اعلامیه نود و پنج ماده اى لوتر

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده


اعلامیه یا اصول پیشنهادى لوتر در سال 1517، یکى از نقاط عطف مهم در تاریخ مسیحیت و نیز مغرب زمین است; زیرا سرآغاز تحولات مهم و برگشت ناپذیرى در مناسبات دین و دولت از آن زمان به بعد بوده است. خود لوتر آن را «نود و پنج تز در باب آمرزش» نامید و در ابتدا آن را براى عالمان الهیات و اهل فن به لاتینى نوشت و سپس به زبان آلمانى ترجمه کرد و دیر زمانى است که روز انتشار آن به عنوان آغاز جنبش اصلاحات دینى در آلمان جشن گرفته مى شود. درباره این اعلامیه، توجه به نکات زیر اهمیت دارد:

1. در مورد چگونگى انتشار این اعلامیه دو روایت هست. بر اساس روایت اول، مارتین لوتر این اعلامیه را در 31 اکتبر سال 1517 در «روز همه قدیسان» در کلیساى جامع ویتنبرگ نصب کرد. انتخاب این روز نیز بدان سبب بود که مردم از اطراف و اکناف براى بزرگداشت این روز به کلیساى یادشده مراجعه مى کردند. با این که این روایت در بسیارى از کتب نقل شده اما ظاهراً مستند درستى ندارد و بنا به آنچه در دایره المعارف معتبر کاتولیک نقل شده، براى اولین بار یکى از یاران لوتر به نام ملانشتون چنین روایتى را نقل کرد و بعدها نیز این روز جشن گرفته شد. افزون بر این خود لوتر در دست نوشته ها و خاطراتش ـ که بسیارى از تحولات مهم زندگى خود را بیان کردهـ نه تنها اشاره اى به این واقعه نمى کند که نکته دیگرى را ذکر مى کند که نقل خواهیم کرد.

روایت دوم آن است که لوتر ملاحظات خود را نه براى عموم بلکه براى بزرگان کلیساى آلمان فرستاد و کوشید با یادآورى این موضوع به آنان، بدعت پیداشده را به گونه اى مسالمت آمیز از میان بردارد. بهترین مؤید این مطلب نقل قولى از خود لوتر از «مجموعه آثار» وى است: «آنگاه نامه اى همراه با مسئله هایم براى اسقف ماگدبورگ ارسال کردم و از او استدعا کردم که تتسل را از موعظه در مورد این مسائل احمقانه باز دارد... چنین شد که رساله من علیه نوشته هاى تتسل که اکنون چاپ شده است، منتشر شد و در عرض دو هفته تمام آلمان را فراگرفت» (فلاورز، اصلاحات، ص33). به علاوه، اصول و نکات  مورد نظر خود را به زبان لاتینى نوشت و این زبان در آن زمان، زبانى علمى و خاص عده اى اندک از دانشوران آن عصر بود. بدیهى است که اگر مخاطب لوتر، عموم مردم بود، وى اعلامیه خود را به همان زبان آلمانى مى نوشت; همچنان که بعدها آثار مهمش را به قلمى شیوا و به آلمانى منتشر کرد.

2. به جرئت مى توان گفت که صنعت نوپاى چاپ، اولین تأثیر عمیق خود در تحولات فکرى قرن شانزدهم را با انتشار گسترده آثار لوتر در اروپا آغاز کرد و اعلامیه لوتر اولین اثر لوتر بود که در تیراژى وسیع در سراسر اروپا منتشر شد.

3. آنچه در ظاهر دلیل آمرزشنامه فروشى و گردآورى پول بود، ساختن کلیساى عظیم سنت پیتر در رم بود. خشم آلمان ها از این بود که سرمایه هاى آنان از آلمان بیرون رفته، در ایتالیا صرف ریخت و پاش هاى دربار پاپ مى شود و البته این راز برملا نشده بود که نیمى از درآمد آمرزشنامه ها مصرف دیگرى داشت. سراسقف ماینز جوانى بود که شرایط کافى براى اسقف شدن را نداشت ولى با قرض گرفتن از خاندان فوگر توانست این پست را با پرداخت پول به پاپ به دست آورد، ولى بعدها در بازپرداخت بدهى خود دچار مشکل شد و با تبانى پاپ قرار شد که از محل درآمد آمرزشنامه ها، بدهى اش پرداخت شود.

