آیین ﺳﻴﻜﻬ؛ نگاهی از فراز

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه ادیان غیرابراهیمی دانشگاه ادیان و مذاهب

2 پژوهشگر دانشگاه ادیان و مذاهب

چکیده

اولین گام در شناخت هر دین، کسب تصوری جامع از جغرافیای عقاید و مناسک آن دین است؛ زیرا تبیین درست مفاهیم مطرح در آن دین ما را به آنچه مورد تأکید آن دین است راهنمایی می‌کند. بدیهی است هر محقق دینی در درجه اول به جست‌وجوی این است که بداند دین مورد مطالعه چه نگاهی به جهان یا خلقت و آفریننده دارد، مؤسس آن خود را چگونه توصیف می‌نماید، راه دست یافتن به نجات و رستگاری را چه می‌داند، اخلاقیات در آن چه جایگاهی دارند، مهم‌ترین نمادهای آن دین کدام است، پیروان آن به چه مناسکی ملتزم‌اند، مهم‌ترین متون مقدس آن کدام‌اند، آن دین امروزه در کدام مناطق دنیا و چه تعداد پیرو دارد و مسائلی از این قبیل. برای داشتن این تصویر باید نگاهی از فراز به آن دین انداخت. مقاله حاضر به دنبال آن است که با چنین نگاهی، تصویری کلی اما دقیق از یکی از جوان‌ترین ادیان جهان ارائه دهد. مطالب ارائه شده در این مقاله می‌تواند برای بسیاری از افراد اولین گام برای شناخت آیین سیکه‍ و مقدمه‌ای برای تحقیقات بیشتر دربارة این آیین باشد.

کلیدواژه‌ها


نام و نشان

آیین ﺳﻴﻜﻬ یکی از جوان‌ترین ادیان جهان است و از پیدایش آن بیش از پانصد سال نمی‌گذرد. این آیین را می‌توان یکی از مهم‌ترین ادیان نوظهور قلمداد کرد؛ چرا‌که توانسته است حضور چشم‌گیری در مجامع بین‌المللی داشته باشد. به‌‌ویژه آنکه پیروان این دین در چند دهة اخیر با تأسیس مؤسسات مختلف، سایت‌های اینترنتی و انتشار کتاب‌ها و مجلات مختلف به نشر اعتقادات خود پرداخته‌‌اند. این آیین بر مبنای تعالیم گورو نانک (Guru Nānak) و نُه تن از جانشینانش، در منطقة پنجاب، در شبه‌قارّة هند به‌‌وجود آمده است. این ده تن در ظرف حدود دویست سال، یکی پس از دیگری، به‌‌تدریج آیینی که امروزه آن را به نام ﺳﻴﻜﻬ می‌شناسیم، به‌‌وجود آورده‌اند. از حدود سیصد سال پیش تا به امروز نیز کتاب مقدّس آنها، ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب (Guru Granth Sāhib)، گورو و رهبر این آیین است. اصول این آیین بر سه اصل مهم اعتقاد به یگانگی خداوند، اطاعت محض از معلّم روحانی (گورو / Guru)، و باور به تناسخ ارواح در زندگی پس از مرگ بنا شده است. نفی نظام طبقاتی، برابری زن و مرد، خدمت به خلق، کار و کوشش، نفی هرگونه ریاضت جسمانی، و داشتن زندگی اجتماعی از دیگر آموزه‌های مهم این آیین محسوب می‌شوند. این آموزه‌ها به عقاید اسلامی و هندویی بسیار نزدیک‌اند؛ به همین دلیل برخی از محققان غیرﺳﻴﻜﻬ معتقدند این آیین در حقیقت ترکیبی از تعالیم اسلامی و هندویی است که بنیان‌گذارانش آن را برای ایجاد آشتی میان این دو دین بزرگ آن منطقه به‌‌وجود آورده‌اند. ولی پیروان آیین ﺳﻴﻜﻬ با این دیدگاه به‌شدت مخالف هستند و دین خود را دینی الاهی و کاملاً مستقل می‌دانند.

واژة ﺳﻴﻜﻬ[i] در لغت به معنای دانش‌آموز، شاگرد و مُرید است. این واژه احتمالاً از مصدر ﺳﻴﻜﻬﻨﺎ (Sikhnā) به معنای آموختن، از زبان هندی و پنجابی اخذ شده است (Chander Dogra & Singh Mansukhani, 1997, 436).[ii] این واژه در کتاب مقدّس این آیین، ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب، نیز به صورت ﺳﻴﻜﻬ و ﺳﻴﻜﻬﻴﺎ به معنای تعالیم گورو و به صورت گورْﺳﻴﻜﻬ و سَتْگور ﺳﻴﻜﻬ به معنای پیرو گورو آمده است (G. G. S. Majh, Mahla 3: 117 and, Gaori Goareri, Mahla 1: 221 and G. G. S. Gaori Sukhmani, Mahla 5: 14).[iii] ﺳﻴﻜﻬ در آغاز اصطلاحی بود به معنای پیرو و مُرید نانک؛ امّا بعدها به دینی اطلاق شد که بر اساس تعالیم نانک و جانشینان او شکل گرفت (Hinnells & Owencole, 1996: 310).

مطابق قانون سلوک این آیین (رَهِت مَرْیادا / Rahit Maryādā)[iv] ﺳﻴﻜﻬ کسی است که به یک خدای ابدی و متشخّص (اکال پورﻛﻬ / Akāl Purakh)، ده گورو ــ از گورو نانک تا گورو گوبِند ﺳﻴﻨﮕﻬ[v] (Guru Gobind Singh)،گورو بودن کتابِ مقدّسِ ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب، و مراسم تعمید با شمشیر دودَم (کْهَندا کا امریت / Khandākā Amrit) باور داشته باشد، و همچنین هیچ دین و آیین دیگری را نپذیرد (Shromni Gurdwārā, 1998: 9). به هر‌حال، امروزه اصطلاح ﺳﻴﻜﻬ به سه گروه اطلاق می‌شود:

  1. سَهَجْ‌دْهاری (Sahajdhāri)؛ کسانی که در خانوادة ﺳﻴﻜﻬ متولّد شده باشند و از این طریق خود را پیرو این آیین بدانند، ولی به‌طور رسمی تعمید نیافته و به پنج کاف، به‌ویژه کوتاه نکردن موی بدن، ملتزم نباشند.
  2. کِس‌دْهاری (Kesdhāri)؛ ﺳﻴﻜﻬهایی که ملتزم به کوتاه‌نکردن موی بدن هستند، ولی به‌‌طور رسمی تعمید نیافته‌اند.
  3. امریت‌دْهاری (Amritdhāri)؛ ﺳﻴﻜﻬهایی که به‌‌طور رسمی با مراسم کْهَندا کا امریت تعمید یافته باشند (Chander Dogra & Singh Mansukhani, 1997: 436).

 

گستره

آیین ﺳﻴﻜﻬ در منطقة پنجاب[vi] (Panjāb) واقع در شمال‌غربی شبه‌قارّة هند پدید آمد. امروزه نیز بیشتر جمعیت پیروان این آیین در همین منطقه ساکن هستند. واژة پنجاب ترکیبی از دو کلمة فارسی پنج و آب است؛ پنجاب یعنی سرزمین پنج رودخانه. این پنج رود از رودخانة اصلی ایندوس (Indus)سرچشمه می‌گیرند. البته امروز تنها سه رودخانة راوی (Ravi)، بیاس (Beas)، و سوتلِج (Sutlej) در پنجاب هند جاری هستند (Gupta, 2000: 1/ 1, and Chander Dogra & Singh Mansukhani, 1997: 358). منطقة پنجاب امروزه به دو بخش تقسیم شده است که یک بخش در کشور هندوستان و دیگری در پاکستان قرار دارد.

طبق آخرین آمار، جمعیّت تقریبی ﺳﻴﻜﻬها در جهان حدود بیست میلیون نفر است. از این میان حدود شش میلیون نفر از آنان در دیگر ایالت‌های هند (غیر از پنجاب) ساکن هستند و کمتر از دو میلیون نیز در کشورهای دیگر مانند انگلستان، ایالات متحده، کانادا، افریقای جنوبی، سنگاپور، مالزی، تایلند، استرالیا، نیوزلند و آلمان سکونت دارند (Singh, 2009: 13). علاوه بر این کشورها، ﺳﻴﻜﻬها به صورت محدودتر در پاکستان، افغانستان، کشورهای حوزة خلیج فارس و ایران[vii] نیز حضور دارند.

نخستین مهاجرت قابل‌توجه ﺳﻴﻜﻬها به خارج از منطقة پنجاب در دوران حکومت انگلیس به وقوع پیوست. بعد از سال (1849م / 1270‌ق) زمانی که حکومت ﺳﻴﻜﻬها با لشکرکشی ارتش انگلیس به پنجاب نابود شد، ﺳﻴﻜﻬها وارد ارتش انگلیس شدند. این سربازان به‌‌تدریج به مناطق مختلفی از مستعمره‌های انگلیس و دیگر مناطق جنوب شرقی آسیا و اقیانوسیه اعزام شدند. این سربازان ﺳﻴﻜﻬ پس از اتمام خدمت در ارتش معمولاً به‌عنوان پلیس، نگهبان و محافظ در همان مناطق می‌ماندند و پس از مدتی خانوادة خود را نیز به آنجا می‌بردند. به این صورت دیری نگذشت که ﺳﻴﻜﻬها به بیشتر نقاط جهان مهاجرت کردند (Owen, 2004: 281).

