گفت وگوى ادیان در گفت وگو با اسقف اعظم فیتز جرالد

نوع مقاله: مقاله پژوهشی


عالى جناب اسقف اعظم فیتزجرالد H. E Archbishop Michael Fitzgerald از کشیشان بلند پایه انگلیسى تبار در کلیساى کاتولیک است که دکترى خود را درالاهیات از دانشگاه پایىِ گریگوریان در شهر رم کسب نمود و تحصیلات خود را در قلمرو علوم عربى و اسلامى در مؤسسه مطالعات آسیایى و آفریقایىِ دانشگاه لندن به انجام رساند. وى داراى تجربه و سابقه خدمت در کشورهاى اسلامى و نیز آشنایى و ارتباط با مسلمانان است. تألیفات متعددى نیز در خصوص گفتوگوى ادیان داشته که معروف ترین آن، کتاب ذیل است که در سال 1992 انتشار یافته:  Signs ofChristian Encounter with Muslims وى در حال حاضر رئیس شوراى پاپى گفتوگوى ادیان مى باشد. فیتز جرالد همراه با گروهى از کشیشان و متخصصانِ بیولوژى و بیواتیک به مناسبت نشستِ شوراى پاپىِ گفتوگوى ادیان و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى در پیرامون اخلاق زیستى در اسلام و مسیحیت به ایران سفر کردند و هم زمان دیدارى نیز از قم و مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب داشتند. فرصت را مغتنم شمرده، ماهیت، و موقعیت کنونىِ گفتوگوى اسلام و مسیحیت را با ایشان به بحث گذاشتیم.

 

مایلیم در آغاز بافعالیت هاى دبیرخانه گفتوگوى ادیانِ واتیکان آشنا شویم.

n من و آقاى خالد عکاشه در شورایى فعالیت مى کنیم که چهل و یک سال پیش با هدف گفتوگوى بین ادیان دایر شد. این شورا چهل و یک سال پیش به منظور کمک به ارتقاى روابط مسیحیت با پیروان دیگر ادیان بنیان گذارى شد. این شورا مى کوشد به کلیساهاى کاتولیک محلى، در برقرارى ارتباط با پیروان ادیان دیگر در حد توان
یارى رساند، و تاکنون نیز این هدف را از طریق مطالعاتِ انجام شده، کنفرانس ها، تألیفات، دیدار با افراد مختلف، سخنرانى ها و بازدید از مکان هایى که ادیان مختلف در آنجا شکل گرفته اند، به ویژه مدارس علمیه دنبال کرده است، و مى کوشد تا دریابد که آنچه ادیان مختلف در قالب کشیش و روحانى، و زنان و مردان مذهبى ارائه مى کنند با چیزى که پیروان همان ادیان به آنها اعتقاد دارند مطابق است یا نه؟

فعالیت هاى شوراى پاپى محدوده بسیار وسیعى را در بر مى گیرد، زیرا تمام ادیان را به جز یهودیت تحت پوشش قرار داده است. مسئولیت ارتباط با یهودیان را کمیته ویژه دیگرى برعهده دارد. ما مى کوشیم تا به وظیفه خود که دادن مشاوره به کلیساهاى محلى، و نیز برقرارى ارتباط مستقیم با پیروان دیگر ادیان است به نحو مطلوبى عمل کنیم. به همین منظور نشست هاى متعددى را به عنوان مثال با مسلمانان برگزار مى کنیم که نشست هاى دو روز اخیر با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامىِ ایران نمونه اى از آنهاست که به طور منظم برگزار مى شود; با مسلمانان لیبى هم جلسات منظمى داریم; همچنین سلسله جلساتى هم با مسلمانان اردن داشته ایم; ما زمینه برگزارى جلسات مختلف بین مسلمانان و مسیحیان را در نقاط مختلف جهان فراهم مى کنیم.