4. مهم ترین موضوع مورد مناقشه در این اعلامیه فروش آمرزشنامه بود. آمرزشنامه چه بود و چه کارکردى داشت؟ بر اساس آنچه از نقل قول مورخان برمى آید، این سنت در کلیساى کاتولیک وجود داشت که هر گاه کسى مرتکب گناه مى شد، نزد کشیش مى رفت و به نشانه پشیمانى از گناه خود، اعتراف مى کرد. کشیش پس از مراسم توبه، تکالیفى را بر فرد توبه کار مقرر مى کرد مانند سفر به زیارتگاه هاى مسیحى مانند فلسطین، روزه گرفتن، اعانه هاى مالى به یتیم خانه ها و کلیساها. حال جاى این پرسش بود که کشیش ها با چه مجوز و دلیل الهیاتى اعتراف مى گرفتند و گناه مى بخشودند؟ آیا مجوّز آنها براى این عمل شامل همه گناهان بود یا بعضى از گناهان؟ مربوط به زندگان بود یا شامل اموات و مردگان نیز مى شد؟ در مجموع آنچه از کلمات محققان و مورخان به دست مى آید، آن است که این سنت از قرن سیزدهم میلادى آغاز شد، ولى منحصر به بخشودن گناهان موقت نه ابدى آن هم از زندگان بود. این بخشودگى ممکن بود که بدون هیچگونه مجازات مادى و این جهانى باشد. پاره اى از مجازات ها صرفاً در برزخ قابل جبران بود. در نتیجه، اگر کسى موفق به توبه کامل نمى شد، باید در برزخ آن را جبران مى کرد. کسانى که بدون توبه نیز درگذشته بودند به همین سرنوشت گرفتار مى آمدند. اما به هر حال، این مجازات ها «نتیجه» توبه بود نه «شرط» آن. با گذشت زمان این رسم و سنت دگرگون شد و منافع مالى نیز با آن گره خورد و کار به جایى رسید که فرد با پرداخت اندک پولى و گرفتن برات از عذاب مى توانست مرتکب هر گناهى شود و با خیال آسوده و وجدانى غیرملامتگر به خواسته ها و تمایلات درونى ناصواب خود جامه عمل بپوشاند. نقطه آغاز این روند جدید، جنگ هاى صلیبى بود که نیاز به سرباز و ساز و برگ جنگى داشت. در ابتدا، سربازان با ورود به عرصه جنگ با مسلمانان، کفاره گناهان خود را مى پرداختند و دیگر نیازى به توبه نداشتند و با گذشت زمان، کسانى که سپاهیان صلیبى را حمایت مالى مى کردند، از این موهبت معنوى برخوردار مى شدند و معاف از اعتراف. اما این که چگونه کشیشان در موقعیتى قرار گرفتند که واسطه بین خالق و مخلوق شده و به افراد نامه برائت از عذاب و جهنم دهند، پاسخ این بود که مسیح با رنجى که به جان خرید و مرگى که پذیراى آن شد، گنجینه اى بس ارجمند باقى گذاشت و پاپ به عنوان وارث و میراث دار این گنجینه بس ارجمند مى توانست افراد را بیامرزد. کشیشان نیز نمایندگان او در این موضوع بودند. کم کم این مضمون بر سر زبان ها افتاد که به محض آن که پول در صندوق اعانات کلیسا انداخته شود، روح از عذاب برزخ نجات مى یابد.

5. روند آمرزشنامه فروشى چنان شکل رسوایى شکوه و به خود گرفت که شخصى چون اراسموس،اومانیست بزرگ که تا آخر عمر نیز به آیین کاتولیک وفادار ماند، سرانجام زبان به شکوه اعتراض گشود: «دربار رُم ظاهراً شرم و حیا را فراموش کرده است زیرا هیچ چیز شرم آورتر از این آمرزش نامه فروشى ها نیست» (فاسدیک، مارتین لوتر، ص56).

6. آنچه در این اعلامیه محور نقد و اعتراض است، فروش آمرزش نامه است و این در حالى است که اصل اساسى در تفکر لوتر آموزه آمرزیدگى به وسیله ایمان از طریق فیض است. لوتر در اعلامیه خود به این اصل هیچ اشاره اى نمى کند. شاید بتوان گفت که دلیل این تفاوت و اختلاف، پیدایش تطور و رشد در اندیشه لوتر در سال هاى بعد باشد. آنچه در الهیات کلیسا در قرون وسطى بسیار بر آن تأکید مى شد، مسئله عمل و انجام شعایر بود. خود لوتر در ابتدا نیز بر همین منوال رفتار کرد و در دیر راهبان، موبه مو قوانین و قواعد رهبانى را اجرا مى کرد، چنان که خودش مى گوید: «من راهب شایسته اى بودم و چنان آداب و مقررات را مو به مو اجرا مى کردم که اگر بنا بود تنها یک راهب به خاطر انجام آداب و مقررات رهبانى به بهشت برود، آن راهب، من بودم. همه دوستان من در دیر این مطلب را تأیید مى کنند. ....با این حال، وجدانم، مرا آرام نمى گذاشت و همیشه در تردید بودم و با خود چنین مى گفتم: تو کارت را به خوبى انجام ندادى و چنان که باید، تائب و پشیمان از گناه نبودى. تو بدون اعتراف آن را ترک کردى. هر چه کوشیدم که وجدان ناآرام، ناتوان و بلازده ام را با استفاده از سنّت هاى بشرى درمان کنم، نتوانستم و آن را بیش از پیش ناآرام، ناتوان و بلازده یافتم» (مک گراث، مقدمه اى بر تفکر نهضت اصلاح دینى، ص229)، اما بعدها به این نتیجه رسید که راه رستگارى و نجات از مسیر انجام شعایر نمى گذرد. اولین جرقه این اندیشه زمانى به ذهنش خطور کرد که رساله اول رومیان را تدریس مى کرد و به آیه هفدهم رسید. لوتر خود این تحول روحى را شرح داده است: «من قطعاً در پى آن بودم که پولس را با نامه او به رومیان بشناسم، اما هیچ چیز به اندازه این عبارت در فصل اول رساله به رومیان نتوانست مرا از این کار منصرف سازد: «در آن عدالت خدا مکشوف مى شود» (رومیان، 1: 17)، زیرا من از عبارتِ «عدالت خدا» متنفرم; عبارتى که آن چنان که به من آموخته بودند، به معناى عدالتى بود که خداوند بر اساس آن عادل است و گناهکارانِ غیرعادل را مجازات مى کند. هر چند که زندگى من در لباس رهبانى، عارى از هر گونه سرزنش و ملامت بود، با این حال، خود را در محضر خدا، فردى گناهکار با وجدانى ناآسوده مى دانستم و نمى توانستم معتقد باشم که او را با کارهاى خود راضى کرده ام; زیرا واقعیت این است که من بیش از آن که خداى عادل را دوست داشته باشم، از او نفرت داشتم... . در فهم منظور پولس از این عبارت، مأیوس و سرخورده شده بودم. سرانجام، پس از آن که روز و شب به غور و تأمل درباره ربط کلمات «در آن عدالت خدا مکشوف مى شود از ایمان تا ایمان، چنان که مکتوب است که عادل به ایمان زیست خواهد نمود» پرداختم، کم کم به درک این مطلب نایل شدم که «عدالت خداوند» همان چیزى است که عادل به وسیله آن و با هدیه خداوند (ایمان) خواهد زیست و جمله «عدالت خدا مکشوف مى شود»، اشاره به عدالتى انفعالى دارد که بر اساس آن، خداوند مهربان ما را به وسیله ایمان مى آمرزد; چنان که مکتوب است که «عادل به ایمان زیست خواهد کرد.» این موضوع، بى درنگ به من چنان احساسى داد که گویى بار دیگر به دنیا آمده ام یا گویى درهاى بهشت به رویم گشوده شده و من وارد آن شده ام. از آن پس، چهره کامل کتاب مقدس را در پرتو نور تازه اى مشاهده کردم. .. و هم اکنون عبارت «عدالت خداوند» را که روزى از آن نفرت داشتم، شیرین ترین عبارت مى دانم و بدان عشق مىورزم و آن را ارج مى نهم; زیرا این عبارت پولس، راه ورود من به بهشت بود» (همان، ص232). رفته رفته دین درونى و توبه قلبى نزد او اهمیت بسیار یافت تا جایى که از شعایر هفتگانه فقط دو مورد (تعمید و آیین عشاى ربانى) را قابل قبول دانست و مابقى را انکار کرد و سرانجام اذعان کرد که نیل به رستگارى و عادل شمردگى نزد خداوند تنها با ایمان و بهره گیرى از فیض او میسر است.

