شبیه سازى در آیین کاتولیک

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده


اشاره:

آیین کاتولیک با کاربست برخى از دستاوردهاى مهندسى ژنتیک درباره انسان سرسختانه مخالفت مى کند و آن را ناقض کرامت و شأن انسان مى داند. یکى از تازه ترین دستاوردهاى این عرصه، امکان به کارگرفتن تکنیک انتقال هسته سلول پیکرى  Somatic Cell NuclearTransfer) با علامت اختصارى (SCNT یا شبیه سازى درباره انسان است. کلیساى کاتولیک استفاده از این تکنیک را تحت عناوینى چون شبیه سازى درمانى یا انسانى مغایر با آموزه هاى اصلى کتاب مقدس و اخلاق مسیحى مى داند و دلایلى بر ضد آن اقامه مى کند. مهم ترین دلایل مخالفت با شبیه سازى انسانى از دیدگاه آیین کاتولیک عبارت اند از: احتمال شکست از نظر علمى، ضرورت تولید مثل جنسى براى ایجاد فرد جدید، تحمیل هویت خود بر شخص شبیه سازى شده، غصب جایگاه خداوند، نقض کرامت انسانى، نقض حق کودک براى داشتن والدین، تنزل انسان به شیئ، مغایرت با حق «نادانى» و جهل نسبت به آینده، امکان سوءاستفاده هاى مختلف و فروپاشى نهاد خانواده. در این مقاله، این مسئله با توجه به دیدگاه آیین کاتولیک به اخلاق زیستى و در بسترى کلى تر توصیف شده است.

رشد مهندسى ژنتیک و پیدایش مسائل تازه اى در این عرصه و امکان برخى دستکارى هاى ژنتیکى، پرسش هایى جدى در باب حیات و مرگ و مفهوم انسان و معیار انسانیت پیش کشیده است و آیین کاتولیک نیز بخشى از تلاش خود را صرف پاسخگویى به آنها کرده است. یکى از تازه ترین چالش هاى این عرصه، مسئله امکان شبیه سازى انسانى است که پس اعلام خبر شبیه سازى گوسفندى به نام «دالى» در سال 1997 به گونه اى جدى ذهن متدینان را به خود مشغول کرده است:[1] آیا به وجود آوردن انسان بى استفاده از شیوه رایج تولید مثل و به گونه اى غیر جنسى مشروع است و اخلاقى، یا بر خلاف آموزه هاى دینى؟ غالب متدینان آن را تهدیدى بر ضد کرامت انسانى قلمداد کرده اند و خواستار منع آن شدند. مسلمانان اهل سنت قاطعانه این عمل را محکوم کرده و عالمان شیعه در این زمینه نظرات گوناگونى ابراز داشته اند. جهان مسیحى نیز موضعى استوار در این زمینه اتخاذ کرد و شبیه سازان را ناقض کرامت انسانى دانسته است. در این نوشته، کوشش مى شود تا تصویر روشن و نسبتاً جامعى از دیدگاه کلیساى کاتولیک در قبال این مسئله به دست داده شود و این مسئله در بسترى کلى تر از دیدگاه آیین کاتولیک به مسائل زیستى تبیین گردد. تحلیل و بررسى این دیدگاه نیازمند نوشته دیگرى است که مستقلا ارائه خواهد شد.

 

1. ملاحظات اولیه

یک. منابعى که در این نوشته مورد استناد قرار گرفته اند، سه نوع اند. نخست، سخنان پاپ فقید ژان پل دوم به عنوان عالى ترین مرجع دینى آیین کاتولیک در جهان; دوم بیانیه هایى که به وسیله واتیکان منتشر شده است. این بیانیه ها به وسیله شوراهاى پاپى که اعضاى آنها مستقیماً به دست پاپ منصوب مى شوند فراهم آمده و به تأیید پاپ نیز رسیده است. سوم مقالاتى که اسقف ها و رؤساى کلیساى کاتولیک نوشته یا موضعگیرى هایى که در قبال مسئله شبیه سازى اتخاذ کرده اند.

دو. آیین کاتولیک براى تبیین و دفاع از موضع خود فعالیت علمى و فرهنگى گسترده اى داشته است. این فعالیت ها شامل برگزارى کنفرانس ها و کارگاه هاى آموزشى، شرکت در نشست ها و سمینارهاى مختلف و ارسال پیام به وسیله پاپ به کنفراس هاى پزشکى، اخلاق زیستى و مانند آن بوده است.

سه. افزون بر آن، کلیساى کاتولیک حضورى جدى در سطح جهانى در مجامع بین المللى داشته و از این طریق مواضع خود را تبیین و تقویت کرده است، مانند حضور نماینده رسمى در کمیسیون تخصصى سازمان ملل و تبیین موضع آیین کاتولیک درباره مسئله شبیه سازى، حضور در کنگره آمریکا هنگام بررسى مسئله شبیه سازى، ارسال نامه به سازمان ملل و یونسکو و تحلیل و بررسى بیانیه هایى که سازمان ملل یا دیگر مجامع سیاسى در این زمینه منتشر کرده اند. این حضور فعالانه موجب شده است تا مدافعان شبیه سازى انسانى، کلیساى کاتولیک را به تحمیل دیدگاه خود بر جامعه متکثر معاصر متهم کنند.

چهار. موضع آیین کاتولیک در قبال شبیه سازى انسانى در حقیقت بخشى از موضع گسترده تر این آیین در قبال مسائل زیستى دیگرى چون سقط جنین، اوتانازى یا قتل از روى ترحم، تکنیک هاى بارورى مصنوعى و مانند آن است. از این رو، در این نوشته از سر ضرورت به دیدگاه آیین کاتولیک در این مسائل نیز اشاراتى رفته است.

 

2. انواع شبیه سازى

کلیساى کاتولیک به شکل متداول و رایج به هنگام بحث از شبیه سازى دو نوع تقسیم بندى را مطرح مى کند; یکى تقسیم بندى این تکنولوژى بر اساس حوزه و سوژه آن است و دیگرى تقسیم آن بر اساس هدف از به کارگیرى چنین تکنیکى. البته بحث در نوع اول بسیار مختصر و گذرا و اشارهوار مطرح مى شود، حال آن که بحث اساسى در نوع دوم است. این دو نوع تقسیم بندى به شرح زیر هستند:

یک. شبیه سازى گیاهى، حیوانى و انسانى

دو. شبیه سازى درمانى و انسانى

 

یک. شبیه سازى گیاهى ، حیوانى و انسانى. از نظر آیین کاتولیک اعمال تکنولوژى بارورى و تکثیر غیر جنسى در عرصه گیاهان و حیوانات مانعى ندارد و این کار مجاز است. اسناد متعدد کلیسا بر این نکته تأکید فراوان دارند که با رعایت مصالح کلى مى توان گیاهان یا حیوانات را شبیه سازى کرد. براى مثال در «تأملاتى درباره شبیه سازى» که به وسیله «آکادمى پاپى زندگى»[2] منتشر شده، به این مسئله اشاره شده و در آن آمده است که: «افزون بر اینْ براى تحقیق، از جمله شبیه سازى، در عرصه گیاهان و حیوانات آنجا که به نیازى پاسخ دهد یا سود قابل توجهى براى انسان یا دیگر موجودات در پى داشته باشد، در صورت رعایت قوانین حفظ حیوانات و تکلیف احترام به تنوع زیستى انواع، جا وجود دارد.»[3]

کاردینال آلفونسو لوپز تروجیلو، رئیس شوراى پاپى خانواده،[4] طى بیانیه اى با عنوان «شبیه سازى: ناپدید شدن مستقیم پدرى و انکار خانواده» که در مخالفت با شبیه سازى انسانى نوشته و منتشر شده است، از شبیه سازى در عرصه گیاهان و حیوانات دفاع کرده، مى گوید: «اعتراضات اخلاقى مشخصى بر ضد شبیه سازى گونه هاى غیر انسانى وجود ندارد.»[5] وى نه تنها این کار را مجاز مى شمارد، بلکه براى آن منافع متعددى یاد مى کند، مانند بهبود کیفیت محصولات غذایى، پیشگیرى از انقراض گونه هاى کمیاب، کمک به پیشرفت در عرصه تحقیقات زیستى و داروشناسى.[6]

کنفرانس کاتولیک هاى فلوریدا، طى مکتوبى موضع خود را در قبال انواع شبیه سازى روشن کرد و درباره شبیه سازى گیاهى و حیوانى اعلام داشت: «شبیه سازى گیاهان و حیوانات یا قسمت هایى از دى. ان. اى. انسانى، هنگامى که براى بهسازى انسانیت به کار گرفته مى شود، نه تنها بلامانع، بلکه حتى تحت راهنمایى مناسبى مى تواند مطلوب باشد.»[7]

بدین ترتیب از نظر کلیساى کاتولیک، شبیه سازى گیاهى و حیوانى مجاز و حتى مطلوب است و اخلاقاً منعى ندارد. گفتنى است که برخى از کاتولیک هاى پاکستان به استناد کتاب مقدس، حتى شبیه سازى حیوانات را ممنوع دانسته اند. به گزارش روزنامه پاکستانى دیلى تایمز، در گفتگویى که کلیساى کاتولیک لاهور تشکیل دادْ، ندیم جان شاکر گفت که بنیاد اخلاق ما کتاب مقدس است و «کلیسا حتى مخالف شبیه سازى حیوانى است.»[8] از این استثنا که بگذریم، کلیساى کاتولیک شبیه سازى گیاهى و حیوانى را مجاز مى شمارد و اساساً این بحث را چندان پیش نمى کشد، زیرا از نظرش این مسئله با اصول و مبانى آیین کاتولیک منافاتى ندارد; اما آنچه که مشکلى جدى براى اخلاق و کلام آیین کاتولیک بوده، شبیه سازى انسانى است.

 

دو. شبیه سازى درمانى و انسانى در جایى که موضوع و سوژه، شبیه سازى انسان است و این تکنیک درباره انسان به کار بسته مى شود، بر اساس هدف از این کار، شبیه سازى به دو نوع تقسیم مى شود: شبیه سازى درمانى[9] یا غیر موّلد و شبیه سازى انسانى[10] یا شبیه سازى موّلد.[11] تفاوت این دو نوع، در نوع تکنیک به کار رفته نیست، بلکه در هدف از انجام آن است. در شبیه سازى درمانى، پس از ترکیب تخمک خالى از هسته با هسته سلول و تشکیل رویان، طى زمانى اندک این رویان نابود و از سلول بنیادى آن استفاده مى گردد، حال آن که در شبیه سازى انسانى، پس از تشکیل رویان، آن را در رحم مى گذارند تا جنین شکل گرفته و نوزادى زاده شود. این تقسیم بندى امروزه در مجامع علمى پذیرفته شده و در متون مختلف به آن اشاره مى شود.[12]

عمده نقض و ابرام ها نیز درباره شبیه سازى انسانى است نه درمانى و برخى از کشورها مانند انگلستان، شبیه سازى درمانى را مجاز شمرده اند; مشروط به آن که رویان شکل گرفته حداکثر تا چهارده روزگى نابود شود. بنابراین، ماهیت این دو نوع شبیه سازى تفاوتى ندارد، بلکه تفاوت اصلى در آن است که در نوع درمانى، روند شبیه سازى در میانه کار متوقف مى شود.

اسناد و منابع کاتولیکى غالباً به این دو نوع تقسیم اشاره کرده، از آن بحث مى کنند.[13]

البته گاه در منابع کاتولیکى از تقسیم بندى دیگرى نام برده مى شود; براى مثال در یکى از اسناد واتیکان با عنوان «یادداشت هایى درباره شبیه سازى» شبیه سازى با توجه به هدف آن به چهار نوع تقسیم شده است: شبیه سازى «مولّد» با هدف به دست آوردن فردى مشابه دهنده هسته سلول جسمى; شبیه سازى «درمانى» براى به دست آوردن رویانى ایمن از بیمارى هاى میتوکندریا یا کروموزومى از طریق انتقال هسته تخمک به تخمک دیگرى و سپس بارورى آن; شبیه سازى «تولیدى» براى به دست آوردن اعضاى مورد نیاز بدن و شبیه سازى با هدف «تجربى» براى توسعه آفاق دانش.[14] با این همه، تقسیم بندى معروف و جا افتاده در این مورد همان تقسیم بندى دوگانه به انسانى و درمانى یا مولد و غیرمولد است.این تقسیم بندى به دلایل خاصى پذیرفته شده و کلیساى کاتولیک نیز بخشى از تلاش خود را صرف بحث درباره این تقسیم بندىو نقد آن کرده که شایسته بررسى است.