 

نمادها و نمودها

امروزه جامعة ﺳﻴﻜﻬ را با هشت نشان و نماد بسیار برجسته می‌توان شناخت. در این میان پنج نماد همان پنج چیزی است که همراه داشتنش بر هر ﺳﻴﻜﻬ خالْصا الزامی است. نام این پنج نماد در زبان پنجابی با کاف شروع می‌شود؛ از این‌رو، به پنج کاف (پانج کَکّه / Pānj Kakke) مشهور هستند. این پنج نماد عبارت‌اند از: موی کوتاه نشده (کِش / Kesh)[viii]، شانة چوبی (کَنگا / Kangā)، خنجر فولادی (کْرْیپان / Kripān)، مچ‌بند فلزی (کَرا / Karā) که در مچ دست راست بسته می‌شود و شلوارکی که باید تا بالای زانو باشد (کَچْهَه / Kachha).[ix] سه سمبل دیگر عبارت‌اند از:

1. واژة مقدّس اِیک اَوْنکار (<> Ik – Oankār)؛ این کلمة مقدّس معمولاً بر سردر ساختمان‌ها، در آغاز نامه‌ها، در پوسترها و یا حتّی بر روی اتومبیل‌های ﺳﻴﻜﻬها مکرر دیده می‌شود. این نماد، ترکیبی از عدد یک و حرف اُو a در گورموکهی است و بر یگانگی خداوند دلالت دارد.

1. نشان کْهَندا (Khandā)؛ امروزه این نشان از حلقه‌ای فولادی به همراه دو شمشیر تشکیل شده که در میان آن شمشیرِ دولَب به صورت عمودی قرار دارد. البته این نشان در جامعة ﺳﻴﻜﻬ سابقه‌ای بسیار طولانی ندارد.

2. نشان صاحب (Nishān Sāhib)؛ این نشان عبارت است از پرچمی مثلثی‌شکل به رنگ زعفرانی و گاهی آبی تیره. این پرچم در تمام معابد ﺳﻴﻜﻬ (گوردوارا Gurdwārā)[x] برافراشته می‌شود و نشان حضور ﺳﻴﻜﻬها در آن منطقه است. معمولاً چوبة پرچم نیز با پارچه‌ای از جنس و رنگ پرچم پوشانده می‌شود و بر فراز نشان صاحب یک کْهَندای فلزی نیز نصب می‌گردد (Mcleod, 2005: 24).

غیر از این هشت نماد، یکی از بارزترین و مشهورترین مشخّصه‌های ظاهری پیروان آیین ﺳﻴﻜﻬ بستن عمامه‌های رنگارنگی است که به زبان محلّی به آن پَکری (Pakŗi) یا دستار (Dastār) می‌گویند. دستار معمولاً به صورت ضربدری و به شکل عدد 8 فارسی، طوری بسته می‌شود که گوش‌ها زیر دستار قرار می‌گیرند. البته این شیوه بعد از دوران گوروها، در دوران حکومت مهاراجا رنجیت ﺳﻴﻨﮕﻬ، بین ﺳﻴﻜﻬها مرسوم شده است. هرچند از نظر رنگ هیچ محدودیتی وجود ندارد، ولی معمولاً رنگ‌های زعفرانی، آبی تیره، مشکی و سفید ترجیح داده می‌شوند. بستن دستار برخلاف پنج کاف الزامی نیست، ولی ﺳﻴﻜﻬها به بستن آن به‌عنوان جزئی از لباس رسمی آیین ﺳﻴﻜﻬ مقیّد هستند .(Owen Cole and Morgan, 2000: 305)

در حقیقت بستن دستار در این آیین نمادی از اطاعت و وفاداری به گوروها و تعالیم آنان است. اهمیّت نمادین دستار وقتی برای ما روشن‌تر می‌شود که بدانیم هر مردی که خانواده تشکیل می‌دهد یا به کار و پیشه‌ای مشغول می‌شود یا پس از درگذشت پدر، ریاست خانواده را به‌عهده می‌گیرد، طی مراسم خاصّی دستار می‌بندد (سینگ سامبهی و اوون کول، 1369: 235). اصولاً موهای سر نباید هیچ‌گاه برهنه باشند، حتّی پسر بچه‌ها و کسانی که دستار نمی‌بندند نیز هرگز سربرهنه از خانه خارج نمی‌شوند، بلکه موهای خود را بالای سر خود جمع کرده و پارچه‌ای به نام پَتکَه (Patka) روی آن می‌بندند.

غالباً مردان دستار می‌بندند و زنان فقط روسری بلندی به سر می‌کنند. البته برخی از زنان خالْصای تعمیدشده نیز زیر روسری خود عمامة کوچکی می‌بندند و موهای خود را مانند مردان زیر عمامه قرار می‌دهند. ولی زنان ﺳﻴﻜﻬ غربی به بستن عمامة سفید، همانند مردان مقیّد هستند، هرچند معمولاً آنان نیز روی عمامة خود روسری نازک و سفیدی می‌پوشند. در اصل، استفاده از دستار اختصاص به ﺳﻴﻜﻬها ندارد و مسلمانان و هندوها نیز اغلب از آن استفاده می‌کنند، ولی چون ﺳﻴﻜﻬها از بدو پیدایش، به بستن دستار جنبة آیینی داده و آن را یکی از مشخصّه‌های خود قرار داده‌اند، می‌توان آن را، به‌ویژه در خارج از هند، یکی از ویژگی‌های برجسته آنان قلمداد کرد.

باورها و ارزش‌ها

یگانه‌پرستی

آیین ﺳﻴﻜﻬ را باید دینی توحیدی محسوب کرد. اعتقاد به خدای یگانه، به‌عنوان قادر مطلق و خالق هستی، جزو اصول اولیّة اعتقادی این آیین به‌شمار می‌آید. در دیدگاه توحیدی ﺳﻴﻜﻬ، جهانِ هستی جلوه‌گاه خداوند، و حقیقتِ وجودْ تنها مختص به او دانسته شده است (Singh, 1979: 9).

hir ibnu dUjw nwhI koie ]

هری بین دوجا نهی کوئی

به‌جز خداوند هیچ چیز وجود ندارد (G. G. S, Gori Sukhmani, Mahlā: 5/287).

به‌ باور پیروان آیین ﺳﻴﻜﻬ مُول ‌مَنْتره (Mool-Mul Mantra) نخستین الهام الاهی به گورو نانک بوده است. در این سرودة عرفانی، گورو نانک به صورت کامل و در عین‌حال مختصر دیدگاه توحیدی خود را بیان کرده است:

<> siq nwmu krqw purKu inrBaU inrvYru Akwl mUriq AjUnI sYBM gUr pRswid

ایک اُونکار سَتهِ نام کَرْتا پورﻛﻬ نیربْهَو نیروِیْر اکال مورت اجونی سِیْبْهَن گور پْرْسادهِ

خداوند یکتاست. نامش حق است. خالق کل است. از کسی ترس و کینه ندارد. بی‌شکل و خارج از گردونة تناسخ است. قائم به ذات است. (وصال او) به برکت گورو [ممکن است].

با مطالعة مضمون مُول‌ مَنْتره می‌توان مدّعی شد که این سروده بنیادی‌ترین صفات الاهی از قبیل یگانگی، حق بودن، خالقیت، قدرت، عدالت و در نهایت، رحمت خداوند را بیان کرده است (Singh, 1985: 129).

در مُول‌ مَنْتره خداوند با وصف کَرْتا پورﻛﻬ (Kartā Purkh) به معنای خالق شخص‌واره توصیف شده است. واژة پورﻛﻬ از ریشة سَنْسکریت پورشه (Pursha) به معنای
انسان‌وار (شخصی) است. البته در آیین ﺳﻴﻜﻬمنظور از شخص‌واره بودن
خداوند، همانند برخی از فرقه‌های هندو، جسمانی یا مادّی دانستن خداوند
نیست (Singh, 1979: 9). مطابق آموزه‌های آیین ﺳﻴﻜﻬ، به‌‌طور کلی خداوند به دو
صورت منزه از صفات (نیرگون / Nirgun) و دارای صفات (سَرْگون[xi] / Sargun) تجلی کرده است.

گورو

یکی از مهم‌ترین باورهایی که بعد از توحید بسیار مورد تأکید پیشوایان آیین ﺳﻴﻜﻬ، به‌ویژه گورو نانک بوده، اصل نیاز انسان به گورو برای رسیدن به فنای در حق و نجات از چرخة تناسخ است. گورو نانک در انتهای مول‌مَنْتْرَه، بعد از توصیف خداوند با انواع صفات و با تأکید بر یگانگی او، شناخت و وصال چنین خدایی را تنها از طریق عنایت و برکت گورو‌ (گور پْرَساد / Gur Prasād) میسّر می‌شمارد. جانشیناننانک نیز بر اهمیت این آموزه بسیار تأکید داشته‌اند (G. G. S, Sawiye, Mahlā 4/1401).

پیشوایان آیین ﺳﻴﻜﻬ خداوند را گوروی حقیقی خود می‌دانستند. از این‌رو، برای کلام خداوند (گوربانی / Gurbani) جایگاه بسیار مهمی قائل بودند؛ زیرا به باور آنان تجلّی کامل خداوند در کلامش است که از ذاتش جدا نبوده و ازلی و ابدی است (Singh, 1971/59).

 

تناسخ

آیین ﺳﻴﻜﻬ همانند دیگر ادیان سرزمین هند به قانون کرمه[xii] (Karma) و تناسخ ارواح معتقد است. این آیین بهشت و دوزخ را، آن‌گونه که در ادیان ابراهیمی وجود دارد، نمی‌پذیرد؛ بلکه جهنم را تناسخ و بهشت را فنای در حق می‌داند. نجات و رهایی از چرخة تناسخ تنها از طریق لطف و عنایت الاهی (کْرْیپا / Kripā) ممکن است ‌(Bala, 1999: 117). طبق آموزه‌های گوروها تنها خداوند می‌تواند به صورت‌ِ شَبد (Shabad)، نام (Naam)، و یا ستگورو (Satguru)، روح انسان را به مقام رهایی (مُکشه / Moksha) برساند. در آیین ﺳﻴﻜﻬ از روح انسان به‌عنوان قطره‌ای جدا شده از اقیانوسِ هستیِ الاهی و یا اشعه‌ای از پرتو نورِ الاهی تعبیر می‌شود که در نهایت برای رهایی از گردونة تناسخ باید به اصل خود بازگردد.

