آیین کنفوسیوسی: نگاهی از فراز

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه ادیان و مذاهب

2 پژوهشگر مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب وابسته به دانشگاه ادیان و مذاهب.

چکیده

آیین‌کنفوسیوسی راهی برای زندگی است که در قرن5-6 قبل از میلاد، کونگ ‌فو زه،‌ حکیم چینی، با نظم و نسق بخشیدن به آموزه‌ها و تعالیم کهن، آن را شکل بخشید. این آیین از 2500 سال پیش تاکنون به اشکال مختلف در چین و کشورهای همسایة آن به حیات خود ادامه داده است. برای آشنایی با آیین مذکور می‌توان رویکردها و روش‌های گوناگونی را اتخاذ کرد؛ اما در ابتدای هر بررسی، داشتن تصویری کلی از این آیین و به عبارتی دیگر اتخاذ نگاهی از فراز می‌تواند به کاوش در وجوه مختلف آن کمک نماید و به اجزای بحث پیوستگی بخشد. بر همین اساس، مقالة حاضر سعی دارد به مهم‌ترین مباحثی که در این حیطه مطرح است نظری اجمالی افکند. این کار با شرح نام و نشان این آیین، تاریخ تکون و تطور، موقعیت جغرافیایی، سیاسی، جمعیتی و اجتماعی آن شروع می‌شود؛ سپس به بارزترین جلوه‌ها و ویژگی‌های ظاهری این آیین و همچنین مناسک و اشکال دین‌ورزی و مکان‌ها و زمان‌های مقدس آن توجه می‌شود؛ در ادامه به معرفی متون مقدس آیین مذکور و فرق و مکاتب آن پرداخته و در انتها اجمالاً دربارة وضعیت کنونی و چشم‌انداز آیندة این آیین بحث می‌شود.

کلیدواژه‌ها


نام و نشان

منشأ لفظ آیین کنفوسیوسی (Confucianism) را می‏توان در نوشته‏های قرن شانزدهم و هفدهم میلادی یافت. در آن زمان مبلغان یسوعی در ترجمة نام کونگ فو زه به لاتینی، از لفظ کنفوسیوس استفاده کردند. به‏نظر می‏آید پسوند ایسم (ism) بعدها و برای هماهنگ ساختن اسم این آیین با اسامی گرایش‏های دینی دیگری که در قرن نوزدهم مطالعه می‏شدند، مثل هندوئیسم، بودیسم و شینتوئیسم، به کار رفته باشد. این لفظ به‌سرعت در میان محققان شایع شد و برای نامیدن سنت دینی‌ـ‌ح‍ِکمی مسلط در چین و برخی دیگر از نواحی خاور دور به کار رفت.

اما لفظ «کنفوسیانیسم» چندان دقیق نیست؛ زیرا ممکن است از آن چنین برداشت شود که این مرام ساخته کنفوسیوس و یا صرفاً متضمن اعتقاد و ایمان به کنفوسیوس است؛ ضمناً‌ مشخص نیست که این لفظ به یک مکتب اندیشه‏ورزی اشاره دارد یا یک آیین و دین. برخی معتقدند این نام‌گذاری تحت تأثیر الاهیات مسیحی انجام شده و ممکن است باعث کژتابی‏هایی در درک این آیین شود (Yao, 2003: 1/1)؛ به همین دلیل بهتر است به نام‏های این سنت در زبان چینی توجه بیشتری شود.

سنت دینی‌ـ‌حکمی مذکور در زبان چینی غالباً با این دو نام خوانده می‏شود:

1. مکتب فرهیختگان (چینی: 儒家‌؛ بنا بر آوانوشتِ پین‌یین: Rújiā؛ آوانوشتِ فارسی:‌ ژو جیا)؛

2. کیش فرهیختگان (چینی: 儒教؛ بنا بر آوانوشت پین‌یین: Rújiào؛ آوانوشتِ فارسی:‌ ژو جیائو).

در چین باستان، ژو (Rú)[1] (فرهیخته) ــ که در دو گونه نام‌گذاری فوق آمده است ــ به افرادی ضعیف، سلیم‏النفس و اصالتاً اشراف‏زاده اطلاق می‏شد که منصب خود را از دست داده بودند و به تعلیم دانش‏های خود، مثل علم تاریخ، آداب و مناسک، موسیقی و... می‏پرداختند (Ching, 1993: 53). هرچند کنفوسیوس نیز چنین فردی بوده است؛ اما این‏گونه نام‌گذاری نشان می‏دهد که سرچشمة آیین مذکور تنها شخص کنفوسیوس نیست؛ بلکه قشری از افراد بوده‌اند که کنفوسیوس یکی از بارزترین آنان بوده است.

نکتة دیگر آن است که جیا (jiā) هرچند در اصل به معنی خانه یا خانواده است اما در این بافت معنایی به معنای مکتب فکری است، و در زبان چینی برای نامیدن مکاتب فلسفی از آن استفاده می‏شود. واژه جیائو (jiào) در اصل به معنای تعلیم یا آموزش و پرورش است؛ برای نام‌گذاری یک دین نیز از آن استفاده می‏شود. پس در زبان چینی نام مکاتب فلسفی به جیا ختم می‏شود و نام ادیان به جیائو (چو جای، 1386: 98).

با توجه به این تمایز برخی ترجیح می‏دهند برای اشاره به مذهب رسمی‏ای که با انقلاب 1911 در چین از رسمیت افتاد و بی‏اعتبار گشت از عبارت «آیین کنفوسیوسی» استفاده کنند و برای نامیدن آن نوع اندیشة اخلاقی و سیاسی‏ای که کنفوسیوس عمده‏ترین سهم را در ارائه و تعلیم آن داشت عبارت «تفکر کنفوسیوسی» را به کار ببرند (Smart, 1998: 107).

 

پیدایش و پویش

این آیین سابقه‏ای طولانی در چین باستان دارد و قدمت تعالیم آن به قبل از کنفوسیوس، حکیم چینی قرن 5- 6‌ق‌م، بازمی‏گردد؛ اما از آنجا که کنفوسیوس به تعالیم فرزانگان و شهریاران پیشین نظم داد و آن اندیشه‏ها را ویراست و بر مبنای آن میراث کهن، نظامی حِکمی پدید آورد، او را واضع این آیین دانسته و آن را «آیین کنفوسیوسی» نامیده‌اند.

کنفوسیوس (551ـ479ق‌م) که نام چینی‏اش کونگ است حدوداً شش قرن قبل از میلاد مسیح در خانواده‏ای تهی‌دست اما اصیل و شریف در مرکز فرهنگی چینِ باستان زاده شد. او در نوجوانی به فراگیری علوم و فنون مختص خانواده‏های اصیل و اشرافی پرداخت و دانش‏های باستان را فرا گرفت. کنفوسیوس همیشه بر آن بود تا منصبی حکومتی بیابد و آرمان‏شهر باستانی خود را به کمک حاکمی مقتدر بر پا سازد؛ اما علی‌رغم تلاش بسیار، در دولتمردی کامیاب نشد و بیشتر در کسوت یک مربی حکیم به نشر بینش باستانی خود همت گمارد.