 

3. حکم شبیه سازى درمانى

بر خلاف رواج این تعبیر در مجامع علمى و عمومى، آیین کاتولیک با این تقسیم بندى و با این تعبیر سرسختانه مخالفت مى کند و نه تنها از نظر اخلاقى شبیه سازى انسانى و شبیه سازى درمانى را مشمول یک حکم مى داند، بلکه شبیه سازى درمانى را غیر اخلاقى تر مى شمارد. از نظر آیین کاتولیک، تعبیر «درمانى» تعبیرى علمى نیست، بلکه راهزن است و حقیقت را مى پوشاند. در فرایند شبیه سازى انسانى، همین که عمل ترکیب میان تخمک فاقد هسته و هسته سلول جسمى انجام شد، موجود زنده اى شکل مى گیرد که از همه حقوق انسانى از جمله حق حیات که اساسى ترین حق است، بر خوردار مى شود. از این منظر، شبیه سازى به اصطلاح درمانى[15] که در آن رویان ها آفریده
(یا «تولیدشده») و پس از استفاده از سلول بنیادى آنها نابود مى شوند، عملى است مبتنى بر نگاه سودگرایانه به اخلاق زیستى.[16] پاپ ژان پل دوم در پیامى به کنگره بین المللى پیوند عضو، ضمن تأیید این تکنولوژى و دفاع از ارزش آن، مخالفت خود را با تکنیک هایى که کرامت و ارزش فرد را نقض مى کند، ابراز داشت و خواستار کنار گذاشتن آنها شد. وى در ادامه پیام خود گفت: «من مشخصاً به تلاش هایى در شبیه سازى انسانى با این نگرش که اعضایى براى پیوند به دست آورند، مى اندیشم. این تکنیک ها تا زمانى که مستلزم به دست آوردن و نابود کردن رویان هاى انسانى است، اخلاقاً ناپذیرفتنى است، اگرچه هدف مورد نظر آنها فى نفسه خوب باشد.»[17] مخالفت او با اصل پیوند عضو نیست، بلکه اتفاقى است که در این فرایند براى رویان یا جنین رخ مى دهد. وى در این پیام اهداى عضو و نجات جان بیماران را یکى از تجلیات نوع دوستى معرفى مى کند و در این مورد به رساله معروف خود به نام «انجیل حیات»[18] [19] ارجاع مى دهد. در بند شماره 86 آن رساله چنین آمده است: «مشخصاً نمونه قابل ستایش این قبیل رفتارها، اهداى عضو است که به گونه اى اخلاقاً مقبول انجام گیرد.»[20] سازمان کشیشان مدافع حیات[21]تقسیم بندى رایج میان شبیه سازى درمانى و شبیه سازى انسانى را نادرست و نامعتبر دانسته، آن را فاقد مبنایى مقبول مى داند، زیرا در هر دو مورد جنینى شکل گرفته و از آن بهره بردارى مى شود.[22] در متون مختلف، این پرسش مطرح مى شود که «آیا تفاوتى میان شبیه سازى درمانى و شبیه سازى مولّد وجود دارد؟»، پاسخ آن نیز منفى است با توضیحى مفصل در این باره.[23]

در برابر جریان مسلطى که شبیه سازى درمانى را با این معیار که رویان یا پیشْ رویان، موقعیت انسانى ندارد و در نتیجه محترم نیست، آیین کاتولیک سرسختانه از موقعیت انسانى کامل جنین حمایت مى کند. در بیانیه اى که واتیکان در 27 نوامبر سال 2001 درباره شبیه سازى رویان انسانى منتشر کرد، به این مسئله پرداخت و  با اشاره اى تأسفبار به مقاله اى که نویسندگانِ آن از شبیه سازى درمانى و ایجاد یک رویان انسانى تا مرحله هشت سلولى نام برده بودند، خاطر نشان کرد: نویسندگان تکرار مى کنند که هدفشان پرورش شخص انسانى نیست. اما آنچه آنان، مانند دانشمندان، در مقاله خود
«رویان اولیه»[24] [25]یا رویانى در مراحل ابتدایى مى نامند، چیست؟ در این جا ما پرسشى اخلاقْ زیستى داریم «از چه زمانى حیات انسانى شروع مى شود؟»[26] آنگاه خود پاسخ این پرسش را مى دهد که ما با رویان انسانى روبرو هستیم، نه، آن گونه که برخى مى پندارند، توده اى سلولى. از نظر این بیانیه، این نگرش سودگرایانه به مسائل زیستى به آن جا مى انجامد که رویان را از جنین، جنین را از کودک و کودک را از فرد بالغْ کم ارزش تر به شمار آوریم.[27] این موضع به مسئله شبیه سازى درمانى اختصاص ندارد، از این منظر، دیگر دستکارى هایى که به نفى و نابودى برخى از رویان ها بینجامد، خطا و غیر اخلاقى است. شوراى پاپى خانواده، طى بیانیه اى، به مخاطرات فروکاهش رویانى و سلب ماهیت انسانى رویان اشاره کرده، به این مسئله تصریح مى کند که: «از همان لحظه بارورى، حقوق اساسى انسانى و مهم ترین آنها حق حیات، باید براى جنین زاده نشده، به رسمیت شناخته شود.»[28]

 

4. شیوه و دلیل مخالفت با شبیه سازى درمانى

استراتژى کلیساى کاتولیک در بحث شبیه سازى درمانى آن است که نخست به روشنى نشان دهد که هیچ تفاوت ماهوى میان شبیه سازى درمانى و شبیه سازى انسانى وجود ندارد. دوم آن که غالب مدافعان شبیه سازى درمانى از صفت گمراه کننده و اغواگر «درمانى» بى آن که واقعاً چنین باشد، استفاده مى کنند و سوم آن که بیشتر کسان تصور روشنى از ماهیت و فرایند شبیه سازى درمانى ندارند و به صرف صفت درمانى از تدقیق در این مسئله خود دارى مى کنند. چهارم آن که نباید این مسئله در بیانیه هاى بین المللى بر ضد شبیه سازى انسانى نادیده گرفته شود. پنجم آن که فواید ادعایى شبیه سازى درمانى، ادعایى بیش نیست و مى توان به شکل دیگرى نیز به آن دست یافت. سرانجام آن که حقوق جنین با انسان کامل یکسان است. اینک توضیحى مختصر در باب هر یک
از این اقدامات.

یک. بخشى از ادبیات مسیحى ناظر به این مسئله، مى کوشد تا با تحلیل علمى  فرایند شبیه سازى درمانى نشان دهد که این کار ماهیتاً همان شبیه سازى انسانى است و تنها تفاوت آن در این است که پس از استفاده از سلول بنیادى، جنین حاصل شده از بین برده مى شود. کافى است که نگاهى به فرایند تکنیک شبیه سازى درمانى و شبیه سازى انسانى داشته باشیم. این دو از نظر تکنیکى هیچ تفاوتى با هم ندارند، تنها تفاوت در فرجام رویانى است که شکل گرفته است. در یک مورد، آن رویان در رحم کشت مى شود تا به انسانى کامل تبدیل شود و در دیگرى پس از بهره بردارى لازم، آن رویان از بین برده مى شود. بدین ترتیب، هر حکمى درباره شبیه سازى انسانى صادر کنیم، منطقاً باید آن را شامل شبیه سازى درمانى نیز بدانیم. به همین دلیل، آکادمى پاپى زندگى، وجود تفاوت اخلاقى قابل ملاحظه اى را در میان شبیه سازى درمانى و شبیه سازى مولد انکار مى کند. افزون بر این، شبیه سازى درمانى گناهى مضاعف به شمار مى رود.[29] واتیکان طى بیانیه اى که در فوریه سال 2003 خطاب به سازمان ملل منتشر نمود، بر یگانگى ماهیت شبیه سازى درمانى و شبیه سازى انسانى تأکید کرد و اظهار داشت: «هر فرایندى که مستلزم شبیه سازى انسانى باشد، فى نفسه فرایندى است مولّد که در آن موجودى انسانى در مراحل اولیه آن، یعنى رویان انسانى، تولید مى کند... تمایز گذاشتن میان شبیه سازى «مولد» و «درمانى» اصولا ناپذیرفتنى است، زیرا فاقد بنیاد اخلاقى و قانونى است. این تمایز نادرست، بر این واقعیت نقاب مى زند که موجودى انسانى با هدف نابودن کردنش آفریده مى شود تا از او سلول بنیادى تهیه شود یا تحت آزمایش قرار گیرد».[30]

دو. از نظر آیین کاتولیک، تعبیر «شبیه سازى درمانى» پوششى است ماهرانه و براى بازاریابى که از سوى مدافعان شبیه سازى انسانى ایجاد شده است. از این منظر، «نامگذارى شبیه سازى انسانى، به «شبیه سازى درمانى» با هدف تجربه هاى ویرانگر»،[31]کارى است اغواگرانه و هوشمندانه براى رواج تجارت در عرصه انسانى. استفاده از تعبیر «افسانه شبیه سازى درمانى»[32] که در برخى از متون  کاتولیکى دیده مى شود، به خوبى این موضع را نشان مى دهد.

سه. بسیارى از افراد و حتى کسانى که در سیاست عمومى جامعه نقش دارند و غالب سیاست سازان[33] تصویر روشنى از این مسئله در ذهن خود ندارند. کنفرانس کلیساهاى اروپایى، طى بیانیه اى به این مسئله پرداخته، مى گوید که برخى از نظرسنجى ها در انگلستان نشان مى دهد که مردم غالباً تصویر روشنى از دلیل مخالفت خود با شبیه سازى انسانى یا مولّد دارند اما درباره سلول بنیادىو شبیه سازى درمانى که براى به دست آوردن آن انجام مى گیرد، بسیار سردرگم اند. این ابهام حتى دامنگیر اعضاى پارلمان نیز بوده است. از این رو، این بیانیه ایضاح این مسئله در مباحثات عمومى را خواستار شده است.[34]

چهار. با هدف این ایضاح، آیین کاتولیک مجدانه در پى طرح این مقوله و تأکید بر یکسانى حکم شبیه سازى انسانى و درمانى بوده و در مجامع مختلف بر این مسئله انگشت نهاده است. براى مثال، سازمان یونسکو در 11 نوامبر 1997، «بیانیه جهانى ژنوم انسانى و حقوق بشر»، را منتشر کرد. یازدهمین ماده این بیانیه، انجام شبیه سازى انسانى را مغایر کرامت انسانى دانسته، خواستار منع آن شده بود. واتیکان در این باره بیانیه اى منتشر کرد با عنوان «ملاحظاتى درباره بیانیه جهانى درباره ژنوم انسانى و حقوق بشر» و در آن ملاحظات خود را در این زمینه منعکس کرد. یکى از این ملاحظات ناظر به مسئلة منع شبیه سازى انسانى است و در آن چنین آمده است: «ماده 11، اعلام مى کند که شبیه سازى با هدف ایجاد موجودات انسانى، عملى است ضد کرامت انسانى و نباید مجاز شمرده شود. با کمال تأسف، این صورت بندى شبیه سازى انسانى را با اهداف دیگرى براى مثال، تحقیق یا درمان، که به همان حد نامقبول است، خارج نمى کند.»[35] در انتهاى این ملاحظات، مجدداً این مسئله مطرح شده است که در بیانیه یونسکو که در پى حفظ حقوق بشر است، هیچ سخنى از رویان و نطفه به میان نیامده است و این سکوتْ فرصتى را فراهم مى کند تا بتوان از آنها به هر شکل ممکن بهره بردارى کرد، حال آن که این کار ناقض هدف اصلى بیانیه است.[36]

همچنین پاپ ژان پل دوم، در فوریه سال 2002 خواستار به رسمیت شناختن وضعیت قانونى رویان انسانى و احترام به حقوق هر کسى شد که نمى تواند از خود دفاع کند. وى با تأکید ابراز کرد: «علم اینک به وضوح نشان داده است که رویان یک شخص انسانى است که از آغاز بارورى داراى هویت خویش است. در نتیجه، این توقع منطقى است که این هویت، بالاتر از همه حق زیستن، از نظر قانونى به رسمیت شناخته شود.»[37]همچنین در بیانیه شوراى پاپى خانواده، بر حق حیات جنین این گونه تأکید شده است: «از لحظه بارورى، حقوق اساسى بشر و از همه مهم تر حق حیات، نسبت به کودکى که زاده نشده، باید به رسمیت شناخته شود و این حق به هیچ روى نباید نقض شود.»[38]