7. لوتر هیچ گاه تصور نمى کرد که مناقشه او سرانجام کلیساى غرب را دچار انشقاق خواهد کرد. او تصور مى کرد که بدعتى در آیین مسیح رخ داده و او با کمک گرفتن از کتاب مقدس مى تواند آن را از میان بردارد و البته پاپ نیز از او حمایت خواهد کرد; اما بعدها دریافت که خیال باطلى در ذهن مى پرورانده است. بدین سبب، وى در ابتدا حریم و حرمت پاپ را پاس داشت و تنها به انتقاداتى ملایم و غیرمستقیم از پاپ قناعت کرد، اما با گذشت زمان دریافت که آب از سرچشمه گل آلود است و از این رو پاپ را در نوک پیکان حملات و انتقاداتش قرار داد و سرانجام پس از گذشت دو سه سال، او را دجّال و ضدمسیح نامید.

8. از آنچه بیان شد، درمى یابیم که انگیزه لوتر از نوشتن و انتشار این اعلامیه نه ستیزه جویى و رویارویى مستقیم با پاپ و نه راه انداختن جنگى تمام عیار علیه او و سلسله مراتب کلیسایى بود. هر چند لوتر سرانجام به این وادى کشانده شد، اما نه خواهانش بود و نه از آن رضایت داشت او دریافته بود که کلیسا با درد و بیمارى مزمنى دست و پنجه نرم مى کند. او حتى به شهادت فقراتى از همین اعلامیه، به حمایت پاپ امیدوار بود، زیرا اساس انتقادات و پیشنهادهایش بازگشت به کتاب مقدس بود. به بیان دیگر، لوتر در این مرحله نه آغازگر مبارزه اى سیاسى و اجتماعى بلکه مبارزه اى علمى بود و مخاطبانش نه عامّه مردم بلکه اساتید الهیات در دانشگاه ها بودند. باز هم باید تأکید کرد که او در اساس راهبى کاتولیک و مؤمن و معتقد بود که به معتقداتش سخت پایبند بود.

9. لوتر در این اعلامیه مطالبى را بیان کرد که طى دویست سال پیش از آن، مصلحانى مانند جان هوس در جهان مسیحیت بر سر آن به رویارویى با کلیساى کاتولیک پرداخته و البته تاوان سختى نیز براى آن داده بودند که از دست دادن جان یکى از آنها بود. با این حال، آنان نتوانستند جریانى نیرومند و جنبشى سازمان یافته را رهبرى کنند و لذا موج اول اصلاحات دینى در غرب به راحتى سرکوب شد اما همین موج، زمینه را براى موج بسیار نیرومندى در آینده هموار کرد که به هیچ وجه قابل مهارشدن نبود. آنچه باعث شد که این موضوع در قرن شانزدهم طوفانى برپا کند، آن بود که تحولات پیچیده اجتماعى سخت از چنین معارضه اى حمایت مى کرد. همین موضوع که این بحث علمى، بر خلاف خواست لوتر و به شکلى فورى و فراگیر، به میان توده مردم کشیده شد، مى تواند شاهدى بر این موضوع باشد. ظهور تمایلات ملى گرایانه و ناسیونالیستى در سراسر اروپا و احساس انزجار از فرمانبرى از فرمانروایى خارجى در ایتالیا موجب شده بود که هم مردم و هم شاهزادگان و قدرت هاى محلى مستمسکى براى طغیان پیدا کنند و سخن حق لوتر جرقه اى بود که این آتش را شعلهور کرد. به همین دلیل نیز بود که لوترِ اصلاح طلب نه تنها تحت فشار قدرت هاى محلى قرار نگرفت، که تنها تکیه گاه او در برابر قدرت پاپ و امپراتورى همانها بودند و این خود یکى از وجوه تمایز و افتراق میان موج اول و دوم اصلاحات دینى در غرب است.