اما این تعالیم تا زمان شاگرد مکتب او، منسیوس (Mencius؛ حدود 372ـ289ق‌م)، گسترش چندانی نیافت. منسیوس نام لاتینی‏شدة مِنگ زه (Meng Zi) است که کمی بیش از صد سال پس از کنفوسیوس دیده به جهان گشود. او پس از نظم بخشیدن به تعالیم کنفوسیوس با سری پرشور به نشر آن پرداخت و با کلامی شیوا از آن سنت دفاع کرد، و باعث استحکام آموزه‏های آن شد. مفسر و مروج دیگر تعالیم کنفوسیوس در این دوره سون زه (Xun ZI) (حدود 313-238ق‌م) بود که همچون منسیوس، اما با تفاوت‏هایی در تفسیر سنت کنفوسیوسی، به استحکام آن پرداخت.

این فرزانگان تحت حاکمیت دودمان جوی شرقی (771-256ق‌م) و در دوره‏ای می‏زیستند که به دورة دولت‏های متنازع (479-221ق‌م) مشهور است؛ دوره‏ای که در پی جنگ‏های داخلی میان فئودال‏های چین، نابسامانی‏های اجتماعی و فرهنگی بسیاری به همراه داشت. این نابسامانی‌ها بستری برای پیدایش اندیشه‏ها و مکاتبی فکری و تعلیمی بود که به دنبال یافتن راهی برای برون‌رفت از آن اوضاع بودند. اندیشة کنفوسیوس و مساعی منسیوس سبب شد تفکر کنفوسیوسی یا کنفوسیانیسمِ کلاسیک نضج یابد و تعالیمی مبتنی بر منابع کهن برای مواجه با آن دوران به مردم ارائه شود.

دوران دولت‏های متنازع حدوداً دویست سال پس از فرزانة اول، کنفوسیوس، به سر آمد و دولت چین حکومت را در دست گرفت. دودمان چین با نظامی‌گری و وضع قوانین و اجرای سختگیرانة آن و برخورد شدید با مخالفان و حتی کشتن شاگردان مکتب کنفوسیوس و سوزاندن کتب کنفوسیوسی سعی در برقراری نظم داشت. اما کار این دودمان تنها پایان دادن به درگیری‌ها و ایجاد ثبات بود و پس از تحقق نسبیِ آن، کنار رفته و دودمان هان (Han) (206ق‌م‌ـ220‌م) روی کار آمد تا حکومت کند. نخستین امپراتوران دودمان هان چندان توجهی به تفکر کنفوسیوسی نداشتند؛ اما در عصر امپراتور ششم، که تقریباً‌ دورة حکومتش هم‏عصر حضرت مسیح(ع) بود تحت تأثیر فیلسوف چینی دونگ جونگشو (Dong Zhongshu؛ حدوداً 179ـ104ق‌م) این تفکر جهان‌بینی رسمی کشور اعلام شد. رسمیت یافتن تفکر کنفوسیوسی فوایدی برای دودمان هان داشت: تسلط آنان بر کشور را توجیه می‏کرد و نظامات دیوانی را نیز سامان می‏بخشید. البته دودمان هان برای انتفاع بیشتر از این تفکر تغییراتی در آن پدید آورد و پیرایه‌هایی بر آن بست. این کار با ارائة شروح و تفاسیری از کتب کلاسیک این مکتب شروع شد. برخی از این شروح در جهت توجیه نظام سیاسی حاکم بود؛ به این معنا که شروح مذکور قرائتی از متون کلاسیک ارائه می‌دادند که سلطة دودمان هان را توجیه می‌کرد و برای آن منشأ الاهی متصور می‌شد. همچنین در این دوره مراسم و تشریفاتی دینی حول تفکر کنفوسیوسی ایجاد شد و آن را از مکتبی فکری به آیینی دینی تبدیل کرد؛ آیینی که در قلمرو امپراتوری هان و برخی از ممالک شرق آن رواج یافت.

اما بعد از این دودمان، توجه به باور و آیین مذکور کمی رو به افول نهاد، تا اینکه سال‏ها بعد در اواخر عهد تانگ، تقریباً مصادف با دوران صدر اسلام، جرقه‏های یک رنسانس در این باور زده شد. اندیشمندان این دوران که گسترش آیین دائو و نفوذ روزافزون آیین بودایی را سبب سست‌شدن پایه‏های اخلاقی جامعه و حکومت چین می‏دانستند به نقد آن آیین‏ها و احیای اصول کنفوسیوسی دست زدند. در عهد سونگ (960-1279) تجدید حیاتی در آیین کنفوسیوسی رخ داد، که در غرب، به نئوکنفوسیانیسم (نوکنفوسیوس‏گروی) معروف است (اَدلر، 1383: 19).

این نوزایی که از جانب برخی روشنفکران آن دوران انجام می‏گرفت تلاشی بود برای احیای فرهنگ کهن چین و بازگرداندن اقتدار فرهنگی با رجوع به منابع کهن کنفوسیوسی. بروز و ظهور اجتماعی این تجدید حیات تشکیل نظام‏های آموزش اداری بود که هر کس می‏خواست در دستگاه دولتی فعالیت کند باید آن را پشت سر می‏گذاشت.

همان‌طور که بیان شد تفکر کنفوسیوسی، که بیشتر حکمتی عملی بود، در دورة هان با تأکید بر آداب و مراسم مذهبی رنگ و بوی یک دین حکومتی به خود گرفت و تبدیل به آیین کنفوسیوسی شد. این آیین، در عهد سونگ، با دین مردم یعنی با تعالیم دائویی و بودایی درافتاد و سعی در کنار زدن آنها داشت؛ از این‌رو، آموزه‌هایی ارائه داد که برای مردم جنبة معنوی داشته باشد و سؤالات مابعدالطبیعی آنان را پاسخ گوید؛ یعنی این آیین پا از توصیه‌های اخلاقی و تربیتی اولیه و آداب و تشریفات دورة هان فراتر نهاد و شالوده‏ای مابعدالطبیعی پی‏افکند و تبیین‏هایی جهان‏شناختی،‌ نظریه‏هایی دربارة ذهن، و راهکارهایی برای خودسازی و پرداختن به مراقبه ارائه داد و در جهت رسیدن به آرمان‏های اخلاقی‏اش از این امور سود جست. فرزانة[2] این دوره جو سی
(Zhu Xi؛ 1033ـ1107م) بود. او با ارائة تفسیرهایی مابعدالطبیعی از عالم، و همچنین تنظیم متون آموزشی و برنامه‏های تعلیمی در تحقق نوکنفوسیوس‏گروی سهمی بسیار داشت.