پنج. هدف اساسى شبیه سازى درمانى، به دست آوردن سلول بنیادى[39] براى درمان برخى از بیمارى ها یا کشت و پیوند عضو است. براى مثال، بیمارى را در نظر بگیریم که نیازمند تزریق مغز استخوان است تا از بیمارى خونى رهایى یابد. اما تن او تنها پذیراى نوع خاصى از مغز استخوان است که دى.ان.اى. مشابه خود را داشته باشد. از این نظر بهترین اهدا کننده برادر دوقلوى اوست. حال در این فرض اگر دسترسى به کسى نداشته باشیم، مناسب ترین روش آن است که هستة سلول فرد بیمار را گرفته و از طریق «تکنیک انتقال هسته سلول جسمى»  به درون تخمک خالى از هسته، آن را فعال کنیم. پس از آن که رویان شکل گرفت، از سلول بنیادى آن استفاده خواهیم کرد و سپس آن رویان را از بین مى بریم. به کمک سلول بنیادى به دست آمده، مى توانیم عضو مورد نظر را ایجاد کنیم یا آن سلول را در درون مغز استخوان تزریق کرده و به تکثیر آن بپردازیم. در این حالت، بدن بیمار این مواد را پس نخواهد زد، زیرا ترکیب ژنتیکى یکسانى با بدن دارد. این اساسى ترین خاصیت شبیه سازى درمانى است و به همین دلیل نیز شبیه سازى درمانى براى سلامتى انسان ضرورت دارد. اما آیین کاتولیک به مناقشه جدى با این خاصیت و این ضرورت مى پردازد. اما سلول بنیادى چیست؟

سلول بنیادى[40] عبارت است از سلول تخصص نیافته اى که مى تواند به هر سلولى تبدیل شود. مى توان سلول ها را به تخصص یافته[41] و تخصص نیافته تقسیم مى کردند. سلول تخصص یافته، سلولى است که هنگام تکثیر تنها مى تواند مشابه خود را تولید کند. براى مثال سلول هاى اندام هاى مختلف بدن انسان، تخصص یافته اند، یعنى سلول پوست، تنها سلول پوست و سلول چشم تنها سلول چشم را تولید مى کنند. هر چند همه سلول ها داراى ساختار ژنتیکى یکسانى اند و همه برنامه هاى لازم در هر هسته هر سلولى نهفته است. اما بر اثر تخصص یافتگى، هر سلولى تنها قادر به تکثیر نوع خاصى از سلول مى گردد و دیگر برنامه هاى آن خاموش مى شود. در مقابل، برخى از سلول ها همچنان حالت اصلى خود را براى تبدیل شدن به هر نوع سلولى حفظ مى کنند و محدودیتى در این زمینه ندارند. زایگوت یا تخمک بارورشده، عالى ترین نوع این قبیل سلول به شمار مى رود; زیرا این تک سلول مى تواند در درازمدت همه سلول هاى متفاوت را تولید کند. به همین دلیل، نیز بهترین و آسان ترین راه به دست آوردن چنین سلولى استفاده از زایگوت در مراحل اولیه آن است. سلول بنیادى از نوع سلول تخصص نیافته است و به همین دلیل نیز بسیار ارزشمند است.[42] بدین ترتیب، اساسى ترین دلیل براى توجیه و دفاع از شبیه سازى درمانى، وجود سلول هاى بنیادى در رویان یا جنین است.

در برابر این نگرش، آیین کاتولیک مى کوشد تا نشان دهد که این دلیل، توجیهى استوار براى دفاع از شبیه سازى درمانى به شمار نمى رود; زیرا نخست آن که این شیوه بسیار گران است و دیگر آن که از راه هاى دیگرى نیز مى توان سلول هاى بنیادى مورد نظر را به دست آورد. مقاله «افسانه شبیه سازى درمانى» به استناد گفته هاى متخصصان عرصه ژنتیک نتیجه مى گیرد که این تکنیک، گذشته از مسائل اخلاقى، به دلیل گرانى فوق العاده و ارقام نجومى اش، نمى تواند به بازار راه یافته و در کلینیک ها از آن استفاده شود.[43] همچنین در این مقاله از گزارش کمیته ملى مشورتى اخلاق زیستى آمریکا[44] در سال 1997 نقل قول شده است که این سناریو، نسبتاًگران و دوریاب است.[45] در نتیجه، این کار از نظر اقتصادى به صرفه نیست. اما نکته دوم و مهم تر آن است که اساساً اگر هم در پى به دست آوردن سلول بنیادى باشیم، تنها راه آن شبیه سازى درمانى نیست، بلکه راه هاى آسان تر و ارزان ترى نیز وجود دارد. مشاهدات علمى و دستاوردهاى جنین شناختى نشان داده است که سلول بنیادى در بند ناف[46] نیز وجود دارد. لذا مى توان پس از تولد نوزاد و بى آن که به او آسیبى برسد، از آن براى گرفتن سلول بنیادى استفاده کرد.[47] افزون بر این منبع، به نظر متخصصان کاتولیک مى توان از اشخاص بزرگسال و بالغ براى برگرفتن سلول بنیادى سود جست، بى آن که به آنان زیانى برسد. برخى از متخصصان بر این نظر هستند که این سلول ها در اندام هاى مختلف بدن اشخاص بالغ وجود دارد و برخلاف تصورات پیشین، این سلول ها کمتر از آنچه انتظار مى رفت، تخصص یافته اند و در نتیجه مى توان با کمى تلاش از آنها براى در هنگام ضرورت سود برد.[48] این مسئله تا حدى است که برخى از دستاوردهاى جدید، تردیدى جدى درباره نیاز به شبیه سازى درمانى پیش کشیده و راه هاى تازه ترى را مطرح ساخته اند. از این رو، شبیه سازى درمانى با هدف به دست آوردن سلول بنیادى، از نظر پزشکى نیز محل تردید است.[49] سخن کوتاه آن که از نظر آیین کاتولیک توجیه علمى جدى براى شبیه سازى درمانى وجود ندارد.

شش. صرف نظر از مسائل فوق، گوهرى ترین محور استدلال بر ضد شبیه سازى درمانى از نظر آیین کاتولیک، آن است که این کار ماهیتاً غیر اخلاقى است و قتل نفس به شمار مى رود. در این جا دلایل اخلاقى و دینى کلیساى کاتولیک بر ضد شبیه سازى درمانى، درست همان دلایلى است که بر ضد سقط جنین اقامه شده است. از این رو، لازم است که این مسئله با رهیافت کلى آیین کاتولیک در قبال سقط جنین فهم شود. از نظر آیین کاتولیک، سقط جنین نامشروع و غیر اخلاقى است و نمى توان به دلایل مختلف به این کار دست زد. موضع کلیساى کاتولیک در قبال سقط جنین روشن، و در بیانیه هاى مختلف منعکس شده است.

از دیدگاه آیین کاتولیک، سقط جنین چیزى نیست جز کشتن انسانى بى گناه. کشتن بى گناهان نیز عملى است کاملا غیر اخلاقى و ناپذیرفتنى. از این منظر، جنین هیچ تفاوتى با انسان کامل ندارد. هر حقى را که براى مادر قائل شویم، همسنگ آن را باید براى جنین ـ حتى جنین یک روزه ـ قائل شویم. در نتیجه، هر حکمى که در باب کشتن یک انسان کامل و بى گناه دادیم، باید همان را به جنین تسرى دهیم. پاپ پیوس دوازدهم خطاب به جمع انجمن کاتولیکى ماماهاى ایتالیایى،  این دیدگاه را به خوبى چنین تقریر مى کند: «نوزاد در آغوش مادر، حق زیستن خود را مستقیماً از خداوند دریافت مى کند... کودک، در حالى که هنوز زاده نشده، یک انسان است به همان میزان و به همان دلیلى که مادر انسان است.»[50] تعلیم رسمى کلیساى کاتولیک در این باره آن است که هر شخصى بر صورت خداوند و همانند او آفریده شده و حیات هر کس مقدس است و باید به طور مطلق از لحظه بارورى تا مرگ طبیعى، محترم باشد. هیچ کس و به هیچ دلیلى حق نداردکه زندگى جنینى را مستقیماً نابودکند. از بین بردن عامدانه جنین، گناهى است بزرگ و بر ضد قانون طبیعى.[51] شوراىواتیکان دو، سقط جنین و کودک کشى را جنایاتى نفرت انگیز معرفى کرد.[52]

پاپ ژان پل دوم نیز در رساله «انجیل حیات»، گسترش سقط جنین و دفاع از آن را یکى از جلوه هاى «فرهنگ مرگ» دانسته، آن را جدى ترین جنایت بر ضد حیات نامید. وى در این رساله نوشت که برخى کسان با این توجیه که جنین تا زمان معینى، انسان به شمار نمى رود، این کار را مشروع مى پندارند; حال آن که «از لحظه اى که تخمک بارور مى شود، حیاتى آغاز مى شود که نه از آن پدر است و نه مادر; بلکه حیات انسان تازه اى است با رشد خاص خود.»[53] از این منظر، حیات جنین باید از همان آغاز انعقاد نطفه محترم نگه داشته شود و هیچ کس حق نابودى آن را ندارد. پاپ در این رساله با اشاره به اقتدار دینى خود اعلام مى کند که سقط عمدى جنین گناهى بزرگ به شمار مى رود و این نظریه بر قانون طبیعى و قانون مکتوب خداوند استوار است.[54] در اسناد متعددى، تأکید بر لحظه آغازین حیات فرد است که همان لحظه بارورى است. در نتیجه، به مجرد انعقاد نطفه، حیات مقدس و نامشروطى آغاز مى شود که هیچ کس حق گرفتن آن را ندارد.[55] این مسئله، از چنان وضوحى برخوردار است که دیگر نیازى به بحث بیشتر ندارد. البته گفتنى است که موضع رسمى کلیسا در قبال مسئله سقط جنین همواره چنین نبوده و در گذشته برخى از رهبران فکرى آیین کاتولیک، سقط عامدانه جنین را مجاز مى شمردند. براى مثال، توماس آکویناس، استدلال مى کرد که جنین تا مدت چهل روز و گاه تا هشتاد روز پس از بارورى، روح ندارد. در نتیجه، سقط جنین در آغاز دوران باردارى از نظر اخلاقى اشکالى ندارد.[56] این مسئله تا اندازه اى ناشى از دیدگاه جنین شناختى ارسطویى است که بر متفکران قرون وسطى تأثیر گذاشته بود و تا حدى نیز از این واقعیت سرچشمه مى گیرد که در کتاب مقدس، چه عهد عتیق و چه عهد جدید، به طور مستقیم به سقط جنین اشاره اى نشده است.[57] در حقیقت، احترام بى قید و شرط به حیات جنین، به تدریج با اقتدار کلیسا شکل گرفت و گسترش یافت.[58]

این موضع رسمى در قبال سقط جنین، پایه و بنیادى است براى داورى درباره مسئله شبیه سازى درمانى. پاپ ژان پل دوم در رساله انجیل حیات پس از بحث از غیراخلاقى بودن سقط جنین، این گونه مسئله را با شبیه سازى درمانى گره مى زند: «همچنین این ارزیابى درباره اخلاقى بودن سقط جنین مى تواند درباب گونه هاى جدید دستکارى رویان انسانى اِعمال مى شود که هرچند با انگیزه هاى فى نفسه مشروعى انجام مى شود، به شکلى اجتناب ناپذیر مستلزم کشتن آن رویان ها است»[59] از این رو، هر حکمى که بر ضد سقط جنین روا باشد، درباره شبیه سازى درمانى نیز صادق است. افزون بر آن شبیه سازى درمانى، از این منظر وحشیانه تر از سقط جنین است; زیرا در سقط جنین غالباً جنین ناخواسته اى را که بر خلاف اراده ما پدید آمده، از بین مى بریم، حال آن که در شبیه سازى درمانى آگاهانه و عامدانه جنینى ایجاد و سپس براى استفاده و مصارف دیگران نابود مى شود و این عملى است که از نظر اخلاقى بسیار پلیدتر از سقط جنین است و به همین دلیل، پاپ ژان پل دوم در پیامى در اول ژانویه سال 2001 به مناسبت «روز جهانى صلح»،[60] چنین عملى را قساوت آمیز و دون شأن انسان دانست.[61] مرگ خاموش و پنهان رویان ها در آزمایشگاه ها و با هدف شبیه سازى درمانى، از نظر آیین کاتولیک حقیقتاً: «قتل عام بیگناهان روزگار ما به شمار مى رود; در حقیقت، هیچ جنگ یا فاجعه اى، این چنین قربانى نداشته است».[62]