در آیین ﺳﻴﻜﻬ بهشت و جهنم جایگاهی خاص برای متنعّم شدن با نعمت‌های مادی و یا معذّب شدن با آتش نیست؛ بلکه بیشتر بر مفهوم عرفانی آن تأکید شده است. گوروهای ﺳﻴﻜﻬ بهشت را به زندگی در عشق‌ ِالاهی و وصال ِ‌حق، که از آن به سوﻛﻬ محل[xiii] (Sukhmahal) تعبیر شده است، تعریف کرده‌اند و جهنّم را دوری از وصالِ الاهی و گرفتار شدن در چرخة تناسخ دانسته‌اند. در متون مقدّس ﺳﻴﻜﻬ وقتی از سرنوشت انسان‌های نیکوکار و بدکردار یاد می‌گردد، از تعابیری چون: جنّت و دوزخ (مطابق فرهنگ اسلامی) یا سُوَرگه[xiv] (Suarga) و نَرْگه[xv] (Narga) (مطابق آموزه‌های هندویی) نیز استفاده شده است؛ اما آنچه گوروها از این تعابیر اراده کرده‌اند، مفهوم خاص اسلامی و هندویی آن نبوده است. به باور پیشوایان ﺳﻴﻜﻬ، مؤمن حقیقی کسی است که تمام اعمالش را به‌ خاطر عشق به خداوند انجام دهد، نه به‌طمع رسیدن به نعمات بهشت (Singh Caveeshar, 2000 /478).

 

مایا

آیین ﺳﻴﻜﻬ، همانند دین اسلام، در عین‌حال که وابستگی به دنیا و مادّیات را به‌شدّت نفی می‌کند، امّا آن را خواب و خیالی غیر‌واقعی نمی‌پندارد. طبق آموزه‌های پیشوایان ﺳﻴﻜﻬ، چون عالم هستی‌مخلوق خدای حق است، پس جهان نیز حقیقت است نه خواب و توهّم و یا سرابی غیرواقعی، آن‌گونه که در آیین هندو مطرح است (ﺳﻨﮕﻬ، بی‌تا: ‌102).

Awip siq kIAw sBu siq ]

آپهِ ستهِ کیآ ﺳﺒﻬ ستهِ

او خود حقیقت است و هر آنچه او آفریده نیز حقیقت

است (G. G. S, Gori Sukhmani, Mahlā 5/294).

در واقع اصطلاح مایا (Māyā) در آیین ﺳﻴﻜﻬ برای بیان جهانِ گذرا و ناپایدار به‌کار می‌رود. به‌این معنا ‌که انسان نباید با مشغول‌شدن به ظواهر ناپایدار دنیوی‌از هدف اصلی خلقت، که همان وصالِ حق است، منحرف گردد (Owen Cole & Singh Sambhi, 2004/105).

cMcil sMig n cwlqI sKIey AMiq qij jwvq mwieAw ]

چنچلهِ سنگهِ نَ چَلتی سکهیئِ انتهِ تجهِ جَوت مائیآ

مایا بی‌وفاست و تو را همراهی نخواهد کرد. ای دوست من! مایا در نهایت تو را رها خواهد کرد (G. G. S. Bilawal, Mahlā5/803).

 

ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی

به‌‌طور کلی ارزش‌های اخلاقی ﺳﻴﻜﻬ در سه اصل مهم خلاصه می‌شود: اوّل‌، نام‌ جَپنا (Nām japnā)‌، یعنی انسان مؤمن همیشه خدا را ‌یاد کند و مشغول ذکر نام او باشد؛ دوّم، کیرَت ‌کَرنا (Kirat Karnā)، به معنای کار و تلاش در زندگی و کسب رزق حلال، با تعهّد و وظیفه‌شناسی؛ و سوّم، وَند کهِ چْهَکنا (Vand ke Chhaknā)، یعنی از مال و ثروتی که با تلاش به دست می‌آورد به نیازمندان نیز عطا کند (Singh, 1999: 162).

آموزه نام ‌جپنا ــ که آن را نام سِمرَن (Nām Simran)، به معنای ذکر الاهی، نیز می‌گویند ــ یکی از مهم‌ترین آموزه‌های اخلاقی این دین محسوب می‌شود. برای تحقق نام جپنا، طریقة معمول این است که هر فرد ﺳﻴﻜﻬ، به هر کاری که مشغول است، نام خدا را تکرار کند. ولی خواندن جَپْ‌جی صاحب (Japji Sāhib) و سوکهمنی ‌صاحب (Sukhmani Sāhib) در هر بامداد، و یا گوش سپردن به سرودهای ‌آهنگین دینی، که کیرتن نام دارند، نیز در شمار نام ‌سِمرَن است. برای تأثیر بیشتر نام‌ سِمرَن دو عنصر مهم دیگر هم باید در کنار آن باشد: سادْهو سنگت[xvi] (Sādhu Sangat) به معنای همراهی با نیکان و جماعت مؤمنان، و دیگری سِوا (Sevā)، به معنای خدمت به مردم، که آن ‌هم از لوازم ضروری نام‌ سِمرَن است. این عناصر اساس اخلاقیات اجتماعیﺳﻴﻜﻬ‌ها را می‌سازند (Singh, 2001: 3/162).

در آموزه‌های اخلاقی این آیین، بعد از نام سِمرن، ترغیب پیروان به کار و سازندگی، از اهمیت زیادی برخوردار است. سنّتﺳﻴﻜﻬ برای تأکید بر این آموزه، گزارش می‌کند که گورو نانک در دوران سفرهای تبلیغی خود فقط مهمان کسانی می‌شد که زندگی خود را با کار و تلاش می‌گذراندند. وی بعد از دوران سفر نیز به کشاورزی مشغول شد و برخلاف دیگر پیشوایان مذهبی از مریدان خود هدیه‌ای نمی‌پذیرفت (Singh, 1993: 49).

در آموزه‌های اخلاقی این آیین، مؤمنان از چند اخلاق ناپسند نیز نهی شده‌اند. مهم‌ترین آنها هَومَیْ (Haumai)، یا خودخواهی و غرور است. این اخلاق ناپسند در تعالیم گوروهای ﺳﻴﻜﻬ بزرگ‌ترین مانع انسان در راه رسیدن به رهایی از گردونة تناسخ و واصل‌شدن به حقیقت به‌شمار می‌آید. کام[xvii] (Kām) یعنی آرزوهای بلند دنیوی که باعث فراموش‌شدن هدف اصلی زندگی یعنی فنای در خدا می‌شود، لُبه‍ (Lobh) یا طمع‌ورزی نسبت به دیگران، ﻣُﻬ (Moh)، به‌معنای تعلق به دنیا و مادّیات، و کَرُدْﻫ (Karodh) به معنای خشم و غضب بیهوده نیز از جملة موارد نهی‌شده هستند (Singh, 1996: 54–83). در آموزه‌های اخلاقی ﺳﻴﻜﻬ برای نجات از این مشکلات اخلاقی فقط یک راه وجود دارد و آن توسّل به عشقِ الاهی و کردار نیکو است.

البته در باور ﺳﻴﻜﻬ، حتی اگر مؤمن به هر سه خلق نیکو،یعنی کار و تلاش، یاد خدا، و کمک به فقرا آراسته باشد، باز هم آنچه او را در نهایت به کمال می‌رساند، اعمال وی نیست؛ بلکه عنایت الاهی‌(کْرْیپا) است‌که موجب رهایی می‌شود (آزاد فاروقی، 1986: ‌213).

گوروها رهنمودهای اجتماعی مورد نیاز زمان را نیز ایراد می‌کردند‌. ازاین‌رو، گوروها با دو باور متداول در جامعة هندو سخت به مبارزه پرداختند: نظام طبقاتی، و ارزش پایین زن. در جامعة مردسالار هند، زن را خدمت‌‌گزارِ مرد، موجودی پست، و یک کالا قلمداد می‌کردند، و نیز به رسم سَتّی زنی را که شوهرش را از دست داده بود یا به همراه جنازة او زنده در آتش می‌سوزاندند، و یا از جامعه طرد می‌کردند. گوروها با این رسم به‌عنوان یک ضد ارزش مخالفت کردند. از جمله ارزش‌های اجتماعی که گوروها بر ضد نظام طبقاتی ترویج کردند، سُنّت اطعام عمومی یا لَنْگر بود. در این سنّت تمام انسان‌ها از هر ملّیت، دین و طبقة اجتماعی، در کنار هم اطعام می‌شدند (Singh, 1996: 166).

 

مناسک و عبادات

گوردوارا

محل نیایش ﺳﻴﻜﻬها گوردوارا نام دارد. این واژه از دو بخش تشکیل شده است: گورو که در اینجا منظور کتاب ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب است و دوارا به معنای دروازه، محل اجتماع یا خانه. بنابراین گوردوارا در لغت به معنای دروازة گورو یا محل اجتماع مؤمنان در حضور گورو و یا منزلگورو است (Singh, 2001: 2/146). گوردواراها معماری خاصی ندارند، ولی معمولاً به تقلید از معبد طلایی در شهر اَمْریتسَر، نوعی معماری اسلامی هندی در بیشتر گوردواراها دیده می‌شود. به دلیل اصل یگانه‌پرستی و نفی پرستش بت در آیین ﺳﻴﻜﻬ، معمولاً در گوردوارا هیچ‌گونه تصویر یا مجسمه‌ای، حتّی مربوط به گوروها، قرار داده نمی‌شود.[xviii]

گوردوارا ساختمان یا بنای خاصی نیست، حتّی یک اتاق خالی در طبقة فوقانی یک خانة روستایی نیز می‌تواند یک گوردوارا باشد. در حقیقت گوردوارا مکانی است که دو ویژگی مهم داشته باشد: نخست وجود یک نسخه از کتاب ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب، و دوم حضور جمعی از مؤمنان ﺳﻴﻜﻬ که به آن سَت ‌ْسَنگت (Sat Sangat) می‌گویند. مهم‌ترین مراسم نیایش مؤمنان در گوردوارا عبارت است از گوش سپردن به قرائت ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب (پات / Pāt)، خواندن آهنگین اشعار دینی (کیْرتَن / Kirtan) و آشنایی با تفسیر و معانی آنها در مجالس وعظ و سخنرانی (کَتْهه / Katha).