اوایل قرن بیستم، یعنی روزهای آخر امپراتوری چینگ (Qing؛ 1644-1911)، جنبة دینی آیین کنفوسیوسی چنان غلظتی یافت که مقام استاد کونگ کنفوسیوس تا حد برابری با آسمان پیش رفت و حتی به‌عنوان نماد نیاکان پرستیده شد (اسمارت، 1383: 326). البته آیین کنفوسیوسی این دوره، که میراث‏دار آیین کنفوسیوسی حکومتی و همچنین نوکنفوسیوس‏گروی بود، با ضعف امپراتوری وقت آماده می‏شد تا از صحنه اجتماعی و فرهنگی مردم چین رخت بربندد. آیین کنفوسیوسی هر بار که بالنده می‏شد دستش در دست یک امپراتوری قدرتمند بود، اما حال که چین آخرین امپراتور خود را از دست می‏داد آیین کنفوسیوسی نیز آماج حملات افرادی قرار می‏گرفت که می‏گفتند با رفتن نظام امپراتوری آیین کنفوسیوسی نیز باید برود. از این رو، با شروع قرن بیستم متفکران رادیکال آن دوران همچون پیش قراولان مدرنیته شروع به مخالفت با آیین مذکور کردند و آن را مانعی سر راه مدرن‌شدن دانستند، تا اینکه با انقلاب 1911 امپراتور کنار گذاشته شد و با برچیده‌شدن دستگاه امپراتوری، آیین کنفوسیوسی نیز به نهان‏خانه‏ها رفت (Yao, 2000: 252).

در این دوره جمهوری‌خواهان سر کار آمدند و نظام‏های دیوانی و تعالیم کنفوسیوسی حاکم بر آنها را منسوخ اعلام کردند؛ اما اوج بی‏اعتباری آیین کنفوسیوسی زمانی اتفاق افتاد که کمونیست‏ها به سرکردگی مائو (1893ـ1976م) در سال 1949 با شکست جمهوری‌خواهان، روی کار آمدند. در این دوره بی‏دینی بینش رسمی چین اعلام شد و معابد و سمبل‏های دینی ویران شدند. ضربة نهایی نیز وقتی به پیکر آیین کنفوسیوسی وارد شد که مائو در سال 1966 اعلام انقلاب فرهنگی کرد. مائو برای توجیه شکست‏های اقتصادی‏اش، گارد سرخی تشکیل داد تا به نام انقلاب فرهنگی با مظاهر کهنگی که مانع رشد و تحول دانسته می‏شدند مبارزه کنند. جالب آنکه آیین کنفوسیوسی را جزء عمده مظاهر کهنگی، و کنفوسیوس را فردی مرتجع و مروج نابرابری‏های اجتماعی دانستند. با مرگ مائو از شدّت این مخالفت‏ها کاسته شد. از سال 1980 برخی معابد ادیان احیا شد و جمهوری خلق، آزادی ادیان را به شرط آنکه تبلیغ نشوند به رسمیت شمارد. در این دوره جنبش کوچکی به نام کنفوسیوس‌گروی جدید یا معاصر (New Confucianism) شکل گرفت که سعی در نوسازی این آیین و ارائة قرائتی جدید از آن تعالیم کهن داشت. پیروان و مروجان این مکتب بر آن بودند که آیین و خصوصاً تفکر کنفوسیوسی برای نسل امرو

ز در حیطة اخلاق و فلسفه حرف‏های زیادی برای گفتن دارد و باید زمینه را برای شنیدن آن حرف‏ها فراهم کرد.

البته نباید از گفتن این نکته فروگذار کرد که مطالب بیان‌شده راجع به تحولات تند و شدید آیین کنفوسیوسی در قرن بیستم، بیشتر مربوط به وضعیت این آیین در چین است و رگه‏هایی از آن که به کره، ژاپن و ویتنام و حتی تایوان و هنگ‌کنگ منتقل شده بود غالباً در جادة سنن قبلی خود حرکت کرده و چنین تحولات سریع و بنیادینی را از سر نگذرانده‌اند (Berthrong, 2000: 21-22).

 

ادوار تاریخی آیین و تفکر کنفوسیوسی

جوی شرقی

771ـ221ق‌م ï

دوره کنفوسیوس (551-479 ق‌م) و منسیوس (372-289ق‌م) (کنفوسیانیسم کلاسیک یا تفکر کنفوسیوسی)

چین

221ـ206ق‌م ï

سوزاندن کتب کلاسیک و کشتن شاگردان کنفوسیوس

هان متقدم

206ق‌م ـ 8م ï

رسمیت یافتن تفکر کنفوسیوسی (کنفوسیانیسمِ دینی یا آیین کنفوسیوسی)

هان متاخر

25 تا 220 م ï

معرفی آیین کنفوسیوسی به ویتنام، کره و ژاپن

شش سلسله (دوره تفرقه)

220ـ589م ï

افول آیین کنفوسیوسی

سوئی و تانگ

581ـ906  ï

تجدید اعتبار تدریجی آیین کنفوسیوسی،‌ نفوذ گسترده‏تر به کره و ژاپن

سونگ

960ـ 1279 ï

احیای تفکر و آیین کنفوسیوسی (نوکنفوسیوس‌گروی)

یوان،‌ مینگ و چینگ

1260ـ1911 ï

اشکال و نظریه‏های مختلف نوکنفوسیوس‌گروی

جمهوری چین

1911ـ1949 ï

حذف نظام‏های دیوانی و آموزشی کنفوسیوسی

جمهوری خلق چین

1949ـ      ï

بی‏اعتباری آیین کنفوسیوسی در دورة مائو. رواج کنفوسیوس‌گروی جدید با پایان انقلاب فرهنگی (بعد از 1976)

گستره

کنفوسیوس در شرق چین و نزدیک سواحل دریای چین شرقی می‏زیست. امروزه آن منطقه استان شاندونگ (shantung) نام دارد که نزدیک بندر شانگهای و در جنوب پکن واقع است. ناحیة شرقی کشور چین که بخش سرسبز و حاصلخیز این کشور به حساب می‏آید محل نشو و نمای مکاتب فکری چینی بوده است. مردمان این ناحیه کشاورز بودند و نظام باستانی حاکم بر آن نیز نظام فئودالی بود. کنفوسیوس نیز به چنین جامعه‏ای تعلق داشت و از خانواده‏ای با آداب و منش فئودالی سر برآورده بود. او در تعالیمش ارزش‏های جامعة کشاورزی را ارج نهاد. این تعالیم مقبول حاکمان آن نواحی قرار گرفت و بعد از افول نظام فئودالی در دورة دولت‏های متنازع نیز امپراتوران چین به حمایت از این تعالیم برخاسته و به گسترش آن کمک کردند. شاگردان و اخلاف کنفوسیوس تعالیم او را در نواحی شرقی چین و در امتداد دریای زرد و دریای چین گسترش دادند. در دوره‏ای که مصادف با تولد حضرت مسیح(ع) بود این تعالیم از سمت شرق تا کره و بعد ژاپن و از سمت جنوب تا ویتنام گسترش یافت.

امروزه بیش از شش میلیون نفر در سراسر جهان هستند که خود را کنفوسیوسی می‏نامند (Hoobler, 2004: 6). از این شش میلیون نفر 26 هزار نفر در امریکای شمالی و مابقی همه در آسیای شرقی ساکن‌اند.