با این حال، آیین کاتولیک مستقلا نیز به این مسئله پرداخته و دلائلى بر ضد این کار اقامه کرده است. از نظر کلیساى کاتولیک، شبیه سازى درمانى به دلایل اخلاقى نادرست است و چالش هایى برمى انگیزد. این چالش را این گونه مى توان صورت بندى کرد:
«آیا تولید یا استفاده از رویان هاى انسانىِ زنده براى سلول بنیادى رویان اخلاقاً مجاز است؟»[63] پاسخ آیین کاتولیک به این پرسش به دلایل زیر منفى است:

1. بر اساس تحلیل زیستى کاملى مى توان نشان داد که رویان انسانى از همان لحظه یکى شدن دو گامت مذکر و مؤنث، موجودى انسانى است با هویت دقیقاً قابل تعریف که از همان آغاز به گونه اى هماهنگ، مداوم و تدریجى رشد مى کند. 2. در نتیجه، این شخصیت انسانى حق حیات خاص خود را دارد. 3. از این رو، برداشتن و نابود کردن توده سلولى داخلى بلاستوسیست که به رویان آسیبى درمان ناپذیر مى زند و مانع رشد آن مى شود، عملى است شدیداً غیر اخلاقى و غیر مجاز. 4. هیچ هدفى، هرچند خوب، مانند برگرفتن سلول بنیادى رویان براى درمان بیمارى دیگران، نمى تواند وسیله نامشروع را توجیه کند و چنین دخالتى را موجه سازد. غایت خیر، عملى را که فى نفسه خطا است، صحیح نمى سازد.[64]

دایان ایروینگ نیز در مقاله خود مى کوشد تا افسانه هایى را که درباره مرحله آغاز حیات انسانى وجود دارد و طبق آنها رویان فاقد شخصیت انسانى تلقى مى گردد، نقل و نقد کند. وى با استناد به یافته هاى علمى در این عرصه مى گوید: «همان گونه که همه رویان شناسان مى دانند، زایگوتِ تکْ سلولى انسانى، یا رویان بیشتر رشدیافته یا نطفه، موجودى انسانى است»[65] و در برابر «افسانه» شماره 5 که مدعى است که محصولِ مستقیم و بلافاصله لقاح، تنها یک «آن»[66] است نه دختر یا پسر، پاسخ مى دهد که حقیقت آن است که از همان لحظه لقاح، دختر یا پسر بودن نطفه بر اثر نوع پیوند اسپرمى که اووم را بارور ساخته، از نظر جنین شناسى مسلم و مشخص است.[67]

سخن کوتاه، از نظر آیین کاتولیک جنین در تمام مراحل زیستى خود، از لحظه بارورى به بعد داراى هویت و شخصیت انسانى است و ما چیزى به نام پیشْ رویان[68] که بر اساس آن بتوان حکم اخلاقى متفاوتى مترتب کرد،  نداریم. به گفته کاردینال آلفونسو، تمایز نادرست میان «به اصطلاح پیشْ رویان و رویان[69] در عمل بزرگ ترین مانع به رسمیت شناختن موقعیت انسانى رویان به شمار مى رود.[70] از نظر او، این اصطلاح با هدف اجتناب از چالشى اخلاقى درباره موقعیت رویان جعل شده است.[71] وى با نگاهى تاریخى به این واژه بر این نظر است که: «این تعبیر فریبنده است و براى دفاع از سقط جنین ساخته شده است»[72] اصطلاحاتى از این دست برساخته برخى از متخصصان است و به قصد گمراه کردن، به کار مى رود. براى مثال، به جاى گفتن جنین، تعبیر توده سلولى[73]به کار گرفته مى شود تا ماهیت حقیقى و انسانى جنین پوشیده ماند. در نقد این روش، مخالفان شبیه سازى درمانى مى گویند که هواداران شبیه سازى درمانى مى کوشند تا فهم حقیقت را دشوار کنند. اگر زنى نوزادى تولید کند تا از کلیه او براى پیوند زدن به دیگرى استفاده کند، «آیا گفته مى شود که وى، کلیه اى زاییده است؟»[74] حقیقت آن است که در شبیه سازى درمانى  با موجودى انسانى روبروییم، نه با «خوشه هاى سلولى».[75] کنفرانس اسقف هاى آمریکا، در مقاله اى با عنوان «شبیه سازى انسانى چیست؟» به استناد منابع رسمى کنگره آمریکا و دیگر منابع پزشکى و جنین شناختى تأکید مى کند که رویانى که از طریق انتقال هسته سلولى ایجاد شده، برخلاف تصور برخى افراد، یک ارگانیسم و موجود زنده است.[76]

با همین نگرش و تأکید بر ماهیت و شخصیت انسانى رویان است که در بسیارى از اسناد کلیساى کاتولیک، نام هاى گوناگون جنین که ناظر به مراحل رشد آن است، آگاهانه و عامدانه به جاى یکدیگر به کار مى رود و از نظر اخلاقى فرقى میان زایگوت، پیشْ رویان، رویان، نطفه، مورولا، بلاستوسیست و جنین گذاشته نمى شود. براى مثال، در پانوشتِ «تعلیم درباره احترام به حیات انسانى در بنیادش و درباره کرامت تولید مثل: پاسخ هایى به پرسش هاى مشخص روز»، تصریح شده است که در این متن، واژه هاى zygote, pre-embryo, embryo, و fetus آزادانه و به جاى یکدیگر به کار مى رود و خصوصیات اخلاقى یکسانى به همه آنها نسبت داده مى شود و «علت این استفاده، در متن روشن شده است.»[77]

بدین ترتیب، از نظر آیین کاتولیک شبیه سازى درمانى، غیر اخلاقى است و هیچ توجیهى براى آن وجود ندارد; زیرا نهایتاً این کار مستلزم ایجاد و سپس نابودى جنین است و از این نظر گناهى مضاعف[78]  [79] به شمار مى رود و حتى قبیح تر و غیر اخلاقى تر از شبیه سازى انسانى است; حال آن که از نظر کلیساى کاتولیک، «رویان، داراى کرامت انسانى است، حتى هنگامى که تنها شامل یک سلول باشد.»[80] با این نگرش، هنگامى که خبر شبیه سازى سازى رویانى تا مرحله هشت سلولى از سوى دانشمندان آمریکایى در نوامبر سال 2001 منتشر شد، واتیکان این عمل را محکوم کرد و گفت که این واقعه، «ما را بر آن مى دارد تا مجدداً و با قوت تأکید کنیم که آغاز حیات انسانى با قرار داد درباره مرحله خاصى از رشد جنینى تعیین نمى شود; در حقیقت این حیات از همان لحظه آغاز رویان، تحقق یافته است.»[81] این نکته نیز افزودنى است که برخى بر این تصوراند که یکى از شرایط حکم به جنین انسان بودن آن است که این جنین در رحم مادر شکل گرفته باشد. از این رو، اگر ایجاد رویان در خارج از رحم صورت گرفت، اساساً نمى توان آن را جنین انسانى نامید و حکم انسان را بر آن بار ساخت. آیین کاتولیک با این نگرش مخالفت کرده و چنین شرطى را ضرورى نمى شمارد. گیل کوین، مدیر اجرایى دبیرخانه اسقف هاى آمریکایى براى فعالیت هاى حافظ حیات، موضع کلیسا را در برابر ایجاد رویان برون رحمى چنین بیان مى دارد: «رویان انسانى، چه در رحم مادر آفریده شود و چه در بشقاپ پترى،[82] در بنیاد و سرنوشت، انسان است.»[83]

بنابراین، از نظر آیین کاتولیک، حیات انسانى از لحظه بارورى آغاز مى شود و تقسیم هاى رایج علمى درباره مراحل مختلف رشد جنین به معناى ارزشگذارى متفاوت درباره حق حیات او نیست و رویان دو سلولى همانند جنین نه ماهه محترم و به همان اندازه انسان است. در نتیجه، موجود انسانى از همان لحظه اى که ایجاد شده باید محترم دانسته شود و همه حقوق انسانى اش از جمله حق حیاتش رعایت گردد. بخشى از تعلیم بلند و مفصلى که به مسائل روز اختصاص یافته، ناظر به تعیین و تعریف این حقوق اساسى است. گفتنى است نام دیگر این تعلیم، هدیه حیات[84] است. از آن جا که شبیه سازىِ درمانى در نهایت نابودى جنین انسانى را در پى دارد، خلاف تعلیم فوق و مغایر آموزه هاى کلیساى کاتولیک است و به هیچ روى مجاز نیست. این موضع با تعلیمات کلیسا که در بیانیه هاى مختلف منعکس شده، منطبق و هماهنگ است.

 

5. حکم شبیه سازى انسانى

شبیه سازى انسانى بى تردید عملى است غیر اخلاقى و ناقض کرامت انسانى و هیچ هدفى، هرچند ارجمند و شرافتمندانه، نمى تواند آن را توجیه کند. این موضع و دیدگاه را بارها رهبران کلیساى کاتولیک بیان کرده و در بیانیه ها و اسناد مختلف بازتاب یافته است. مخالفت آیین کاتولیک با شبیه سازى انسانى ریشه در برداشت این آیین از کتاب مقدس و تفسیر داستان هاى عهد عتیق دارد. در حقیقت، عمده مخالفت با شبیه سازى انسانى در کلیساى کاتولیک بر سه داستان محورى سِفْر پیدایش در عهد عتیق استوار است. این سه داستان با تفسیرى که از آن ارائه مى شود، زمینه و بسترى را فراهم مى کند تا کاتولیک ها بتوانند مخالفت خود را به شبیه سازى انسانى مدّلل کنند. گاه به تصریح به این داستان ها اشاره مى شود و گاه تنها پیرنگى از آنها در بحث از شبیه سازى انسانى دیده و تلمیحى به آنها یا یکى از آنها مى شود. از این رو، براى فهم درست دلایل مخالفت آیین کاتولیک با شبیه سازى انسانى لازم است که نخست مرورى بر این داستان ها داشته باشیم. سِفْر پیدایش، با گزارش آفرینش آسمان ها و زمین به دست خداوند شروع مى شود که  شش روز به طول انجامید. در روز هفتم خداوندِ خدا کارش را به پایان رساند و آرام گرفت. این آفرینش از آسمان ها شروع، و به خلقت آدم ختم شد. پس از آن خداوند براى آدم جفتى آفرید و آن دو را در بهشت عدن جاى داد. اما نافرمانى از دستور خداوند به هبوط آنان انجامید. در زمین به زاد و ولد پرداختند و قابیل، برادر خود هابیل را کشت و بعدها فرزندان آدم در بابل برجى ساختند که به خواست خداوند ویران شد و به پریشانى زبان آنان انجامید. اینک اصل این سه داستان از کتاب مقدس:

 

یک. خلقت آدم

و خدا گفت: «آدم را به صورت ما و موافق ما بسازیم تا بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان وبهایم و بر تمامى زمین و همه حشراتى که مى خزند، حکومت نماید». پس خدا آدم را به صورت خود آفرید. او را به صورت خدا آفرید. ایشان را نر و ماده آفرید و خدا ایشان را برکت داد و خدا بدیشان گفت: «بارور شوید و کثیر شوید و زمین را پر سازید و در آن تسلط نمایید و بر ماهیان دریا و
پرندگان آسمان و همه حیواناتى که بر زمین مى خزند، حکومت کنید»
(پیدایش 1:26ـ29).