10. در هنگامه اى که لوتر علم مخالفت برافراشت، اومانیست هایى مانند اراسموس نیز فعال بودند و لوتر نیز از دستاوردهاى فکرى و علمى آنان بهره بسیار برد. از سوى دیگر، مخالفت هاى لوتر با پاپ و سلسله مراتب کلیسایى این تصور نادرست را براى آنان پدید آورد که لوتر نیز به مبانى فکرى و اعتقادى آنان پایبند است. البته این خطاى در تصور به سود هر دو طرف بود اما چندان نپایید و این به هنگامى بود که لوتر و اراسموس بر سر موضوعاتى مانند اراده و اختیار انسان دچار اختلاف شدند و در ردّ یکدیگر کتاب نوشتند.

11. مطالب لوتر در این اعلامیه موجب اعتراض شدید مقامات کلیساى کاتولیک  در آلمان شد، به گونه اى که سراسقف ماینز متن اعلامیه را به همراه شکوائیه اى علیه لوتر به رم فرستاد و از آنان استمداد کرد. البته مقامات کلیساى کاتولیک در رم از این که لوتر به خود اجازه داده که به مقام و موقعیت آنان متعرض شود، سخت خشمگین بودند، اما به دلیل پاره اى از ملاحظات سیاسى از برخورد خشن و تند با لوتر احتراز کردند و کوشیدند تا مناقشه را به نحو نسبتاً مسالمت آمیزى خاتمه دهند. البته اصرار کلیساى کاتولیک رم بر مواضع خود و سرسختى متقابل لوتر، راه را براى هر گونه مصالحه اى بست و پس از دو سال مقام پاپى ناگزیر شد که مخالفت خود را با 41 مورد از اصول مورد نظر لوتر اعلام کند. نقطه اوج این تحول در ارتباط با پاپ، تکفیر لوتر و طردش از کلیسا ضمن صدور دستورى پاپى، و نیز آتش زدن این توقیع به شکل علنى توسط لوتر بود.

12. به طور کلى، لوتر در این اعلامیه تعالیم کلیساى کاتولیک در باب توبه و مفیدبودن آمرزش نامه ها را زیر سؤال برد و تا حدودى متعرض مقام پاپى و شأن اختصاصى او شد. وى در آغاز نوشته خود، سخنش را با دستورى از عیسى مسیح آغاز کرد که مردم را به توبه دعوت کرد و مراد او را نه رسم و آیین رایج بلکه توبه درونى و قلبى دانست و اقتدار پاپى را صرفاً در بخشودن مجازات هایى دانست که خودش وضع کرده و صریحاً اعلام کرد که نجات روح در برزخ با انداختن پول در صندوق اعانات فاقد مبنایى در کتاب مقدس است و البته تنها تأثیرش، افزون شدن آز و طمع فروشندگان آمرزش نامه و ستانندگان پول است. لوتر در این اعلامیه چنین نبود که به طور کلى مقام پاپ و شأن کشیش را منکر شود. بلکه آن را مهم شمرد و در عین حال اعلام کرد که کسى که بى اعتنا به بینوایان مى گذرد و آمرزش نامه مى خرد، تنها به غضب الهى گرفتار است و کسى که به مستمندان کمک مى کند یا قرض مى دهد کارش بهتر از آن است که آمرزش نامه مى خرد. وى به بیانى طعنه آمیز گفت، اگر پاپ اخاذى و باجگیرى واعظانِ آمرزش نامه ها را مى دانست، ترجیح مى داد که کلیساى سنت پیتر به کلى به خاک تبدیل شود تا این که با گوشت و خون مردمانى بینوا آباد شود و شاید نیز ترجیح مى داد که کلیساى یادشده را فروخته و هزینه مردمى این چنین کند یا از درآمد خودش به عنوان ثروتمندترین فرد در جهان، شخصاً به این کار اقدام کند.

13. ماکیاولى در سال 1513، چهار سال پیش از انتشار اعلامیه لوتر، چنین گفت: «هر کس اصول اساسى آن مذهب (مسیحیت) را وارسى کند و ببیند که تا چه اندازه عملکرد و کاربرد فعلى آن  با آن اصول متفاوت است، خواهد گفت که ویرانى یا کیفر سرسخت آن مذهب قریب الوقوع است» (بومر، جریان هاى بزرگ در تاریخ اندیشه غربى، ص219).

14. امروزه بسیارى از مطالب مذکور در این اعلامیه، مسائلى جزئى و پیش پاافتاده به نظر مى رسد ولى واقعیت این است که طرح این مسائل در آن عصر و رویارویى با پاپ و تشکیک در مسائلى که پذیرفتگى الهیاتى دیرینه اى یافته بود، کارى بود بس دشوار و نیازمند به کسانى بود که با تهور و بى باکى به استقبال مخاطرات روند و به همین سبب بود که همین مطالب خشم کاتولیک ها را برانگیخت و آنان را به رویارویى درازمدت با لوتر و هوادارانش واداشت.

15. آنچه در پى مى آید، برگردانى است از ترجمه انگلیسى این اعلامیه در کتاب Martin Luther, Selection from His Writings. ترجمه دیگرى از این متن به زبان انگلیسى را در نشانى ذیل مى توان یافت:          http://en.wikisource.org/wiki/95These

 

 

 

تصویر

 

نظر به عشق و دلبستگى به راستى و با هدف برگرفتن آن، نکات زیر در ویتنبرگ به ریاست پدر گرامى، مارتین لوتر، از فرقه آگوستین، و استاد علوم انسانى و الهیات مقدس و استاد رسمى در این موضوعات در این مکان در معرض بحث عمومى گذاشته مى شود. بنا به تقاضاى وى، هر کس که نمى تواند به طور حضورى در بحث حاضر شود، مى تواند به صورت مکتوب چنین کند.