مهم‌ترین مشخصة ظاهری هر گوردوارانصب نشان صاحب بر بام یا حیاط آن است. چنان‌که اشاره شد نشان صاحب پرچمی مثلّثی ‌شکل، معمولاً به رنگ زعفرانی و گاهی نیز آبی تیره، و منقوش به نشان کهندا است.

البته برخی از گوردواراها از لحاظ تاریخی دارای اهمیّت خاصّی هستند، مانند: هری‌مندیر (معبد طلایی) در شهر اَمْریتسَر، سیس گنج[xix] (Sis Ganj) در دهلی، نَنْکانه صاحب، محل تولّد گورو نانک در پاکستان، و پنج تخت، که عبارت‌اند از: اکال تخت[xx] (Akāl Takht) در اَمْریتسَر، پتنا[xxi] در ایالت بیهار، کِشگرﻫ[xxii](Keshgarh) در پنجاب، دَمدمه[xxiii] (Damdama) در شهر تلوندی، و حَضور[xxiv] (Hazur) در ایالت مهاراشترا. این گوردواراها که بیشتر در دوران حکومت مهاراجا رنجیت ﺳﻴﻨﮕﻬ (Mahārājā Ranjit Singh) بنا شده‌اند، از لحاظ معماری به سبک مغولی ــ که ترکیبی از معماری اسلامی و هندویی است ــ ساخته شده‌اند Bowker, 1997: 392)).

همان‌طور که گفتیم گوردوارا محلّی است که یک یا چند نسخه از ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب در آن نگهداری می‌شود. مطابق قانون سلوک ﺳﻴﻜﻬ، یعنی رَهِتْ‌ مَرْیادا، نگهداری از ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب در گوردوارا، شرایط خاصی دارد: ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب باید با احترام باز، قرائت، و بسته شود. باید در محلی بلند روی یک سکو یا چهارپایه (مَنجی / Manji) در مکانی تمیز قرار داده شود. باید با احتیاط باز شود. بالش‌های کوچکی باید برای نگهداری آن به کار رود و یک پارچه مربع شکل (رُمال / Romāl) باید در فاصلة قرائت‌ها، وقتی کتاب باز است، برای پوشاندن آن مورد استفاده قرار گیرد. باید بر فراز ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب سایبانی (چانینی / Chanini) افراشته شود و بادبزنی (چَوْر Chaur)[xxv] برای حرکت دادن روی کتاب، به نشانة احترام در دسترس باشد (سینگ سامبهی و اوون کول 1369: 315).

حضور در گوردوارا برای پیروان همة ادیان آزاد است، ولی مستلزم رعایت احکام خاصّی است، مانند: پوشاندن سر برای مردان و زنان، پابرهنه وارد گوردوارا شدن، همچنین عدم تمایز میان طبقه، نژاد و جنسیّت[xxvi] حتّی ﺳﻴﻜﻬ بودن یا نبودن.

در گوردوارا غیر از نیایش، مراسم سالگرد درگذشت و تولّد گوروها (گورپورب / Gurpurb) و یادبود حوادث مهم تاریخی آیین ﺳﻴﻜﻬ، مانند تشکیل خالْصا، نیز برگزار می‌گردد. همچنین در گوردوارا محلّی برای اجتماع مردم، میهمان‌سرا، احیاناً مرکز فرهنگی، مدرسه و نیز محلّی برای درمانگاه یا مؤسسة خیریّه در نظر گرفته می‌شود. یکی از قسمت‌های مهم گوردوارا سفرة اطعام عمومی (لَنْگر) است. هر ﺳﻴﻜﻬ مؤمن بر خود لازم می‌داند که در این سفره‌خانه خدمت (سِوا) کند. هزینة اطعام نیز معمولاً از دَسْوَندﻫ (Daswandh / یک دهم اموال هر ﺳﻴﻜﻬ که باید هر سال بپردازد) و نذورات زائران تأمین می‌شود (Bowker, 1997: 392). این سنّت از دوران گورو نانک رایج بوده است. در سُنّت ﺳﻴﻜﻬ غذا خوردن در جمع، بدون تمایز طبقه، نژاد و یا حتی دین، علاوه بر فواید اجتماعی آن، نوعی عبادت نیز محسوب می‌شود.

 

هَری‌مَنْدیر (معبد خداوند)

مرکز دینی و معنوی آیین ﺳﻴﻜﻬ به سه نام مشهور است: نخست هَری‌مَنْدیر یا هَرْمَنْدیر که نامی هندویی و به معنای معبد خداوند است. این اسم از دو بخش هَری (هَرْ)‌‌، یکی از اسامی خداوند در آیین هندو، و مَنْدیر، به معنای معبد، ترکیب شده است. نام دیگر این معبد اسمِ اسلامی و فارسیِ دربار صاحب (Darbār Sāhib)، به معنای بارگاه الاهی است. این واژه نیز ترکیبی از واژه‌های فارسی دربار و صاحب است. واژة صاحب میان مسلمانان هند برای خداوند به‌کار می‌رود. سوّمین و مشهورترین نام این معبد هم معبد طلایی است. این نام توسط انگلیسی‌ها، به‌خاطر پوشش طلایی آن به کار رفت، و بعدها به همین نام مشهور گشت.

این معبد در میان استخری‌بزرگ به نام امریت سَرُوَره (Amrit Sarovara)، به‌معنای استخر آب‌مقدّس، قرار دارد. این استخر در سال‌(1577‌م‌‌/‌978‌ق)‌توسط گورو رام داس، گوروی چهارم، ساخته شد و‌گورو ارجن، گوروی‌پنجم،‌معبد را در میان استخر بنا‌کرد.‌گنبد معبد با لایه‌ای ‌از طلا به وزن صد‌کیلوگرم پوشانده شده است. فضای داخل معبد کوچک است، ولی با مهارت و ظرافت خاصی‌ تزیین شده است. در معبد،‌ کتاب‌ مقدّس زیر سایبانی‌زیبا و پارچه‌هایی رنگی‌قرار دارد.‌ساختمان معبد در سال‌(1803‌م‌/1224‌ق) توسط مهاراجا رَنجیت ﺳﻴﻨﮕﻬ (1839‌-1780‌م‌/‌1260‌-1201‌ق) بازسازی شد (Howley, 1996: 295).

از جمله آیین‌هایی که تقریباً شبانه‌روز در معبد خداوند انجام می‌شود، خواندن آهنگین متون مقدّس (کیرتَن) و قرائت بی‌وقفة تمام کتاب مقدّس (اکْهَند پات Akhand Pat) است. معمولاً خوانندگان کیرتَن در نوبت‌های سه ساعته، فضای معبد را آکنده از نوای موسیقی معنوی خود می‌کنند. قرائت بدون وقفة کتاب مقدّس هم که چهل و هشت ساعت طول می‌کشد، برخلاف دیگر گوردواراها که فقط در ایام خاصی انجام می‌شود، در تمام طول سال ادامه دارد.

در گوردوارهای اطراف صحن معبد طلایی و در جایگاه‌های مخصوص در اطراف ساختمان معبد طلایی نسخه‌هایی از کتاب مقدس قرار دارد که آنها معمولاً شبانه‌روز قرائت می‌شوند. ولی در داخل معبد طلایی معمولاً یک کتاب مقدس قرار داده می‌شود که زائران به آن احترام می‌گذارند و در اطراف آن جمع می‌شوند. نسخه‌ای که در داخل ساختمان قرار دارد و سیکه‍‌ها آن را زیارت می‌کنند از چهار صبح تا ده شب باز است و سپس به اتاق استراحت منتقل می‌شود.

قرائت کتاب مقدّس و کیرتن معمولاً در تابستان از چهار صبح تا ده شب،
و در زمستان از پنج صبح تا یازده شب ادامه پیدا می‌کند. در انتهای شب کتاب مقدّس
با احترام روی تخت روان (پالکی صاحب / Pālki Sāhib) با مشایعت مریدان به
ساختمان اکال ‌تخت منتقل شده و در اتاق مخصوص روی تختی زیبا خوابانده
می‌شود. سحرگاه نیز بار دیگر کتاب مقدّس به همان صورت به معبد طلایی بازگردانده می‌شود. در طی این مدّت نیز فضای داخلی و اطراف معبد با آب و شیر[xxvii]
شسته می‌شود.

 

انواع قرائت

به‌‌طور کلّی ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب را به سه طریقه قرائت می‌کنند:

1. کیرتَن، خواندن آهنگین بخش‌هایی از سرود‌های ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب همراه با موسیقی، که یکی از عبادات اصلی در هر سَنْگَت (جمع ﺳﻴﻜﻬ‌ها) محسوب می‌شود.

2. سَدْهارَن پات (Sadhāran Pāt)، قرائت عادی و سادة ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب.

3. اکهند پات، قرائت بدون توقّف و یکسرة تمام کتاب ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب. این نوع قرائت در ایام خاص دینی، مانند سالگرد تولد یا درگذشت گوروها، و یا حوادث مهم تاریخی ﺳﻴﻜﻬ، مثل روز تشکیل خالْصا، و یا روزهای خاص برای هر فرد، همچون شروع کاری جدید، نام‌گذاری فرزند، خرید منزل نو و... اجرا می‌شود. حدوداً 48‌ ساعت قبل از این‌گونه مناسبت‌ها، ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب را از ابتدا تا به انتها، به صورت شبانه‌روزی، بدون توقّف به نوبت قرائت می‌کنند (Shromni 1998 /15).