وارد گفتوگوهاى چند جانبه نیز شده ایم; در اکتبر سال 1996 یک نشستِ بین ادیانى داشتیم که در آن 200 نفر شرکت داشتند که نیمى از آنها مسیحى (از فرقه هاى مختلف، نه فقط کاتولیک) و مابقى از ادیان دیگر شامل اسلام و یهودیت بودند و هدفِ آن بررسى نقش دین در هزاره سوم بود، هزاره اى که هم اکنون در آن قرار داریم. در آن نشست، مقالات و سخنرانى هاى زیادى ارائه نشد، تنها یک سخنرانى بود که توسط یک بانوى چینى تبارِ کاتولیک از کشور مالزى ارائه شد و ما از همگان خواستیم نسبت به موضعى که او در سخنانش ابراز داشت نظر خود را ابراز کنند. به دنبال آن نشست کوچک ترى را با حضور افرادى از هشت سنّت دینى که داراى کتاب مقدس هستند برگزار کردیم و آن را «منابع دینى براى صلح» نامیدیم. در این نشست از نمایندگان این هشت دین خواستیم بگویند که متون دینى صلح را چگونه عرضه مى کنند و چه کمکى به برقرارى صلح و امنیت مى کنند؟ در عین حال از آنها خواستیم در مورد مطالب موجود در کتب مقدس که به نظر مى رسد علیه صلح هستند نیز صحبت کنند، یعنى در مورد عبارت هایى که ممکن است مشکل ساز باشند. من فکر مى کنم که سمینار کاملا موفقى در باب آن موضوع داشتیم.

سمینارى را نیز با حضور کاتولیک هایى که تأملاتى در مورد ادیانِ فاقد کتاب مقدس دارند برگزار کردیم. همانگونه که مى دانید در جهان، ادیانى وجود دارند که صرفاً بر سنت هاى شفاهى تکیه دارند و مطمئناً مى دانید که ارتباط برقرار کردن با پیروان چنین ادیانى کار بسیار مشکلى است، چرا که آنها مردمانى درونگرا هستند و با زبان هاى اروپایى آشنایى ندارند. اما برخى از پیروان این نوع ادیان که ما آنها را ادیان باستانى مى نامیم در مورد پیامى که مى توان از این ادیان ارائه کرد، تأملاتى ارزشمند داشتند. مطمئناً ما به راه خود که همانا یافتن شیوه هایى است که به مددِ آنها دین در فرآیند صلح و آرامش فعال تر شود ادامه خواهیم داد.

 

 

 

 

 

تصویر

 

نگرش نوین کلیساى کاتولیک به اسلام، و گفتوگو با مسلمانان بر چه مبنایى استوار است؟

n شالوده، سند و مبناى این نگرش کلیسا نسبت به پیروان دیگر ادیان نشان افتخارى است که به خاطر ارتباط کلیساى کاتولیک با دیگر ادیان در 28 اکتبر سال 1965، یعنى 40 سال پیش رسمیت یافت. من فکر مى کنم که احترام و تکریم، مضمون اصلىِ این نگرش است: کلیساى کاتولیک براى پیروان ادیان دیگر احترام قائل است و نیز به تمام آنچه در این ادیان، مقدس هستند احترام مى گذارد، و به دلیل همین ارزش هاى موجودِ ادیان است که انسان هایى که از این ادیان پیروى مى کنند قابل احترام هستند. منشأ این احترام گذاشتن جداى از انسانیت آنها، عقاید و اعمال مذهبى آنهاست.

این سند مى کوشد به اختصار (چرا که حجم خود سند بسیار اندک است) گزیده اى از ارزش هاى این ادیان را به دست دهد; به عنوان مثال وقتى که در بند دوم درباره اسلام صحبت مى کند، درباره ایمان مسلمانان به خداى یگانه سخن مى گوید «خدایى که آفریننده و داور است». در خصوص مسلمانان به اعتقاد آنها به حضرت ابراهیم و به احترام و حرمتى که مسلمانان براى حضرت عیسى قائل اند و این که او را به عنوان پیامبر قبول دارند اشاره مى کند و البته تفاوت هایى از این قبیل را که مسیحیان حضرت مسیح را پسر خدا مى دانند نیز متذکر مى شود و باور مسلمانان به زهد و تقواى حضرت مریم، مادر مسیح را نیز یادآور مى شود، سپس به گزیده اى از راه هایى که مسلمانان ایمان خود را به خدا نشان مى دهند مى پردازد: نماز، روزه، صدقه و شناخت ارزش زندگى اخلاقى. این سند مسیحیان را ترغیب کرد تا به منظور ستودن این ارزش ها و تأیید و ستایش آزادى و تلاش براى صلح، با مسلمانان ارتباط برقرار کنند و با آنها وارد گفتوگو شوند و همکارى کنند.