تأثیر آیین کنفوسیوسی منحصر به زندگی افرادی که خود را پیروان فعال این آیین می‏دانند نیست. در حقیقت این آیین بیش از دو هزار سال، نظام فکری حاکم بر چین بوده است؛ به همین دلیل بر لایه‏ها، سطوح و وجوه مختلف فرهنگ چین و ماچین تأثیر نهاده است. آیین مذکور غیر از اینکه الگویی برای نظام سیاسی و اخلاقی آن مردمان بوده و سبک زندگی آنان را شکل داده، بر شعر و نقاشی و موسیقی آن ناحیه نیز تأثیری ژرف نهاده است. هرچند ممکن است یک فرد چینی و حتی ژاپنی و کره‏ای و ویتنامی اطلاعی دقیق از این آیین نداشته باشد، اما زندگی او بی‏تأثیر از رنگ و بوی آن نیست. اگر پیروان این آیین را کسانی بدانیم که در چین، ژاپن،‌ برمه (میانمار)، تایلند، اندونزی،‌ سنگاپور، تایوان، ویتنام، هنگ‌کنگ و کره به‌نوعی از این آیین تأثیر پذیرفته‌اند و این آیین به نحوی در زندگی دینی و اجتماعی آنان بروز و ظهور یافته است این تعداد به 350 میلیون نفر می‏رسد ("Adherents", 2009).

نمادها و نمودها

نمادی که به‌عنوان آرم این آیین معروف شده و پرچم آن به حساب می‏آید نگاره‌ای است به معنای هماهنگی مطلق، درستی و راستی در زندگی فردی و اجتماعی. البته معنای بیشتر سمبل‏ها یا نماد‏های آیین کنفوسیوسی ریشه در باورهای عمومی ادیان چین و عقاید عامة این مردمان دارد. عام‏ترین مفهوم نمادین در عقاید بومی چین مفهوم یینو یانگ است که اشکال مختلف این دو نماد حکایت از مفاهیم گوناگونی در هستی‏شناسی چینی دارد. در اشکال عامیانة این آیین، نماد مذکور را می‏توان در فنون فالگیری و پیشگویی یافت و در اشکال فلسفی آن، در توضیح و تبیین امور و اتفاقات جهان. در معماری اماکن مقدس نیز از اشکال هندسی این نماد استفاده می‏شود.

 

دیگر جنبة ظاهری این آیین لباس آیینی آن است. این لباس که به هانفو (hànfú) شهرت دارد سابقه‏ای کهن داشته و صرفاً‌ مختص آیین کنفوسیوسی نیست. این پوشش در دورة هان فراگیر شد و نام آن (هانفو) نیز به معنای لباس مردمان هان است. کیمونوی (kimono) ژاپن،‌ هانبوک (Hanbok) کره و آئو دای (ao dai) ویتنام از این لباس اقتباس شده‌اند. اما هانفو دیگر مورد استفاده عموم چینیان نیست و تنها می‏توان گونه‏ای از این لباس را در مراسمات رسمی آیین کنفوسیوسی مشاهده کرد. از آنجا که مرتب و منظم‌بودن لباس برای کنفوسیوس مهم بود، پوشیدن هانفو را جزء مهمی از برگزاری مراسم و آیین‏ها می‏دانست ("History of Ancient", 2009).

 

باورها و ارزش‌ها

باورهای کنفوسیوسی در سه شکل متمایز آن، یعنی در شکل کلاسیک (دورة کنفوسیوس و شاگردان)، شکل دینی (دودمان هان و بعد از آن) و شکل فلسفی (متفکران نوکنفوسیوس‌گروی) تفاوت‏هایی دارد؛ اما در عینِ توجه به این تفاوت‏ها می‏توان باورهای نسبتاً‌ مشترکی را به‌عنوان باور کنفوسیوسی ذکر کرد.

بخشی از این باورها صبغة هستی‏شناختی (حکمت نظری) دارند و بخشی صبغة فضیلت‏شناختی (حکمت عملی). در باورهای راست‏کیشانة کنفوسیوسی، خدای متشخص وجود ندارد؛ اما وجودی متعال به نام تیان (t'ian)، به معنی آسمان، وجود دارد که قانون و ناموس جهان است و می‏توان آن را یک خدای غیرمتشخص دانست. اراده و مشیت این خدای غیرمتشخص مینگ (ming) یا قضای آسمان خوانده می‏شود که در کنه موجودات سرشته شده است و دائو (dao)، یا طریقت، عمل کردن بر مبنای این سرشت مقدر یا طبیعت فطری است.

نظریة یین (yin) و یانگ (yang) بخش دیگری از هستی‏شناسی این آیین است که می‏توان آن را نظریة خلقت امور دانست. مطابق این نظریه ــ که پیشینة آن به قبل از کنفوسیوس می‏رسد ــ در هر پدیده‌ای، دو نیروی متضاد فعال‏اند که خلقت،‌ بقا و نابودی پدیده به نسبت این دو نیرو با یکدیگر بازمی‏گردد. یین نیروی مونث یا مفعول (ساکن،‌ سرد) است و یانگ نیروی مذکر یا فاعل (متحرک، گرم). باورهای دیگری نیز دربارة ماهیت نفس انسان، چگونگی دستیابی‏اش به شناخت و معرفت و چیستی معرفت صحیح، و وجود و ماهیت اشیا وجود دارد که بعداً در دورة متفکران نوکنفوسیوس‏گروی (که به باورهای این آیین جنبة مابعدالطبیعی بخشیدند) اضافه شده‌اند.

از آنجا که کنفوسیوس و شاگردان او آمده بودند تا اعمال مردم را اصلاح کنند و برای «چه باید کردِ» آنان جوابی مهیا سازند، بیش از آنکه به هست‏ها بپردازند به باید‏ها توجه داشتند و ارزش‏هایی را مطرح ساختند که می‏توان آنها را فضیلت‏شناسی کنفوسیوسی نامید. این ارزش‏ها یا به حوزة اخلاق فردی و تدبیر منزل مربوط می‏شوند یا به حوزة سیاست.[1] در هر دو حوزه، هدف رسیدن به «هماهنگی و تناسب» (he؛ هه) است. هدفِ ارزش‏های کنفوسیوسی در حوزة اخلاق، «انسانی آرمانی» (Jūnzǐ؛ جون زه) و در حوزه سیاست، «جامعة آرمانی» یا آرمان‏شهر است.