 

مراسم تعمید (کْهَندا کا امریت)

طبق فرمان گورو گوبِند ﺳﻴﻨﮕﻬ، هر ﺳﻴﻜﻬ برای عضویّت در خالْصا باید با مراسم
موسوم به کْهَندا کا اَمْریت، که نخستین بار توسط خود وی ابداع شد، تعمید بیابد. امروزه نیز هر فردی، چه در خانوادة ﺳﻴﻜﻬ به دنیا آمده باشد، یا از دین دیگری به این آیین بگرود، لازم است این مراسم را انجام دهد. تعمید یافتن و عضویت در جامعه ﺳﻴﻜﻬ (ﭘَﻨﺘﻬ) برای هر انسان از هر طبقه و نژادی که تصمیم بگیرد به آیین ﺳﻴﻜﻬ درآید آزاد است.

برای آغاز مراسم تعمید پنج تن از ﺳﻴﻜﻬهای خالْصا، چه مرد و چه زن، به‌عنوان نمادی از پنج پیاره (نخستین پنج تنی که توسط گوروی دهم تعمید یافتند) انتخاب می‌شوند. سپس این پنج تن غسل کرده و لباسی پاکیزه همانند لباس پنج پیاره که معمولاً شامل عمامه، پیراهنی بلند و شلواری کوتاه است به تن می‌کنند. علاوه بر این دقّت می‌شود که پنج کاف و شمشیر را نیز همراه داشته باشند.

فردی که داوطلب تعمید شدن است نیز غسل کرده و چنین لباسی به تن می‌کند. سپس در یک گوردوارا در حضور کتاب مقدّس ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب، مراسم با دعا (اَرْداس / Ardās) آغاز می‌شود. نخست، پنج پیاره از فرد داوطلب نسبت به عقاید و رعایت باورها و احکام دین ﺳﻴﻜﻬ اقرار می‌گیرند. بعد از قبول تمام این اصول و ابراز ایمان، مراسم اصلی تعمید آغاز می‌شود.

طی مراسمی، امریت[xxviii] (Amrit) تهیه می‌شود. برای تهیه امریت، در یک کاسة بزرگ فلزی، مقداری آب صاف و شیرینی مخصوص هندی ریخته می‌شود. سپس پنج پیاره در اطراف کاسة فلزی می‌نشینند و به نوبت با دست چپ ظرف را می‌گیرند و با دست راست شمشیر دودَم (کْهَندا) را در ظرف حرکت داده و در حال زمزمة اشعار گوروها، آب و شیرینی را با هم مخلوط می‌کنند.

این کار را بزرگ‌ترینِ آن پنج تن با خواندن جپ‌جی صاحب آغاز می‌کند؛ پس از او فرد دوّم جاپ صاحب (Jāp Sāhib)، فرد سوّم سَوَیّا (Sawayyā)، فرد چهارم چَوْپای (Chaopai) را قرائت می‌کند و در نهایت کْهَندا را به نفر پنجم می‌دهند و او در حالی‌که انند صاحب (Anand Sāhib) را می‌خواند آخرین بار آب و شیرینی را با هم مخلوط می‌کند. پس از اتمام این مراسم، پنج پیاره از فرد داوطلب می‌خواهند تا یکی از شعارهای دینی ﺳﻴﻜﻬ را با این مضمون بگوید: «واههِ گورو جی کا خالْصا واههِ گورو جی کی فَتِح»؛ یعنی خالْصا متعلّق به خداوندِ شگفت‌انگیز است و پیروزی نیز از آنِ خداوند شگفت‌انگیز است. او باید این شعار را پنج بار تکرار کند.

آنگاه بزرگ‌ترین فرد از میان پنج پیاره مقداری از امریت را بر سر، صورت و چشمان فرد تعمیدشونده می‌پاشد و مقداری را نیز در مشت او می‌ریزد تا بنوشد. در این‌حال فرد تعمیدشونده باید در مقابل آنان به صورت ویراسَن (Virāsan) بنشیند؛ به این صورت که زانوی راست را بالا و زانوی چپ را بر زمین بگذارد. پس از اتمام تعمید یکی از پنج پیاره شیوة زندگی و ایمان خالْصا را بار دیگر برای فرد تعمیدیافته تشریح می‌کند.[xxix] بعد از انجام این مراسم بار دیگر فرد تعمیدیافته با صدای بلند شعار ﺳﻴﻜﻬ را می‌خواند. اگر فرد تعمید یافته اسم کوچکش از کتاب مقدّس انتخاب نشده باشد، با تفأل زدن به کتاب مقدّس (به شیوة نام‌گذاری نوزادان) نامی برای او انتخاب می‌شود. با تقسیم کره پْرساد بین حضار، مراسم به اتمام می‌رسد. کره پرساد (karah prasad)
همان حلوا است که به‌عنوان غذای متبرک بعد از تشریفات مذهبی بین حاضرین در گوردوارا تقسیم می‌شود. از این پس، فردِ تعمیدیافته رسماً عضو ﭘَﻨﺘﻬ محسوب می‌شود. بعد از آن اگر آن فرد مرد باشد نام خانوادگی‌اش به ﺳﻴﻨﮕﻬ، به معنای شیر، و اگر زن باشد به کَوْر، به معنای ملکه یا بانو، تغییر می‌یابد (Chander Dogra & Singh Mansukhani, 1997: 67 and Lopez, 1998: 321).

 

مراسم نام‌گذاری نوزادان

پس از گذشت چند روز از تولّد نوزاد، هنگامی که حال مادر رو به بهبودی نهاد، نوزاد را به گوردوارا می‌برند تا مراسم شکرگزاری و انتخاب نامی مناسب برای نوزاد انجام شود. در این مراسم نخست شعری را از گورو ارجن که مضمون آن تشکر از خداوند به‌خاطر تولد فرزندش گورو هَر گوبِند است، هم‌نوا با هم می‌خوانند. سپس برای کودک آب مقدّس (امریت) تهیه می‌شود. در طی مراسم تهیّة امریت، مسئول امور دینی پنج شعر از اوّل جَپْ‌جی صاحب را می‌خواند و در این‌حال خنجر دو دَم را در آب
مقدّس حرکت می‌دهد. سپس خنجر کوچکی را به امریت آغشته کرده، آن را آرام
به زبان کودک می‌زند. بعد از آن مادر نوزاد باقی امریت را می‌نوشد  (Owen Cole and Morgan: 2000/307).

 پس از این مراسم در حضور جماعت حاضر در معبد، کتاب مقدّس ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب به صورت تصادفی باز می‌شود و نخستین کلمه از اوّلین شعر در صفحة سمت چپ به‌عنوان نام کودک انتخاب می‌شود (Nigosian,1994: 173). اگر کودک دختر باشد به انتهای نامش کَوْر و اگر پسر باشد ﺳﻴﻨﮕﻬ افزوده می‌شود. بعد از آن مسئول امور دینی نام نوزاد را اعلام می‌کند، و شعار آیین ﺳﻴﻜﻬ «جو بولهِ سَو نیهال» به معنای هر آن‌کس که بگوید به شادی و بهجت می‌رسد، را با صدای بلند می‌خواند.[xxx] جمعیت حاضر نیز با صدای بلند پاسخ او را این‌گونه می‌دهند: «سَت سِری اَکال»؛ یعنی، تنها خدای متعال حقیقت است. در انتهای مراسم پنج شعر اول و آخرِ بخشی از کتاب مقدّس به نام اَنَنْدْ صاحب را می‌خوانند و مراسم با دعا (اَرْداس) و تقسیم کره پرساد به پایان می‌رسد. در صورتی که به هر علّتی امکان رفتن به گوردوارا نباشد، می‌توان مراسم نام‌گذاری را در خانه انجام داد، و به جای کتاب مقدّس گورو گرﻧﺘﻬ صاحب از برگزیدة اشعار آن به نام گوتکا برای انتخاب نام نوزاد استفاده کرد (Owen Cole and Morgan, 2000: 307).

 

مراسم ازدواج ﺳﻴﻜﻬ

مطابق آنچه در رَهِتْ ‌مَرْیادا درباره مراسم ازدواج آمده است، ازدواج باید با مراسم خاصی به نام اننده ‌سَنْسْکار[xxxi] (Anand Sanskār) انجام شود. این مراسم به این صورت است که مرد ﺳﻴﻜﻬ در حالی‌که مُلبّس به پنج کاف است، پارچه‌ای را از دوش خود آویزان می‌کند و یک سر آن را در دست می‌گیرد. دختر هم ملبّس به لباس محلّی، پشت سر شوهرش می‌ایستد و یک سر پارچه را می‌گیرد. سپس مسؤل قرائت کتاب مقدّس (گْرَنْتْهی / Granthi) پشت جایگاه مخصوص ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب قرار می‌گیرد و به قرائت سروده‌های خاصی از آن می‌پردازد، در حین قرائت، عروس و داماد چهار بار به دور ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب می‌گردند؛ که به هر بار چرخش لاوان (Lāvān) می‌گویند. سپس هر دو در مقابل کتاب مقدّس تعظیم می‌کنند و از آن به بعد زن و شوهر محسوب می‌شوند (Shromni Gurdwārā prabandak committee, 1998: 22).