 

دو. قتل هابیل

و آدم زن خود حوا را بشناخت و او حامله شده قائن را زایید و گفت: «مردى از یهوه حاصل نمودم». بار دیگر برادر او هابیل را زایید و هابیل گله بان بود و قائن کارکن زمین بود، و بعد از مرور ایام واقع شد که قائن هدیه اى از محصول زمین براى خدا آورد، و هابیل نیز از نخست زادگان گله خویش و پیه آنها هدیه اى آورد و خداوند هدیه او را منظور داشت. اما قائن و هدیه او را منظور نداشت. پس خشم قائن به شدت افروخته شده، سر خود را به زیر افکند. آنگاه خداوند به قائن گفت: «چرا خشمناک شدى و چرا سر خود را به زیر افکندى؟ اگر نیکویى مى کردى، آیا مقبول نمى شدى؟ و اگر نیکویى نکردى، گناه بر درْ در کمین است و اشتیاق تو دارد; اما تو بر وى مسلط شوى». و قائن با برادر خود هابیل سخن گفت و واقع شد چون در صحرا بودند، قائن بر برادر خود هابیل برخاسته او را کشت. پس خداوند به قائن گفت: «برادرت هابیل کجاست؟» گفت: «نمى دانم، مگر پاسبان برادرم هستم؟» گفت: «چه کرده اى؟ خون برادرت از زمین نزد من فریاد بر مى آورد! و اکنون تو ملعون هستى از زمینى که دهان خود را باز کرد تا خون برادر تو را از دستت فرو برد. هر گاه کار زمین کنى همانا قوّت خود را دیگر به تو ندهد و پریشان و آواره در جهان خواهى بود». قائن به خداوند گفت: «عقوبتم از تحملم زیاده است». اینک مرا امروز بر روى زمین مطرود ساختى و از روى تو پنهان خواهم بود و پریشان و آواره در جهان خواهم بود و واقع مى شود هر که مرا یابد، مرا خواهد کشت. خداوند به وى گفت: «پس هر که قائن را بکشد هفت چندان انتقام گرفته شود» (پیدایش: 1ـ16).

 

سه. ویرانى برج بابل

و تمام جهان را یک زبان  و یک لغت بود. و واقع شد که چون از مشرق کوچ مى کردند هموارى اى در زمین شِنعار یافتند و در آنجا سکنى گرفتند. و به یکدیگر گفتند: «بیایید خشت ها بسازیم و آنها را خوب بپزیم» و ایشان را آجر به جاى سنگ بود، و قیر به جاى گچ. و گفتند: «بیایید شهرى براى خود بنا نهیم، و برجى را که سرش به آسمان برسد، تا نامى براى خویشتن پیدا کنیم، مبادا بر روى تمام زمین پراکنده شویم». و خداوند نزول نمود تا شهر و برجى را که بنى آدم بنا مى کردند ملاحظه نماید. و خداوند گفت: «همانا قوم یکى است و جمع ایشان را یک زبان و این کار شروع کرده اند و الآن هیچ کارى که قصد آن بکنند از ایشان ممتنع نخواهد شد. اکنون نازل شویم و زبان ایشان را در آنجا مشّوش سازیم تا سخن یکدیگر نفهمند». پس خداوند ایشان را از آنجا بر روى تمام زمین پراکنده ساخت و از بناى شهر بازماندند. از آن سبب آنجا را بابل نامیدند زیرا که در آنجا خداوند لغت تمامى اهل جهان را مشّوش ساخت و خداوند ایشان را از آنجا بر روى تمام زمین پراکنده نمود (پیدایش 11:1ـ9).

 

چهار. تعبیر اخلاقى این داستان ها

از این سه داستان دینى، سه اصل اخلاقى اساسى به دست مى آید: یک، انسان موجودى است خداگونه وهمانند او که بر صورت او آفریده شده است، پس موجودى است
یکتا و داراى کرامت خاص خدایى و متفاوت از همه موجودات و مخلوقات دیگر;
دو، حیات انسانى، والاترین شىءِ ارجمند هستى و حفظ آن عالى ترین  عمل اخلاقى است و در مقابلْ قتل نفس از کهن ترین و سنگین ترین اعمال غیر اخلاقى به شمار مى رود; سه، غرور و تلاش براى گذشتن از حدود انسانى خود و خدایى کردن و ندیدن محدودیت هاى نوع بشر، رفتارى است غیر اخلاقى و عامل تباهى انسان. این کار در کتاب مقدس به عنوان گزارشى از یک ماجرا نقل شده، اما نمادى است براى هر حرکتى که انسان را از حقیقت وجودى اش دور سازد; کارى که فرجام خوشى براى انسان نخواهد داشت. در مکتوبات ناظر به شبیه سازى به این داستان ها اشاره و گاه ارجاع داده مى شود و مستندى براى داورى درباره این تکنیک به شمار مى رود. براى مثال در مقاله «شبیه سازى انسانى بر ضد کرامت انسانى» به هر سه داستان اشاره شده است. در بخشى از این مقاله، با تأکید بر این که ما انسان ها بر صورت و همانند خدا آفریده شده ایم، نتیجه گرفته مى شود که در حقیقت ما «محصول دستان اوییم». نویسنده در ادامه این مقاله، از نایجل کامرون، متخصص اخلاق، از سر موافقت نقل قول مى کند که ما در حال حرکت از «مسائل قابیل و هابیل» به «مسائل برج بابل» هستیم; از نابودى زندگى انسان ها، به نابودى محدودیت هاى خودمان.»[85] پاپ ژان پل دوم نیز بخشى از رساله انجیل حیات خود را به گزارش و شرح داستان قتل هابیل به دست قابیل داده است. وى این داستان را نه گزارشى از تاریخ گذشته، که شرح حال انسان معاصر مى داند و بر این باور است که در جهان معاصر. فرهنگ مرگ و کشتار ادامه تفکر قابیلى است. وى پس از نقل اصل داستان از سفر پیدایش چنین مى نویسد: «بیایید این گزارش کتاب مقدسى[86] را، که برخلاف ساختار باستانى و سادگى بسیارش، چیزهاى فراوانى براى آموختن به ما دارد، با هم بازخوانى کنیم.»[87] آنگاه با شرح فقرات این داستان طى چندین صفحه، نتایجى بر آن بار مى کند که یکى از آنها تقدس حیات انسانى است و دیگرى مخالفت با هر چیزى که این حیات را به خطر اندازد. یکى از این مخاطرات، فن تولید مثل مصنوعى است که افزون بر غیر اخلاقى بودن، به دلیل آن که در موارد متعددى به شکست مى انجامد، خطرى براى زندگى به شمار مى رود و راه را نه تنها بر سقط جنین بلکه بر فرزندکشى[88] نیز مى گشاید.[89]

با این همه از میان این سه داستان، داستان نخست از اهمیت خاصى  برخوردار است و تقریباً مدار همه بحث هاى مربوط به شبیه سازى انسانى است و نقطه ثقل استدلال ها بر ضد شبیه سازى انسانى به شمار مى رود.

گفتنى است که مخالفت با شبیه سازى انسانى، ناظر به نتیجه اى است که در خود دارد، نه نوع تکنیکى که از آن استفاده مى شود. از این رو، هرچند در متون مربوطه به روشنى مقصود از شبیه سازى انسانى یا «فنّ انتقال هسته سلول جسمى» تعریف مى گردد، لیکن هر تکنیکى که چنین پیامدى داشته باشد، در حکم آن است و از این جهت میان این تکنیک و دیگر تکنیک ها مشابه تفاوتى نیست. پاپ ژان پل دوم در پیام خود به سازمان ملل بر این یگانگى چنین اشاره مى کند: «نتیجه اولیه و اجتناب ناپذیر شبیه سازى رویانى[90] و شبیه سازى هسته اى[91] ایجاد موجودى انسانى در مرحله رشد جنینى آن است. بنابراین، شبیه سازى انسانى و شبیه سازى رویانى، یکسان اند و همانند یکدیگر به شمار مى روند.»[92] همچنین در «یادداشت هایى درباره شبیه سازى» با تأکید بر کرامت انسانى، بر این نکته انگشت نهاده شده که «فرقى نمى کند که چه تکنیکى به کار گرفته شود یا چه اهدافى دنبال گردد».[93]

با این نگاه یکسان به انواع شبیه سازى که به تولید انسان منجر شود، کلیساى کاتولیک به استناد کتاب مقدس و اصول اخلاقى منعبث از آن قاطعانه به مخالفت با شبیه سازى انسانى بر مى خیزد و آن را بى هیچ قید و شرطى نادرست و غیر اخلاقى مى شمارد. پاپ ژان پل دوم، در پیامى به اجتماع رهبران کلیسا در ریمینى، ایتالیا، بر مدافعان شبیه سازى خرده گرفت و گفت که آنان این باور متکبرانه را در سر دارند که: «پروژه آنان از پروژه خالق»[94] براى بشر بهتر است و این رهیافت آمادگى آنان را براى بهره بردارى از انسان ها براى اهدافشان نشان مى دهد.[95] از نظر پاپ، حتى اگر هدف شبیه سازىْ ایجاد انسان تا مرحله کمال و بلوغ باشد و در آن نابودى رویان و جنین انسانى نباشد و هیچ رویانى در این فرایند از بین نرود، «باز این فعالیت توهینى به کرامت شخص انسان به
شمار مى رود».[96] افزون بر آن، انجام شبیه سازى و موفقیت در آن به کسانى که اقدام به این کار کرده اند، «حسى از قدرت»[97] مى بخشد که مى تواند استدلال اخلاقى را مشوّش و کژتاب کند. این مسئله هنگامى جدى تر مى شود که در نظر داشته باشیم که در اینجا با شیوه اى بیرحمانه و «غیر انسانى»[98] مواجه هستیم.[99]

همچنین پاپ ژان پل دوم با همسنگ شمردن سقط جنین، اوتانازى[100] یا قتل از روى ترحم و شبیه سازى، شبیه سازى انسانى را فروکاستن انسان ها به اشیایى صرف دانست.[101]این موضع به مناسبت هاى مختلف بیان و تأکید شده و دیگر رهبران آیین کاتولیک بر آن پاى فشرده اند. مخالفت با شبیه سازى انسانى تمامى انواع آن را با هر انگیزه اى در بر مى گیرد و حتى زوجین نابارور نیز مجاز به استفاده از آن براى درمان مشکل خود نیستند.

 

6. دلایل مخالفت با شبیه سازى انسانى

با تحلیل متون مختلف کاتولیکى و سخنانى که در مخالفت با شبیه سازى انسانى نوشته و بیان شده، مى توان مهم ترین علت مخالفت با این کار را دلایل زیر دانست:

یک. احتمال شکست و ناکامى از نظر علمى;

دو. ضرورت تولید مثل جنسى براى ایجاد فرد جدید;

سه. تحمیل هویت خود بر شخص شبیه سازى شده;

چهار. غصب جایگاه خداوند و خدایى کردن;

پنج. نقض کرامت انسانى;

شش. نقض حق کودک براى داشتن والدین;

هفت. تنزل انسان به شیئ;

هشت. مغایرت با حق «نادانى» و جهل به آینده;

نه. امکان سوء استفاده هاى مختلف و

ده. فروپاشى نهاد خانواده.