1. هنگامى که خداوند و استاد ما، عیسى مسیح، دستور داد که «توبه کنید» در پى آن بود که سراسر زندگى مؤمنان مالامال از توبه شود.

2. برداشت شایسته از این سخن این نیست که منظور وى اشاره به آیین توبه باشد، به معناى اعتراف و رضایتمندى آن گونه که کشیش آن را برگزار مى کند.

3. با این حال، معناى آن به توبه قلبى نیز محدود نیست، زیرا چنان توبه هایى پوچ و بى حاصل است، مگر آن که نشانه هایى بیرونى از ریاضت هاى مختلف جسم را به همراه داشته باشد.

4. تا زمانى که بیزارى از خود ادامه دارد، (به معناى توبه حقیقى درونى) مجازات گناه نیز ادامه دارد، به دیگر سخن تا زمانى که به ملکوت آسمان ها وارد شویم.

5. پاپ نه قدرت و نه اراده آن را دارد که مجازاتى را عفو کند، مگر مجازات هایى که خودش با صواب دید خود یا بر حسب قانون کلیسایى وضع کرده است.

6. خود پاپ نمى تواند از گناه بگذرد. او تنها مى تواند اعلام و تایید کند که خدا آنها را بخشوده است یا حداکثر این که گناهانى را ببخشاید که با صواب دید خودش وضع کرده است. به جز این موارد، گناه دست نخورده باقى مى ماند.

7. در عین حال، خدا گناه هیچ کس را بدون تسلیمِ فروتنانه نزد کشیش، که نماینده اوست، نمى بخشاید.

8. قوانین مربوط به توبه تنها در مورد کسانى صدق مى کند که هنوز زنده اند و مطابق خود قوانین، هیچ یک از آنها در مورد مردگان صدق نمى کند.

9. به همین سان، روح القدس با عمل کردن در شخص پاپ، فیض را براى ما ظاهر مى کند; با در نظرگرفتن این حقیقت که مقررات پاپى هیچ گاه نمى تواند در مورد مرگ یا در موارد دشوار انطباق یابد.

10. این اقدامى خطا و از سر جهالت است که کشیشان مجازات هاى قانونى را به مردگان در برزخ نیز تعمیم مى دهند.

11. هنگامى که مجازات هاى قانونى، تغییریافته و قابل انطباق بر برزخ باشد، مطمئناً به نظر مى رسد که بذر (گیاه ماشک) به هنگام خواب کشیشان کاشته شده است.

12. مجازات هاى قانونى در مورد روزهاى گذشته تعیین مى شود نه در مورد روزهاى آینده.

13. مرگ بر همه مدعیات کلیسا نقطه پایانى مى نهد. حتى اگر افراد در شرف مرگ باشند، برحسب قانون کلیسا مرده به شمار مى آیند.

14. نقصان در پارسایى یا عشق، در شخصِ در حال مرگ لزوماً با ترسى عظیم توأم است و ترس بیشتر در جایى است که پارسایى یا عشق در کمترین حدّ خود است.

15. چنین بیم و هراسى به خودى خود براى پدید آوردن درد برزخ کافى است، صرف نظر از هر چیز دیگرى که گفته شده باشد; زیرا بسیار زود به وحشت نومیدى نزدیک مى شود.

16. به نظر مى رسد که اینها وجوه تفاوت مشابهى براى فرق نهادن میان دوزخ، برزخ، و بهشت و نیز میان نومیدى، نامطمئنى و اعتماد باشد.

17.در واقع، باید از آلام ارواح در برزخ کاست و به همین میزان به خیر و ثواب افزود.

18. افزون بر این، بنا به  هیچ یک از مبانى عقل یا کتاب مقدس نمى توان اثبات کرد که این ارواح از جایگاه شایستگى (براى نجات) بیرون یا از رشد در فیض ناتوانند.

19. به نظر نمى رسد که بتوان اثبات کرد که همیشه آنها از رستگارى مطمئن و دلگرمند، حتى اگر خود ما بسیار بدان مطمئن باشیم.

20. از این رو، پاپ هنگامى که از بخشودن تمامى گناهان سخن به میان مى آورد، منظورش «همه» به معناى واقعى کلمه نیست، بلکه تنها چیزهایى است که خودش وضع کرده است.

21. از این رو، تمامى کسانى که به هنگام موعظه در باره آمرزش نامه ها مى گویند که آدمى مى تواند به وسیله آمرزش نامه هاى پاپ از هر مجازاتى تبرئه شده و نجات یابد، در خطا هستند.

22. در واقع، او نمى تواند از روح هاى در برزخ مجازات هایى را ببخشاید که بنا به قانون کلیسا در زندگى کنونى باید بدان مبتلا باشند.

23. اگر بخشودگى کامل را بتوان به کسى اعطا کرد، این در مورد کامل ترین افراد صدق خواهد کرد، یعنى عده اى بسیار اندک.

24. در نتیجه، باید چنین باشد که بخش عمده اى از مردم فریفته وعده بى حساب و کتاب و پر سر و صداى رهایى از مجازات شده اند.

25. همین قدرتى که پاپ به طور کلى در مورد برزخ اعمال مى کند، هر یک از اسقفان در قلمروى اسقفى و کشیشان در قلمروى کشیشى مى توانند اعمال کنند.

26. پاپ هنگامى که ارواح برزخى را با شفاعتى که از آنان به عمل مى آورد، نه به وسیله قدرت کلیدها (که نمى تواند بر آنان اعمال کند) مى بخشاید، کار شایسته اى انجام مى دهد.

27. براى این موعظه که به محض این که صداى پول در صندوق به صدا درمى آید، روح از برزخ پرواز مى کند، هیچ مبناى الوهى وجود ندارد.