 

مراسم بعد از مرگ

آیین ﺳﻴﻜﻬ نیز، مانند سایر ادیان هندی، سوزاندن جسد را بهترین راه برای از بین بردن جسد دانسته است و برای آن احکام خاصّی دارد. این احکام طبق رَهِتْ‌ مَرْیادا به این شرح است: در مراسم مرده‌سوزانِ ﺳﻴﻜﻬ‌ها نباید از آداب دیگر ادیان استفاده کرد، بلکه صرفاً باید ذکر واههِ ‌گورو زمزمه شود. فرد متوفا حتی اگر کودک خردسالی هم باشد باید سوزانده شود.[xxxii] برای مراسم سوزاندنِ جسد، شب و روز فرقی ندارد. جسد را قبل از سوزاندن، غسل می‌دهند، ولی دقت می‌کنند که پنج کاف از جسد جدا نشود. یکی از نزدیکان متوفا (ترجیحاً پسر بزرگ) در حالی‌که سرودهای خاصی از کتاب مقدّس را می‌خواند، تودة هیزم را شعله‌ور می‌کند. در مدت سوختن جسد، حضّار به خواندن کیرتَن و دعای مناسب مشغول هستند. خاکستر را در هر رودخانه‌ای که آب جاری[xxxiii] داشته باشد می‌توان ریخت (Ibid, 1998: 25).

 

مراسم توبه

کسی که رسماً تعمید یافته و عضو خالْصا گردیده است، اگر یکی از اعمال ممنوع را انجام دهد یا یکی از پنج کاف را رعایت نکند، مرتد (پَتِتْ / Patit) خوانده می‌شود. چنین فردی دیگر عضو ﭘَﻨﺘﻬ محسوب نمی‌شود و اگر بخواهد باز‌گردد، باید مراسم توبه (تنخَه / Tankhah) را انجام دهد. فردی که پَتِت شده است باید به‌طور رسمی به کار ناشایست خود اعتراف و تقاضای بخشش کند. بعد از این کار، پنج ﺳﻴﻜﻬ خالْصا به‌لباس پنج پیاره درآمده و برای او مجازاتی در نظر می‌گیرند. مجازات هم اصول و محدودیت‌هایی دارد؛ مجازات نباید از قبیل اعدام، تنبیه بدنی و یا تحقیر کردن باشد، مجازات باید ترجیحاً از نوع خدمت (سِوا) باشد، و فرد بتواند به‌تنهایی آن کار را انجام دهد، مثلِ جارو کردن گوردوارا، کار در تهیه لَنْگَر، جفت کردن کفش زائران و... پس از آن فرد پتِت بخشیده شده و بار دیگر مراسم تعمید (کْهندا کا امریت) برای او اجرا می‌شود (Ibid: 32).

متون و منابع

ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب (آدی گْرَﻧﺘﻬ)

امروزه کتاب مقدّس ﺳﻴﻜﻬ شْری[xxxiv] ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب جی[xxxv] (Sri Guru Granth Sāhib ji) نامیده می‌شود. این کتاب پیش از انتصاب به‌عنوان گوروی جاودان آیین ﺳﻴﻜﻬ، به اسم آدی گْرَﻧﺘﻬ (کتاب نخستین) نامیده می‌شد. واژة آدی به معنای نخستین و گْرَﻧﺘﻬ به معنای کتاب است. این کتاب، اوّلین بار توسط گورو ارجن، گوروی پنجم، به صورت یک کتاب مستقل تدوین شد (Mansukhani, 2004: 95).

این کتاب شامل سه دسته شعر است: نخست، اشعار شش تن از گوروهای ﺳﻴﻜﻬ، یعنی سروده‌های پنج گوروی ‌اوّل و گوروی ‌نهم؛ دوّم، سروده‌های صوفیان و عرفای مسلمان، مانندِ بابا شیخ فرید‌الدین گنج شکر و بهَکَن‌جی، و اشعار بْهَکتی‌های هندو مانندِ کبیر، نامدِوْ، رَویداس و راماننده؛ و سوّم، اشعار نقال‌ها و حماسه‌سرایانی از اصحاب گورو نانک و جانشینان او که بْهَت (Bhat) نامیده می‌شوند، مثل مردانه که از یاران گورو نانک بود (Chander Dogra & Singh Mansukhani, 1997: 3).

ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب کاملاً به نظم نوشته شده است، امّا نوع و سبک اشعارِ آن بسیار مختلف است. امروزه تمام نسخه‌‌های این کتاب ‌1430‌ صفحه دارند که هر صفحه شامل 27 سطر و هر سطر شامل 35 کلمه است. در این کتاب جمعاً شش زبان به چشم می‌خورد: پنجابی، مولتانی، فارسی، پْراکْرِیت، هندی و مَراتهی. علاوه بر این زبان‌ها، مطالبی به لهجه‌‌های محلّی مختلف نیز در این کتاب یافت می‌شود. البته تمام این زبان‌ها به رسم‌الخط گورموکهی نوشته شده‌اند.

کتاب ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب در آیین ﺳﻴﻜﻬ، محور و پایة اصلی اعتقادی این آیین محسوب می‌شود. احترامی که سیکه‍‌ها به این کتاب می‌گذارند نشان‌دهندة جایگاه والای این کتاب است؛ همة ﺳﻴﻜﻬ‌ها بعد از ورود به گوردوارا با احترام خاصّی در مقابل کتاب مقدّس تعظیم می‌کنند، تا جایی که در نگاه اوّل و در ظاهر به نظر می‌رسد ﺳﻴﻜﻬ‌ها مشغول پرستش همین کتاب هستند. در واقع تمام آیین ﺳﻴﻜﻬ در این کتاب خلاصه می‌شود. محتوای کتاب بیشتر مباحث عرفانی و الاهیاتی، و شامل چند بخش مهم است. این قسمت‌ها شامل 1339 صفحه از کتاب مقدّس ﺳﻴﻜﻬ است که اشعار گوروها و بهکتی‌ها را دربردارد. در انتها نیز کتاب با دو بخش به نام‌های بْهُگ (Bhog) و بْهُگ کی بانی (Bhog ki Bāni) خاتمه می‌یابد (Ibid).

 

دَسَمْ گْرَﻧﺘﻬ

از دیگر کتب مورد احترام که بعد از ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب مطرح است دَسَمْ گْرَﻧﺘﻬ
(Dasam Granth) نام دارد. نام کامل این کتاب دَسوِن پاتشاه کا گْرَﻧﺘﻬ (Dasven Pātsāh kā Granth) به معنای کتاب دهمین پادشاه است، که به اختصار دَسَمْ گْرَﻧﺘﻬ خوانده می‌شود. این کتاب مجموعه‌ای از اشعار منسوب بهگورو گوبِند ﺳﻴﻨﮕﻬ، گوروی دهم ﺳﻴﻜﻬها، است که نخستین بار بعد از درگذشت او توسط بهای مَنی ﺳﻴﻨﮕﻬ (Bhāi Mani Singh)، یکی از اصحاب نزدیک وی، در سال (1734‌م ‌/ 1155‌ق) تدوین شده است. محتوای کتاب بیشتر شامل سه موضوع مهم اساطیر، نکات اخلاقی و شرح زندگی گوروی دهم است (Mansukhani, 2004: 114).

دَسَمْ گْرَﻧﺘﻬ با سروده‌ای به نام جاپ صاحب آغاز می‌شود. این بخش قسمتی از نیایش صبحگاهی و مراسم تعمید در آیین ﺳﻴﻜﻬ را تشکیل می‌دهد. این شعر مجموعه‌ای از ابیات موزون در ستایش خداوند است. جاپ صاحب از 199 بند، به چندین زبان مختلف، مثل سَنْسکریت، فارسی، عربی، هندی و پنجابی تشکیل شده است (Chander Dogra & Singh Mansukhani, 1997: 8).

 

جنم‌ ساکهی‌ها

جنم ساکهی‌ها کتاب‌هایی روایی هستند که مریدان گورو نانک در مدح وی سروده‌اند ولی از لحاظ تاریخی مورد وثوق نیستند. واژة جنم‌ ساکهی که به معنای داستان زندگی است، از دو بخش، جَنَمْ به معنای زندگی و ساکْهی، از ریشة سَنْسکریت ساکْشیه (Sākśya)، به معنای داستان، گواه و دلیل، اخذ شده است(Singh, 2001: l/337). در اصطلاح، جنم ‌ساکهی به مجموعة گزارش‌هایی از سیرة زندگانی گورو نانک که توسط پیروان وی سینه‌به‌سینه نقل شده و بعدها در مجموعه کتاب‌هایی جمع‌آوری شده است اطلاق می‌شود. این زندگی‌نامه‌ها در زمان‌های متفاوت و طبق روایات مختلفی پس از در‌گذشت گورو نانک به ثبت رسیده‌اند، ولی راوی بیشتر آنها شخصی به نام بهای ‌بالا (Bhāi Bālā)[xxxvi] بوده است (Chander Dogra & Singh Mansukhani, 1997: 230).

برای نگارش جنم‌‌ساکهی‌ها از خط گورموکهی و زبان‌های پنجابی و سادْهو‌کاری (Sādhukāri) یا سَنْت ‌بْهاشا[xxxvii] (Sant bhāshā)‌ استفاده شده است. امروزه چهار جَنَمْ ‌ساکهی
به عنوان مشهورترین و معتبرترین جَنَمْ ‌ساکهی‌ها موجود هستند که عبارت‌اند از:
پُراتَن‌ جنم‌ ساکهی (Puratan Janam Sākhi)، بهای‌ بالا جنم‌ ساکهی (Bhāi Bālā Janam Sākhi)، مِهَرْبان‌ جنم ‌ساکهی (Miharbān Janamsākhi) و مَنی ‌ﺳﻴﻨﮕﻬ‌ جنم‌ ساکهی (Mani Singh Janamsākhi) (W. Owen Cole, 2004: 166).