نگرشى که در این سند ابلاغ شد رویکرد جدیدى در کلیسا بود. این سند اظهار مى دارد که بین مسلمانان و مسیحیان گذشته اى مملو از نزاع و روابط خصمانه وجود داشته است، و مخصوصاً از کلیساى کاتولیک درخواست مى کند که بر این روابط تیره گذشته فائق آید و روابط خوبى را با مسلمانان برقرار نماید. این نگاه، افق جدیدى بود که گشوده شد. از این رو در سال هاى ابتدایىِ شورا که سال هاى تثبیت آن بود شورا باید مى کوشید تا نشان دهد که این نگرش جدید واقعاً با تمام چیزهایى که از کلیسا آموخته ایم سازگارى دارد، و با دیدگاه هاى خود حضرت عیسى نسبت به ادیان دیگر هم منطبق است، یعنى با سلوکى که او در رابطه با پیروان دیگر ادیان داشت همخوان است. این کار با ملاحظات و تأملات کلامى توأم بود و نیز با نشان دادن نقش کلیسا در جهان و معرفى کلیسا به عنوان مظهر فاعلیتِ خداوند در زمین و این که این خداست که مردم را به رستگارى مى رساند و نجات مى دهد نه ما، و کلیسا تنها به رستگارى انسان ها کمک مى کند و رستگارى منحصر به کسانى نیست که ظاهراً به کلیسا تعلق دارند; بنابراین باید تمام این مسائل تشریح مى شد. پیامدهاى این سند نیز مورد بررسى و مطالعه قرار گرفت و خود این سند با دیگر اسناد شوراى واتیکان سنجیده شد.

هم زمان جمعیت هاى کاتولیک تشویق مى شدند تا با پیروان ادیان مختلف وارد گفتوگو شوند. به منظور راهنمایى آنها براى انجام این کار و این که از چه اعمالى باید پرهیز شود مطالبى نگاشته شد و کتابچه اى در مورد گفتوگوى بین مسیحیان و مسلمانان تهیه شد که در آن، به اختصار، اسلام معرفى شد. در اولین دوره فعالیتمان با کشورهاى اسلامى یا مسلمانانى که در کشورهاى اسلامى زندگى مى کنند مانند مصر، عربستان سعودى، لبنان، اندونزى، همچنین ایران ارتباط برقرار کردیم (در سال 1970 که من مشاور شورا بودم دیدارى با یک هیئت ایرانى داشتیم. این دیدار در دوران شاه انجام شد و یک هیئت ایرانى هم به سرپرستى دکترسیدحسین نصر به رم آمدند.من هم اکنون آن جلسه را به خوبى به یاد دارم) این دوره، دوره نشست، دیدار، گفتوگو و برقرارى ارتباط بود.

اما در دوره دوم، دیگر ما و نزدیکان پاپ در مرکزیت کلیسا نمى توانستیم با مسلمانان به طور مستقیم در ارتباط باشیم، چرا که گفتوگوى واقعى مى باید در قشرهاى بومى و محلى صورت مى پذیرفت، از این رو دستیاران ما در جمعیت هاى کاتولیک محلى در نواحى مختلف جهان عهده دار انجام وظیفه شدند. اینان مى یابد با پیروان ادیان دیگر که در جوارشان زندگى مى کردند وارد گفتوگو شوند و در صورت امکان براى تداوم این روابط سازمان و تشکیلات مناسبى را ایجاد نمایند که این کار در کشورهاى مشخصى انجام شد، به عنوان مثال در سال 1971 (یا 1972; تاریخ دقیق آن را به درستى به خاطر نمى آورم) دبیرخانه اى براى ارتباط با جهان اسلام در فرانسه دایر شد که همچنان به کار خود ادامه مى دهد. کار این دبیرخانه آموزش کاتولیک ها، برگزارى نشست با مسلمانان و بحث در مورد مشکلات مشترک و برخى اوقات صدور بیانیه هاى مشترک بوده است. مسئولین همواره تشویق مى شوند تا روابط خوبى در سطوح محلى برقرار کنند. این کار باعث توسعه و پیشرفت کلیساهاى محلى شد. هنگامى که من در سال 1987 در این دفتر مشغول به کار شدم، کارنو ارینزه سرپرستى آنجا را به عهده داشت (احتمالا برخى از شما او را دیده اید). من فکر مى کنم او تا حدى این سه جنبه را به یکدیگر پیوند داد: 1. تحکیم مبانى قوىِ کلامىِ این برنامه; 2. برقرارى ارتباط (چرا که او فرد توانایى در برقرارى ارتباط بود); 3. حمایت از اهمیت کلیسا; هر جا که مى رفتیم او همواره مى کوشید با هیئت هاى محلى گفتوگو کند، با افراد مختلف در حوزه هاى علمیه یا دانشگاه هاى کاتولیک دیدار کند. او همیشه در صحبت هاى خود اهمیتى را که کلیساى کاتولیک براى گفتوگو قائل است خاطر نشان مى کرد.