28. بدون شک امکان دارد که هنگامى که صداى پول در صندوق به صدا در مى آید، حرص و آز افزایش یابد، اما هنگامى که کلیسا شفاعت مى کند، همه چیز به اراده خدا بستگى دارد.

29. با در نظر گرفتن آنچه در باره قدیس سورینوس Severinus و قدیس پاسکال گفته شده، چه کسى اطلاع دارد که همه ارواح در برزخ خواهان رهایى اند؟

30. هیچ کس از واقعیت ندامت خود مطمئن نیست چه رسد به این که از دریافت آمرزش تمام و کمال آسوده خاطر باشد.

31. کسى که آمرزش نامه ها را با حسن نیت  (bona fide)مى خرد، به همان اندازه اندک است که کسانى که واقعاً پشیمان و توبه کارند; به عبارت دیگر بسیار اندک اند.

32. همه کسانى که گمان مى کنند که از نجات خود به وسیله نامه هاى آمرزش نامه آسوده خاطرند، براى همیشه مطرودند و به سرنوشت معلمان خود گرفتار خواهند آمد.

33. ما باید احتیاط بیشترى در برابر کسانى داشته باشیم که معتقدند که آمرزش نامه هاى پاپى هدیه اى آسمانى و بسیار ارزشمند است.

34. زیرا فیض انتقال یافته به وسیله این آمرزش نامه ها صرفاً با مجازات هاى «توبه» آیینى ارتباط دارد که به وسیله آدمى وضع شده است.

35. این با تعالیم مسیحى سازگار نیست که موعظه و تعلیم داده شود که کسانى که ارواح را در ازاى پول نجات مى دهند، یا مجوزهاى اعترافى را خریدارى مى کنند، دیگر نیازى به توبه از گناهان خود ندارند.

36. هر فرد مسیحى که به  راستى توبه کند، از موهبت بخشودگى کامل از مجازات و گناه برخوردار خواهد شد و این را به او بدون داشتن آمرزش نامه مى دهند.

37. هر فرد مسیحى، زنده یا مرده، در همه مزایاى مسیح و کلیسا شرکت مى کند، و این مشارکت را خداوند به او بدون آمرزش نامه ها عطا مى کند.

38. با این حال، نباید بخشودگى و آمرزش پاپ را دست کم گرفت، زیرا همان گونه که قبلا گفته شد،آنان آمرزش الهى را اعلام مى کنند.

39. حتى براى فرهیخته ترین الهیدانان بسیار دشوار است که با مردم  در باره مزایاى فراوان آمرزش نامه ها سخن به میان آورند، و در عین حال، در زمانى بعد از فضیلت توبه بگویند.

40. گناهکارى که به راستى پشیمان شده، جویاى مجازات هاى گناهان خود است و عاشقانه تاوان مى دهد، در حالى که کثرت آمرزش نامه ها وجدان افراد را تضعیف مى کند و چنان مى سازد که از آمرزش نامه ها نفرت داشته باشند.

41. آمرزش نامه هاى پاپى تنها باید با احتیاط تعلیم داده شود تا مبادا مردم برداشتى نادرست به دست آورند و گمان کنند که آنها بر سایر کارهاى خود ترجیح دارند که از جمله آنها عشق است.

42. به مسیحیان باید یاد داد که پاپ اصلا منظورش این نیست که خرید آمرزش نامه قابل مقایسه با کارهاى برآمده از رحمت است.

43. به مسیحیان باید آموخت که کسى که به بینوایان کمک مى کند یا به افراد نیازمند قرض مى دهد، کارش بهتر از کار کسانى است که مبادرت به خرید آمرزش نامه ها مى کنند.

44. این بدان سبب است که عشق با کارهایى که از سر عشق صورت گرفته رشد مى کند و آدمى فرد بهترى مى شود، در حالى که با آمرزش نامه ها نه تنها فرد بهترى نمى شود بلکه از مجازات هاى خاصى مى گریزد.

45. به مسیحیان باید آموخت که آن کس که نیازمندى را مى بیند اما (با بى اعتنایى) از او مى گذرد، او براى آمرزش نامه پول مى دهد اما از بخشودگى پاپ سودى نمى برد بلکه تنها خداوند را به غضب مى آورد.

46. به مسیحیان باید آموخت که آنها موظفند که در حد ضروریات زندگى پیش خود نگهدارند و نباید به هیچ وجه آن را براى گرفتن آمرزش نامه به باد دهند مگر آن که بیش از حد نیاز داشته باشند.

47. به مسیحیان باید آموخت که آنها آمرزش نامه ها را داوطلبانه مى خرند و هیچ الزامى به انجام این کار ندارند.

48. به مسیحیان باید آموخت که در اعطاى آمرزشنامه ها، پاپ نیازى بیشتر و اشتیاقى افزون تر به دعاى آنان براى خودش دارد تا پول هاى گردآورى شده.

49. به مسیحیان باید آموخت که آمرزش نامه تنها زمانى مفید است که آدمى به آن تکیه نکرده باشد. از این بالاتر این که اگر پرواى از خداى را به خاطر آنها از دست دهد بسیار زیان بارتر است.

50. به مسیحیان باید آموخت که اگر پاپ اخاذى ها و باجگیرى هاى واعظان آمرزش نامه ها را مى دانست، ترجیح مى داد که کلیساى سَنْت پیتر به تلى از خاک تبدیل مى شد تا این که با پوست، گوشت و استخوان رمه هایش برپا شود.

51. به مسیحیان باید آموخت که پاپ شاید مایل باشد که، چنان که در وقت ضرورت باید این گونه باشد، کلیساى سنت پیتر را بفروشد و آن را به علاوه پول هاى خودش به بسیارى از آن کسان بدهد که تاجرانِ مغفرت به اصرار از آنان پول ستاندند.