 

یک. احتمال شکست و ناکامى از نظر علمى

کاربست این تکنیک نیازموده که هنوز در آغاز راه خود قرار دارد، ممکن است مخاطراتى براى شخص شبیه سازى شده در پى داشته باشد. توجه به یافته هاى علمى درباره روند و فرایند شبیه سازى دالى و پیچیدگى این مسئله و حساسیت جایگاه و کرامت انسانى، از چنان اهمیتى بر خوردار است که ما را از به کارگیرى این تکنیک باز مى دارد.از این جهت اقدام به شبیه سازى انسانى به دلایل علمى به احتمال قوى ناموفق و در نتیجه از نظر اخلاقى نادرست است. این دلیل هنگامى استوارتر و حساس تر مى شود که در نظر داشته باشیم که براى تحقق یک جنین شبیه سازى شده، چه بسا ده ها رویان و جنین از بین خواهند رفت.[102] به همین سبب در یکى از بیانیه هاى پاپى به مخاطراتى چون بیمارى هاى شدید و عیوب ژنتیکى یا پدیدآمدن موجوداتى هیولاوش اشاره شده است.[103]

با این حال، این دلیل از دلایل اصلى مخالفت آیین کاتولیک با شبیه سازى انسانى به شمار نمى رود و تنها دلیلى جنبى است. از این رو، اگر هم به فرض این تکنولوژى چنان پیشرفت کند که مخاطرات احتمالى آن از میان برود و حتى مستلزم کشتن جنین هاى اضافى و آزمایشى نباشد، باز اصل این کار خطا و غیر اخلاقى است. سرْ اسقف رِناتو مارتینو، ناظر دائمى واتیکان در سازمان ملل، در 19 نوامبر سال 2000 در کمیته سازمان ملل که با هدف بررسى جوانب مسئله منع جهانى شبیه سازى انسانى و صدور قرارى در این زمینه برگزار شده بود، سخنانى خطاب به رئیس این کمیته بیان داشت که گویاى این دیدگاه است. وى در قسمتى از سخنان خود گفت که مخالفت واتیکان با شبیه سازى انسانى تنها برخاسته از ریسک هاى احتمالى و مرگ رویان ها و ناکامى از موفقیت این کار نیست، «بلکه نخست و مهم تر از همه، بر دلایل انسان شناختى و اخلاقى مبتنى است.»[104]

 

دو. ضرورت تولید مثل جنسى براى ایجاد فرد جدید

نه تنها شخص باید واجد والدین باشد و در کادر زوجیت زاده شود، بلکه این ولادت باید از طریق آمیزش جنسى حاصل شده باشد. از این منظر، تنها در میان زوجین و بر اساس عشق متقابل آنان است که بسترى حاصل مى شود و زمینه اى آماده مى گردد تا خداوند فرزندى به آنان اعطا کند. زوجین تنها باید اعمالى انجام دهند و منتظر باشند تا والد شوند. نقش والدین در این میان، تنها نقشى اِعدادى است و آنان نباید هیچ گونه تلاش آگاهانه و عامدانه اى در این راه انجام دهند. این مسئله از نظر کلیساى کاتولیک داراى دو شرط مکمل یکدیگر است. یکى آن که فرزند تنها در دایره زوجیت و بدون دخالت شخص ثالث زاده شود و دیگر آن که والدین عمل خاصى که به آنان نقش آفرینشگرى دهد، نباید ایفا کنند. شبیه سازى انسانى، ناقض این شرایط است و اگر میان زوجین هم صورت گیرد، باز خطا است. مخالفت با شبیه سازى انسانى از این منظر، منطقاً مختص به شبیه سازى انسانى نخواهد بود و موارد دیگرى را نیز در بر خواهد گرفت، از جمله انواع تکنولوژى هاى بارورى مصنوعى  یا آرت ART "(assisted reproductive techniques)" به همین دلیل نیز آیین کاتولیک مخالفت خود را با انواع این قبیل تکنیک ها اعلام داشته و آنها را مغایر آموزه هاى کلیساى کاتولیک مى داند. براى مثال، لقاح برون رحمى از نظر آیین کاتولیک کارى است غیراخلاقى و ناقض عشق خانوادگى. فرزند باید زاده عشق و محبت طرفین و نشانه زنده اى از «آرى» خالق به تاریخ انسان باشد، حال آن که با استفاده از تکنیک هاى بارورى مصنوعى، این نشانه زائل مى شود: «پدید آمدن  موجود انسانى تازه اى فى نفسه همواره هدیه و عطیّه است، «اینک، پسران از جانب خداوند مى باشند و ثمره رحم اجرتى از اوست.»[105] هر شخصى از همان لحظه زندگى نشانه ملموسى از عشق وفادارانه خدا به بشر است; او نشانه زنده «آرىِ» خالق به تاریخ انسان ها است، تاریخ رستگارى که با اتحاد تامّ با خدا در شعف حیات ابدى کامل خواهد شد.»[106] لیکن تکنیک هاى بارورى مصنوعى این عمل مقدس و این نشانه زنده خدا را دستکارى کرده و آن را به چیزى بى ارزش بدل مى کنند. به همین دلیل، کلیساى کاتولیک بارها و با شدت تأکید مى کند که این تکنیک ها، فارغ از کارآیى یا ناکارآمدى، «در واقع، شیوه اى ناشایسته براى به وجود آوردن زندگى جدیدى است»[107] زیرا تولید مثل را از دایره زوجیت و روابط زناشویى خارج کرده، به دخالت تکنیکى شخص ثالث مى پیوندد. افزون بر این، از دیدگاه نویسندگان «تأملاتى درباره شبیه سازى»، تحقق شبیه سازى انسانى به تغییر معنا و مفهوم انسانى آمیزش جنسى مى انجامد و آن را از بار عاطفى اش تهى کرده به عملى اضافى و قابل حذف بدل مى سازد، زیرا مى توان به سادگى و بى اقدام به فعالیت جنسى تخمک موردنظر را بارور ساخت و در نهایت، «معناى تولید مثل انسانى را دگرگون کرد.»[108]

در تولید مثل جنسى، والدین تنها پذیرنده حیات اند، اما تکنیک هاى بارورى مصنوعى از جمله لقاح برون رحمى به والدین و دیگر انسان ها قدرتى فراتر مى بخشد و در نتیجه، «زندگى و مرگ، محکومِ تصمیم انسان مى شود.»[109] این کار عواقب خطیرى دارد; از جمله، به انسان قدرت مى دهد تا بر همنوعان خود مسلط شود و راه بهسازى نژادى[110] هموار شود.[111] بخشى از «تعلیم در باب احترام به زندگى انسانى در بنیادش و در باب کرامت تولید مثل، پاسخ هایى به پرسش هاى معین روز»، به تشریح دلایل مخالفت با تکنیک هاى بارورى و پاسخ به پرسش هاى مختلف در این باره اختصاص یافته است. در این سند آمده است که رواج لقاح برون رحمىِ انسانى راه را بر دیگر انواع لقاح برون رحمى و سوءاستفاده از رویان ها مانند تلاش براى لقاح میان گامت هاى انسان با حیوان یا ایجاد رحم هاى مصنوعى مى گشاید.

حاصل آن که مخالفت با شبیه سازى انسانى در حقیقت بخشى از مخالفت گسترده ترى است که با لقاح برون رحمى و دیگر شیوه هاى لقاح مصنوعى است. در شبیه سازى انسانى، اصول و شرایط و حرمت خانواده و هدیه بودن فرزند نقض مى شود و عمل مقدس تولید مثل به کارى مکانیکى تبدیل مى شود، در حالى که این حق مسلم نوزاد است که از طریق لقاح طبیعى ایجاد شده، در رحم مادر پرورده، از طریق ازدواج تولید و در دایره زوجیت زاده و بزرگ شود.[112] پاپ ژان پل دوم مهم ترین اشکال بارورى مصنوعى و غیر اخلاقى بودنش را آن مى داند که این تکنولوژى، تولید مثل را از  رابطه طبیعى زوجیت و این عملِ خلاّق مى گسلد.[113] طبق این نگرش، هر گونه مداخله اى در امر تولید مثل، خطا و نادرست است، حتى پیشگیرى از باردارى، مانعى در برابر وظیفه گشودگى[114] در قبال هدیه و عطیه الهى به شمار مى رود.[115]

به استناد دلیل فوق، شبیه سازى انسانى مطرود و محکوم است، زیرا طبق پیام واتیکان «شبیه سازى تمایل جنسى انسانى را به شئ بدل مى سازد...»[116]

 

سه. تحمیل هویت خود بر شخص شبیه سازى شده

کسى که مى خواهد موجودى را شبیه سازى کند، از خزانه ژنیتکى خود یا دیگرى براى این کار استفاده مى کند و با این کار هویت مورد نظر خود را بر جنین و شخص آینده تحمیل مى کندو این مغایر حق مسلم هر کسى است که هویت خاص خود را داشته باشد.

این استدلال گاه به این صورت مطرح مى شود که شبیه سازى انسانى غیر اخلاقى است، زیرا اگر والدین بخواهند از سلول فرزند مرده خود، جنینى شبیه سازى کنند «با کودک جدید به مثابه موجود متمایزى که داراى هویت خاص خویش است، رفتار نخواهد شد، بلکه به مثابه ضمیمه شخص دیگرى رفتار خواهد شد.»[117] در نتیجه، فرد شبیه سازى شده،فاقد هویتو فردیت خاص خود خواهدبودو این کارى غیراخلاقى است.

 

چهار. غصب جایگاه خداوند و خدایى کردن

اقدام به شبیه سازى و کارهایى از این دست، مستلزم حکم کردن درباره زندگى و مرگ و نهایتاً سرنوشت دیگران است، حال آن که این داورى تنها از آن خداوند است و اوست که اختیار مرگ و زندگى را به دست دارد. «تعلیم در باب احترام به زندگى انسانى در بنیادش و در باب کرامت تولید مثل، پاسخ هایى به پرسش هاى معین روز»، لقاح برون رحمى را محکوم مى کند و این محکومیت به دلیل آن است که در فرایند انجام این کار، برخى از رویان ها نابود مى شوند. این سند سپس چنین ادامه مى دهد: «همان گونه که کلیسا سقط جنین القائى[118] را محکوم کرد، اعمالى از این دست را بر ضد زندگى این موجودات انسانى ممنوع مى کند. وظیفه است که سنگینى مشخص نابودى رویان هاى به دست آمده «درون شیشه اى»،[119] خواه از طریق بارورى مصنوعى و خواه از طریق تقسیم هسته اى با هدف تحقیقِ صرف، محکوم شود. با کارهایى از این دست، محقق جاى خداوند را غصب مى کندو تاهنگامى که به دلخواه تصمیم مى گیرد که چه کسى زنده بماند و چه کسى به کام مرگ فرستاده شود و موجودات انسانى بى دفاع را بکشد، هر چند ممکن است به این امر واقف نباشد، خودش را در موقعیت سرور سرنوشت دیگران قرار داده است.»[120] دایان ایروینگ نیز عنوان مقاله خود را که بر ضد شبیه سازى انسانى نگاشته «خدایى کردن» مى نهد و با این نامگذارى نگرش آیین کاتولیک به این مسئله را منعکس مى کند.[121]

از این منظر، مجموعه کارهایى از جمله شبیه سازى انسانى، کوششى است براى نادیده گرفتن یا فراموش کردن جایگاه بشرى انسان و تجلى مدرن غرور کسانى است که برج بابل را برآوردند. این کار چه آگاهانه باشد و چه ناآگاهانه، گونه اى خدایى کردن[122] و خروج از زىّ بندگى و انسانى است. با همین نگرش است که پاپ ژان پل دوم درباره کسانى که در پى شبیه سازى انسانى اند مى گوید که آنان از سر تکبر این باور را در سر دارند که «پروژه شان از پروژه خالق»[123] براى بشر بهتر است و این یعنى خود را خدا پنداشتن و از حدود انسانى و محدوده مجاز خود بیرون رفتن. سرْ اسقف رِناتو مارتینو، نیز از همین منظر به مسئله شبیه سازى انسانى مى نگرد و مى گوید که اقدام به شبیه سازى انسانى ممکن است نقش خالق را غصب کند[124] و در نتیجه مى تواند توهینى به خداوند به شمار رود.[125] اسقف دونالد ووئرل[126] نیز در میان دلایل متعددى که کاتولیک ها بر ضد شبیه سازى انسانى اقامه مى کنند، به دلیل خدایى کردن این گونه اشاره مى کند: «فرایند شبیه سازى موجودات انسانى، این تصور را تقویت مى کند که برخى از افراد مى توانند بر هستى دیگران، تا حدى که هویت زیستى آنان را برنامه ریزى کنند، اقتدار داشته باشند. اثر این امکان، جوانب جدیدى از برترى نژادى[127] و برترى جنسى[128] را رشد خواهد داد.»[129]پدر ویلیام مائسترى نیز از همین منظر به شبیه سازى انسانى مى نگرد و با اشاره به آیات آغازین سفر پیدایش درباره آن که انسان بر صورت خدا آفریده شده، تأکید مى کند که ما آفریدگان ایم، حال آن که تاریخ به ما نشان مى دهد که مى خواهیم تنها آفرینندگان خود باشیم و مى کوشیم از طریق تکنولوژى خدا شویم. آنگاه نتیجه مى گیرد که «شبیه سازى در پى آن است تا زندگى را از هدیه اى، به محصول خواسته هاى خودمان بدل سازد. این وسوسه همیشگى بوده تا فقط خودمان را جاى خدا بگذاریم.»[130] رایموند رازاریو نیز بر این نظر است که «ما شریک خالق ایم، نه خالق»[131] جان هاس از این نقطه مى آغازد که فرزندان با مشارکت زوجین و خداوند تولید و زاده مى شوند و «ایجاد کودکان، عملى است تعاونى میان شوهر، زن و خودِ خدا»،[132] حال آن که شبیه سازى انسانى این مشارکت را مختل مى کند.