تعداد همکاران ما به زیادى گروه شما نیست، ما تنها دوازده نفر هستیم، در برابر تمام ادیان جهان; ما از نظر تعداد اندک هستیم، ولى با افراد دیگرى هم همکارى مى کنیم، مخصوصاً با شوراى جهانى کلیساها. کلیساهاى دیگر یک شوراى جهانى در ژنو دارند. ما رابطه مکاتبه اى و همکارى مستمرى با دفتر گفتوگوى بین ادیان شوراى جهانى کلیساها داریم و پروژه هاى خاصى را با همدیگر دنبال مى کنیم. در جلساتى که از ما دعوت به عمل مى آید من و آقاى خالد هر دو شرکت مى کنیم، به عنوان مثال هر دو از طرف سراسقف کانتربرى دعوت شدیم تا در نشستِ گفتوگو بین مسیحیان و مسلمانان شرکت کنیم، همچنین جلساتى را با کلیساهاى ارتدوکس داشته ایم. آقاى خالد در جلسه اى در بحرین شرکت داشت که توسط مقامات محلى و پادشاه بحرین تشکیل شده بود. بنابراین گاهى اوقات هم که خودمان برنامه اى نداریم با دیگران همکارى مى کنیم یا در جلساتى که دیگران ترتیب مى دهند شرکت مى کنیم.

 

در این گفتوگوها معمولا چه موضوعاتى مورد بررسى قرار مى گیرند؟

n ما در دفترى کار مى کنیم که براى گفتوگوى بین ادیان با تأکید بر داشتنِ ماهیتى دینى دایر شده است; بنابراین مشکلات سیاسى اى که مقامات واتیکان با آنها روبرو هستند مشکلات ما نیست، چرا که ما اغلب، مشکلات و سؤالات اجتماعى را بررسى مى کنیم; از قبیل همین موضوعاتى که هم اکنون در موردشان بحث کردیم ]اخلاق زیستى[; آموزش دینى در سطوح مختلف به ویژه در سطح عالى و دانشگاهى یکى از مضامینى بوده که همواره مورد اهتمام ما بوده است; نشستى در باب نقش زن در جامعه مسیحى و اسلامى داشتیم; جلسه اى هم در مورد حقوق کودکان داشتیم; در مورد کاربرد منابع طبیعى و چگونگىِ استفاده از این منابع و تقسیم عادلانه منابع طبیعى صحبت کرده ایم و نیز درباره این که چگونه به این منابع احترام بگذاریم; جلسه اى درباره فرهنگ گفتوگو داشته ایم، که چگونه آن را توسعه دهیم; با دوستان ایرانى خود هم جلسه اى در مورد جوانان و دین داشته ایم. اولین جلسه اى که در ایران داشتیم در مورد مدرنیته و پاسخ کلامى به مدرنیته بود، و این که به عنوان مسلمان و مسیحى چگونه باید از نظر اعتقادى، مدرنیته را ارزشیابى کنیم، یا به عنوان مسلمان و مسیحى چگونه باید با پلورالیزم دینى مواجه شویم، خود این مضامین مى توانند مسائل زیادى را طرح کنند. ما با گروهى دیگر در حال بررسىِ ابعاد توسعه هستیم، البته با اشاره ویژه به مسئله مهاجرت که یکى از مشکلات دنیاى امروز است. خوب، چرا انسان ها مهاجرت مى کنند؟ به خاطر این که در کشورشان پیشرفت کافى وجود ندارد. اگر ما به عنوان افراد متدین بتوانیم کارى در جهت تحقق این پیشرفت بکنیم ممکن است مهاجرت کمترى در جهان انجام شود، چرا که این مهاجرت ها مشکلات بسیار جدى اى را ایجاد مى کند. ما در گفتوگوهاى خود خیلى به ندرت مستقیماً به مضامین کلامى پرداخته ایم. من فکر مى کنم که هنوز مشکلاتى بین مسلمانان و مسیحیان وجود دارد، اما این خود ما (مسلمانان و مسیحیان) نیستیم که آنها را به وجود مى آوریم.