52. تکیه کردن بر آمرزش نامه ها براى دست یافتن به نجـات کار بیهوده و عبثى است، حتى اگر مباشران یا در واقع خود پاپ براى تضمین اعتبار آنها، روح خودش را گرو نهد.

53. کسانى دشمن مسیح و پاپ اند که اجازه نمى دهند که کلام خدا در بعضى از کلیساها موعظه شود و هدف آنها این است که آمرزش نامه ها در کلیساهاى دیگر فروخته شود.

54. کلام خدا آسیب خواهد دید، اگر در یک موعظه زمانى مساوى یا بیشتر به آمرزش نامه ها اختصاص یابد تا به کلام خدا.

55. پاپ نمى تواند این نظر را نادیده بگیرد که اگر آمرزش نامه ها (که موضوع کوچکى است) با یک زنگ جشن گرفته شود، یک نمایش یا یک مراسم، بشارت (موضوعى بسیار بزرگ تر) به همراه صد زنگ، صد مشایعت و صد مراسم موعظه شود.

56. خزائن کلیسا که پاپ آمرزشنامه ها را از آن توزیع مى کند، در میان قوم مسیح به اندازه کافى سخن از آن به میان نیامده یا شناخته شده نیست.

57. این که این خزائن موقتى و گذرا نیست، از این واقعیت روشن مى شود که بسیارى از سوداگران آن را به رایگان نمى فروشند، بلکه تنها آن را گردآورى مى کنند.

58. آنان نه شایسته مسیح اند و نه قدیسان، زیرا افزون بر پاپ، این شایستگى ها همیشه فیض را به درون انسان انتقال مى دهد، و صلیب، مرگ و دوزخ را در بیرون انسان به یاد مى آورد.

59. قدیس لارنس  St. Laurenceگفت که تهیدستان ذخیره هاى کلیسا هستند، ولى وى این اصطلاح را در سنت عصر خود به کار برد.

60. ما به گونه اى نسنجیده نمى گوییم که ذخیره هاى کلیسا، کلیدهاى کلیسایند و به وسیله شایستگى مسیح اعطا شده اند.

61. زیرا روشن است که قدرت پاپ به خودى خود براى بخشودگى از مجازات و موارد ذخیره شده (به تعویق افتاده) کافى است.

62. ذخیره حقیقى کلیسا «انجیل مقدسِ» شکوه و فیض خداوند است.

63. به راستى مى توان این ذخیره را نفرت انگیزترین چیز دانست، زیرا مى تواند اولى را آخرى بسازد.

64. از سوى دیگر، ذخیره آمرزش نامه از همه چیز پذیرفتنى تر است، زیرا مى تواند آخرى را اولى سازد.

65. از این رو، ذخیره هاى بشارت تورهایى هستند که در روزگاران گذشته آدم هاى پولدار را به دام مى انداخت.

66. ذخیره هاى آمرزش نامه ها تورهایى امروزى هستند که براى به دام انداختن آدم هاى پولدار به کار مى روند.

67. آمرزش نامه ها که سوداگران آنها را به عنوان بزرگ ترین لطف ها مى ستایند، در واقع ابزارهاى لطفى براى پول جمع کردنند.

68. با این حال، آنها را نباید با فیض خدا و ترحم نشان داده شده در صلیب مقایسه کرد.

69. اسقف ها و کشیشان موظفند که اختیارات آمرزش نامه هاى پاپى را با احترام فراوان دریافت کنند.

70. با این حال، آنان مسئولیت بسیار بیشترى دارند که دقیق تر بنگرند و به دقت وارد شوند، تا مبادا این مردان خیالات خود را به جاى آنچه که پاپ مأمور بدان است، موعظه کنند.

71. بگذار آن که منکر خاصیت رسولى آمرزش نامه هاست مطرود و ملعون بماند.

72. از سوى دیگر، بگذار آن که خود را در برابر هرزگى و افسارگسیختگىِ کلمات سوداگران آمرزش نامه حفظ کرده، مشمول رحمت باشد.

73. به همین سان، پاپ به درستى آنان را که به گونه اى بر ضد تجارت آمرزش نامه مى کوشند، طرد کند.

74. این بیشتر با دیدگاه هاى او موافق است که کسانى را طرد کند که از ملعبه آمرزش نامه ها براى توطئه کردن بر علیه عشق و راستى مقدس سوءاستفاده مى کنند.

75. این تصورى احمقانه است که آمرزشنامه هاى پاپى از چنان قدرتى برخوردارند که مى توانند آدمى را بیامرزند، حتى اگر مرتکب کار محالى شده و به مادر خدا تعدى کرده باشد.

76. ماسخنى به عکس مى گوییم واظهار مى کنیم که آمرزش پاپ نمى تواند کوچک ترین و ناچیزترین گناه را ببخشاید، تا حدى که احساس گناه آنان مورد توجه است.

77. هنگامى که گفته مى شود که حتى اگر در این زمان سنت پیتر نیز پاپ بود، نمى توانست فیض بیشترى اعطا کند، این بى احترامى به سنت پیتر و پاپ است.

78. ما به عکس اظهار مى داریم که او و هر پاپ دیگر از فیض هاى بیشترى برخوردار است، به عبارت دیگر، بشارت، قدرت هاى معنوى، موهبت هاى شفا و غیره آنگونه که در قرنتیان 12: 28 اعلام شده است.

79. این سخن کفر است که نماد صلیب با بازوان پاپ با صلیبى که مسیح بر بالاى آن جان داد ارزش یکسانى دارند.

80. اسقف ها، کشیشان و الهیدانان که اجازه مى دهند که وعده هایى از این دست به مردم داده شود بدون هیچ مانع و رادعى باید پاسخگوى آن باشند.

