رونقِ دین دارى

نوع مقاله: مقاله پژوهشی


یکم

مهم ترین رویداد دینىِ این روزها ـ آوریل 2005 و فروردین 1384 ـ درگذشتِ پاپ ژان پل دوم است; رویدادى که جهان را تحت تأثیر قرار داد و در صدرِ اخبار نشست. کارول وویتیلا (Karol Woityla) که پس از انتصاب به مقام پاپى، به احترام اسلاف خودش عنوان  ژان (یا یوحنا/یحیى) و پُل (یا پولس) را براى خود برگزید، نخستین روحانى غیرایتالیایى (لهستانى) در پنج قرن گذشته بود که در اکتبر 1978 توسط شوراى کاردینال ها به عنوان دویست و شصت و پنجمین نفر از سلسله رهبران کلیساى کاتولیک به مقام پاپى منصوب شد.

پاپ فقید، گرچه از نگاه فرقه اىِ غیرمسیحیان و حتى مسیحیانِ غیرکاتولیک، عامل انسجام و رشد آیین کاتولیک در برابر دیگر فِرَق مسیحى و ادیان غیرمسیحى بود، از نگاه شمول گرا و فراگیرِ دینى و معنوى به رشد و تقویت دیانت در جهان، به ویژه در مغرب زمین مدد رساند. پافشارىِ وى بر مواضع سنتىِ کلیسا، از جمله منع سقط جنین و طلاق با هدف دفاع از کیان خانواده، نیز و صلح طلبى و مخالفت وى با جنگ طلبى هاى قدرت هاى بزرگ و نیز مخالفت شدید با بى بندوبارىِ جنسى و انحطاط اخلاقى براى همگان شناخته شده است. انتظار مى رود که جانشین آلمانىِ وى، جوزف راتزینگر که عنوان بندیکت شانزدهم را براى خود برگزیده است، ـ چنانکه خودگفته ـ ادامه دهنده راه سَلفِ خود بوده، به احیاى معنویت، عدالت، صلح و روادارىِ دینى در جهان کمک کند.

به نظرِ ما، فقد پاپ به معناى از دست رفتن یکى از رهبران معنوىِ دنیا، و رخنه اى پرناشدنى در بناى رفیع دین در جهان است. آنچه در این میان، شعف برانگیز و الهام بخش است بدرقه باشکوه رسمى و مردمىِ پیکر پاپِ درگذشته است که نشان دهنده حیات دین و حضور قوىِ ایمانِ دینى در دنیاى امروز است. درست است که ما به دلیل افراط هاى دنیاى جدید در گرایش و گِرَوش به انسان، عقل و تجربه، از ارزش هاى اخلاقى و معنوىِ دین دور افتاده ایم ـ و البته به نقش منفىِ بدفهمى ها و بدرفتارى هاى صورت گرفته به نام دین هم اذعان داریم ـ ، با این همه، از اصل و اساس دین دارى و معناگرایى جدا نمانده ایم، که امروزه رونقى دوباره نیز یافته است.

امیدِ ما این است که دین در حیات کنونى اش به دور از جزم اندیشى ها، انحصارطلبى ها و خشونت گرایى هایى که در گذشته ـ و حتى امروزه ـ به نام آن و به مدد تفسیر، تبلیغ و تطبیق نارواى آن صورت مى گرفته ـ و مى گیرد ـ بتواند نقش مثبت خود را در معنادهى، انسجام بخشى و اعتلاى فرد و جامعه ایفا کند و این در گرو همت و دقت همه کسانى است که عهده دار مناصب دینى یا داعیه دار و هوادار حکومت و جامعه دینى هستند و نیز همه مؤمنان و متدینان.

باید در مقام نظر و عمل ثابت کرد که دین براى انسان و در خدمت انسان است; براى همه زمان ها و همه نسل ها است; نه در خدمت حاکمان سیاسى و نهادهاى دینى، که در خدمت همگان است; نه براى توده هاى محروم از رشد و توسعه، که براى همه انسان ها است و حتى براى نخبگان و دانش آموختگان و رشدیافتگان پذیرفتنى تر و الهام بخش تر است. رسیدن به نقطه تعادلى که زمین و آسمان، ماده و معنا، مُلک و ملکوت، خدا و انسان، عقل و وحى، علم و دین، و دنیا و آخرت را به هم پیوند دهد آرزویى است بس دل انگیز و آرمانى و البته دست یافتنى.

 

دوم

بسط دیانت و معنویت، در کنار لزوم آفت زدایى از دین، و حفظ توازن و تعادل در دین دارى، بسیارى از روشن اندیشان و خیرخواهان را به کوشش براى سامان دهى و همگرایىِ ادیان مختلف برانگیخته است. نشست و برخاستِ پیروان ادیان، و هم اندیشى و هم سخنىِ آنان ابهام ها و نگرانى هاى تاریخىِ ناشى از واگرایى و حتى ستیز دیرینِ ادیان را مى کاهد و چه بسا از بین مى برد و نیز آشنایى با آموزه ها و فهم هاى دینىِ دیگران و آگاهى از تجربه هاى مختلفى که دیگر ادیان در سیاق هاى تاریخىِ متفاوت از سرگذرانده اند به تشکیل جبهه اى توانمند در برابر دین ستیزان و اخلاق گریزان یارى مى رساند و نقش و کارایىِ دین را در حفظ کیان خانواده، صیانت از انسجام و همبستگىِ ملّى، و تحکیم صلح و عدالت جهانى دوچندان مى کند; همچنان که جریانات درون دینىِ معطوف به بازخوانى و اصلاح اندیشه دینى را تجهیز و تقویت مى نماید.

