نگاهی به مکتب متأخر معتزله

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

چکیده

مکتب اعتزال، که غالباً تداعى گر عقل گرایى در جهان اسلام است، از همان آغاز مطالعات اسلام شناسى، هم توجه غربیان را به خود جلب کرد و هم مسلمانان را به یافتن و تصحیح آثار معتزلى واداشت. با وجود این، تنها آثار اندکى از این جریان مهم و موثر جهان اسلام یافت شده است. بیشتر این نسخه ها در یمن، محلى که بسیارى از آثار معتزلى در آن جا محفوظ مانده، پیدا شده است. رهاورد این حرکت چاپ آثارى چون الانتصار، نوشته ابوالحسین خیاط و مجموعه دایرة المعارف گونه المغنى، و نیز کتاب تثبیت دلائل النبوة و المحیط بالتکلیف هر دو تألیف قاضى عبدالجبار، و نصوص دیگرى بود. از معتزله قرن پنجم به بعد، به جز آثار زمخشرى، تنها چند کتاب به نام هاى دیوان الاصول و مسائل الخلاف بین البصریین و البغدادیین، نوشته ابورشید نیشابورى، و المعتمد فى اصول الفقه، نوشته ابوالحسین بصرى (م 436ق)، و التذکرة فى الجواهر و الاعراض، نوشته ابن متوّیه، یافت شده و به چاپ رسیده اند. ظاهراً پس از این افراد، در جریان اعتزالْ فردِ صاحب اثرى پدید نیامده، یا آثار آنان به دست ما نرسیده است. با این حال، به تازگى چند نسخه خطى از معتزله قرن پنجم و ششم پیدا شده است که آگاهى هاى ما را درباره مکتب متاخر معتزله وسعت مى بخشد.[1] نوشته کوتاهِ حاضر مرورى است بر این چند اثر و بیان اهمیت خاصى که در این نسخه ها وجود دارد.[2]



[1] . به عنوان مثال، فرانک در تحقیق خود درباره مکتب متأخر معتزله و نظرات آنان در مورد موجودات و صفات آنها تنها از مسائل الخلاف بین البصریین، نسخه خطى برلین، شماره 5125; المعتمد فى اصول الفقه، نوشته ابوالحسین بصرى; و التذکرة فى احکام الجواهر و الاعراض، نسخه خطى آمبریزونا، C.104 استفاده کرده است. رک:
   R. M. Frank, Beings and Their Attributes; The Teaching of the Basrian School of the Mutaziliain (Albany, 1978), pp. 175-176.
   در مورد تأثیر آراى ابوالحسین بصرى بر برخى متکلمان امامى رک: حسین مدرسى «مفاوضه اى در مسئله شیئیت معدوم»، مجله تاریخ و فرهنگ معاصر (سال دوم، شماره 8، 1372)، ص82ـ85.


[2] . آن گونه که فخر رازى (م 606 ق) بیان داشته است، از میان گرایش هاى متعدد معتزلى، تنها دو گرایش ابوهاشم جبایى و ابوالحسین بصرى در زمان وى از میان جریان هاى متعدد اعتزالى باقى مانده بودند. ذکر این نکته ضرورى است که مکتب متأخر معتزله، خصوصاً نحله کلامى ابوالحسین بصرى، عملا خود را به چهارچوب هاى تفکر اهل سنت و جماعت (مثل ماتریدیه و اشاعره) نزدیک کرده و تنها در برخى نکات راه خلاف را در پیش گرفته بود.