 

واران بهای گورداس و دیوان بهای نندلال

واران بهای گورداس (Vārān Bhāi Gurdās) مجموعة اشعاری شامل سی و نه قطعه شعر (وار / Vār)[xxxviii] است که توسط یکی از اصحاب و خویشان گورو ارجن، گوروی پنجم، به نام بهای گورداس (1636 - 1551م / 1057-972ق) سروده شده است. نام اصلی او پْرَتْهَم (Pratham) بود، ولی به دلیل علاقة زیاد و اطاعت محض از گورو به گورداس، به معنای بندة گورو، مشهور شد. او نوة سوّمین گورو، گورو اَمَرْداس بود؛ به همین دلیل گوروها او را با لقب عموی بزرگ می‌خواندند و بسیار مورد احترام قرار می‌دادند. سروده‌های او از چنان جایگاه مهمی در آیین ﺳﻴﻜﻬ برخوردار است که گوروی پنجم اشعار بهای گورداس را به گوربانی دی کونْجی ) (Gurbāni di Kunji gurbwxI dI kuMjI به معنای کلید فهم اشعار کتاب مقدّس، ملقّب کرد. به همین دلیل با اینکه سروده‌های او در کتاب مقدّس درج نشده است، ولی در معابد ﺳﻴﻜﻬ همانند اشعار کتاب مقدّس در کیرتن خوانده می‌شود (Singh, 2000: 19). مضمون این اشعار توضیح و تفسیر اصطلاحات مهم الاهیات، معارف، اخلاقیات و مهم‌ترین آموزه‌های گوروها مانند: سَنگت، هَومِی، گورموﻛﻬ، منموﻛﻬ و... است (Singh, 2001: 4/411).

دیوان بهای نَنْدلال (Diwān Bhāi Nand Lāl) یکی دیگر از منابع مهم دینی ﺳﻴﻜﻬ محسوب می‌شود. این دیوان شعر، توسط بهای نَنْدلال(1713‌-1633‌م/1134‌-1054‌ق)، از مریدان و شاگردان گورو گوبِند ﺳﻴﻨﮕﻬ، گوروی دهم، سروده شده است. او از شعرای بزرگ و محبوب آیین ﺳﻴﻜﻬ است که اشعارش مانند بهای گورداس تبیین‌کنندة اعتقادات بنیادین این آیین قلمداد می‌شود. بهای نَنْدلال متولّد و بزرگ‌شدة شهر غزنی در افغانستان امروزی، و مسلّط به زبان فارسی بوده است (Mcleod, 2005: 81 and Singh, 2001, 4: 195). تخلّص شعری او گُیا[xxxix] (Goyā) بود، به همین دلیل به نام نندلال گُیا نیز مشهور است (Gupta, 2000/1/384).

 

احکام و الزامات

هر ﺳﻴﻜﻬ خالْصا اعم از مرد و زن، باید پنج نشانه را همیشه همراه داشته باشد:

کِس (کِش): کوتاه نکردن موهای تمام بدن. برای این حکم چند دلیل بیان شده است: اوّل اینکه مو و ریش بلند با عنوانی که برای ﺳﻴﻜﻬ‌ها انتخاب شده، یعنی ﺳﻴﻨﮕﻬ، به معنای شیر، تناسب دارد.[xl] دوّم اینکه باقی گذاشتن مو، نوعی درس تسلیم در مقابل ارادة الاهی است؛ به این معنا که خالْصا خود را به همان چهره‌ای که خدا انسان را به آن صورت خلق کرده باقی می‌گذارد. دلیل دیگر اینکه، حفظ موها باعث حالت معنوی و روحانی، و از طرفی هم موجب تشبّه به عرفا، پیامبران و ریشی‌ها[xli] (Rishi) است.

1. کَنْگا: همراه داشتن شانه برای مرتّب و تمیز نگاه داشتن موها. این کار در واقع برای عدم شباهت به مرتاض‌های هندو است؛ چرا‌که آنان نیز موهای خود را کوتاه نمی‌کنند، ولی موی آنان بسیار کثیف و ژولیده است.

2. کیرپان: همراه داشتن خنجر یا شمشیر برای ایجاد حسّ شجاعت و دفاع از خود.

3. کَرا: مُچ‌بند فولادی، وسیله‌ای برای یادآوری اصول ﺳﻴﻜﻬ و تذکر این نکته که ﺳﻴﻜﻬ همیشه بندة خداوند است.

4. کَچْهه (کَچهیرا): شلوار کوتاه برای پوشاندن اعضایی از بدن که باید همیشه پوشیده باشند. در ضمن این لباس یادآورِ تعهّد به اصول ﺳﻴﻜﻬ و بازدارنده از تمایلات جنسی نامشروع است.

هر ﺳﻴﻜﻬ خالْصا باید روزانه در سه وقت، پنج دعا از اشعار ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب و دَسَمْ گْرَﻧﺘﻬ را بدین ترتیب قرائت کند: خواندن رَهَت (Rahat) و جَپ‌جی در هر بامداد؛ خواندن جاپْ و سَویّه بعد از غروب خورشید؛ و خواندن رَهْراس (Rahrās) قبل از خواب. برای خواندن این نیایش‌ها انجام حرکات مخصوص مثل سجده، رکوع و یا توجّه به سمتی خاص به‌عنوان قبله لازم نیست؛ بلکه می‌توان در حال انجام کار نیز این دعاها را زمزمه کرد. البته اگر فرد در گوردوارا و در حضور کتاب مقدّسِ ﮔﻮرو گْرَﻧﺘﻬ صاحب باشد، باید برای احترام رو به کتاب دعا کند.

دوری از چهار گناه بزرگ نیز بر هر ﺳﻴﻜﻬ خالْصا لازم دانسته شده است، این چهار گناه عبارت‌اند از:

1. کِسان دی بِ‌ادْبی (Kesān di be-adbi): یعنی بی‌حرمتی به موها، که مصداقش کوتاه کردن موهای بدن است.

2. تماکو دا وَرتنا (Tamāku dā vartnā): استعمال تنباکو و هر نوع مواد مخدّر و مُسکرات.

3. کُتْها کْهانا (Kothā khānā): خوردن گوشت ذبح اسلامی.

4. پَر استْری جان پَر پُرشا دا گَمَن (Par istri jān par porsh dā Gaman): به معنای رابطة نامشروع با زنان یا مردان بیگانه (Shromni Gurdwārā prabandak committee, 1998: 30).

 



[i]. معمولاً خود ﺳﻴﻜﻬ‌ها نام آیین خود را با پسوند دْهَرَم Sikh Dharam ــ که از ریشة سنسکریت دْهَرَمه به معنای طریقت و مسلک است ــ به کار می‌برند.

[ii]. دربارة ریشة این کلمه احتمالات دیگری نیز وجود دارد.

[iii]. G. G. S علامت اختصاری برای اشاره به کتاب مقدس آیین سیکه‍، گورو گرنته صاحب، است.

[iv]. رِهَت مریادا (Rehat Maryādā) نیز تلفّظ می‌شود. واژة به کار رفته در متن مشهورتر است.

[v]. گورو گووِند ﺳﻴﻨﮕﻬ (Guru Govind Singh) نیز تلفّظ می‌شود. واژة به کار رفته در متن مشهورتر است.

[vi]. در متون انگلیسی Punjab نگاشته می‌شود ولی پَنجاب خوانده می‌شود.

[vii]. نخستین‌بار ﺳﻴﻜﻬها به‌عنوان تاجر، رانندة وسایل نقلیة سنگین، کارگر راه‌آهن و سرباز ارتش بریتانیا وارد ایران شدند و برخی از آنان ماندگار شدند. البته امروزه بیشتر ﺳﻴﻜﻬها از ایران به هند و کشورهای دیگر مهاجرت کرده‌اند و تعداد بسیار اندکی از آنان در شهرهای تهران و زاهدان حضور دارند که در  بین مردم به نام سردار مشهور هستند.

[viii]. کِس (Kes) نیز تلفّظ می‌شود. واژة به کار رفته در متن مشهورتر است.

[ix]. کَچْهیره (Kachhira) نیز تلفّظ می‌شود. واژة به کار رفته در متن مشهورتر است.

[x]. ﺳﻴﻜﻬها گوردوارا را با نام فارسی دیوان (Diwān)، به معنای بارگاه و دربار، نیز می‌نامند.

[xi]. ‌به نظر می‌رسد این واژه همان Saguna باشد که به لهجة محلی پنجابی به این صورت در آمده است. همین مطلب دربارة Nirgun نیز صادق است، یعنی به احتمال قوی این واژه برگرفته از اندیشة Nirguna بودن خداوند در آیین هندو و هم‌ریشة با همان است، که در لهجة پنجابی به نیرگون بدل شده است.

[xii]. تأثیر کردار انسان در تولّدهای آینده‌اش.

[xiii]. به معنای جایگاه خوشی و آرامش.

[xiv]. ‌بهشت.

[xv]. جهنّم.

[xvi]. ‌این کلمه از دو واژة سادْهو به معنای عارف، کسی که به درجة گورموﻛﻬ رسیده (نه معنای مصطلح آن در آیین هندو به معنای مرتاض)، و سنگت به معنای همراهی تشکیل شده است.

[xvii]. این کلمه در اصطلاح هندویی به مفهوم کسب لذّت است.

[xviii]. البته امروزه در برخی از گوردواراها تصویر گوروها، به‌ویژه گورونانک و گوروگوبِند ﺳﻴﻨﮕﻬ، مشاهده می‌شود؛ ولی این تصاویر صرفاً برای زیبایی به‌کار می‌روند، و نه به‌عنوان بت.

[xix]. شیش گنج (Sis Ganj) نیز تلفّظ می‌شود. واژة به کار رفته در متن مشهورتر است.

[xx]. ساختمانی بزرگ در کنار معبد طلایی در شهر امریتسر است که توسط گورو هرگوبِند، گوروی ششم، بنا شد. امروزه مجمع رهبری جامعة ﺳﻴﻜﻬ در این بنای تاریخی و دینی مستقر هستند.

[xxi]. محل تولّد گوروی دهم.

[xxii]. محل تأسیس خالصا.