 

پنج. نقض کرامت انسانى

به اعتقاد کلیساى کاتولیک، شبیه سازى نقض صریح کرامت انسانى است. این اشکال بر اساس نگرش انسان شناختى کلیساى کاتولیک درباره جایگاه انسان در نظام هستى قرار دارد. همانطور که در داستان آفرینش دیدیم، انسان همانند و بر صورت خداوند است و با دیگر موجودات هستى تفاوت دارد. نظام طبیعت زیر سلطه او قرار دارد، زیرا او همانند خداوند است. در متون مختلف مسیحى بر این جایگاه ویژه تأکید مى شود. براى مثال، پاپ ژان پل دوم در رساله انجیل حیات، با استناد به آیاتى از باب هاى آغازین سفر پیدایش، نتیجه مى گیرد که انسان بر طبیعت سرورى و تسلط دارد و این تسلط به دلیل آن است که وى مشابه و بر صورت خداوند آفریده شده و حیات انسانى، حیاتى است خاص و مشترک میان خداوند و او.[133] در نتیجه، انسان موجودى است مکرّم و منحصر به فرد. از نظر پاپ ژان پل دوم، اساسى ترین معیار براى ارزیابى تکنیک هاى جدید در عرصه هاى پزشکى، توجه و رعایت اصل کرامت انسانى است. به گفته وى، «در هر حال از شیوه هاى ناکام در رعایت کرامت و ارزش شخص همواره باید اجتناب کرد.»[134]

لیکن شبیه سازى انسانى عملا اهانتى است  به این جایگاه و کرامت انسانیِ انسان. پیام واتیکان به سازمان ملل متضمن این نکته است که، «شبیه سازى انسانى، بى توجه به اهدافش، بر ضد کرامت موجودات انسانى و حق حیات آنان است.»[135] این اقدام به دلایل مختلفى کرامت انسانى را نقض مى کند، از جمله آن که به افراد دیگر این امکان را مى دهد که هویت مورد نظر خود را بر شخص شبیه سازى شده تحمیل کنند و فردیت زیستى فرد را به مخاطره اندازند.[136] سر اسقف رناتو نیز بر این باور است که شبیه سازى انسانى موجب مى شود تا با تحمیل ویژگى هاى صاحب هسته سلول بر شخص شبیه سازى شده، کرامت کودک نقض شود و او برده دیگران شود.[137] اسقف ویلتون گرِگورى در این باره مى گوید: «در حالى که شبیه سازى ممکن است هرگز سود بالینى نداشته باشد، حمله آن به کرامت انسانى آغاز شده است.»[138]

در این که چگونه شبیه سازى انسانى مى تواند ناقض کرامت انسانى باشد، تفسیرهاى متعددى ارائه شده است. گاه گفته مى شود که این کار چون به ایجاد یک «کپى» از «دیگرى» مى انجامد، ناقض کرامت انسانى است. گاه دلیل نقض کرامت آن است که تولید مثل، غیر جنسى شده و عنصر جنسیّت از میان رخت بر بسته است وگاه این کار ناقض کرامت فرزندى یا بنّوت دانسته مى شود. براى مثال یکى از انتقادات شبیه سازى انسانى از نظر بیانیه «تأملاتى درباره شبیه سازى» آن است که شبیه سازى انسانى ناقض کرامت انسانى است، زیرا به کمک آن مى توان فردى را به دنیا آورد که «کپى»، گرچه تنها به عنوان کپى زیستى، دیگرى است. این اقدام راه را بر رنج بردن فراوان شخص شبیه سازى شده مى گشاید: «زیرا هویت روانى او بر اثر مشابهت واقعى یا حتى مجازى او با «دیگرى» به مخاطره مى افتد.»[139] بیانیه پاپى دیگرى در این باره بر این نظر است که میان زندگى، روابط زناشویى و تولید مثل، یک اتحاد درونى ارزشمند بر قرار است: «حال آن که این تکنیک ها، جنبه هاى تولید مثل روابط زناشویى انسانى را از ابعاد متحدکننده اش جدا مى کند و در نتیجه بر ضد کرامت زناشویى و تولید مثل است.»[140]

بیانیه دیگرى، شبیه سازى انسانى را ناقض کرامت فرزندى[141] دانسته، به مخالفت با آن مى پردازد.[142] گاه نیز شبیه سازى انسانى ناقض کرامت خانواده و روابط زناشویى قلمداد مى گردد.

 

شش. نقض حق کودک براى داشتن والدین

از جمله حقوق مسلم هر کودکى، آن است که در کانون خانواده زاده شود و داراى پدر و مادر باشد. هر کارى که این حقوق را نقض کند، غیر اخلاقى خواهد بود. شبیه سازى انسانى نیز به دلیل آن که این امکان را فراهم مى کند تا فرزندى خارج از کادر خانواده و بدون نیاز به زناشویى و بى دخالت گامت یا سلول جنسى مردانه زاده شود و در نهایت فاقد والدین یا یکى از آنها شود، محکوم و ناپذیرفتنى است. با همین مبنا است که لقاح برون رحمى نیز محکوم و غیر اخلاقى شمرده شده است، زیرا به ابهام روابط خویشاوندى انجامیده و مفهوم «پدرى» و «مادرى» را سست کرده است.[143] عنوان بیانیه شوراى پاپى خانواده، یعنى «شبیه سازى: ناپدید شدن مستقیم پدرى و انکار خانواده»، به خوبى این نگرش و حساسیت به مسئله را نشان مى دهد.

 

هفت. تنزل انسان به شیئ

مشکل اساسى تکنولوژى هاى بارورى مصنوعى[144] آن است که تولید مثل را از حالت عملى الهى و فرزند را از هدیة خداوند، به فرایندى انسانى و ساختگى تبدیل مى کند و به والدین و دیگران این اجازه را مى دهد تا به جاى آن که با خشنودى و رضایت پذیراى فرزند نورسیده خود باشند، به کمک این تکنولوژى در این مورد تصمیم گیرى کنند و خود را در قبول یا رد این هدیه مخیّر بدانند و از آن بدتر در صورت نیازْ فرزند ناخواسته یا فاقد ویژگى هاى مورد نظر را نابود کنند; گویى به خرید رفته اند یا به عنوان مسئول نظارت کیفى کارخانه ها مشغول به کار هستند. از این نقطه عزیمت است که لقاح برون رحمى چنین ارزیابى مى شود: «در آى.وى.اف، کودکان از طریق فرایندى تکنیکى به وجود آمده، تابع «نظارت کیفى» هستند و اگر «معیوب» تشخیص داده شوند، نابود مى شوند.»[145] بخش مهمى از رساله «انجیل حیات» به تحلیل مسئله مرگ و زندگى و نقد فرهنگ معاصر که «فرهنگ مرگ» است، اختصاص یافته است. پاپ ژان پل دوم در این رساله از این منظر به نقد تکنیک هاى بارورى مصنوعى مى پردازد که این شیوه ها به انسان ابزار و اقتدارى مى بخشد که نتیجه آن رواج فرهنگ مرگ و کشتن جنین ناخواسته یا بیماران صعب العلاج است، در صورتى که از نظر کلیساى کاتولیک هیچ کس نمى تواند درباره زمان و یا نحوه مردن و زیستن تصمیم بگیرد و «سرور مطلق چنین تصمیمى تنها خالق است.»[146] یک کاتولیک مؤمن همواره باید هر جنین را به مثابه «هدیه و عطیه خدا»،[147]بپذیرد و از هر شیوه اى که این نگرش را مخدوش مى کند، بپرهیزد.

از نظر واتیکان، «شبیه سازى تمایل جنسى انسانى را به شیئ بدل مى سازد و تن زنان را به متاع تبدیل مى کند. افزون بر آن، زنان از طریق بدل شدن به فراهم آورندگان تخمک و رحم، از کرامت ذاتى خود محروم مى شوند.»[148]

از نظر گریگورى، این شیوه چنان غیر انسانى است که دانشمندان بر آن هستند که دستاورد آن را به عنوان موجودات دون انسان تلقى کنند. به همین دلیل است که «شبیه سازى هنجارهاى اساسى اخلاق را نقض مى کند و باید یکصدا محکوم گردد. شبیه سازى انسانى هیچ بیمارى را درمان نمى نماید، اما تولید مثل انسانى را به فرایند محصولات مصنوعى تبدیل مى کند که به وسیله آن موجودات انسانى طبق ویژگى هاى معین به شکل انبوه تولید مى شوند.»[149] دیگرى بر این عقیده است که شبیه سازى انسانى، «عمل آفرینش را غیر انسانى مى سازد.»[150] حاصل این دلیل آن است که در فرایند شبیه سازى انسانى با انسان به مثابه شیئ، یک محصول و یک ابزار مادى، نه یک موجود داراى روح و بر صورت خداوند رفتار مى شود.

 

هشت. مغایرت با حق «نادانى» و جهل از آینده

یکى از علل رشد و شکوفایى انسان این است که از آینده بى خبر است. این بى خبرى به او کمک مى کند تا فرض را بر آن بگذارد که هر کارى از او ساخته است و هیچ مانعى او را از رسیدن به مقصود باز نمى دارد. هرچند گاه به نظر مى رسد که با خبر بودن از آینده مى تواند به تصمیم گیرى درستى بینجامد، لیکن در مجموع آنچه محرک ما در عرصه هاى گوناگون بوده و هست، بى خبرى از واقع امر است. شبیه سازى انسانى، این حق را در مورد شخص شبیه سازى شده نقض مى کند و او مى تواند با احتمال قریب به یقین حدس بزند که چه آینده اى در انتظار او است. کافى است تا زندگى و عملکرد شخص دهنده هسته سلول جسمى را مطالعه کند، تا آینده خود را چون فیلمى مستند ببیند. براى مثال، کافى است شخص دهنده هسته سلول بر اثر عوامل ژنتیکى در سن چهل سالگى دچار بیمارى هاى صعب العلاج شده باشد، معناى این رخداد آن است که این بیمارى ها در انتظار شخص شبیه سازى شده نیز به سر مى برد و او از این آینده محتوم گریزى ندارد. این جاست که علم به آینده، او را از اقدامات لازم باز مى دارد و از وضع آتى خویش هراسان مى سازد. پس یکى از حقوق او نقض شده است. این استدلالى است که هانس یوناس[151] فیلسوف آلمانى، در دهه هشتاد میلادى اقامه کرده[152] و آیین کاتولیک آن را پذیرفته و به بسط آن پرداخته است. از نظر یوناس، این «جهل»[153] نسبت به آینده به یک معنا، «شرط تحقق یافتن آزادى انسانى است.»[154] شبیه سازى انسانى، با ساختن فردى که المثناى دیگرى است، این حق را نقض مى کند و در نتیجه شخص شبیه سازى شده، همواره از آینده خود با خبر است و این مغایر حق ندانستن او است.