81. این موعظه بى حساب و کتاب درباره آمرزش نامه ها، افراد فرهیخته را در احترام به پاپ در برابر اتهامات نادرست یا دست کم از انتقادات سخت عوام دچار مشکل مى کند.

82. براى نمونه، آنان مى پرسند چرا پاپ به سبب عشق (به مقدس ترین چیز) و به سبب نیاز عالى روح هاى آنان، همه را از برزخ نجات نمى دهد؟ شاید به لحاظ اخلاقى این بهترینِ دلایل باشد. در عین حال، او روح هاى بیشمارى را براى پول که فاسدشدنى ترین چیز است، بازخرید مى کند تا بدین وسیله کلیساى سنت پیتر را بسازد که هدفى بسیار خُرد است.

83. مجدداً، چرا مراسم دفن و سالگرد براى مردگان همچنان از آن سخن به میان مى آید؟ چرا پاپ اعانه هاى خاص این اهداف را از نو پرداخت نمى کند یا اجازه نمى دهد که از نو پرداخت شود زیرا خطاست که براى آن ارواحى دعا شود که هم اکنون رهایى یافته اند.

84. باز مى گویم، این نوع تازه اى از ترحم و دلسوزى از سوى خدا و پاپ است که فردى بى تقوا که دشمن خداست، اجازه مى یابد که براى رهایى روح فردى پرهیزکار که دوست خداست پول بپردازد، و این در حالى است که روح آن فرد پرهیزکار و عشقورزیده شده به سبب عشق و تنها بدان دلیل که نیاز به رهایى دارد، اجازه نمى یابد که بدون پرداخت پول رهایى یابد.

85. باز مى گویم، چرا قوانین شرعى در باب ندامت، اگر نگوییم عملا، به مدتى طولانى مهجور و مرده باقى مانده است؟ چرا آنها امروزه براى تحمیل جریمه هایى مالى در قالب صدور آمرزش نامه مورد استفاده قرار گرفته اند، گویى همه قانون هاى مربوط به توبه به طور کامل معتبرند.

86. باز مى گویم، از آنجا که در آمد کنونى پاپ از ثروت ثروتمندترین افراد بیشتر است، چرا او نباید این کلیساى سنت پیتر را به جاى پول مؤمنانِ مستمند، با پول خود بسازد؟

87. بازمى گویم، پاپ چه چیزى را از مردمان بخشوده و معاف مى کند، همان کسانى که با توبه کامل خود حق دارند که به طور کامل بخشوده و برخوردار از آمرزش تامّ شوند؟

88. باز مى گویم، اگر بنا باشد که پاپ این بخشودگى ها و معافیت ها را اعطا کند، به اطمینان کارهاى خوب بزرگترى مى توان براى کلیسا انجام داد، آن هم نه یکبار مانند اکنون بلکه صدها بار در طول روز براى بهره بردن فرد مؤمن هر آنچه که باشد.

89. آنچه را که پاپ در آمرزش نامه به دنبال آن است پول نیست، بلکه نجات ارواح است. حال چرا او نامه ها و آمرزش نامه هایى را که پیش تر تصدیق کرده معلق نمى کند. 90. این پرسش ها موضوعاتى بسیار مهم در وجدان عامه است. سرکوب آنان به وسیله صِرف زور و نه رد آنها به وسیله براهین و استدلال ها موجب مى شود که کلیسا و پاپ مورد تمسخر دشمنانشان قرار گرفته و مسیحیان را ناخرسند سازد.

91. از این رو، اگر آمرزش نامه ها بر طبق روح و ذهن پاپ موعظه شود، همه این مشکلات به سادگى حل خواهد شد و در واقع، دیگر وجود نخواهد داشت.

92. سپس دورى کنید از آن پیامبرانى که به قوم مسیحى مى گویند که «صلح، صلح» در جایى که صلحى در کار نیست.

93. آفرین و آفرین بر آن پیامبرانى که به قوم مسیحى مى گویند که «صلیب … صلیب» در جایى که صلیبى در کار نیست.

94. مسیحیان باید تشویق شوند که مشتاقانه از مسیح، سر خود، به وسیله مجازات، مرگ ها و دوزخ ها پیروى کنند.

95. از این رو، بگذار که آنان اطمینان بیشترى داشته باشند که به وسیله محنت هاى بسیار نه از طریق وعده نادرست صلح به آسمان وارد شوند.

 

بومر، فرانکلین لوفان، جریان هاى بزرگ در تاریخ اندیشه، ترجمه حسین بشیریه. تهران: مرکز بازشناسى اسلام و ایران، 1380.

فاسدیک، هنرى امرسن، مارتین لوتر، ترجمه فریدون بدره اى. تهران: شرکت انتشارات علمى و فرهنگى، 1383.

فلاورز، سارا، اصلاحات، ترجمه رضا یاسایى. تهران: انتشارات ققنوس، 1381.

برونر فسکى، جیکب، سنت روشنفکرى در غرب از لئونارودو تا هگل، ترجمه لیلا سازگار. تهران: انتشارات آگاه، 1383.

لین، تونى، تاریخ تفکر مسیحى، ترجمه روبرت آسریان. تهران: نشر فرزان روز، 1380.

مگ گراث، آلیستر، درسنامه الهیات مسیحى، ترجمه بهروز حدادى. قم: انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، 1384.

ـــــــــــ ، مقدمه اى بر تفکر نهضت اصلاح دینى، قم: انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، 1382.

براون، رابرت مک آفى، روح آیین پروتستان، ترجمه فریبرز مجیدى. تهران: مؤسسه نگاه معاصر، 1382.