هر فردی برای آنکه به سمت تبدیل‌شدن به «انسانی آرمانی» حرکت کند، باید دو ارزش را در خود پرورش دهند: ژن (rén) و لی (lǐ). ژن حس همدلی و همدردی با دیگران و ملَکة وظیفه‏شناسی است که هر کس باید برای دستیابی به هماهنگی، آن را در دورن خود بپروراند. ترازو و شاخصِ بود یا نبود این حس در فرد، جونگ (zhong) و شو (shu) یا قائدة طلائی اخلاق است. جونگ جنبة ایجابی این قاعده است؛ یعنی فرد آنچه را برای خود پسندیده است برای دیگران هم بپسندد، و شو جنبة سلبی آن است، یعنی فرد آنچه را برای خود نمی‏پسندد برای دیگران نیز نپسندد. ژن را به انسانیت ترجمه می‏کنیم و لی را به آداب‌دانی؛ اما باید دانست که این دو جدای از هم معنا ندارند. لی آداب‌دانی‏ای است که برخاسته از انسانیت انسان است؛ یعنی لی بازتاب ظاهری همان ژنِ باطنی است. آداب و مناسک ظاهری اگر بدون ژن انجام شوند، بی‏فایده و حتی مضرند. این آداب شامل شعائر مربوط به آیین نیاکان، آداب تعامل با دیگران (که تحت عنوان آداب ارتباطات پنج‌گانه مطرح می‏شود)، و پرداختن به شعر و موسیقی به شکلی آیینی است (فانگ، 1380: 57ـ58).

دستیابی به ارزش‏های کنفوسیوسی در حوزة سیاست با به کار بستن دو آموزة «اصلاح حاکم» و «اصلاح نام‏ها» (Zhèngmíng) محقق می‏شود. جامعة آرمانی تفکر کنفوسیوسی وقتی محقق می‏شود که انسانِ آرمانی بر جامعه حاکم باشد؛ انسانی که در مطابقت کامل با دو ارزش ژن و لی زندگی کند. در کنار اصلاح حاکم باید نام‏ها و عناوین اجتماعی نیز اصلاح شوند؛ یعنی هر عنوان اجتماعی با واقعیت آن تطابق یابد. به دیگر سخن می‏توان گفت که باید امور و افراد را به گونه‏ای اصلاح کرد که هر کدام شایستة معنای اصلی عنوانشان باشند (همان: 55).

اما غیر از باور به ارزش‏های اخلاقی پیش‌گفته، می‏توان در سلوک شخص کنفوسیوسیِ معتقد تلاش‏هایی معنوی از این دست را نیز یافت:

  1. بررسی امور و بی‏ثباتی پدیده‏ها برای درک ماهیت آنها؛
  2. کوشش برای درک دائوی امور و قوانین کلی حاکم بر روابط پدیده‏ها؛
  3. تلاش خالصانه برای هماهنگ‌شدن با دائو؛
  4. تطهیر و تهذیب نفس با کمک گرفتن از ارزش‏های اخلاقی مذکور؛
  5. پرورش دادن وجود خود با استکمال خودِ معرفتی و خودِ اخلاقی از طریق به کار بستن نظام کلاسیک تعلیم و تربیت؛
  6. تدبیر منزل و تنظیم امور خانواده با تمرین انضباط‏ها و آداب وضع‌شده، از قبیل احترام به والدین، مواظبت از فرزندان و خواهر و برادر، احترام به خوشایندها و بدایندهای اعضای خانواده، و ترک پیش‌داوری دربارة آنان؛
  7. تلاش برای تحقق حکمرانی مطلوب با فراهم‌کردن زمینة آموزش و پرورش عمومی،‌ حمایت از اقشار آسیب‏پذیر، تنظیم سیاست‏ها بر اساس نظر عموم،‌ انتخاب فرد شایسته و باصلاحیت برای ادارة امور، اعتدال در تصمیم‏گیری‏ها و دوری از افراط و تفریط.

در تعالیم این آیین به پنج رابطة اجتماعی توجه ویژه شده است که فرد باید بایسته‏های این روابط را به نحو احسن انجام دهد:

  1. رابطة حاکم و رعیت: خیرخواهی حاکم و وظیفه‏شناسی رعیت؛
  2. رابطة پدر و فرزند: مهربانی پدر و فروتنی فرزند؛
  3. رابطة زن و شوهر: نیک‌رفتاری شوهر و فرمانبرداری زن‌؛
  4. رابطة برادر بزرگ‌تر و کوچک‌تر: بزرگواری بزرگ‌تر و احترام‌گزاری کوچک‌تر؛
  5. رابطة کم‏سن و مسن:‌ شفقت مسن و گذشت کم‌سن.

به بیان دیگر بین پدر و فرزند باید محبت حاکم باشد؛ بین حاکم و رعیت، وظیفه‌شناسی؛ بین زن و شوهر، رجحان و برتری؛ بین برادر بزرگ‌تر و کوچک‌تر، احترام؛ و بین بزرگسال و کم‌سال، شفقت (Yao, 2000: 212).

شخص معتقد باید به این پنج ارتباط توجه داشته و به بایسته‏های آن حُرمت گذارد، این باورها را خود بیاموزد و به‌دیگران نیز تعلیم دهد و خیرخواهانه با دیگران‌رفتار کند.

 

آیین‌ها و آداب

مناسک این آیین در ابتدا همان جنبة اجتماعی آداب‏دانی یا لی بود؛ اما در دورة هان و بعد از آن، از آداب اخلاقی فراتر رفت و شامل آیین‏های عبادی و دین‏ورزانه نیز شد. تأکید کنفوسیوس بر داشتن رفتار حسنه با خویشان،‌ والدین و اجداد و همچنین تکریم آسمان باعث شد که کیش کهن نیاپرستی و نیایش‌بردن به درگاه خدای آسمان جانی دوباره گیرد و در سیر تاریخی این آیین استمرار یابد. حاکمان چین نیز که خود را حافظان فرمان‏های آسمانی می‏دانستند، خصوصاً در دورة هان، به برگزاری این آیین‏ها کمک زیادی کردند. کیش حکومتی‏ای که در دورة هان ایجاد شد و خود را منسوب به تعالیم کنفوسیوس می‌دانست، اعتقاد به رب‏النوع‏ها را احیا و آیین‏هایی را برای پرستش این خدایگان وضع کرد و امپراتور به‌عنوان واسطة فیض، آن آیین‏ها را انجام می‏داد. این مراسم که برای پرستش خورشید و ماه و ارواح زمین و آسمان انجام می‏گرفت، همراه با نثار قربانی در حضور جمعی خاص از صاحب‏منصبان بود. امروزه می‏توان در پکن اماکنی را یافت که سابقاً در آنها این مراسم انجام می‏شده است. در حلقه‏هایی نیز تکریم کنفوسیوس به‌عنوان معلم اول چنان رونق گرفت که علاوه بر ساختن مجسمة او و انجام مراقبه در حضور مجسمه‏اش، قربانی نیز نثارش می‏کردند (چینگ، 1383: 100ـ102).

نیاپرستی نیز از جمله مراسم کهنی بود که با تأکید کنفوسیوس بر احترام به والدین و خویشان، با مناسک دینیِ این آیین امتزاج یافت. مناسک نیاپرستی با توجیهات کنفوسیوسی آن هنوز هم در کنج برخی خانه‏های چینی، تایوانی و کره‏ای، در محل عبادت اجداد، انجام می‏گیرد. این مراسم که قبل از اِعمال ممنوعیت در چین کمونیستی در معابد اجداد و یا در محل دفن آنها نیز انجام می‏شد، معمولاً با نثار نوشیدنی و غذا و ابراز تواضع و احترام به صورت سجده و یا سکوت و مراقبه در مقابل الواحی که نام نیاکان بر آنها نقش بسته و یا در مقابل عکس آنان انجام می‏گیرد (همان: 103).