 

نُه. امکان سوءاستفاده هاى مختلف

تکنیک هاى بارورى مصنوعى و به ویژه شبیه سازى انسانى، این فرصت را براى برخى کسان فراهم مى آورد تا دست به انواع سوءاستفاده ها بزنند و براى مثال انسان هایى پدید آورند که از نظر ژنتیکى فروتر از انسان هاى معمولى باشند و بعدها بخواهند با آنان مانند موجودات مادون انسان رفتار کنند. یا از تن و زهدان زنان براى مقاصد گوناگون استفاده کنند و یا بر رویان هاى انسانى آزمایش هاى مختلف و غیر انسانى انجام دهند یا آن که از این فناورى براى ایجاد «دنیاى قشنگ نو» که در رمان آلدوس هاکسلى تصویر شده، بهره بگیرند و راه را به سوى تصفیه و بهسازى نژادى[155] و ایجاد ابر انسان ها[156] بگشایند. این احتمالات چنان فراوان و در عین حال در حد معقولى محتمل است که به خودى خود دلیلى بر ضد شبیه سازى انسانى به شمار مى رود. آیین کاتولیک از این منظر به نقد شبیه سازى انسانى پرداخته و مى گوید: «شبیه سازى انسانى به پروژه به نژادى تعلق دارد و در نتیجه تابع همه ملاحظات اخلاقى و قضایى است که به بارها آن را محکوم کرده است.»[157] مخالفت با شبیه سازى از این منظر، اختصاص به شبیه سازى انسانى ندارد، بلکه بخشى از نگاه کلان آیین کاتولیک به مسائل مهندسى ژنتیک و فنون بارورى مصنوعى است. کلیساى کاتولیک در مجموع ارزیابى مثبتى از روند رشد این فناورى ندارد و همواره نگران مخاطرات گوناگون آن بوده و مؤمنان را از به کارگیرى بسیارى از دستاوردهاى آن منع کرده است. پاپ ژان پل دوم به مناسبت هاى گوناگون به نگرانى کلیسا در این زمینه اشاره کرده و به خصوص بر اخلاقیات حاکم در عرصه پزشکى و دانش ژنتیک خرده گرفته است. وى در جایى اخلاق پزشکى را خطرى براى تعلیمات کلیساى کاتولیک دانسته، مى گوید: «اخلاق پزشکى به گونه اى روزافزون در حال درگیرى با اخلاق کاتولیکى است.»[158] همچنین در پیامى خطاب به کنفرانس «زیست شناسى، پزشکى و جامعه: با انسان چه خواهیم کرد؟» اعلام داشت: «دانشِ ژنتیکِ فارغ از اخلاق، تهدیدى براى کرامت انسانى است.»[159] وى در این پیام تشخیص هاى درمانى را که به حذف و نابودى رویان هاى ناقص الخلقه مى انجامد، نادرست و غیر اخلاقى شمرده، آن را «بهسازى نژادى حقیقى که به کرختى وجدان مى انجامد»[160] قلمداد نمود.

دشوارى اصلى در عرصه مهندسى ژنتیک آن است که نمى توان مرز معینى میان بیمارى هاى ژنتیکى که باید درمان شود و خصوصیات ژنتیکى که والدین یا جامعه آنها را نمى پسندد نشان داد. مسئله آن است که نمى توان گفت کجا،  به وسیله چه کسى و چگونه باید میان بیمارى هاى ژنتیکى[161] و خصوصیات ژنتیکى[162] خط کشید[163] و ادعا کرد که از این مرحله به بعد، درمان بیمارى ژنتیکى پایان مى یابد و دستکارى ژنتیکى با هدف بهسازى نژادى صورت مى گیرد. این ابهام به خصوص در موارد مرزى و مبهم، جدى تر خود را نشان مى دهد.

به همین سبب، آیین کاتولیک به شدت با درمان هاى ژنتیکى که مستلزم گونه هایى از تغییر خزانه ژنى یا حذف رویان معیوب باشد، چه این اقدام مبتنى بر گزینش فردى باشد و چه برخاسته از سیاست اجتماعى، به دلایل مختلف مخالفت کرده و همچنین با تکنیک هایى مانند آى.وى.اف مخالفت ورزیده است. مهم ترین دلیل این مخالفت آن است که دانش ژنتیک مدرن عمدتاً بر بارورى و ایجاد رویان در خارج از رحم و سپس گزینش و انتخاب رویان هاى خاصى براى کشت در رحم استوار است و این کار در بنیاد به معناى بهسازى نژادى است. افزون بر آن این سنخ تکنیک ها، مفهوم کاتولیکى هدیه بودن فرزند را منسوخ کرده، آن را به کالایى تولید شده تقلیل مى دهد.[164]

 

ده. فروپاشى نهاد خانواده

شبیه سازى انسانى  آخرین گام در مسیر شخصیت زدایى[165] از عمل تولید مثل است. این فرایند اگر محقق شود، به دلیل بى نیازى از آمیزش جنسى در جهت تولید مثل، عملا «پدر» و «مادر» به معناى متعارف کلمه، مفهوم خود را از دست خواهند داد.[166] در نتیجه، خانواده که نهاد مقدسى است، در درازمدت نابود خواهد شد و این خلاف تعالیم آیین کاتولیک است. از دیدگاه کلیساى کاتولیک، تشکیل و حفظ نهاد خانواده، اجابت ششمین فرمان خداوند از فرمان هاى دهگانه است که «تو زنا نخواهى کرد.»[167] بدین جهت، این نهاد مقدس براى رعایت احکام خداوند لازم است و هر کارى که عشق خانوادگى و روابط زناشویى را مختل سازد، نامشروع به شمار مى رود.

افزون بر این، شبیه سازى انسانى موجب ابهام در دیگر روابط خویشاوندى شده و به تدریج تفاوت میان خواهر و مادر و پدر و برادر از بین خواهد رفت و این روابط مختل خواهد شد و در نتیجه، «زنى مى تواند خواهر دوقلوى مادرش، فاقد پدر زیستى و دختر مادر بزرگ خودش باشد. هم اینک لقاح برون رحمى موجب ابهام در نَسَب شده است، لیکن شبیه سازى گسست بنیادى این روابط خواهد بود.»[168]

عمده ترین دلایل مخالفت با شبیه سازى انسانى همان است که در بالا گزارش شد. از این منظر است که «کلیساى کاتولیک به دلایل متعددى با شبیه سازىِ مولّد مخالف است. این کار تجاوز به هویت فردى اعطاشده به شخص به وسیله خداوند است، حق شخص را براى داشتن والدین انکار مى کند و روابط خویشاوندى را مبهم مى سازد.»[169]

البته برخى از کاتولیک ها دلایل دیگرى نیز به سیاهة فوق افزوده اند، مانند این که شبیه سازى انسانى موجب نقض تنوع زیستى خواهد شد. این پروژه ممکن است در دراز مدت ساختار ژنتیکى انسان را به هم بزند.[170] شبیه سازى انسانى ممکن است تردیدى هایى جدى در این که تنها خداوند عمل آفرینش را مهار مى کند، پدید آورد.[171]ممکن است از شخص شبیه سازى شده، به عنوان بانک عضو استفاده شود. شبیه سازى انسانى این فرصت را براى کسانى فراهم مى کند  تا بدون نیاز به ازدواج از خود فرزندى داشته باشند، با این تحلیل که «برخى همجنس گرایان گفته اند که شبیه سازى مى تواند کامل ترین راه فرزنددار شدن باشد، زیرا آنان ناگزیر نیستند که با فردى از جنس مخالف ازدواج کنند. این کار به شدت نسبت به کودک ناعادلانه است و او را از پدر یا مادر طبیعى محروم مى سازد.»[172] یا آن که برخى افراد با این اندیشه که بسیار هوشمند و موفق هستند ممکن است بخواهند خود را شبیه سازى کنند و فرزندى با صفات خود به جامعه عرضه کنند و این عملى است در نهایت خودْخواهى و در عین حال، فرزند را از مادر یا پدر محروم مى سازد. این کار خلاف اراده و مشیت خداوند است. سرانجام این که آیا ما حق داریم از شیوه دیگرى براى تولید مثل بهره بگیریم و شیوه متعارف و موجود را کنار بگذاریم؟[173] برخى از این دلایل در تحلیل دقیق ترى به دلایل فوق باز مى گردند و تقریر دیگرى از آنها به شمار مى روند. برخى نیز از سوى کاتولیک هاى دیگر جدى گرفته نشده است.

 

 



[1]. براى آشنایى با مفهوم، فرایند و تاریخچه شبیه سازى رک به اسلامى، سید حسن، «شبیه سازى انسانى از دیدگاه کلامى اهل سنت»، فصلنامه علمى ـ پژوهشى معارف اسلامى، شماره دوم، بهار 1384، ص83.

[2]. کلیساى کاتولیک عمدتاً سه آکادمى وابسته دارد. یکى آکادمى علوم  The Pontifical Academy of Sciences)است که در سال 1903 در رم تأسیس شد و امروزه با هشتاد آکادمیسین که مستقیماً از سوى پاپ منصوب شده اند، به فعالیت خود ادامه مى دهد. رئیس این آکادمى یا فرهنگستان از سال 1993 تا کنون نیکولا کابیبو (Nicola Cabibbo) ایتالیایى است. دومین آکادمى وابسته به واتیکان، آکادمى علوم اجتماعى
(The Pontifical Academy of Social Sciences) است که در سال 1994 با هدف «ارتقاى مطالعات و تحول علوم اجتماعى، اقتصادى، سیاسى و قضایى در پرتو نظریه اجتماعى کلیسا» به دست پاپ ژان پل دوم ایجاد شد. اعضاى این آکادمى حداقل 20 و حداکثر 40 نفر مى تواند باشد، لیکن امروزه 31 آکادمیسین از 24 کشور جهان عضو آن هستند. ریاست این آکادمى به عهده پروفسور ادموند مالینوا (Edmond Malinvaud) از فرانسه است. سومین آکادمى نیز در سال 1994 تأسیس شد. پاپ با شعار "Vitae Mysterium" (رمز زندگى) آکادمى پاپى حیات  The Pontifical Academy for life)یا (Pontifica Academia pro vita را با هدف صیانت از ارزش حیات ایجاد نمود. این آکادمى به مسائل زیست پزشکى و قوانین ناظر به حفظ و دفاع از زندگى و ارزش حیات مى پردازد. ریاست این آکادمى به عهده خوان دى دیوس ویال کورِآ  (Juan de DiosVial Correa) از شیلى است. این آکادمى ها به گونه اى منظم تشکیل جلسه داده و پس از تبادل نظر، دیدگاه واتیکان را در مسائل مختلف روز طى بیانیه هایى منتشر مى کند. این بیانیه ها قبل از نشر مورد تأیید پاپ قرار مى گیرد و بیانگر نظر آیین کاتولیک به شمار مى رود. امروزه ده ها بیانیه از این دست بر سایت رسمى واتیکان قرار دارد که در آن مسائل گوناگون تحلیل و بررسى شده است. براى آشنایى بیشتر با ساختار و اعضاى این آکادمى ها، رک به:

 

[4]. شوراى پاپى خانواده مرتبط (Pontifical council for the family) غیر از آکادمى پاپى زندگى است، اما از نظر تشکیلاتى با آن مرتبط است.

 

 

 

 

 

 

 

[12]. البته برخى دانشمندان این تقسیم بندى را دقیق نمى دانند. فصل دوم گزارش شوراى اخلاق زیستى ریاست جمهورى آمریکا به این بحث اختصاص یافته است. براى توضیح بیشتر، رک به:

[13]. براى مثال، رک به:

 

 

 

 

[18]. این رساله، از نوشته هاى مفصل پاپ فقید ژان پل دوم است که در سال 1995 ارائه شده و تفسیرى است امروزى از پیام انجیل. پاپ در این رساله از این نقطه عزیمت مى آغازد که فرهنگ معاصر، فرهنگ مرگ است که به شکل هاى گوناگونى خود را نشان مى دهد، حال آن که «انجیل حیات، در دل پیام عیسى قرار دارد.» این رساله به صورت بندبند، شماره گذارى شده و به زبان هاى مختلفى ترجمه شده و بر سایت رسمى واتیکان قابل دستیابى است. رساله اى است، خواندنى و اندیشمندانه بر اساس نظرگاه آیین کاتولیک.

 

 

 

 

 

 

[25]. یا پیشْ رویان.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[58]. براى آشنایى با برخى ملاحظات درباره رهیافت اخلاقى آیین کاتولیک به سقط جنین، رک: به اسلامى، سید حسن «سقط جنین از منظراخلاق، فقه و قانون»، پیام زن، بهمن 1383، شماره 155، ص225.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[82]. دیس یا بشقاب پترى (Petri dish) از ابزارهاى آزمایشگاهى که از آن در تکنیک هاى مختلف بارورى استفاده مى شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[105]. کتاب مزامیر یعنى زبور داود، زبور 127، آیات 4ـ3. از ترجمه رسمى فارسى،ص934. در متن اصلى به زبور 126 ارجاع داده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[119]. در متن "in vitro" به معناى مصنوعى یا برونْ تنى آمده است و در برابر "in vivo" قرار مى گیرد. مقصود از این تعبیررویان هاى حاصل از لقاح برون رحمى است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[152]. در کتابى به نام «مسئولیت اصلى» با مشخصات زیر:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کتاب مقدس، انجمن پخش کتب مقدسه، ترجمه سال 1904، چاپ شده در کره.

اسلامى، سید حسن، «شبیه سازى انسانى از دیدگاه کلامى اهل سنت»، مجله انجمن معارف اسلامى، شماره دوم، بهار 1384.

اسلامى، سید حسن، «سقط جنین از منظر اخلاق، فقه و قانون»، مجله پیام زن، شماره 155، بهمن 1383.