پیشنهاد و تصمیم رئیس جمهور فرهیخته و فرزانه ایران اسلامى، جناب حجة الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمى براى تشکیل مجمع جهانىِ گفتوگوى تمدن ها، فرهنگ ها و ادیان را مى باید گامى مهم در مسیر نیل به خواسته هاى پیش گفته دانست. طرح این اندیشه از سوى معمار اندیشه گفتوگوى تمدن ها که به نُماد خیرخواهى، و صلح و اصلاح طلبىِ ایرانیان تبدیل شده، بدین معنا است که به رغم فزونىِ خشونت هاى فرقه اى و جنگ طلبى هاى دولت ها به ویژه قدرت هاى بزرگ، همچنان مى توان و باید به گفتوگو و تعامل اندیشید و نیز در این میان، دین نقشى تعیین کننده دارد. نقش دین در ایجاد، تداوم و جهت دهىِ تمدن ها آنقدر زیاد است که حتى ـ با کمى اغراق ـ مى توان گفتوگوى تمدن ها را به گفتوگوى ادیان ارجاع و تحویل کرد.

پیشگامىِ چهره اى روحانى و موصوف به گشودگىِ توأم با التزام در اندیشه که به یمن تجربه گرانسنگش در هشت سال ریاست جمهورى، با کشورها، ملّت ها و نهادها و چهره هاى اثرگذار و خیراندیش جهان آشنا گشته است مى تواند نویدبخش آینده اى درخشان براى شناخت متقابل، و تعامل فرهنگ ها و ادیان گوناگون در ایران و در سراسر جهان باشد.

پیش از این، با تشکیل مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب در قم ـ که به تازگى موافقت قطعىِ وزارت آموزش، تحقیقات و فن آورى را با راه اندازى دوره کارشناسى ارشد در گرایش هاى مختلف ادیان و مذاهب اسلامى دریافت کرده است ـ و نیز شکل گیرى مؤسسه گفتوگوى ادیان در تهران و انجمن علمىِ ادیان و مذاهب در حوزه علمیه قم که همگى به همت روحانیانِ نواندیش و برخى با مشارکت دانش آموختگان دانشگاهى پا گرفته اند و نیز ایجاد رشته هاى ادیان و عرفان در دانشگاه هاى دولتى و آزادِ ایران بسترهاى لازم براى رونق ادیان پژوهى و گفتوگوى ادیان فراهم گشته است.

آنچه در اینجا باید مورد تأکید قرار گیرد ضرورت مرزبانىِ دین پژوهان در حریم اندیشه ها و باورهاى دینى و مذهبى است. همه تلاشگرانِ این عرصه باید نشان دهند که آشنایى و نشست و برخاست با پیروان و عالمانِ دیگر ادیان و مذاهب، نه تنها به وادادگى و استحاله دینى و مذهبى نمى انجامد، که با یارى رساندن به شفافیت و وضوح تعالیم دین، راه را باورمندىِ توأم با بصیرت به باورهاى دین و مذهب خود خواهد گشود. همچنین ضرورت پژوهش هاى مقایسه اى و مطالعات بینادینى و بینامذهبى نباید مورد غفلت قرار گیرد، که وظیفه اى اساسى تلقى شود. آشنایىِ صِرف با دیگر ادیان و مذاهب در صورتى که به دستمایه اى براى تطبیق و مقایسه با دین و مذهب خویش نینجامد، دست کم با رسالت و کارکردِ مورد انتظارِ مراکز علوم دینى نمى سازد و نمى تواند توجیه کننده این همه تلاش و صرف هزینه براى تربیت ادیان پژوهان باشد. اگر روحانیان و طلاب علوم دینى به شناخت دیگر ادیان فراخوانده مى شوند، قطعاً هدف اصلى، شناخت درستِ دیگر ادیان ـ و نیز مذاهب ـ براى سنجیدن تعالیم آنها با باورهاى خود و در نتیجه، شناخت نقاط قوت و ضعف فهم دینىِ خویش است و البته در مرتبتى متأخر، تعامل و تفاهم با دیگر ادیان و مذاهب براى گسترش عدل و معنا، و صلح و صفا در جهان درخور اهتمام ویژه است.

اذعان نسبت به این دو امر ضرورى، یعنى نگاهبانى از مرزهاى اندیشه دینىِ خویش و اهتمام به مطالعات مقایسه اى مقتضىِ آن است که علاقمندان و پژوهشگرانِ شیعىِ مسلمان و عرصه ادیان حتماً و به طور مستمر بر دامنه و عمق آشنایى خود با محتواى عالى و راقىِ دین اسلام و مذهب تشیع بیفزایند، تا با دستانى پر با دیگر ادیان روبرو شوند. همواره در تعامل مجموعه ها و منظومه هاى مختلف، در آغاز باید هویت هاى خاص شناخته شود و شکل بگیرد، سپس این هویت هاى مختلف و متمایز در کنار همدیگر بنشینند و به تبادل نظر و تجربه همت بگمارند. کسانى که خویشتنِ تاریخى و دینىِ خویش را به خوبى نمى شناسند از سوى دیگران نیز به جدّ گرفته نمى شوند; مباد که زمانى به خود آییم و ببینیم که عمرى را در پى اغیار دویده ایم و از یار مانده ایم. و این توصیه اى است براى همه دینداران از هر کیش و مذهبى که در آغاز، آنچه را خود دارند بکاوند و بشناسند و به عمل درآورند، سپس جویا و در تمنّاى داشته ها و یافته هاى دیگران باشند.

سردبیر