مراسم بلوغ یا جشن تکلیف نیز بین چهارده تا بیست سالگی بر پا می‌شود. به این شکل که والدین معبد یا منزلی را برای اجرای مراسم انتخاب می‌کنند و بعد از شروع مراسم، افراد پشت سر بزرگ خانواده داخل می‌شوند. سپس لباسی تشریفاتی بر تن نوجوان کرده و نامی جدید برای او انتخاب می‌شود. بعد از آن با نثار خیرات، آن فرد به نیاکانش معرفی می‌شود (Hoobler, 2004: 92-93). در امر ازدواج، فرزندان حق انتخاب ندارند و والدین تصمیم گیرنده‌اند. با ازدواج به سبک کنفوسیوسی عروس عملاً جزئی از خانوادة داماد می‌شود. پس از انجام مراسم و معرفی عروس به نیاکان خانوادة داماد، او با آن خانواده زندگی خواهد کرد و باید به مادر و پدر جدید خود احترام بگذارد و به آنان خدمت کند (Ibid, 93-94).

مراسم تدفین، مراسم تبدیل‌شدن به «نیا» و رفتن به میان نیاکان است. فردِ درگذشته با این مراسم که تشریفات زیادی دارد به‌نوعی مقدس می‌گردد و شایستة احترامی می‌شود که مختص اجداد است. این مراسم شامل اعمالی چون تطهیر میت، پوشاندن لباس قبر یا نوعی کفن چند تکه به او، قرار دادنش در تابوت و به خاک سپاردن جسد و تابوت به همراه برخی وسایل و خوارکی‌هاست. دست آخر نیز برای مرده لوحه‌ای ساخته و آن را در محراب نیاکان قرار می‌دهند. تمامی این مراحل باید توسط فرزندان و بازماندگان نزدیک فرد انجام شود تا بتوانند در مراحل گوناگون و در جمع‌های مختلف با او وداع کنند (Paper, 1998: 45-53).

جشن‏ها و اعیاد مردم چین بسیار است اما دو مراسم سالانه که اختصاص به پیروان این آیین دارد و هم‏اکنون نیز انجام می‏شود، یکی روز احترام به نیاکان است، که هرساله در پنجم آوریل (اواسط فروردین ماه) برگزار می‏شود و دیگری روز معلم است که در 28 سپتامبر (اوایل مهرماه) برگزار می‏گردد.

در مراسم پنجم آوریل به نیاکان غذا پیشکش می‏شود و به شکل آیینی اسکناس می‏سوزانند. این مراسم به طور ضمنی به نسل جوان می‏آموزد که باید برای بزرگان خانواده احترام قائل شوند. در مراسم 28 سپتامبر، که به مناسبت روز تولد کنفوسیوس برگزار می‏شود، نه تنها کنفوسیوس بلکه تمام معلمان تکریم می‏شوند. روز برگزاری این مراسم در تایوان تعطیل ملی است. مردم در این روز به آموزگاران خود از باب قدردانی هدیه یا نامه‏ای قدرشناسانه تقدیم می‏کنند (اَدلر، 1383: 19).

اماکن مقدس آیین کنفوسیوسی بیشتر مکان‏هایی هستند که سابقاً مناسک مذکور در آنها انجام می‏شده است. یکی از بزرگ‌ترین اماکن کنفوسیوسی که امپراتور سالانه در آن، برای آسمان و زمین قربانی تقدیم می‏کرده است «معبد آسمان» (Temple of Heaven) متعلق به دودمان مینگ است که در شهر پکن و در پارکی جنب شهر ممنوعه واقع است. این معبد چندین تالار دایره‏ای شکل (نماد زمان) با کاشی‏های آبی (نماد آسمان) دارد که در آنها برای برداشت خوب محصولات نیایش می‏شده است. سه ایوان دایره‏ای نیز در فضای باز برای قربانی کردن روی هم ساخته‏اند و در وسط بالاترین ایوان، مکانی برای تقدیم قربانی امپراتور وجود دارد. این مراسم در یلدای هر سال و با تقدیم گوشت پختة حیوانات انجام می‏گرفته است (همان: 143ـ144).

در سئول،‌ پایتخت کره جنوبی، دوبار در سال، یعنی در فوریه و آگوست (بهمن و مرداد)، مراسمی به افتخار کنفوسیوس برپا می‏شود. این مراسم را در دانشگاه کنفوسیوسی سئونگ‌یونگ‌وان (Seonggyungwan) اجرا می‏کنند که تاریخ تاسیس‏ آن به سال 1288 باز می‏گردد (Hoobler, 2004: 86).

شاید بزرگترین معبد کنفوسیوسی، چوفو (Qufu) باشد که در زادگاه کنفوسیوس (استان شاندونگ کنونی) ساخته شده است. در این معبد، ابتدا برای تکریم کنفوسیوس ساخته شده بود، اما بعدها مراسمی آیینی نیز در آن انجام می‌گرفت که طی آن امپراتوران یا گماشتگان آنان به پیشگاه کنفوسیوس (استاد کونگ) قربانی تقدیم می‌کردند. مراسم این معبد در دورة خاندان مینگ (1368ـ1644) وسعت و گسترش زیادی یافت. در شرق این معبد، کاخ خاندان کونگ (The Kong Family Mansion (Kong Fu)) قرار دارد که در آن خاندان او نسل‏به‏نسل زندگی کرده و ادارة آن به دست بزرگ‌ترین فرزندان ذکورِ خانواده بوده است (Ibid: 88-89).

اماکن مقدس و مهم این آیین در نقشة زیر مشخص شده‌اند ("Sacred sites of Confucianism", 2009):

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شرح نقشه

  1. چوفو (در شاندونگ): محل تولد کنفوسیوس؛‌ مکان زیارتی.
  2. پکینگ (در پکن): معبد آسمان؛ محل برگزاری آیین‏های وابسته به امپراتوری.
  3. کوه تای (T'ai).
  4. کوه وو تای؛‌ این کوه و کوه تای برای سه دین بزرگ، یعنی کنفوسیانیسم و تائوئیسم و بودیسم چینی مقدس است و در این دو کوه مناسک قربانی و نیایش انجام می‏شود.
  5. دانشگاه سئونگ‌یونگ‌وان (در سئول)؛‌ محل نشر تعالیم کنفوسیوسی و تحقیق در آثار این مکتب و تربیت متخصصان این آیین.