 

به صراحت مى پرسم که برخى رویکرد مسیحیت به گفتوگو را در تداوم همان حرکت هاى تبشیرى مى دانند، یعنى گویا فقط روش ها تغییر یافته است; نظر شما در این خصوص چیست؟

n من خودم به یک جمعیت میسیونرى تعلق دارم، من متعلق به جمعیتى هستم که به آفریقا مبلغ مى فرستد. ما به این نتیجه رسیده ایم که پیام کتاب مقدس را به آفریقا ببریم، کارى که از سال 1968 تاکنون انجام داده ایم و هم اکنون نیز انجام مى دهیم. جمعیت ما در الجزایر که یک کشور اسلامى است پایه گذارى شده. آن چه ما به دست آورده ایم این است که گرچه باید مأموریت تبلیغى خود را انجام دهیم، ولى باید به مسلمانان احترام بگذاریم; نباید صرفاً به آنجا برویم و خودمان را تحمیل کنیم، بلکه باید خودمان را معرفى کنیم. البته من با شما موافقم که در جهان، مبلغان مسیحىِ خیلى متعصبى هم وجود دارند که براى مردمى که با آنها گفتوگو مى کنند احترامى قائل نیستند. این نوع معرفى پیام مسیح گاهى پرخاشگرانه است و گاهى براى نشان دادن ضعف ادیان دیگر و حمله به آنها است; یقیناً شیوه کلیساى کاتولیک این نیست. کلیساى کاتولیک مطمئناً رسالتى دارد و مى خواهد پیام کتاب مقدس را اشاعه دهد. ما این رسالت را از حضرت عیسى فرا گرفته ایم و نمى توانیم آن را کنار بگذاریم، البته که ما مى خواهیم پیام او را ترویج کنیم و مى خواهیم به مردم کمک کنیم تا او را بشناسند و دوستش بدارند و اگر حس کردند که مى خواهند پیام او را بپذیرند بتوانند به جمعیت مسیحیان پیوندند. اما این پیام باید به مردم پیشنهاد شود نه تحمیل; البته ما باید بپذیریم که در گذشته همواره اینگونه نبوده است، پدر آنیبال اهل برزیل مى تواند براى شما بگوید که در کشورش چگونه عده زیادى را از آفریقا به عنوان برده به آنجا مى آوردند و به محض رسیدن به آنجا آنها را غسل تعمید مى دادند و به زور آنها را مسیحى مى کردند و هرگز از آنها نمى خواستند که خودشان بیایند و مسیحى شوند. اما این رسم کلیسا نیست، این روش عده اى از مسیحیان بوده است. یکى از اسناد شوراى ما مخصوصاً در مورد همین مسئله است: «گفتوگو و بیانیه» یعنى اهمیت گفتوگو در کلیسا و همچنین ضرورت اعلام پیام حضرت عیسى و این که چه ارتباطى میان این دو وجود دارد؟ در آن سند به طور کامل به این سؤال پاسخ داده ایم. من فکر مى کنم که این سند بسیار جالب است. نمى دانم چیزى درباره آن مى دانید یا نه، ما مى توانیم آن را براى شما بفرستیم، چون واقعاً ارزش مطالعه دارد و ترجمه آن نیز به فارسى مى تواند جالب باشد.