[xxiii]. محل تکمیل آدی گرﻧﺘﻬ و اضافه شدن اشعار گوروی نهم توسط فرزندش، گوروگوبِند ﺳﻴﻨﮕﻬ..

[xxiv]. محل درگذشت گوروی دهم و انتصاب کتاب مقدّس گورو گرﻧﺘﻬ صاحب به‌عنوان گوروی جاودان ﺳﻴﻜﻬ..

[xxv]. این بادبزن خاص از پَرِطاووس یا از موی دُم گاو تبتی (یاک) تهیه می‌شود. این کار از سنّت باستانی هند نشئت می‌گیرد. در هند این کار را برای مهاراجه‌‌ها و حاکمان می‌کردند و آن را نشانة احترام و اظهار بندگی می‌دانستند.

[xxvi]. البته آنچه متعارف است زنان و مردان جدا از هم می‌نشینند: زنان در سمت چپ و مردان در سمت راست.

[xxvii]. شست‌وشو با شیر سمبل پاکی باطن است.

[xxviii]. این کلمه از ریشة سنسکریت اَمْرته (Amrta) به معنای نامیرا یا فناناپذیر است.

[xxix]. آنچه به فرد تعمیدیافته گفته می‌شود از این قرار است: از امروز تو در خانوادة گورو متولّد شده‌ و از چرخة تناسخ رهایی یافته‌ای. تو اکنون عضوی از خالصا هستی. گوروگوبِند ﺳﻴﻨﮕﻬ پدر معنوی تو و صاحب کَوْر (همسر سوّم گورو گوبند ﺳﻴﻨﮕﻬ) مادر معنوی تو است. زادگاه تو منطقة کِشگرﻫ (Keśgarh) در شهر انندپورصاحب (شهری که نخستین بار خالصا در آنجا تشکیل شد) است. همة اعضای خالصا برادران تو هستند. تو باید تمام وابستگی‌های طبقاتی و دینی سابقت را رها کنی. تو اکنون فقط عضو خالصا هستی. تو باید تنها خدای یگانه را بپرستی و دیگر خدایان نر و ماده، اوتاره‌ها و پیامبران را رها کنی. تو باید ده گورو و تعالیمشان را بپذیری. تو باید خواندن و نوشتن گورموکهی را فرابگیری، و روزانه این متون مقدّس را بخوانی... تو باید همواره پنج کاف را همراه داشته باشی. از چهار گناه بزرگ نیز باید پرهیز کنی: کوتاه کردن موی بدن، خوردن گوشت ذبح اسلامی، روابط جنسی نامشروع و استعمال تنباکو. در صورت ارتکاب هر کدام از این گناهان از جامعه خالصا کنار می‌روی تا توبه کنی.

[xxx]. منظور از شعار دینی چیزی شبیه به تکبیر در اسلام است که در جمع با صدای بلند خوانده می‌شود؛ سیکه‍‌ها دو شعار دیگر هم دارند.

[xxxi]. این کلمه از دو واژه ترکیب شده است، Anand از ریشة سنسکریت Annda به معنای بهجت و Sanskar به معنای رسم، سُنّت و آیین. بنابراین معنای این واژه، مراسم شادی است. در زبان اردو نیز نام مراسم ازدواج، کلمة فارسیِ شادی است.

[xxxii]. اشاره به رسم هندوها است که جسد کودکان مرده‌ را نمی‌سوزانند و دفن می‌کنند.

[xxxiii]. برخلاف هندوها که معمولاً اصرار دارند خاکستر مرده را در رودخانة گنگ بریزند.

[xxxiv]. پیشوندی برای احترام، معادل حضرت یا عالی‌جناب.

[xxxv]. پسوندی که در اکثر زبان‌های هندی، از جمله پنجابی، برای احترام بعد از اسم آورده می‌شود.

[xxxvi]. بهای بالِه (Bhāi Bāle) نیز تلفظ می‌شود. به باور ﺳﻴﻜﻬها او مرید و هم‌سفر وفادار گورونانک بوده است.

[xxxvii]. معنای لغوی این کلمه زبان سَنْت‌ها است؛ چراکه این زبان بیشتر در میان بزرگان و عرفای مناطق شمالی هند که سَنْت نامیده می‌شدند رواج داشته است.

[xxxviii]. اشعاری که بر اساس داستان یا افسانه‌ای سروده شده باشد.

[xxxix]. این واژه در اصل گویا، به معنای گوینده است که به لهجة فارسی دری این‌گونه تلفّظ می‌شود.

[xl]. سیکه‍‌هایی که ریششان کوتاه به نظر می‌رسد یا جزو سیکه‍‌های سهج دهاری هستند که اصل کش را مراعات نکرده و به همین دلیل سیکه‍ خالصای امریت دهاری محسوب نمی‌شوند و یا ریششان را با انواع ژل و روغن چرب می‌کنند و زیرچانه می‌بندند تا بلندی ریششان مزاحم نباشد.

[xli]. نام عارفان باستانی و اساطیری هندو، که دریافت وده‌ها و متون مقدّس از عالم بالا را به آنان منسوب می‌دارند.

آزادفاروقی، عمادالحسن (1986)، دنیا کهِ برهِ مذهب‌، دهلی نو: جامعه لِمتد‌، (اردو).

ﺳﻨﮕﻬ، جودﻫ (بی‌تا)، گورو صاحب اور وید، امریتسر: وزیر هند پریس، نسخه خطی (اردو).

سینگ سامبهی، پیارا، و دبلیو اوون کول (1369)، سیک‌ها: معتقدات مذهبی و رویّة آنان، فیروز فیروزنیا‌، تهران: توسعه‌‌.

ﺳﻴﻨﮕﻬ، سودهی تیجا‌ (1997)، وچترجیون دس پاتشاهی‌، امریتسر: مائی سیوا (اردو).‌

Bala, Shashi (1999), Sikh Metaphysics, Amritsar: Singh Bros.

Bowker, John (1997), The Oxford Dictionary of World Religions, New York: Oxford University Prees.

Chander Dogra, Ramesh and Gobind Singh Mansukhani (1997), Encyclopaedia Of Sikh Religion and Culture, Delhi: Vikas Publishing House.

D. Baird, Robert (1995), Religion in Modern India, New Delhi: Manohar.

Dhillon, Harish (2000), The Lives and Teachings of The Sikh Gurus, Delhi: UBSPD.

Duggal, K. S. (1997), Sikh Gurus Their Lives and Teachings, Delhi: UBSPD.

Eliade, Mircea (ed.) (1987), The Enyclopediya of Religion, New York: Macmillan.

Gupta, Hari Ram (2000), History of the Sikhs, New Delhi: Munshiram Manoharlal.

 Hinnells, John R. and W. Owencole (1996), A new Hand book of Living Religions, Oxford: Black well Publishers.

Howley, John and Hada Bharata Dasa (1996), Holy Places and Temples of India, New Delhi: Spiritual Guide.

Lopez, S. (1998), Religions of India in Practice, New Delhi: Mnshiram Manoharlal.

Madan, T. N. (1998), Modern Myths locked Minds, Delhi: Oxford University Press.

Mansukhani, S. G. (2004), Introduction to Sikhism, New Delhi: Hemkunt press.

McLeod, W. H. (2002), Historical Dictionary of Sikhism, UK: Oxford.

___________ (2005), Sikhs of the Khalsa A Histoty of the Khalsa Rahit, New Delhi: Oxford India Paperbacks.

___________ (2000), Exploring Sikhism, New Delhi: Oxford University.

___________ (1999), Sikhs and Sikhism (The Sikh Scriptures), New Delhi: New York: Oxford University.

Mittal, Sushil and Gene Thursby (2006), Religions of South Asia, London and New York: Routledge.

Nigosian, S. A. (1994), World Faiths, New York: Martins Press.

Owen Cole, W. (2004), Six World Faiths, London: Continuum.

___________ and Peggy Morgan (2000), Six Religions, England: Stanly Thornes.

___________ and Piara W. Singh Sambhi, (1989), The Sikhs Their Religious Beliefs and Practices, London: Routledge.

___________ and Piara W. Singh Sambhi, (1997), A popular Dictionary of Sikhism, USA: Curzon Press.

Shromnī Gurdwārā prabandak committee (1998), Sikh Rehat Maryada, Amritsar: Dharam prachār committee, (Gurmukhi).

Singh Caveeshar, Sardul (2000), OF SIKHISM, Patiala: Phulkian Press.

Singh, Avtar (1996), Ethics of The Sikhs, Patiala: Punjabi University.

Singh, Dalip (1979), Sikhism, New Delhi: Bahri Publications.

Singh, Gopal (1971), The Religion of the Sikhs, Bombay: Asia Pablishing House.

Singh, Harbans (1999), The Heritage of the Sikhs, New Delhi: Manohar.

___________ (2001), The Encyclopaedia of Sikhism, Patiala: Punjabi University.

Singh, Ishar (1985), The Philosophy of Guru Nanak, New Delhi: Atantic.

Singh, Jagraj (2009), a Complete Guide to Sikhism, Chandigarh: Unistar.

Singh, Jodh (1993), Sikh Dharm or Darshan ki Ruprekha, Delhi: National Book Shop.

___________ (2000), Outlines of Sikh Philosophy, Patiala: Sikh Heritage Publications.

Singh, Sangat (2001), The Sikh in History a Millennium Study, New Delhi: Uncommon Books.

Singh, Wazir (1999), Sikhism Philosophy and Culture, Delhi: National Book Shop.

"Information About Neeldhari" (n.d), Retrieved from http://neelabanna.weebly.com /neeldhari.html.

"Neeldhari Panth" (30 October 2009), Retrieved from http://www.sikhiwiki.org /index.php/Neeldhari_Panth.

"Nirmala" (16 August 2008), Retrieved from http://www.sikhiwiki.org/ index.php/ Neeldhari_Panth.