 

متون و منابع

بیشتر آیین‏ها، عقاید و ارزش‏های کنفوسیوسی پشتوانه‏هایی در منابع کلاسیک یا تفاسیر متأخر آنها دارند؛ از این رو، درک بهتر آنها منوط به آشنایی با این منابع است. این آثار ــ که دربارة زمان و نحوة نگارشِ آنها بحث‏های زیادی وجود دارد ــ معمولاً به دو دسته تقسیم می‏شوند:1. کتاب‏های پنج‌گانه، که دورة تألیف آنها به زمان کنفوسیوس و قبل از آن نسبت داده می‏شود؛ بیشتر این کتاب‏ها را کنفوسیوس گردآوری و تنظیم کرده و بخش اندکی از آن را خودش نگاشته است. 2. کتاب‏های چهارگانه که مریدان و پیروان کنفوسیوس گردآورده و نگاشته‏اند و دربردارندة تعالیم کنفوسیوس یا شروح او بر متون کهن پنج‌گانه است (اسمارت، 1383: 258).

آثار کلاسیک پنج‌گانه، که گفته می‏شود چهار کتاب اول آن را کنفوسویس تنظیم و ویرایش کرده و کتاب آخر را خود نگاشته است، عبارت‏اند از:

  1. شو جینگ (Shu Jing) یا کتاب تاریخ؛ شامل تاریخ پادشاهان چین در ادوار گذشته و اسناد رسمی دربار سیا، شانگ و جوی متقدم.
  2. شی جینگ (Shi Jing) یا کتاب شعر؛ شامل سیصد و پنج سرود مقدس از ترانه‌های عاشقانه گرفته تا سرودهای رسمی و آیینی.
  3. یی جینگ (Yi Jing) یا کتاب تغییرات؛ شامل فلسفه و حکمت دگرگونی‌ها و تغییرات زندگی و همچنین رفتار انسان‌ها.
  4. لی جی (Li Ji) یا کتاب آداب؛ شامل آداب و رسوم حکومتی، که در اوایل خاندان جو اجرا شده است.
  5. چون چیو (Chun Qiu) یا سال‏نامه بهار و خزان؛ شامل تاریخ دوران بهار و خزان (722ـ481ق‌م) که کنفوسیوس در آن دوره می‌زیست.

این پنج متن به ترتیب دارای بینش تاریخی، شاعرانه، متافیزیکی، اجتماعی و سیاسی‌اند (شیخ زین‌الدین، 1379: 36).

کتاب‏های چهارگانه تعالیم کنفوسیوس که شاگردان او آنها را گردآوری و تألیف کرده‌اند از قرار ذیل‏اند:

  1. لون یو (Lun Yu) یا مکالمات (آنالکت)؛ مجموعه‌ای از سخنان کنفوسیوس که توسط شاگردانش جمع‌آوری شده است؛
  2. دا سوئه (Da Xue) یا آموزش بزرگ؛
  3. جونگ یونگ (Zhong Yong) یا آیین اعتدال؛ این کتاب و کتاب قبلی (دا سوئه) مجموعه‌ای از سخنان پیشینیان‌اند؛ برخی از این سخنان متعلق به کنفوسیوس و برخی از شاگردان اوست؛
  4. منگ زه (Meng Zi) یا منسیوس؛ مجموعه‌ای از چند کتاب که احتمالاً آنها را منسیوس نوشته است (Yutang, 1943: 28-29).

البته این کتاب‏ها در طی قرون دچار دخل و تصرف شده‏اند. خصوصاً گفته
می‏شود که بعد از کتاب‌سوزیِ دوران چین (Qin؛ 210ـ221 ق‌م) در هنگام استنساخ و
تدوین دوبارة این آثار در دورة هان، تغییر و تحولاتی در آنها صورت پذیرفته است (Yao, 2000: 54).

 

مذاهب و فرقه‌ها

در آیین کنفوسیوسی، نمی‏توان مانند ادیان سامی دنبال مذاهب و فرق مختلف بود. ممکن است گفته شود که می‏توان اَشکال مختلفی از تفکر و آیین کنفوسیوسی یافت؛ اما باید دانست که این به معنای فِرق و مذاهب مختلف نیست. این اَشکال جلوه‏های گوناگونی‌اند که این آیین در طول حیات خود داشته است؛ جلوه‏هایی چون کنفوسیانیسم کلاسیک،‌ کنفوسیانیسم حکومتی، نئوکنفوسیانیسم و کنفوسیانیسم جدید. در کنفوسیانیسم کلاسیک و نئوکنفوسیانیسم که جنبة فلسفی این آیین پررنگ‏تر است، شاید بتوان سراغ از مکاتب متمایز فکری گرفت؛ اما باز هم باید این نکته را در نظر داشت که مکاتب فکری این آیین مانند مکاتب فکری فلسفة یونان در تقابل با یکدیگر شکل نگرفته‏اند؛ یعنی هرچند تفاوت‏هایی با هم دارند اما این تفاوت‏ها در تضاد با سخنان پیشینیان نیست بلکه در تکمیل یا توضیح آنهاست. اساساً آیین‏های چینی با تساهل و تسامح شدید، آزادی عملی برای پیروانشان فراهم می‏کنند که بتوانند بدون واهمه از خرده‏گیری هم‌کیشان، زیر چتر مفاهیمی کلی و مشترک، عقاید و اعمال خود را داشته باشند. این نکته باعث شده است حتی در اَشکال دینی این آیین نیز جبهه‏گیری‏های گوناگون و تشکیل صف‏های مذهبی در برابر هم وجود نداشته باشد و بنیادگرایی و تعصب‌ورزی موجود در برخی از ادیان در آیین کنفوسیوسی یافت نشود (Bell, 2003: 2).

در تاریخ آیین کنفوسیوسی، نظرات و تعالیمی که در مفاهیم عمده و مسالک اصلی با این آیین تفاوت داشته‏اند، مانند آیین دائو و آیین بودایی، به‌عنوان مکاتب رقیب مطرح بوده‌اند؛ اما رقیب، یا به بیان بهتر دشمن بزرگِ این آیین، رفتار تجددگرایان چینی بوده ‏است که در قرن نوزدهم شروع به مخالفت با این سنت کردند.

 

اکنون و آینده

در اوایل قرن بیستم پیروان آیین کنفوسیوسی در شرق آسیا از مناصب اجتماعی،‌ سیاسی و اقتصادی کنار گذاشته شدند و تأثیر این آیین محدود به دایرة افرادی شد که ذهنشان به طور سنتی با این آیین درگیر بود، خواه همراه با بروز و ظهورات محدود اجتماعی و یا تنها در پس روان آنان. در این دوره، کنفوسیوس فردی مرتجع لقب گرفت و آیین کنفوسیوسی حامی نظام طبقاتی دانسته شد و ارزش‏های آن آماج حملات انقلابیون افراطی و همچنین روشنفکران لیبرال گشت. برای عموم مردم، این اندیشه، اندیشه‏ای ناکارآمد و متعلق به گذشته جلوه کرد. در نتیجة این مسائل، آیین کنفوسیوسی در دوران معاصر با سه مشکل مواجه شد: 1. نهادهای این آیین در زادگاه کنفوسیوس یعنی خاک چین برچیده شد و شکل نهادی آن فقط در کشورهای دیگری که آیین کنفوسیوسی به آنها راه یافته بود (مثل کره، ژاپن، ویتنام، تایوان و هنگ‌کنگ)، البته به طرز محدودی، ادامه یافت. 2. محققان و اندیشمندان آیین کنفوسیوسی قدر و قیمت اجتماعی خود را از دست دادند. 3. مناسک کنفوسیوسی جنبة معنوی خود را از دست داد و اگر
در گوشه و کناری نیز انجام می‏گرفت، به آن به‌عنوان رسمی کهن نگریسته می‏شد (Hoobler, 2004: 15-16).

