند که براى ساختن آینده اى بهتر بر پایه عدالت و صلح از راه گفتوگو اقدام کنند. آنها با تمام قدرت خود مى کوشند با به کارگرفتن گفتوگو و ایجاد زمینه هاى ممکن براى همکارى، انسان ها را در این مسیر هدایت کنند.

منظور از گفتوگو امکاناتى است که در راه شناسایى حقیقت و همچنین تشدید همبستگى تمام انسان ها بر آنها تأکید مى گردد. گفتوگو باید به عنوان راهى براى آشتى مؤثر حتى میان دشمنان پیشین، یعنى براى ایجاد نوعى فرهنگ صلح، و گونه اى مدنیت، رحمانیت و محبت فهمیده شود. دیگر این که باید کوشش شود که همکارى خالصانه جدى و پا برجایى به وجود آید که هم به زمان کنونى آرامش بخشد و هم آینده شکوفایى را بسازد که در آن روح اخوت جارى و سارى گردد. به این ترتیب، دنیاى ما دنیایى خواهد شد که همگى در آن براى حل مسائل مشترکمان بکوشیم و اقدام نماییم.

موانع اصلىِ گفتوگو و همکارى عبارت است از:

1. عدم تسامح و عجب تکبرآمیز؛ آن که بر این باور است که تنها او کلید حل مشکلات را در دست دارد، در واقع بر ابعاد مشکلات و پیچیدگى عناصرِ تشکیل دهنده آنها اشراف ندارد؛ زیرانمى داند که مسائل بشرى را نمى توان بدون مشارکت همگانى حل کرد.

2. داورى هاى بسیار عجولانه و پیش داورى هاى خشن؛ اینها ناشى از میراث شوم گذشته و رفتار خشک مغزانه کنونى است. ثمره دادگرى این است که پیش داورى هاى فراگیر از میان برود و فضایى به وجود آید که در بردارنده آمادگى و شایستگى گفت گویى صریح و شفاف باشد.

3. نبود روادارى در اندیشه؛ نخستین پیش فرض یک گفتوگو آن است که شایستگى و آمادگى جدیتى مداوم براى دست یابى به دانش دقیق و نکته سنجانه به منظور یافتن اندیشه هاى انسانى و همچنین درستى امر مورد بررسى داشته باشیم تا بدین وسیله هم بتوانیم دقیقاً داورى کنیم و هم موانع موجود را از میان برداریم. براى این منظور باید پذیراى انتقاد از خود باشیم تا فهمى روشن تر، دلى بازتر و شکیبایى مداوم ترى به دست آوریم.

4. عدم آمادگى لازم در تحمل اختلافات؛ به منظور دریافت صحیح و بیرون کشیدن اختلافات لاینحل و مرتفع ساختن صبورانه آنها، باید آمادگى لازم را داشته باشیم. از آنجا که حقایق فقط مجموعه اى از حقیقت هاى مسلم نیست و نمى توان آنها را به خوبى تعریف نمود یا به اثبات رساند، باید حقیقت دینى در مرحله نخست، حقیقتى باشد که به گفته انجیل یوحنا (بخش 3 آیه 21) بتواند براى ارزیابى ارزش هاى اخلاقى و حقایق دینىِ هر یک از ادیان مورد بحث مبنا قرار گیرد، تا زمینه ساز روابط دوستانه با ادیان دیگر و همکارى هاى بارور میان آنها گردد.

یافتنِ جهت یابى جدیدى در میان ارزش هاى اخلاقىِ مشترک در مسیحیت و اسلام و همچنین ادیان دیگر امرى ضرورى است. براى این منظور باید خواهان یک نظام اجتماعىِ انسانى شویم که در آن، حیثیت خدشه ناپذیر انسانى مبنا باشد و در صورت عمل به آن، نتایج زیر به حد کمال حاصل شود:

1. دادگرى برادرانه؛

2. به کارگرفتن مدارا در اداى حقوق و وظایف؛

3. اهتمام به حقوق ضعفا؛

4. اقدام براى فقرا و مستضعفان؛

5. صیانت از صلح به جاى تلاش براى برقرارى حکومتى جبار؛

6. آمادگى براى آشتى و وفاق؛

علاوه بر اینها در مسیحیت، اسلام و ادیان دیگر، اصول دیگرى نیز معتبر است:

1. تساوى بنیادى همه انسان ها به مثابه مخلوق خدا؛

2. همه آفریده هاى خدا و همه انسان ها به یکدیگر وابسته اند و همگى در دنیاى وابسته به مناسبات همه جانبه قرار داشته و به همکارى نیازمندند؛

3. انسان ها خانواده بزرگى را شکل داده اند که در یک همدردى همه جانبه و اخوت جهانشمول متحدند؛

4. همدردى و اخوت دلبخواه نیست، بلکه امرى بایسته است؛ زیرا دربرگیرنده مسئولیت همگى نسبت به همدیگر است و به همین دلیل، به عنوان قانون اساسىِ نظم سیاسى و اجتماعى، شالوده جهانى پر از عدالت فراگیر برادرانه را مى ریزد.

در پایان اجازه مى خواهم، آرزوى شخصى خود را بیان کنم:

در یکى از سرودهاى کهن مسیحى، بر باورداشتِ مسیحیان این گواهى آورده شده است که آنها عیسى مسیح را به عنوان محور امت مى بینند؛ زیرا وى به امر خداوند در پى آن است که همه چیز را به سمت آشتى سوق دهد (نامه به کلوسر ûklosser‎بخش1،آیه 15ـ20)

ولى آنچه به نظر من مهم مى رسد، تقاضایى است که در آیه 20 بخش اول مطرح شده: «مسیح باید وسیله آشتى همه انسان ها شود»؛ یعنى ما مسیحیان باید به نشانى غیرمسیحیان و خاصه به نشانى مسلمانان تقاضاى زیر را بفرستیم:

از آن جهت که به عیسى مسیح اعتقاد داریم، از شما تقاضاى آشتى مى کنیم، خواه شما باورداشت هاى ما را بپذیرید یا نه. صرف نظر از تجربیات تلخ دو طرف که آنها را تاریخ مشترک ما به ارمغان آورده است، ما آمادگى خود را براى آشتى با یکدیگر، صلح و برادرى همدردانه اعلام مى کنیم.

قرآن به طور واضح طرفدار چنین جهت گیرى اى است، زیرا در آیه 86 سوره نساء آمده است: «چون به شما درودى فرستاده شد، شما هم با سلامى بهتر و زیباتر آن را پاسخ دهید». اگر ما مسیحیان تقاضاى آشتى را به مسلمانان عرضه کنیم و همچنین آمادگى خود را براى همدردى فراگیر اعلام نماییم، مسلماً مسلمانان نیز باید بر طبق منویات قرآن این تقاضا را قبول کنند و جواب بدهند.

آرزوى من این است که مسیحیان بر پایه کتاب مقدس و مسلمانان طبق فرمان قرآن عمل کنند.

در این هنگام است که ما چه مسیحى، چه مسلمان به این نتیجه رسیده ایم که به یکدیگر وابسته ایم، همچنان که قرآن در آیه 82 سوره مائده آورده است: «و تو یقیناً خواهى یافت که در میان آنان کسانى که از همه در مهر و محبت به تو نزدیک ترند، آنانى هستند که مى گویند مسیحى اند».