 

برآورد شما از گفتوگوهاى صورت گرفته چیست؟ چه راهکارهایى را براى توفیق بیشتر در گفتوگو مؤثر مى دانید؟

n من فکر مى کنم اگر بخواهیم در گفتوگو پیشرفت داشته باشیم باید اعتماد و اطمینان متقابل وجود داشته باشد. اگر ما بخواهیم یکدیگر را بهتر بشناسیم این موضوع را باید مهم بدانیم. ما همواره مى کوشیم که اینگونه عمل کنیم، اما در عین حال میزان موفقیت ما به مضمونى که بدان مى پردازیم و به نوع تدبیر ما بستگى دارد; مثلا در این بحثى که در این روزها داشتیم، یعنى اخلاق زیستى و مشکلات بیولوژیک، من و آقاى خالد در این زمینه متخصص نیستیم، مى توانستیم مطالبى را بگوییم اما متخصص نیستیم، بنابراین از متخصصان این رشته خواستیم که به عنوان اعضاى هیئتِ ما نظرات کاملا علمى خود را در این زمینه بیان کنند، البته با دیدگاه دینى; فکر مى کنم اکثر افرادى که هم اکنون در گروه ما هستند قبلا ارتباطى با مسلمانان نداشته اند و این مسئله تجربه جدید و سودمندى براى کارهاى آینده آنها نیز مى باشد. بنابراین من فکر مى کنم که ترکیبى از استمرار استفاده از متخصصان در بحث هاى خاص مفید خواهد بود. ما واقعاً دیدگاه دینى را ارج مى نهیم و به مسائل مختلف از دید دینى نگاه مى کنیم، چرا که گفتوگوى ما یک مذاکره سیاسى نیست، ما مذاکره نمى کنیم، ما با هم مبادله مى کنیم. ما تلاش نمى کنیم که لزوماً با هم به توافق برسیم; هر جا که اتفاق نظر داشته باشیم خوشحال مى شویم و پیش مى رویم و به یکدیگر بیشتر اعتماد مى کنیم.

 

 

 

 

 

 

تصویر

 

این گفت گوها تا چه اندازه در بهبود نگاه مسیحیان به مسلمانان مؤثر بوده است؟

n من در مورد سند شورایمان صحبت کردم: این که کلیسا با دیده احترام به مسلمانان نگاه مى کند; من گاهى اوقات به همکیشان خود مى گویم که راه درست، همین است; مردم کشور من یا مردم امریکا یا دیگران مى گویند بعد از 11 سپتامبر چطور؟ بعد از 11 سپتامبر چه دیدى باید نسبت به مسلمانان داشته باشیم؟ آیا به آنها احترام بگذاریم یا از آنها بترسیم؟ چیزى که ما مى بینیم این است; بین کاتولیک ها و همه مسیحیان و حتى بین کسانى که اصلا دین ندارند و از دین فاصله زیادى دارند ترس و نگرانى را مى بینیم. این ترس اغلب از اسلام است و نه از مسلمانان و من فکر مى کنم که بخشى از وظیفه ما و همچنین خود مسلمانان، مانند این کارى که شما انجام مى دهید، بیان کردن و نشان دادن این مطلب است که تنوع و تکثر زیادى در اسلام وجود دارد و این که اسلام یک نگرش سخت و بسته اى نیست که در مقابل شما قرار گرفته، شما را مى ترساند، بلکه نظرات بسیار متنوعى در اسلام وجود دارد و این که ما اسلام را هوادار تروریسم بدانیم کار درست و عادلانه اى نیست. بنابراین در پاسخ به سؤال شما مى گویم که مواضع گذشته کمابیش هنوز باقى است، اما ما به تلاش هاى خود ادامه مى دهیم و گفتوگو و روابطمان با کلیساهاى محلى را پیگیرى مى کنیم و مى کوشیم تا بین مسلمانان و مسیحیان جهان از نو اطمینان و اعتماد را ایجاد کنیم.

اما در مورد آنچه شما گفتید که مسلمانان به ما بدگمان هستند و مى گویند شما این کارها را انجام مى دهید تا دین ما را تغییر دهید ما همیشه باید بکوشیم که بر این شک غلبه کنیم، این شک مى تواند وجود داشته باشد و هنگامى که مردم مى خواهند به کمک هم بروند این شک ایجاد مى شود; آنها به یکدیگر مى گویند شما این کار را انجام مى دهید تا ضعف مردم و دینشان را نشان بدهید و آنها را مسیحى کنید و این درست نیست. ما به واقع این کمک هایى را که در کشورهاى مختلف انجام مى دهیم به خاطر این است که ما به عنوان مسیحى وظیفه خود مى دانیم تا به کسانى که در رنج هستند کمک کنیم. ما باید تلاش زیادى کنیم تا کاتولیک ها و دیگران را متقاعد کنیم که هدف اصلىِ این گفتوگوها و روابطى که ما ایجاد مى کنیم ستایش و تحمید خداوند است.