هرچند به این آیین در دوران معاصر جفا شد، اما باید اذعان داشت که بیشتر مناسک و مراسم کنفوسیوسی، مختص دوره‏های خاص تاریخی با اقتضائات اجتماعی آن ادوار بودند؛ پس محتمل است که تاریخ انقضایی داشته باشند. با وجود این، آیین کنفوسیوسی قابلیت آن را داشت که دستمایة برداشت‏هایی جدید قرار گیرد. سابقاً‌ گزارش‏هایی که یسوعیان از این سنت داده بودند در قرن 17 و 18 به مزاج روشنفکران اروپایی خوش آمده بود و از آنها برای تأکید بر ارزش‏های مطلوبشان استفاده می‏کردند؛ مثلاً از سخنان کنفوسیوس و تعالیم سیاسی این آیین برای تأیید اصول دموکراسی بهره می‌جستند. در بحث آموزش و پرورش نوین نیز از نظام آموزشی کنفوسیوسی الهام‏گیری شد. هرچند این الهامات برداشت‌هایی موردی از این آیین برای تأیید روش‏های جدید ادارة جوامع بودند، اما برخی از غربیان چنین اعتقاد دارند که آموزه‏های سیاسی آیین و تفکر کنفوسیوسی پایه و اساس دموکراسی در اروپا و امریکا بوده است (کریل، 1380: 287ـ288).

این گونه برداشت‏ها از دهة هفتاد به این طرف طرفداران پروپاقرصی در میان متفکران خاوردور نیز یافته است. اینان معتقدند که آیین مذکور حرف‏های زیادی برای جوامع لیبرال‏دموکرات دارد. این افراد که از نسل بعد از انقلاب کمونیستی‏اند، در چین و تایوان و کره و در اروپا و امریکا به احیای این سنت پرداخته و برخی محققان غربی را نیز با خود همراه کرده‏اند. البته این تلاش‌ها بیشتر مربوط به احیای نظریه‌های کنفوسیوسی‌اند تا آیین‌های آن و غالباً شکل ایدئولوژیک دارند (Hall, 1987: 327).

اینکه آیا این تلاش‌ها در آینده راه به جایی خواهند برد و آیا این سنت احیا خواهد شد یا خیر و اگر احیا شود چه شکلی از آن احیا خواهد شد، محل بحث است؛ اما به اجمال می‏توان گفت که پدیدة آیین کنفوسیوسی امروزه به اَشکال زیر پدیدار است:‌ به شکل بناهای تاریخی و کتب کلاسیک این آیین؛ به شکل نماد‌های ملی و باستانی که برای جلب توریست از آنها استفاده می‌شود؛ به شکل آداب و رسومی ملی و قومی که در قالب جشن‏های آیینی در کره و تایوان و هنگ‌کنگ اجرا می‏شود؛ به شکل باورها و رفتارهای عامیانه‏ای که در ناخودآگاه مردمان شرق چین همچون DNA فرهنگی وجود دارد؛ و به شکل ایده‏های به‏روز شده و لباسِ‏نویافته، که ادعا می‏شود ارمغان سنت کنفوسیوسی برای جامعة مدرن هستند (Berthrong, 2000: 22).

 



[1]. البته در حوزة سیاست هم به مباحث اخلاقی پرداخته می‏شود؛ اما از آنجا که بحث دربارة گونه‏ای تفکر اخلاقی کلاسیک است، از تقسیم‏بندی کلاسیک اخلاق در سنت خودمان برای ارائة بحث استفاده کرده‌ایم.



[1]. تلفظ R بر اساس آوانوشت پین‌یین ما بین حرف «ر» و «ژ» در فارسی است.

[2]. سه شخصیت اصلی در این آیین، کنفوسیوس،‌ منسیوس و جو سی هستند که به ترتیب آنان را فرزانة اول، فرزانة دوم و فرزانة سوم می‏خوانند.

اَدلر، جوزف (1383)، دنیای چینی، ترجمة حسن افشار، تهران: نشر مرکز.

اسمارت، نینیان (1383)، تجربه دینی بشر، جلد اول، ترجمه مرتضی گودرزی،‌ تهران: سمت.

چینگ، جولیا (1383)، ادیان چین، مترجم حمید رضا ارشدی،‌ تهران: ‌مرکز بازشناسی اسلام و ایران.

چو جای، وینبرگ چای(1386)، تاریخ فلسفه چین، ترجمه‌ع پاشایی، چاپ اول ناشر،تهران:نگاه معاصر.

شیخ زین‌الدین، غلامرضا (1379)، آیین‌های کنفوسیوس، دائو و بودا [گردآوری و ترجمه مقالات بریتانیکا]، تهران: فیروزه.

فانگ، یولان (1380)، تاریخ فلسفة چین، ترجمة فرید جواهرکلام، تهران: نشر فرزان روز.

کریل،‌ هرلی گلسنر (1380)، کنفوسیوس و طریقه چینی، ترجمه گیتی وزیری، تهران: سروش.

Bell, Daniel & Chaibang Hahm (2003), Confucianism For The modem world, Cambridge: Cambridge University Press.

Berthrong, John & Evelyn (2000), Confucianism: A Short Introdoction, Oxford: oneworld Publications.

Ching, Julia, (1993), Chinese Religions, London: Macmillan Press.

Hall, David & Roger Ames (1987), Thinking Through Confucius, New York: StateUniversity of New York: Press.

Hoolber, Dorothy & Thomas (2004), Confucianism: World Religions, First Updated Edition New York: Facts on File, Inc.

Paper, Jordan & Laurence G. Thompsun (1998), The Chinese way in Religion, second Edition, Belmont: Wadsworth Publishing Company.

Smart, Ninian (1998), The World’s Religions, Second Edition, United Kingdom: Cambridge University Press.

Yao, Xinzhong, (2000), An introduction to Confucianism, New York: Cambridge University Press.

__________ (2003), RoutledgeCurzon Encyclopedia of Confucianism, vol.1, London and Newyork: Routledge Curzon.

Yutang, Lin (1943), The Wisdom of Confucius, New York: Random House.

- "History of Ancient Traditional Chinese Clothing" (2009), Retrieved march 29, 2009, from

http://www.library.thinkquest.org/.../clothing/history.htm

- "sacred sites of Confucianism" (2009), Retrieved march 29, 2009, from

http://www.religion-cults.com/Eastern/Confucianism/confuci.htm

- "Adherents" (2009), Retrieved march 29, 2009, from

http://www.adherents.com/Na/Na_242.html